نسخه قابل چاپ
متد انگشت
«نگارش : جان. س. لامپ»
پس از بیان مطالبی که باید قبل از انجام هیپنوتیزم به هر سوژه ای گفته شود ، سوژه را در شرایط راحتی بر روی یک مبل یا صندلی می نشانم ، به او می گویم که پنج بار نفس عمیق بکشد و هر بار بعد از هر دم عمیق،برای مدت پنج ثانیه هوا را در ریه هایش نگه دارد و بعد به آهستگی آن را از ریه هایش خارج کند تا آنکه ریه ها کاملا از هوا خالی شوند . غالبا بعد از این تنفسهای عمیق ،سوژه در سر خود احساس نوعی سبکی می کند که از این خاصیت طبیعی حداکثر استفاده به عمل می آید و برای اثر بخشی بیشتر، توجه سوژه را به این پدیده جلب می کنم . به سوژه متذکر می شوم که علت این سبک شدن سر « جریان طبیعی اکسیژن در نسوج مغز» می باشد که در این لحظات کمی اختلال پیدا کرده است. به سوژه اطمینان میدهم که این پدیده ، طبیعی و فیزیولژیک بوده و خطری برای او به بار نمی آورد، بر عکس به سیستم عصبی فوقانی مغز کمک می کند تا خیلی بهتر و سریعتر «تلقینات هیپنوتیزمی را درک و جذب کند». در این هنگام با لحن آمرانه ای به سوژه می گویم : «شما در این لحظه کاملا برای هیپنوتیزم شدن سریع و راحت ، شرطی شده اید . در این لحظه به آرامی با نوک انگشت اشاره ام فشاری به پیشانی سوژه – کمی بالاتر از محل تلاقی دو ابرو – وارد می آورم. از او می خواهم که با چشمان بسته با حرکت دادن کره چشم خود به طرف بالا ، به محل اتصال یا تماس انگشتم یا پیشانی اش نگاه کند و در ضمن در صورت حرکت انگشت من ، مسیر آن را در روی پوست تنش احساس کند . در این موقع من دست دیگرم را بر روی پیشانی او و کمی بالاتر از ابروی وی به سمت چپ تا به کناره خارجی کره چشم حرکت می دهم . آنگاه به آرامی انگشتم را از روی پوست تا قسمت میانی ابروان حرکت می دهم . در این مدت در زمینه ریلاکس شدن ، خسته شدن، خواب آلود شدن و خوابیدن ، تلقینات مناسب و مکرری را بیان می کنم . پس از مدتی خرکت انگشتم را بر روی پوست از خط وسط یا قسمت کناری چشم راست تا قسمت میانی ادامه می دهم . سپس بعد از لحظاتی انگشتم را بر روی پیشانی او به طرف بالا می برم و تا حدود هفت سانتیمتر به سمت بالا و به طرف رستنگاه موهای سوژه به پیش می روم . پس از مدتی کوتاه ، حرکت انگشت به طرف پایین آغاز می شود و در جریان انجام آرام این عمل، تلقینات زیر را به سوژه ارائه می دهم:
«در حالی که انگشت من به آرامی به طرف پایین حرکت می کند ، شما بیشتر و بیش تر خواب آلوده می شوید . پس از آنکه انگشتم کاملا به طرف پایین حرکت کرد و به قسمت میانی ابروهایتان رسید ، آنچنان پلکهای شما محکم به هم می چسبند که هر قدر تلاش کنید ، نمی توانید آنها را از یکدیگر جدا کنید» در این موقع به آرامی انگشتم به سمت پایین حرکت می کند و همگام با آن ، من تلقینات بیشتری در زمینه خواب آلوه و ریلاکس شدن بیان می کنم . پس از آنکه انگشتم به ریشه موهای سوژه رسید ، با اعتماد به نفس کامل به او می گویم: «چشمان شما کاملا به هم چسبیده اند و دیگر نمی توانید آنها را از یکدیگر جدا کنید … کاملا به هم چسبیده اند… محکم به هم چسبیده اند …. امتحان کنید !اگر بخواهد آنها را از هم جدا کنید … هر قدرهم که تلاش کنید… این کار امکان پذیر نیست … سما دیگر نمی توانید پلکهایتان را از هم باز کنید … هر قدر هم بیشتر کوشش کنید … آنها بیشتر به هم می چسبند». در این زمان ممکن است سوژه کوششهای بی ثمری را برای باز کردن چشمهایش انجام دهد . البته او معمولا موفق به انجام این کار نمی شود . بنابراین پس از چند لحظه با لحن آمرانه ای به وی می گویم : « راحت باشید . این کوشش بی حاصل برای باز کردن چشمها را متوقف کنید… حال شما می تونید به یک خوا ب عمیق , راحت و آرام به فرو بروید … یک خواب راحت عمیق … عمیق عمیق … ».
در این موقع سوژه دریک خلسه سبک قرار می گیرد و من می توانم با استفاده از تکنیکهای متعددی که برای عمیقتر کردن خلسه وجود دارد ، او را به خواب عمیقی فروببرم .
