نسخه قابل چاپ
آیا ساختمان بدن انسان برای گوشتخواری ساخته شده یا گیاهخواری :
از دندانهای انسان شروع میکنیم: اولاً دندانهای انسان شبیه است به دندانهای میمونهای بزرگ میوهخوار است چون نزد حیوانات درنده دندانهای ثنایا خیلی کوچک است برعکس، دندانهای کلبی آن ضخیم وبلند میباشند. دندانهای آسیای آنها تیز و برنده است تا بتوانند حیواناتی را که آشکار میکنند دریده وگوشت آنها را تکه تکه کرده ببلعند. علف خواران دندانهای ثنایای بلند دارند ودندانهای کلبی از ردیف سایر دندانها بلندتر نیست، دندانهای آسیا پهن و مسطح است.و بالاخره میوه خواران مانند میمون دندان های یکنواخت دارند و تنها دندانها کلبی به طور غیر محسوسی برجسته میباشد اما کار دریدن را نمیتواند انجام بدهد. دندانهای آسیا نه برنده است ونه پهن، یعنی نه به کار دریدن گوشت ونه بدرد جویدن علف میخورد و تنها برای خوردن دانهها و میوهها مورد استعمال دارد.
دندانهای یک حیوان گوشت خوار مانند سگ و فکین اسب و همچنین دهان خوک که همه چیز خوار است به هیچ وجه شباهت به دندان های انسان ندارد.
معده انسان خیلی نازک وکمتر از معده حیوانات گوشت خوار میباشد تا بتواند تکههای گوشت نجویده را که حیوان به تعجیل بلعیده، به خوبی له نموده، هضم بکند، چون دندانهای گوشت خوران پهن ویکنواخت نیست. گوشت خام را نجویده فرو میدهند و هضم آن را به معده عضلانی خود واگذار مینمایند غده معده انسان ازت زیادی که در گوشت هست نمیتواند مانند گوشتخواران تبدیل به آمونیاک بکند. ترشحات معدهای و بزاق غدههای لوزالمعده او گوشت را حل نمینماید کبد انسان چون نمیتواند ازت گوشت را دفع بکند همین سبب امراض نقرس وروماتیسم و ناخوشی اعصاب میشود.
از طرف دیگر رودههای گوشت خواران کوتاه است و گوشت فاسد شده و در آن جا توقف نمیکند. در ازای رودههای انسان یک دلیل دیگر است که گوشت خوار نمیباشد. زیرا که در روده های انسان گوشت مانده فاسد میشود و تولید میکروبهای کشنده مینماید.هم چنین سبب فساد در امعا میگردد چنان که ناخوشیها زخم روده و آپاندیسیت در نتیجه همین فساد تولید میشود.
ناخنهای ما را نباید با پنجه شیر اشتباه گرفت. خوردن گوشت بدون استخوان نشان میدهد عضلانی را که انسان از استخوان جدا کرده میخورد یک خوراک طبیعی او نیست. زیرا که املاح معدنی برای بدن نهایت لزوم را دارد و گوشت خوران آن را از استخوان میگیرندو اگر بخواهیم خوراک کامل خودمان را از گوشت گرفته باشیم باید استخوان را هم مانند جانواران درنده بخوریم تا فسفات های آن به بدن برسد.
همه چیز گواهی میدهد که انسان گوشت خوار نمیباشد نه تنها ساختمان درونی او میوه خوار درست شده بلکه ساختمان خارجی، طرز زندگانی و عادات و روش واخلاق او گواهی میدهد که گوشت خوار نبوده است. دهان او مانند پوزه گوشت خواران گشاد نمیشود تا شکار خود را ببلعد، زبان نرم و طریقه آب خوردن او که لیس نمیزند و دستهای او بدون پنجه است دندانهای کلبی او بلندتر از سایر دندانهایش نیست، چشم او مانند گوشت خواران در تاریکی نمیبینند و بوی حیوان زنده را از دور استشمام نمیکند و ناخنهای او را اگر بگذارند بلند بشود با آنها کوچکترین برنده یا حیوانی را نمیتواند بدراند او به آسانی از درخت بالا می رود ومیوه میچیند ولی نمیتواند جست و خیز زده جانوران درنده را در حال دو بگیرید. گوشت خام یا گندیده را نمیتواند بخورد و طبیعتاً از کشتار وخون گریزان است جانوران درنده پس از آنکه حیوانی شکار کردند، اورا زنده با پوست و رگ و پی و آلودگیهای دیگر میخورند ودندان خود را در روده او فرو میبرند. ولی حیوانات چرنده به او انس میگیرند در صورتی که انسان از حیوانات درنده میگریزد.
