نسخه قابل چاپ
معنویت در خلسه:
حالت های خاصی که به شخصیتهای معنوی دست می دهد مثل حالت جذبه های خاصی که به عرفا دست میدهد .
حتی داریم در مردم عادی هم بر اثر انجام برخی از عبادتها و یا اعمال مذهبی در حالتهای خاص معنوی قرار می گیرند که یک احساس در وجود انسان پدید می آید این هم یک نوع خلسه مثبت معنوی و مفید است وباید دانست که خلسه هایی از این دست بیشتر به دلیل اشتیاق فراوانی است که عرفا به حق تعالی ، در اثر اخلاص و معرفتی که دارند به دست
می آورند نه با تکنیک های که در متافیزیک و هیپنوتیزم وجود دارد.
برخی از فرح وجود دارد به آن هم ایجاد همین خلسه را
می کند که البته خود قابل بررسی و تأمل و تعمق است محل اشکال و ایراد است بسیاری از بزرگان دینی آن را نهی
می کنند .
خلسه های عرفانی, خلسه های معنوی که در عرفا ایجاد می شود درافرادی خواهد بود که مؤمن، عابد، طاهر و عارف باشند.
در واقع عارف فردی است که:
اول مؤمن است یعنی به گفته حضرت حق و رسول گرامی اسلام و ائمه اطهار ایمان دارد و به این گفته ها و فرمایشات عمل می کند.
دوم عابد است یعنی عبادت بیش از حد انجام می دهد.
سوم زاهد است یعنی دنیا و مادیات در نظرش بی اهمیت است.
چهارم به مرحله هدایت می رسد.
عارف می شود و به خود و حق شناخت پیدا می کند رسیدن به مرحله عرفان و معرفت بدون طی مراحل افراد عابد و زاهد امکان پذیر نیست.
پس خلسه های معنوی و جذبه های معنوی و خلسه های عرفانی فقط در عرفا ایجاد می شود و عرفایی که این مراحل را طی کرده باشند و آنهایی که بالطبع عارف هستند از این نوع خلسه ها بهره خواهند برد یا آنهایی که این مراحل را طی نکرده اند هم به این نوع خلسه دست پیدا نمی کنند نکته حائز اهمیت این است که ما در عصر جدید شاهد ظهور نسل جدیدی از عرفا هستیم که این نسل جدید چند ویژگی زیبا و جالب دارند:
۱- یکی اینکه اینها معتقد هستند رسیدن به عرفان بدون خداوند هم می شود یعنی بدون خداوند هم می شود به عرفان رسید اینها نوعی عرفان رامطرح می کنند که کاملا خالی از وجود مقبوله تحت عنوان حضرت حق تعالی هست.
۲-دوم اینکه از شیوه های معمولی در ادیان الهی استفاده
نمی کنند.
۳-سوم اینکه شیوه هایی بیان می کنند که این شیوه ها حتی از نظر یک انسان سالم و عاقل مطرود است اگر یک انسان را لایتک و لا مذهب هم به قضیه نگاه کند این شیوه ها را رد می کند .
جالب این است که این عرفا خودشان مدعی هستند که عارف هستند این در حالی است که عرفای واقعی هیچ وقت این چنین ادعایی نداشته اند اگر قلباً هم معتقد بودند که به درجه عرفان رسیده اند این چیز کاملاً مخفی و نامحسوس بوده است.
حالا برخی از اینها خودشان ادعا می کنند که عارف هستند و برخی هم شاگردانشان این قضیه را مطرح می کنند و تعمدا دامن می زنند اینها عرفایی هستند که بودن خدا ظاهرا به مراحل مربوط به معرفت رسیده اند. عرفایی هستند که ازابتدایی ترین مسائل دین و احکام دین بی خبر هستند و در بعد عملی هم از انجام فرایض دینی کاملا خارج هستند و معتقد هستند که با این حالت خاصی که دارند می توانند در خلسه فرو روند و به وحدت باقی برسند باید اشاره کنیم که رسیدن به مرحله معرفت و وحدت با حضرت حق نیاز به سالها کارو تلاش و کوشش و زحمت دارد و نیاز به حجم فراوانی از اطلاعات دینی و علمی دارد.
خوب اینگونه افراد افرادی هستند که یا واقعا خودشان
بی خبر و غافل هستند نمی دانند که دارند اشتباه می کنند در واقع دچار نوعی توهم شده اند دچار نوعی بی خبری و غفلت شده اند فکر می کنند واقعا درمسیر معرفت هستند یا برخی از آنها, آنهایی هستند که خودشان میدانند که دارند اشتباه فکر می کنند.
