موضوع: روح

نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

معنای کلمه روح

در مادیگری و اعتقاد به اینکه در عالم هر چه هست یا ماده است و یا خواص و آثار ماده می توان با تجرد روح و بقای آن بعد از مرگ فتح کرد و راهی اسفالت شده و هموار برای خداشناسی، معاد شناسی و بطور کلی ماوراء ماده و طبیعت باز نمود و افق دید بشر را از عالم طبیعت به عالمی دیگر معطوف داشت.

تجرد روح و بقای آن بعد از مرگ، خود کوبنده ترین سلاحی است که می توان در این مبارزه بکار برد در این بحث باید سخن را از اول شروع کرد. یعنی بطور خلاصه و حوصله بحث روح را تعریف کرده و بعد در پیرامونش بحث نمود. این را می دانید که در میان صدها مسائل علمی و فلسفی، از جهت عظمت و اهمیت مسأله ای نمی توان یافت که هم سنگ روح و بحثهای مربوط به آن باشد ولی هر چند هم مشکل جلوه گری کند باید هر نویسنده ای تا حد قدرت و توانایی علمی، عقلی، قلمی مطالبی در این باره به رشته تحریر در آورد.

کلمه Psyche پسیک که در میان کتب اروپائیان چون ستاره ای می درخشد و ساعتها دیده دانشمندان و محققی بر آن کلمه تاخت و تاز می نماید پدید آمده از Panuma یونانی و معادل با آنیما Anima و Spritus لاتین می باشد و خلاصه در زبان پارسی ما ایرانیان به معنی در باد، دم نفخه … بکار رفته است، همان کلمه روح می باشد که در اصطلاحات و مکالمات نقشهای دیگری بخود گرفته است.

ناگفته نماند که در اغلب زبانها بین روح و نفس سدی محکم بنا کرده اند مثلاً در زبان آلمانی نفس را Selle روح را Gelst می گویند و فرانسویان نفس را Ame و روح را Sprit معرفی می کنند.

کالورلی خاور شناس شهیر اروپا درباره نفس می نویسد : نفس در ادبیات عرب در اکثر زبانها نیز مفهوم روح یا خود استعمال شده است.

در اکثر زبانها نیز مفهوم روح و روان با باد و نفخه و گاهی اوقات سایه یکی می باشد.

کلمه عربی و کلمه انگلیسی گوست Ghost به معنای سایه روح می باشد و از اینجاست که در اکثر زبانها لفظ در اصل به معنای باد بوده است. همین طور می باشد روح نفخه و نفخه عربی و نقش عبری.

دیواوا Uawa جاوه یی و وانک Wany استرالیائی و جولی یو Jalio آرتک و پسوخه Psuche و پنه یوما Pneuma یونانی و آنیما Anima و اسپی ریتوس Spiritus لاتین و آتمان Atman و پرانا Prana سانسکریت و دوچ Duche اسلا و Loo به زبان ساکنین جزایری تی[۱].

غوغای لغت شناسان

لغت شناسان نیز درباره روح مطالبی به رشته تحریر در آورده اند که نشانه عقیده و حکایت طرز اندیشه آنها را می نماید.

علامه شهیر سعید خوری شرتوتی لبنانی می نگارد روح (با لضم) آنچه با زندگی مردم بدان می باشد، هم مذکر و هم مؤنث خوانده می گردد (البته مذکر آن) مشهورتر است.

بنا به گفته حریری روح به کمال ارتقاء می رسد و چون وحی، جبرئیل، عیسی، نفخ و امر نبوت و حکم و فرمان خدا.


[۱] روح در قلمرو دین و فلسفه