موضوع: روح

نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

اندیشه فلاسفه الهی

اگر انسان اشرف مخلوقات ساختمان وجودی خویش را مورد مطالعه قرار دهد دو نوع حقیقت می یابد. یکی چشم، گوش، دست، پا، مغز، اعصاب، سلولها و نظائر اینها است که با خواص عمومی ماده یعنی قابلیت اجسام و انطابق داشت. محدودن بودن بر زمان و مکان و محسوس به حواص پنجگانه ظاهری بودن، سازگاری کامل دارد که این نوع از ساختمان وجودی انسان را می توان عالی ترین میدان فعالیت علوم تجربی از قبیل فیزیولوژی، فیزیک، شیمی، طبیعی دانست.

نوع دیگر مانند ادراک، تصمیم، غم، فکر، یادآوری، علاقه، شادی، غضب و خشم و امثال اینهاست که بر خلاف نوع قبلی از قلم و دائره تجربه و حس بیرون است. در معنا انسان نمی تواند در هیچ لابراتوار و زیر هیچ میکروسکپی و یا چاقوی تشریحی مشاهده کند.

حقیقت روشنی را که همه ما در خود می یابیم و از آن تعبیر به من می کنیم و تمام افعال خود را به آن نسبت می دهیم؛ من گفتم، تصمیم گرفتم، خوردم، شنیدم و … همانست که دانشمندان از آن به نامهای روح، نفس، جان، روان، دل، قلب … یاد می کنند و دلیلهای بسیاری هم عنوان داشته اند که بعضی از آنها خالی از ایراد نیست لکن دلائلی هم چون دلائل فلسفی و علمی و دلائل حسی و تجربی استقلال روح مورد تأیید و قبول خواهد بود که از بحث کردن در پیوامون آنها معذوریم. چون به وقت بیشتری احتیاج دارد. اما آنچه برای ما مسلم است ملل[۱] فلاسفه یونانی و حوزه اسکندریه[۲] ادیان[۳] فلاسفه شرق اسلامی[۴] ادبیات ایران و عرب[۵] ادبیات باختر[۶][۷] بدان معتقد بود و مطالبی هم در پیرامون آن نگاشته اند که حکایت از اعتقادشان می نماید. فلاسفه باختر چون منظور از این بحث، درباره رابطه با ارواح می باشد مختصر درباره این مباحث سخن گفتیم تا اینکه مطلب مورد نظر را بیان داریم.



[۱] همانطوریکه عده ای از آنها را نامبردم ملل به روح و تجرد آن معتقد بوده اند از قبیل :

مصر، چین، یونان، ایران، روم، کلده، هند، اسرائیل، ژرمن.

[۲] تالس، انکسیمندر، انکسیمن، هراکلیتوس، گزنفون، فیثاغورس، دموکریتوس، انکساگوراس، پارمنیدس، زنون، کلئانتس آسوسی، شریسیپوس، امپدوکلس، اپیکوروس، سقراط، افلاطون، ارستو، فلوتین، مارک اورل

[۳] یهود، زرتشت، برهما، بودا، فلسفه یوگا، فلسفه سانکهیه، آیین جین و فلسفه و دانتا، هندوئیسم معاصر، آیین کنفوسیون، تائوئیسم، چوانک تزه، آیین شین تو، دین مسیح، آیین مانی، آیین مزدک دین اسلام و فرق اسلامی.

[۴] یعقوب بن اسحاق کندی، زکریای رازی، ابن بابویه، شیخ مفید، ابونصر فارابی، ابن مسکویه، ابوعلی سینا، غزالی، ابن رشد، ابن طفیل، شهاب الدین سهروردی، ابن عربی، خواجه نصیرالدین طوسی، فخررازی، ملاصدرا.

[۵] فردوسی، سنائی غزنوی، عطار، ناصر خسرو، خیام، ابوالعلاء مصری، نظامی، سعدی، شیخ محمود شبستری، مولوی، حافظ، جامی، ایلیا ابوماضی

[۶] دانته، شکسپیر، وندل، کورنی، پوپ، گوته، اسکار وایلد، لامارتین، ویکتورهوگو، تیوچف، تنیسن، امیلی برونته، الکسیس تولستوی، بودلر، ایبسن، هرمان هسه، گابریلامیسترال.

[۷] مونتنی، بیکن، هابز، دکارت، پاسکال، اسپینوزا، مالبرانش، لیبنیس، برکلی، دیدرو، تولستوی، مارک تواین، برگسون، مترلینک که هر کدام از فلاسفه، ادیان، ادبیان و ملل به روح معتقد بودند البته با بعضی انحرافاتی که در گفتهایشان هم هویدا می باشد.