نسخه قابل چاپ
سنت و مدرنیسم( شرق و غرب)
جوامع علمی و پزشکی جهان غرب در ابتدا با شک و تردید با شیاتسو و طب سوزنی برخورد می کردند و از آنجایی که هیچگونه وسیله اندازه گیری یا تصویر برداری نمی توانست مریدین ها و انرژی های غیر قابل مشاهده را در بدن کشف نماید,صحت این مفاهیم را کاملا بعید می دانستند . این دانش باستانی در دنیای متمدن با در نظر گرفتن این اصل که آنچه غیر قابل مشاهده, غیر قابل لمس و غیر قابل اندازه گیری است , حتی اگر احساس شود, وجود خارجی ندارد, مورد پذیرش واقع نمی شد. این واقعیت که اختلال در ناحیه ای از بدن با تحریک موضعی نقاط و یا تحریک نقاط دور درمان می شود غیر ممکن می نمود . این نقاط دور از طریق شبکه غیر قابل مشاهده انرژی با ناحیه مختل مرتبط هستند. درمان اختلالاتی نظیر یبوست, وزوزگوش, فلج, دندان درد با تحریک نقاط سطحی در بازوها , دستها , رانها و پاها به سختی پذیرفته می شد . بیهوشی بدون دارو , درمان سمت چپ بدن با دستکاری و تحریک نقاط کاملا مشابه بر روی سمت راست , افزایش جریان خون و تعداد تنفس با قراردادن دستها بر روی بدن , افکاری کاملا «غیر علمی» بنظر می رسیدند.
نکات فوق , تفاوت بین جهان بینی سنتی شرق و غرب از زندگی را به تصویر می کشند. در تفکر غربی , فرد ماهیتی جدا از طبیعت دارد و اجزای بدن و وظایف آنها بطور مجزا از هم مطالعه می شوند . در جهان بینی سنتی فرد با تمام محیط یکپارچه بوده , ارتباط بین بیولوژیکی و محیط را بررسی می نماید . این تفکر , بررسی کامل و مناسبی از اختلالات ,علل, درمان ها و بهبودی را امکان پذیر می سازد. در اختلالات مفصل زانو , روشها ی مرسوم, بررسی تشریحی و مکانیکی زانو را مد نظر قرار می دهند و غضروفها را از نظر دژانراسیون و استحاله بررسی می نمایند. ضعف و قدرت تاندونها, لیگامانها و وضعیت استخوانها را آزمایش می کنند و اگر در مفصل زانو مایع احتباس یافته باشد, مایع تخلیه شده, حجم و مشخصات و وجود خون مورد آزمایش قرار می گیرد . درمان برحسب شدت بیماری و هزینه متفاوت خواهد بود. این درمانها از گچ گیری و استفاده از وسایل خارجی تا تزریقهای داخلی و مصرف کورتون و استروئیدها متفاوت بوده و اختلالات بلند مدتی نظیر صدمه به سایر اعضا را در پی دارند. اگر درد, صدمه, تغییر رنگ, تورم یا استحاله تداوم یابد, روشهای تهاجمی تر جایگزین عضو با عضو مصنوعی و بیولوژیکی استفاده می شود و همچنان علت این نشانه ها بطور شگفت انگیزی در پرده ای از ابهام بدون توضیح باقی می ماند. روش فراگیر سنتی , علت صدمه, ضعف, دژانراسیون و حتی حوادث را با ارزیابی تمامیت شخصیت و چگونگی زندگی فرد در می یابد و بیماری موجود در عملکرد یا عضو داخلی را که ناراحتی زانو, یا دیگر نواحی مرتبط را برانگیخته است , کشف می کند. رنگ پوست, شدت صدا, بوی بدن و تظاهرات خارجی برای تشخیص بیماری بکار می روند . بر اساس این دیدگاه, عادات غذایی نقطه عطفی هستند که مستقیما انرژی و فعالیت اعضا و کیفیت خون را تحت تأثیر قرار می دهند , معمولا ماساژی ساده و تغییر رژیم غذایی بر اساس فهم تصویر کلی , بیماری را درمان خواهد کرد.نشانه ها عموما کاهش می یابند و براحتی از بین می روند بطوریکه فرد سلامت و قدرت طبیعی خود را بدون تنش فیزیکی , عاطفی یا مادی بیشتر و بدون برجای ماندن ناتوانی, باز خواهد یافت.
منتقدین با گذشت زمان و مشاهده نتایج شگفت انگیز حاصل از روشهای فراگیر تصدیق کردند که «این روشها موثر هستند,اما مکانیسم عمل این روشها را نمیدانیم و قابل درک نمی باشد».
اما باید دانست که مکانیسم عمل این روشها قابل درک است. دستیابی به این شناخت بویژه در شرایط موجود که جامعه مدرن بواسطه تکنولوژی دست ساز در معرض بحران و تخریب است , حیاتی می باشد . صدها سال قبل , روشهای فراکیر از انسان و طبیعت نشأت گرفته , در حیطه علوم رایج و دانش انرژی تکامل یافته اند . بهرحال مردم باستان با استفادهاز حس ششم بنام شهودیت به این علوم دست یازیده اند , روش شناختی که تمامی زندگانی بر آن استوار بوده است و تفکر مدرن با دیده حقارت به شهود می نگرد و آنرا خرافه و غیر علمی می داند. در حالیکه مردم باستان با بهره گیری از دانش شهودی , فنون پیشرفته را در زمینه سلامتی , معماری , کشاورزی و علم کشف و کامل کردند.
