نسخه قابل چاپ
دستهای انسان در مسیر تکامل
شیاتسو جنبه هیا منحصر به فرد بسیاری دارد. شیاتسو به وسایل , ماشینها یا ابزار اختصاصی همچون سوزن , چاقو یا اشعه ایکس احتیاجی ندارد . متخصص شیاتسو, ساده ترین و اساسی ترین ابزار انسانی یعنی دستهایش را بکار می برد . استفاده از دستها از کیفیاتی است که انسان زا منحصر به فرد ساخته است . عملکرد انگشت شست در بررسی زیست شناسی نقطه عطفی در ساختار بدن محسوب می شود , زیرا می تواند تصورات و تفکرات آدمی را به واقعیاتی فیزیکی بدل نماید. هنگامیکه انسان توانست تصورات ذهنی اش را به واقعیاتی فیزیکی تبدیل کند , تمدن, معماری, تکنولوژی و هنرها ظاهر شدند.
دستهای ما مکنونات قلبی ما را نشان می دهند . از نقطه نظر انرژی , قلب مرکز تعادل یا چاکرایی را به نمایش می گذارد که بین انرژیهای فیزیکی ساکروم (استخوان خاجی) و شکم قرار داشته , باشهودیت و مرکز هوشیاری ذهنی در مغز میانی مرتبط است.
تصویر ۲- چاکراها مراکز کلیدی انرژی در بدن هستند که با کیفیات فیزیکی, عاطفی , روان شناختی , حیاتی و روحی مرتبط هستند. انسان هفت چاکرا دارد.
انرژی و اعمال دستها, گستره هایی از قلب محسوب می شوند و کمک می نمایند تا بتوانیم مجموعه شهودیت و هوشیاری یا آنچه را که قوه تشخیص و تمییز نامیده می شود , بروز دهیم.
بر اساس تحث فوق می توان نتیجه گرفت که تکامل و پیشرفت انسان همزمان با توانایی استفاده از دستها بویژه انگشت شست رخ داده است . انسان که خالق آگاهی های روانی و روحانی برتر است , می تواند روی طول موجی ناب ارتباط برقرار کند . بنابراین با بیان خود از طریق دستها و تکمیل استفاده از آنها می توانیم هر چه بیشتر کیفیت روحانی را در خود پرورش دهیم .
یکپارچگی هستی
اخیرا کشف شده که نه تنها تمامی حیات جاندار ( حیوانات, گیاهان, ویروسها و پروتئینها و قارچها) درجذب وترکیب, استفاده و انتشار انرژی کاملا مرتبط و وابسته بهم می باشند بلکه دنیای غیر جاندار عناصر , اتمها, پروتونها, و نوترونها و الکترونها نیز در همان ارتباطات شرکت می کنند . بنابر این بدون انرژی های نامرئی هیچگونه پدیده فیزیکی وجود نخواهد یافت. آنها با کلیتی ناگسستنی به دنیای مادی باز می گردند. برای تأیید این نظریه ,تکنیکی اختصاصی بنام فتوگرافی کیرلیان که قادر به ثبت این انرژی ها می باشد, کامل شده است.
در قرن بیستم , بشریت در حال کشف آنچیزی است که در دنیای عهدباستان درک و در یافت شده است. با این وجود , بسیاری از افراداز عملکرد مدارس شیاتسو در پیروی از پیشینیان که به گمان آنها ابتدایی و غیر متمدن بوده است , تعجب می کنند . کلمه «ابتدایی» احساس درک تعادل و هماهنگی در طبیعت را در انسان برمی انگیزد , اصلی که گذشتگان تمامی تفکرات, فعالیتها و روش زندگی خویش را بر آن استوار کرده بودند. شیاتسو واقعی تظاهری از ایجاد تعادل می باشد که خود فعالیت اساسی هستی است. شیاتسو دیدگاهی با وجوه عمیق و دانشی با اعتقاد به ارتباط و وابستگی تمامی انسانها و حیوانات, دنیای گیاهان , عناصر و مندانهای انرژی است. شیاتسو فهم چگونگی ایجاد تعادل می باشد که وجوه آن برای تمامی انواع حیاتی ضروری است.
