نسخه قابل چاپ
ریکی چیست ؟
«ریکی حکمت و حقیقت است» هاوایو تاکاتا(Hawayo) همواره در سراسر تاریخ بشریت و در سراسر دنیا شیوه های شفابخشی ، مبتنی بر انتقال انرژی جهانی وجود داشته است . همان انرژی که قوت همه ی هستی جهان را شکل می دهد . از هزاران سال پیش تبتی ها درک عمیقی از سرشت روح، انرژی و ماده داشته اند و این دانش را برای شفای بدن ، هماهنگی و هدایت روحشان به سوی تجربه ی وحدت به کار گرفته اند، بعدها با همین دانش نیز در هند برخورد می کنیم و اشکال گوناگونی از آنرا در فرهنگ ژاپن ، چین ، مصر یونان و روم می یابیم ، که تنها به ذکر برخی اکتفا می کنیم .
در غالب فرهنگ های کهن، این دانش ، توسط بعضی از مکاتب حفظ و حمایت می گردیده و نهایتاً فقط در دسترس معدودی از مردم چون
کشیشان و رهبران معنوی بوده است ، که هر یک ازآنرا شفاهی به شاگردان خود منتقل میکرده اند .
غالباً پژوهشگران جدید با شکلهای گوناگونی از این دانش درونی رو به رو می شوند اما معمولاً تعبیر نادرستی از آن می کنند . زیرا ، غالباً این دانش در زبان و نمادهای رمزی پنهان شده است . در اواخر قرن نوزدهم و.دکتر میکائواوسوی(Mikao Usui) رمزی را کشف کرد ، که پیشینه ی آن به سنت هزاران ساله ی شفا در سوتراهایسانسکریتی در ۲۵۰۰ سال پیش باز می گردد، در غیر این صورت ، دانش ریکی برای همیشه گم می گشت.
کلمه ی ریکی به معنای انرژی جهانی در هستی است . ریکی قدرتی است که در کل ماده ی آفریده شده اثر می کرد و زنده است این کلمه شامل دو بخش «ری» یعنی جنبه ی جهانی و بیکران این انرژی و «کی» که خود بخشی از «ری» است ،یعنی نیروی انرژی حیاتی در هستی ، که در همه ی موجودات زنده جریان دارد .
بسیاری از نژادها ، فرهنگها و مذاهب همواره از وجود این انرژی «کی» آگاه بوده اند. از این رو «کی»( ki) را چینیان«چی»(Chi) مسیحیان «ایت»( lght)و یا روح مقدس ، هندوها«پرانا»( Prana) جادوگران قبایل بدوی«مانا»( Mana) وپژوهشگران روسی انرژی پلاسمایی حیاتی(-Bioplasmic) نامیده اند . قابل درک است که احتمالاً
طلسم در کیمیاگری هر مس
«کا»( Ka) در مصری
«نیوما»( Pneuma) یعنی «هوا»در یونانی
«اکنکار»( Eckankar(Eckonkar)) در زبان پالی
«برکت» در صوفیه
«سیال حیاتی» کیمیاگران
«جزود»( Jesod) در فرهنگ حروفیون یهودی
«مگب»(گب) (Mgebe) درمیان قبایل آفریقایی
«الیما»( Elima) در میان سرخپوستان منطقه نیکوندو(Nikundo) در شمال آمریکا
«هسینا»( Hasina) در جزایر ماداگاسکار
«واکان»( Wakan) یا«واکوندا»( Wakunda) در میان سرخپوستان شمال آمریکا در زیکوس(Sioux)
«اکی»( Oki) سرخپوستان هورون (Hurone)
قدرت پادشاهان اروپایی در درمان از طریق لامسه
آرند(Orende) در قبال سرخپوستان ایروکز(Irokese)
«یان»( Ian) حیاتی، به گفته ی هنری برگسن
«نومیا»( Numia) به گفته ی پاراکلسوس(Paracelcus)
نیروی شفابخش طبیعت ، به گفته هیپوکراتس(Hippocrates)
«ارگن»( Orgon) به گفته دکتر ویلهلم رایش(Wilhelm Reich)
قدرت ادیک(Odic) به گفته ی بارون فرسن(Baron ferson)
تلوریزم(Tellurism(Telluric current)) به گفته ی پروفسور جی کایزر (G.Kiese)
انرژی حیاتی و کیهانی، به گفته ی دکتر اُ.برونلر(O.Brunle)
نیروی «ایکس» به گفته ی ال . ئی ایمان و
نیروی پنجم
همگی همان انرژی بنیادین هستند . اما میزان کاربرد و نظریه های مربوط به آنها تفاوتهای بسیاری دارند . شرایط اساسی و لازم برای بکارگیری این انرژی نیز بسیار متفاوت است . در برخی از نظامهای نامبرده ، لازمست تمرینهای طولانی انجام شود و معمولاً پیش از آنکه انرژی مطلوب آزاد گردد و به کار گرفته شود ، خلوت گزینی زیادی لازم است .
هرچه به شکل بنیادین این انرژی جهانی و حیاتی نزدیکتر می گردیم.قابل درک و کاراتر می باشد و استفاده از آن نیز راحت تر می گردد . چنان که جمله ای از خرد کیمیاگری می گوید:
سادگی موید حقیقت است
در نظام اوستایی ریکی نه تنها ساده و طبیعی ترین شیوه ی درمانی است که می شناسیم، بلکه موثرترین راه انتقال این انرژی حیاتی و جهانی نیز هست . هنگامی که یکبار کانال درونی فردی به انرژی ریکی گشوده شد و این انرژی متمرکز حیاتی را از طریق دستهایش، به شیوه ی خود جریان پیدا کرد ، این فرد قادر خواهد بود ، این قدرت را در تمام زندگیش حفظ کند .
براستی ، این انرژی حیاتی و جهانی چیست؟ اجازه دهید آنچه را که خردمندان کهن و دانشمندان جدید در این باره می گویند بشنویم.
غالب مردم این آگاهی را که قدرت حیاتی شگرفی برهمه ی حس های غالب است مدیون فیزیک نوین هستند زمان زیادی از این تعبیر نگذشته است، که سنگ ماده ای «مرده» تلقی می شد .
امروزه ، می دانیم که چنین پدیده ی «ساده ای» دارای ارتباط پیچیده ، درونی و هوشمندی با نیروهای گوناگون است . در قیاس با گستره ی عظیم جهان ما ، یک سنگ چقدر ناچیز است و در قیاس با ساختمان بدن انسان که شامل ۱۰۰ بیلیون (۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۱۰۰) سلول است ، چقدر ساده شمرده می شود . هر یک از این سلولها خود ۰۰۰/۱۰۰ ژن گوناگون دارد ، که هر ژن شامل رشته های بلند و مارپیچی دی.ان.ای(D.N.A) است . هر کدام از این سلولهای کوچک میکروسکپی طرح ژنتیکی ساختمانی خود را در خود جای می دهند ، که ساده تر از کل بدنمان نیست . اگر قادر باشیم همه ی این رشته های مارپیچی را باز کنیم و به یکدیگر متصل نماییم ، طول آنها بیش از ۱۲۰ بیلیون کیلومتر خواهد بود ، که حدود ۸۰۰ برابر فاصله ی زمین و خورشید است و با این وجود ، تمامی این رشته های مولکولی دی . ان . ای به اندازه ی یک گردوست .
بازی با شکل و ارزشها می تواند تا بی نهایت ادامه یابد . براستی، این انرژی که تجلی بخش همه ی اشکال هستی است ، غیر قابل تخمین و عظیم است . شعوری که زندگی ساختارهای آن را شکل می دهد، بی نهایت عظیم و غیر قابل سنجش است . آیا بر اساس یک دیدگاه ماده باید جهان و حیات را حاصل سلسله ای از رویدادهای هم زمان دانست؟ آیا ماده ی نا آگاه می تواند آگاهی را به بار آورد؟ در این نقطه ، حتی علم نیز با مشکل لاینحلی رو به روست . بسیاری از دانشمندان به این نکته پی برده اند که تنها یک پاسخ به جای می ماند: یقیناً نیروی با شعور و برتری وجود دارد، روحی جهانی که دائماً در کار خلق جهان از خویش است .
آخرین گسترشهای فیزیکی کوانتوم به این اندیشه بسیار نزدیک است . نظریه ی فوق جاذبه، حیات استاندارد و حوزه ی کاملاً متعادلی را توصیف می کند که قائم به ذات خویش است ، حوزه ی شعور خالصی که برای ساختن پایه های خلقت ، تمامی اشکال ماده را شکل می دهد.
این مساله دقیقاً منطبق بر اظهارات انسانهای خردمند و روش بین در طی قرون متمادی است . آنها اظهار می دارند در هستی مرحله ای وجود دارد که شامل همه ی خلقت است و کل حیات برخاسته از آن است . انرژی این مرحله از هستی در همه چیز زندگی می کند و این انرژی جهانی است که ، هنگام درمان باریکی ، از طریق دستهایمان به شکلی متمرکز جاری می شود . از این رو ، در پزشکی ، ارزشمندترین وجه ریکی تاثیر جامع آن است .
ریکی به همه ی لایه های هستی دست می یابد و می کوشد این لایه های گوناگون را تعادل بخشد . درمانگر تنها کانالی برای این انرژی است. هنگامی که او دستش را بر بدن بیمار می گذارد و یادر فاصله ای از او نگاه می دارد ، انرژیی که از طریق او جریان می یابدمحدود و فقط متعلق به خود او نیست . بلکه، انرژی جهانی است ، که پس از آن انرژی دهنده را نیز قدرت می بخشد و هماهنگ می سازد . ریکی راه خود را به مناطقی از بدن می گشاید ، که بدن نیاز دارد آشکار است که ریکی از خردی عظیم تر از خرد ما سرچشمه گرفته است . زیرا به نظر می رسد بدون آنکه قادر باشیم بر تاثیر انرژی تولید شده بیافزئیم یا از آن بکاهیم، انرژی می داند فرد بیماردر چه ناحیه و چگونه به آن نیاز دارد .
غالباً بسیاری از افراد مستعد ریکی را چون عشق تجربه می کنند. عشق ، قدرت وحدت بخشی است ، که ما را به مرحله ی عظیم تری از وحدت با همه ی خلقت رهنمون می شود . هدف حقیقی بشریت ترجمان این مرحله به واقعیت و زندگی بخشیدن به آن است . عشق مامن اصلی روح است ، جائی که چون قطره ای با اقیانوس بی کران هستی متحد می شود . مرحله ی اتخاذ در برگیرنده ی دانش و حکمت ، خلاقیت و هماهنگی و نیز خود شاسی عشق فراگیر و سرور ابدی است.
ریکی می تواند ما را به یافتن راه خود به سوی این مرحله از سامت ، یا جامعیت مقدس هدایت کند . در معنای وسیع کلمه ، ریکی شیوه ی شفابخش است .
چنانچه پیش از این ملاحظه کردید، ریکی به هیچ وجه ارتباطی با ارواح ، دانش خفیه ، احضار روح ، هیپنوتیزم و یا سایر فنون روانشناختی ندارد . انتقال ریکی از شما یک «جادوگر» یا«ساحرروحی» نمی سازد .در درمان ریکی ، فقط از شکل خنثی امامتمرکز انرژی کیهانی استفاده می شود.
برای درمان از این طریق هیچگونه ایمان ، یا اعتقاد خاصی ضروری نیست افرادی با مذاهب و ایمانهای گوناگون آزاد اندیشان و پیروان فلسفه ها و جهان بینی های کاملاً متفاوت، ریکی را با موفقیت یکسانی بکار می گیرند . این حقیقت که ریکی بسیاری از مردم را به درک بهتری از مسائل مذهبی نائل می کند و آنها به تجارب معنوی عمیق تری دست می یابند، حاکی از جهانی بودن ریکی است .
یقیناً تصادفی نیست که شیوه درمانی چون ریکی در زمان و عصر ما کشف و به زندگی بازگردانده می شود . زیرا، تشخیص این حقیقت که حکمتهای عمیق تر زندگی نقطه ی مقابل گسترش یک جاذبه ی علم و تکنولوژی اند ، منجر به پیدایش دیدگاه نوینی نسبت به همان حقایق کهن گشته است .
ما در آستانه ی عصر نوینی هستیم که یا کیفیت تازه ای از آگاهی بشر را عرضه می کند و یا آنکه ساختارهای کهن و ماندنی تر را ریشه کن می سازد و هر آنچه روی دهد ، در ید قدرت ماست و مشاهده ی چگونگی گسترش علاقه به حقیقت ، برای ما دلگرم کننده است . ما با رابرت یونگ هم عقیده ایم ، هنگامی که می گوید :
بشریت هنوز به سرانجام نرسیده است و
با خطرهای مرگباری در نبرد است
به او مهمیز می زنند، تاخود را فاش سازد و گسترش بخشد
تنها چیزی که می تواند در درون ما آشکار شود قابلیتهایی است که همیشه آنجاست گشوده و در انتظار گسترش ، هنر شفابخش ریکی، یکی از این قابلیتهای شگفت انگیز است .
