نسخه قابل چاپ
آیا باور به ریکی ضروری است؟
«آیا شما فرد خاصی هستید؟» غالباً این سئوال و این اعتراض را حین سخنرانیهایمان می شنویم ، که « تمامی این شیوه ها فقط وقتی کمک می کنند، که شما آنها را باور دارید . مشهود است که اگر به چیزی اعتقاد دارید ، هر چیز که باشد ، به شما کمک خواهد کرد».
گاهی ازاوقات بود و از چنین مردمی منتقدی می پرسد که چرا آنها به آنچه می گویند عمل نمی کنند اگر تنهاکاری که باید برای بدست آوردن سلامت خود انجام دهند، ایمان به چیزی است ، چه دکتر ، قرص و یا مذهب ، پس چرا چنین نمی کنند؟ آیا به این دلیل نیست که آنها واقعاً به آنچه می گویند اعتقادی ندارند .
بی شک ، باور به هر چیز می تواند سودمند باشد اما هنگامی که فردی نا آگاه است قضیه چیست؟ آیا تنها ایمان آگاهانه به چیزی او را شفا خواهد داد؟ درباره ی نوزادان و بچه های کوچک چطور ؟ اگر این امر صادق است ، چگونه حیوانات و گیاهان توسط ریکی با موفقیت درمان می شوند؟ من چطور؟ درمانگری که درمان می کند ، اگر بیماری به روش درمان من معتقد نیست چه بایدکرد؟
حقیقت این است که کمک ریکی در همه ی این موارد هزاران بار تایید شده است «جامعه بین المللی ریکی در آمریکا» موسسه تحقیقاتی تاسیس کرده است ، که مدارک مستند بسیاری دال بر تاثیر ارائه می دهد.
البته هنوز یافتن توضیحات علمی رضایت بخش ، برای تمامی پدیده هایی که در رابطه با ریکی اتفاق می افتد ، امکان پذیر نبوده است و توضیحی نیز برای موفقیت ها و شکست های ظاهریش نیافته ایم . اما چیزهای بسیاری در زندگی ما و در جهان هست ، که هنوز توضیح علمی برای آن وجود ندارد .
برای مثال ، شلیلا و من نمی توانیم چرا سیب اینقدر خوشمزه است و یا چرا منظومه ی شمسی مان بدون اشتباه عمل می کند . علیرغم این مساله ، سیب به ما غذا می رساند و ما هر روز از دیدن نور خورشید و شبها از سوسوی ستارگان شادمان می شویم . برای رسیدن به این نتایج ، نه به تایید علمی نیازمندیم و نه به ایمان و نه چیزی . آیا بهتر آن است که به دلیل فقدان تایید علمی و یا ناباوری از این پدیده ها پرهیز کنیم ؟
براستی این حقیقت که ما آنها را تجربه می کنیم ، برای ما کافی است و در آینده نیز به قدردانی از آنها ادامه می دهیم . فقط تجربه ی ریکی برای اثبات ارزش آن کافی است . اما علم و ایمان نیز هر یک نقش خود را دارند . برای مثال ، علم می تواند تاثیرات ریکی را ثابت کند . حال آنکه ، باور به ریکی می تواند ما را به دریافت بهتر و عمیق تری از آن رهنمون شود . البته ، ریکی بدون هیچ باور قبلی نیز عمل خواهد کرد . اما حضور قلب و باور به ریکی نیز آسیبی بدان نمی رساند.
نگذارید گمراه شوید ، اندیشه های ما بیشتر از آنچه که باور داریم، ما را شکل می دهند و بر ما تاثیر می گذارند . هر عملی که در هر حوزه از زندگیمان با ایمان ، شادی درونی و خوشبینی و فداکاری انجام می دهیم ، برایمان موفقیت و کمال به همراه می آورد . این حقیقت نقش ارزشمندی نیز در همه ی مراحل و در هر شکل از درمان بازی می کند . اگر ما مخالفت شکل خاصی از درمان هستیم، چه در شیوه ی زندگی بیرونی یا درونی مان بیش از همه به خودمان آسیب رسانده ایم . ما حتی می توانیم با دید یا موضعگیری منفی تا حد زیادی مانع از این جریان شفا بخش شویم.
این حقیقت که بدنهایمان فوراً به اندیشه هایمان پاسخ می گویند توسط وسایل ساده ی آزمایشهای تشریح حرکات بدن(Kinesiology) به اثبات رسیده است . این آزمایشات ثابت می کنند ، به مجزد آنکه اندیشه ی منفی داریم ، همه ی اعضای بدن عکس العملی مانند ضعف یا کاهش نیروی حیاتی نشان می دهند (اندیشه ها و موقعیت های انجام این آزمون ساده و دستور العمل هایی دیگر در کتاب «تحلیل رفتاری حرکات بدن ، بدنتان دروغ نمی گوید»، نوشته دکتر دایموند ، انتشارات هارپرورو، ۱۹۷۹ وجود دارد)( B.K’Behavioural Kinesiology:your Body doesn’t lie By .Dr John Diamond & Harper Row,1979) وقتی گوته می گوید : «این روح است که بدن را خلق می کند» شاید به همین پدیده می اندیشید در این صورت ، این فقط بدنمان نیست که ما دائماً آن را شکل می دهیم . روح ما نیز بر همه ی جنبه های حیاتمان تاثیر می گذارد . باترسها ، آرزوها اندیشه ها و احساسات گفتار و کردارمان چه آگاهنه چه ناآگاهانه هر روز فولاد زندگیمان را در کوره می گذاریم . در این زمینه ، کلام انجیل را مد نظر آوریم:
«فریب مخورید، خداوند استهزاء نمی شود، زیرا انسان ، آنچه را می کارد ، درو می کند»، کتاب مقدس عهد جدید ، رساله ی غلاطیان.
و یا این ضرب المثل های ساده که می گویند :«هر کس معمار آینده ی خویش است و یا «پرسش هر چیز چون پاسخ آن است » .
در کتابهای چارلز و بستر لیدبی ترز(Charles Webster Leadbeaters) می توان اطلاعات آموزنده ای درباره ی موضوع یافت این یافته ها سهم ویژه ای در درک عمیقی از چگونگی شفای ریکی ، در سطح ذهنی دارد (لطفاً بخش یازده را نگاه کنید) .
در این کتابها ، چارلز لیدبی ترز ، عارف مذهبی که در سالهای ۱۸۴۷ تا ۱۹۴۳ زندگی می کرد ، به روشنی توصیف می کند ، که چگونه اندیشه هایمان موجودات کوچکی تولید می کنند و آنها را «عنصری » می نامند این موجودات اندیشمند ، که خودمان به وجود می آوریم ، می خواهند زنده بمانند ، و بزرگتر شوند . اگر نوع خاصی از اندیشه را به ندرت یا بسیار سطحی شکل دهیم ، «عنصری» ایجاد شده ، بنیادی نخواهد بود و فوراً ناپدید می شود . اما اگر اغلب و شدیداً به چیزی فکر کنیم ، عنصری مربوطه در هماهنگی با آن بزرگتر و قوی تر می شود و ترتیب می دهد ، تا مدت زیادی زنده بمانند افکاری که شخصیت قوی تری دارند ، در کنار یکدیگر و به صورت دسته بندی های بزرگتر جمع می شوند .
یک عنصر آزادی عمل قطعی دارد و می تواند با انگیزه های شبیه به خود ، که در محیط ایجاد می شوند ، تماس حاصل کند و «اندیشه ی مادر» ی ایجاد کند، چون : «امروز حالم خوب است» عنصری برای تغذیه و ابقای زندگیش از هر کاری که در توان اوست ، فروگذاری نمی کند تا این اندیشه تکرار و تایید شود این نظریه به توضیح قابل قبولی برای موفقیتهای عظیمی است ، که شیوه های تفکر مثبت به همراه می آورند.
همین عملکرد در مورد افکار منفی نیز صادق است همگی ما می دانیم چقدر مشکل است ، که عادت های بد را از میان بردایم یا از تکرارهای خاص ، یا فکر کردن درباره ی مسائل به شیوه ای خاص بپرهیزیم . «عنصری» زیر سئوال از به خطر افتادن زندگیش می ترسد و تلاش می کند ما را به روش مطلوب خود بازگرداند با این وجود ، اگر در این امر موفق نشود ، کمرنگ تر شده و به زودی همگی این عنصری ها ناپدید می شوند .
گروهی از مردم یک قوم و یا یک کشور می توانند اندیشه ی جمعی خاص خود را در شکل دهند . تاثیر چنین عنصری جمعی می تواند کاملاً در هم شکننده نیز باشد . برای مثال ، فکر کنید چه روی خواهد داد اگر رسانه ها گزارش غلطی مبنی بر شیوع آنفولانزای مسری و خطرناکی ، با علائم دقیق آن بدهند . براستی ، چه تعدادی از مردم فوراً احساس بیماری می کنند و به آن مبتلا می شوند اما چه روی خواهد داد ، اگر به جای آن خبر ، به همان مردم بگویند که شرایط غیر عادی آب و هوا در چند روز آینده ، بر شادابی و ایمنی آنها در مقابل بیماری می افزاید؟
هر چه افراد بیشتری در یک اندیشه ی متشکل و جمعی سهیم شوند، بر تاثیر آن می افزایند . هنگامی که این اندیشه مد نظر سطح بالایی از آگاهی ، قرار گیرد ، میزان این تاثیر افزایش می یابد هم چنانکه ، هرچه شکل ماده ظریفتر باشد ، انرژی موجود در آن بیشتر است (برای مثال ، شکافتن اتم) بنابراین، هر چه سطح آگاهی عمیق تر گردد و ما به مرحله ی وحدت درونی با همه ی خلقت نزدیک تر شویم ، اندیشه هایمان موثر تر خواهند بود .
در چنین سطحی ، قوانین جدیدی به عرصه می آیند که به مراتب تاثیر عنصری فوق الذکر را افزایش می دهند . عشق در ظریف ترین و عمیق ترین سطح آگاهی متجلی شده ، آنجا که همه ی موجودات در اولوهیت زندگی می کنند . از این رو ، عشق قادر خواهد بود ، بدون نیاز به وساطت هیچ عنصری خاصی با درونی ترین حیطه ی هستی تماس حاصل کند . یقیناً ضرورتی ندارد بگوییم که اندیشه ی حاصل از این سطح، خود به خود مثبت خواهد بود .
نخستین بار در سال ۱۹۷۶ ، این اصل به طور علمی ثابت گردید در آن هنگام مشاهده شد که در شهرهایی با حداقل یک درصد جمعیت تمرین کننده ی تی ام(مراقبه ی ماورایی)( T.M(Transcendental Meditation)) ، میزان جنایت ، بیماری و سوانح به طور چشمگیری کاهش می یابد . امروزه ، گروههای هفت هزار نفری (هفت هزار جذر در یک درصد جمعیت جهان است) از این پدیده آگاهانه استفاده می کنند و هم زمان با هم برای صلح جهانی به مراقبه می پردازند .
جمعیت ریکی ، با توجه به این اصل ، توصیه می کند که ریکی را به صورت گروهی منتقل کنند تا از صلح جهانی ، با انرژی شفابخش ریکی حمایت نمایند . (لطفاً برای مطالعه ی جزئیات بیشتر به بخش ده نگاه کنید).
بسیاری از فیزیکدانان و دانشمندان مشهوری چون فریتجوف کاپرا(Fritjof Capra) روبرت شلدریک(Rupert Sheldrake) تاثیر این یافته های بنیادین را به اثبات رسانده اند، آنان به یاری تجارب بسیاری وجود پدیده مذکور را اثبات کرده اند . منظور از بیان این موارد ، اثبات به این نکته است ، که غنای زندگی بیرونی و درونی ما در دست خود ماست و نیازی نیست با احساسی بی پناهی به جهان بنگریم .
امروزه ، بسیاری از افراد دانش علت و معلول را واقعیتی عملی می شمارند . اما هنوز برخی دیگر ، این پدیده را بسیار نامعلول می پندارند . آیا شما باید درمان با ریکی را بپذیرید ، بدون آنکه کاملاً قانع شوید ، که شیوه ی موثری است و یا بکوشید موضعگیری خنثی و شیوه ی عدم قضاوت را پیش بگیرید ؟ کنجکاو باشید صبر کنید و ببینید که چه اتفاقی می افتد حتی اگر همان عنصری فکری منفی را می سازید ، که قبلاً به آن اشاره شد ، بدانید در شفای شما ، خللی بر قدرت ریکی وارد نمی آورد، اما یقیناً حاصل موضعگیری باز و مثبت ، جریان یافتن کامل ریکی است.
نخستین باری که شلیلا مادرش را ، که در اواخر هفتاد سالگی است ، درمان می کرد از عمق عکس العمل های او ، شگفت زده شد . هنگامی که نظر وی را درباره ی این درمان پرسید، پاسخ شنید که «هرچیزی را توبه من بدهی ، با سپاس می پذیرم و فقط می خواهم که بهتر شوم» هر بیماری با چنین موضعگیری مثبتی قادر خواهد بود درمانگر خود را به شیوه ای فعال کند و حمایت کند و در حقیقت ، کمک درمان خود خواهد شد .
ریکی فن پیچیده ای نیست و به تلاش ، استعداد و یا قدرت عظیمی نیز نیاز ندارد. این شیوه ی شفابخش کاملاً طبیعی است و این جریان طبیعی زندگی است که ما را به کمال ، هماهنگی و خوشبختی بیشتری سوق می دهد . اگر نمی توانید آگاهانه در این جریان شناور شوید ، بگذارید حداقل جریان شما را با خود ببرد .
شاید قبلا ًبارها بر علیه این جریان مبارزه کرده اید و در این روند ، بسیاری از ساعات پر ارزش خود را از دست داده اید . درست است که راه مبارزه می تواند دستاوردهای بسیاری برای شما به ارمغان می آورد، اما فراموش نکنید که جنگ کردن همیشه سبب جدایی و دور افتادن از کلیت و جامعیت رنگی می گردد . منظور ما این نیست که باید موجودی انفعالی شوید ، یا خود را درگیر امور نکنید بلکه تفاوت عظیمی میان تلاش برای هدفی و جنگیدن برای آن است . برای دیدن جنبه ی مثبت امور ، باید نخست چشم دل را گشود .
موفقیت
هنگامی که به شکست می اندیشیم
شکست از آن ماست
اگر نا مصمم بر جای بمانیم ،
هیچ چیز دگرگون نخواهد شد .
آنچه که باید انجام داد ،
میل دستیابی به چیزی عظیم است .
آنگاه ، به سادگی آنرا انجام می دهیم .
هیچ گاه به شکست نیاندیشیم ،
زیرا آنچه که بدان می اندیشیم
روی خواهد دارد .
مارهاریشی ماهش یوگی
یه گاز بزن
مجبور نیستید ریکی را باور کنید ،
زیرا ریکی خود تاثیر عمیق بر شما می گذارد
همانند سیب خوشمزه ای
که می توان از آن لذت برد ،
اما نخست باید یک گاز به آن زد .
با الهام از کلام ماهاریشی ماهش یوگی
