موضوع: روانشناسی موفقیت

نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

ویتامین‎های عشق

همانطور که بدن ما به آب، هوا، غذا، ویتامین‎ها و مواد معدنی نیازمند است تا سالم بماند، روح انسان نیز به مهر و محبت‎های گوناگون نیازمند است تا رشد کند و بطور کامل از طریق مغز، قلب، و بدن، توانائی‎های خود را عرضه کند. مغز انسان به روح کمک می‎کند تا رسالت خود را در این جهان از طریق قصد و نیت، تعیین هدفها، مثبت فکر کردن، و باورها، انجام دهد. قلب، به روح کمک می‎کند تا احتیاجات خود را برای رشد کردن ترسیم کند و حواس ما، روحمان را کمک می‎کند و اطلاعات لازم و تجارب شادی آفرینی که در دنیای خارج است، در اختیار آن قرار می‎دهد.

قلب …………. و احتیاجات رشدی آنرا برایش ترسیم می‎کند.

مگر آنچه روح هر چه را به آن نیازمند است بدست آورد، والا برای راهنمایی و انجام کارهایی که بعهده‎اش واگذار شده است نیرویی ندارد. بدون داشتن ارتباط با روح خودمان، ما ، گم گشته می‎شویم. ممکن است در فکر خود بدانیم کجا می‎رویم ولی به حقیقت هیچگاه راضی نیستیم. برای آنکه با روح خود ارتباط برقرار کنیم، باید بتوانیم دریچه‎ی دل خود را باز کنیم و به عشق و محبتی که به آن نیازمندیم دسترسی پیدا کنیم. برای آنکه سالم و قوی باشیم، روح ما به ویتامین‎های عشقی مختلفی نیازمند است.

موقعی که قلبهای ما بسته است یا اینکه مغز ما در جهتی غلط بدنبال خوشحالی و محبت است، ما به موفقیت‎های درون دست نمی‎یابیم. با یاد گرفتن طریقه‎ی مشخص کردن نیازهای عشقی خودمان و بدنبال آن، باز کردن دل خودمان برای دریافت ویتامین‎های عشقی بیشتر، شما همیشه قادر به برقراری ارتباط مجدد با درون خود هستید.

معمولاً ده نوع احتیاج عاطفی یا عشقی و یا بعبارت دیگر ویتامین عشقی وجود دارد. برای بدست آوردن موفقیت‎های شخصی، شما به هر یک از این ویتامین‎ها نیازمندید. برای آنکه خودتان و حقیقت خودتان را بشناسید، لازمست سفره‎ی دل خود را باز کنید تا به هر یک از این ویتامین‎ها دسترسی پیدا کند. برای آنکه هرچه سریعتر از تقلا باز بایستید و نیروی خود را برای بوجود آوردن و جذب موفقیت در زندگی بیازمایید، این ویتامینهای عشقی برای شما لازم است. اینها عبارتند از :

ویتامین‎های ده‎گانه‎ی عشق

1- ویتامین خ – عشق و حمایت از طرف خداوند.

2- ویتامین و – عشق و حمایت از طرف والدین .

3- ویتامین ف – عشق و حمایت از طرف فامیل، دوستان، و خوشحال بودن.

4- ویتامین د – عشق و حمایت از طرف دوستان و سایرینی که همان هدف ما را دارند.

5- ویتامین خ 2 – عشق و حمایت از طرف خودمان.

6- ویتامین ر – عشق و حمایت از روابط دوستانه، شراکت، تخیلی و عاشقانه .

7- ویتامین و – عشق و حمایت کسی که به ما وابسته است.

8- ویتامین الف – پس دادن دین به اجتماعی که در آن به سر می‎بریم.

9- ویتامین ج – پس دادن دین به جهانی که در آنیم.

10- ویتامین خ 3 – خدمت به خداوند.

یک زندگی پرثمر و رضایت بخش را با هر یک از این مواد محرکی که نام برده شد می‎توان به وجود آورد. هنگامی که شما در زندگی ناراضی هستید ( موفقیت درونی ندارید)، یا آن چیزی را که می‎خواهید به آن دسترسی ندارید (موفقیت خارجی ندارید)، علت اصلی آنستکه آن چیزی را که به آن احتیاج دارید بدست نمی‎آورید. در بسیاری از موارد، قلب شما ممکن است باز باشد ولی شما در جهتی غلط نگاه می‎کنید. بعضی اوقات دیگر، ممکن است جهت دید شما صحیح باشد، ولی دریچه‎ی دل شما بسته است و نمی‎توانید عشقی را که روح شما به آن نیازمند است جذب کنید. با یاد گرفتن هرچه بیشتر این ویتامین‎های عشق، و اینکه به چه طریق می‎توان آنچه را که می‎خواهیم بدست آوریم، در می‎یابید که هم  اکنون، از نیروی لازمی که بتواند به خواب‎های شما جامه‎ی عمل بپو.شاند، برخوردارید.

هریک از این ویتامین‎های عشق، لازم است.

اگر لازمست که ما وجودی کلی داشته باشیم، به هر یک از این عشق‎های مختلف نیازمندیم. وگو اینکه هر یک از آنها آنقدر مهم است که دیگری. با این وجود، همواره در عمل چنین نیست. اگر بدن شما بیمار باشد، احتمال دارد که تنها یکی از ویتامین‌های بدن شما کاهش یافته باشد. در اینصورت، اگرچه همه‎ی ویتامین‎ها مهم‎اند، ولی آن ویتامینی که فاقد آنید اهمیتش برای سلامت شما بیشتر می‎شود. اگر شما شروع به مصرف ویتامین‎های مشابه آن کنید، سلامت شما بلافاصله به شما بازمی‎گردد.

به همان طریق، اگر شما یکی از ویتامین‎های عشقی را از دست بدهید، صرفنظر از اینکه چند نوع دیگر از ویتامین‎های عشق را بدست می‎آورید، خوشحال نخواهید بود. بهمین علت است که دستیابی به خوشحال بودن اینروزها آنقدر خریدار پیدا کرده است. بعضی از افراد هنگامی که دریچه قلب خود را بسوی خداوند می‎گشایند، کامیاب می‎شوند، و حال آنکه بعضی دیگر زمانی به کامیابی دسترسی پیدا می‎کنند که خودشان را دوست بدارند و مسئولیت بهتر زیستن را بعهده بگیرند. بعضی از مردم خوشحالی را در این یافته‎اند که رابطه‎یی دوست داشتنی با دیگران برقرار سازند و حال آنکه گروهی دیگر از افراد، بسر بردن بین دوستان و فامیل را بر هر لذت دیگری در زندگی ترجیح می‎دهند. بطور کلی، مردم ، هر یک بنحوی از انحاء دارای کمبودها و نقاط ضعف‌هایی که مربوط به احساسات آنهاست می‎باشند و بر پایه‎ی چیزهایی که فاقد آنند، به احتیاجات بیشتری از آن نوع عشق و محبت نیازمندند.

نیاز ما به عشق برحسب کمبودهایی که داریم مختلف است.

بعنوان مثال، هنگامی که یکنفر که در درک عشق به خداوند کمبودهای بسیار دارد وقتی در یک مراسم مذهبی با قلبی باز شرکت می‎جوید، تغییرات و تحولات بسیاری را در درون خود تجربه می‎کند. و چه بسا دیگرانی که در درک عشق بخداوند بیش از این شخص کمبود و نقصان داشته باشند، ممکن است حالت روحی و جذبه‎ی آنان در این محفل، بپایه‎ی فرد اول نرسد. ممکن است اینان دقایق جالبی را پشت سر بگذارند، و در آن مجلس احساس طراوت و کسب نیروی تازه‎یی به آنان دست دهد ولی آنان، در اندیشه‎های جدید فرو نمی‎روند. این حالت، با خوردن قابل مقایسه است. زمانی که یک فرد گرسنه به غذا دسترسی پیدا می‎کند، زیاده از حد خوشحال می‎شود و مزه غذا در دهانش بسیار لذت بخش است. عرضه کردن غذای بیشتر به فردی که بتازگی از خوردن یک غذای لذیذ دست کشیده است، سبب خوشحالی او نمی‎شود و به هیچ وجه این غذا به دهان وی مزه نمی‎دهد. زیاده از حد چیزهای خوب ، سرانجام، سبب بیحس کردن یا کرخت کردن توانایی ما در لذت بردن می‎شود. بجای آنکه بیشتر بخواهیم دلمان از هر چه غذاست زده می‎شود و از خیر خوردن می‎گذیم.

حمید، در زمره‎ی افرادی بود که خودش را وقف مسجد محلش کرده بود. سالیان دراز این کار را انجام داده بود. همسر داشت، خانواده داشت و کارش نیز بد نبود. به چهل سالگی که رسید کمی افسرده و ملول شد. به مشورت که رسید کاشف بعمل آمد که وی برای افسردگیش، خود را نیز مقصر می‎داند.

تصور می‎کرد حالا که خدا را یافته است باید خوشحال باشد. زندگی خود را وقف این کار کرده بود که خدمتکار خوبی برای خداوند باشد. علت افردگی و سرخوردگی خود را نمی‎دانست. از این جهت خود را مقصر می‎دانست که دیگر مانند اول کار که روح خود را در اختیار مسجد گذاشته بود دیگر آن خوشی و ارتباط گذشته را احساس نمی‎کرد.

پس از آنکه حمید به ویتامین‎های عشق واقف گشت، تشخیص داد که وی تاکنون کارهایی که جنبه‎ی شوخی و تفریح داشته باشد کمتر انجام داده است. می‎دانست که درباره ویتامین‎های (ف و خ3) اشکالاتی در کار وی وجود دارد. آنقدر دلش می‎خواست خوب باشد که به خودش فکر نمی‎کرد. بعبارت دیگر بخودش نمی‎رسید. آنقدر در وقف خود به خداوند جدی بود که وقت سر خاراندن یا لذت بردن از زندگی را نداشت.

برای آنکه خودش را از قید افسردگی برهاند، لازم بود کمی نظر خود را از خدمت به خداوند برگیرد و معطوف بخود کند. تصمیم گرفت زمانی کوتاه کار خود را رها کند و مرخصی بگیرد. اتومبیلی خرید و باتفاق همسر و فرزندانش عازم مسافرت شد. انجام کارهایی را شروع کرد که تا به حال چنان کارهایی را نکرده بود. هم خودش و هم همسرش، خواندن کتاب‎هایی را که درباره‎ی روابط جنسی نوشته شده بود آغاز کردند.

با توجهی که به خودش مبذول می‎داشت و بدون آنکه خودش را فی‌نفسه مقصر و نادم بشناسد، احساس آرامش بیشتری یافت. پس از دور بودن از مسئولیت‎های فعالانه‎ی جامعه‎ی روحانی که در آن عضویت داشت، سرانجام به خود آمد و در درون خود احساس رضایت و حمایت بیشتری یافت. لازم بود این نکته را درک کند که اختصاص دادن مدتی از زمان برای رسیدن بخود، بمنزله‎ی غافل ماندن از خداوند یا دوست نداشتن او نیست.

محبتی را که شما به آن نیازمندید همیشه در دسترس است.

روح شما آنقدر قدرت دارد تا محبتی را که به آن نیازمند است جذب کند، ولی مغز شما باید بتواند تشخیص دهد که احتیاجات شما چیست و قلب شما باید دریچه‎اش برای دریافت آن احتیاجات باز باشد. عشق و محبتی را که شما به آن احتیاج دارید همیشه موجود است. موقعیکه قلب شما آنچیزی را که در دسترس شما نیست طلب می‎کند، همواره شما در جهتی غلط نگاه می‎کنید. بیشتر اوقات، زمانی که شما آنچه را که می‎خواهید بدست نمی‎آورید، علت آنستکه شما می‎خواهید همه‎ی چیزها را از یک منبع بدست آورید. کوشش می‎کنید که با مصرف نمودن تنها یک نوع ویتامین، تعادل بدن خود را حفظ کنید. علامت هشدار شما در مورد استفاده‎ی غلط از ویتامین‎ها، اینست که شما بر آن باورید که نمی‎توانید به عشق و محبتی که به آن نیازمندید دسترسی پیدا کنید.

زمانی که آرزوهای قلبی شما برآورده نشده است، شما در جهتی غلط نگاه می‎کنید.

این موضوع درباره‎ی ازدواج بسیار صادق است. هنگامی که افراد ازدواج می‎کنند، معمولاً سایر ویتامین‌های عشقی خودشان را نادیده می‎گیرند. برای هر چیز کوچک در چهره‎ی شریک زندگی خود نگاه می‎کنند. چرا؟ برای اینکه در ابتدا، همه چیز جالب و دوست داشتنی است. هر دو احساسشان بر این استکه در بهشت زندگی می‎کنند. و چرا نه؟ هر دو نفر، کسی را یافته‎اند که قرار است در عشق، با او سهیم شود و نیاز به ویتامین «ر» را که هر دو تشنه‎ی آنند و برای روابط دوستانه و خالصانه، مشارکت در زندگی، و دلدادگی به آن احتیاج دارند در اختیار دیگری قرار دهد. بفوریت در آنان احساس رضایتی بوجود می‎آید که سایر احتیاجات را از یاد می‎برند.

این بهشتی که برای این دو نفر بوجود آمده است موقت و دیرپاست. در حالیکه شما مشغول بهره‎گیری از سهم بزرگی از ویتامین «ر» هستید، از سایر نیازمندیهای خود، یا بعبارت دیگر، از کمبودهای خود، غافل مانده‎اید. گو اینکه روح، به هر ده نوع ویتامین احتیاج دارد. قلب، قادر است خود را با دریافت یک ویتامین هر بار، تطبیق دهد. حتی اگر شما کمبودی از هر ده نوع ویتامین داشته باشید زمانی که به یکی از آنها دسترسی پیدا می‎کنید درست مثل این است که همه‎ی آنها را داشته‌اید.

روح، به هر ده نوع ویتامین نیازمند است ولی قلب می‎تواند هر زمان با یکی از آنها بسازد.

اگر شما کمبود ویتامین «ر» و سایر ویتامین‎ها را داشته باشید. خوشبختانه زمانی که سرگرم دریافت ویتامین «ر» هستید، متوجه سایر نیازهای عشقی و عاطفی خود نمی‎شوید. ولی، زمانی که با دریافت ویتامین «ر» سیرآب شدید متوجه خلائی که در اثر کمبود سایر ویتامینها در شما به وجود آمده است، خواهید شد.

همین موضوع است که این راز را برای ما افشا می‎کند که چرا این همه زوج، در دام عشق یکدیگر گرفتار می‎شوند و هنوز مدت زمانی از آن نگذشته است که از هم جدا می‎شوند. معمولاً ، برقراری ارتباط، لذات بخش و سعادت آفرین است . علت این است که ما موقتاً کمبودهای درونی خود را حس نمی‎کنیم. با طبیعت ذاتی و حقیقی خودمان ارتباط برقرار می‎کنیم و در اوج قرار می‎گیریم. به مجرد اینکه نیازهای ما در کسب ویتامین «ر» برطرف شد، همان ناراحتی و نارضایتی را احساس می‎کنیم که قبل از دلدادگی در خود سراغ داشتیم.

در این مرحله که گام گذاشتیم، دیگر محبت و عشق را احساس نمی‎کنیم. در مشکل فرو می‎مانیم. حالا همه چیز بدتر شده است. زیرا ما به اشتباه، نتیجه‎گیری می‎کنیم که مسئولیت این امر بعهده‎ی شریک ماست. بجای لذت بردن از حضور شریک زندگی خود، دلمان می‎خواهد یا خودش را عوض کند، یا اینکه ما تصمیم به عوض کردن او می‎گیریم. تماس با خواسته‎های قلبی خود را که دوست داشتن است، از دست می‎دهیم و در کوششهای خود برای برقراری ارتباطی بهتر با یکدیگر، متحیر و سرگردان می‎شویم. سرزنش‎ها نثار خود می‎کنیم و نه تنها از نیروی خود برای مقابله با وضعیت موجود کمک نمی‎گیریم بلکه شروع به اذیت و آزار یکدیگر می‎کنیم.

با یاد گرفتن این درس که چگونه می‎توانیم ویتامینهای عشقی خودمان را شناسایی کنیم، شما دیگر فریب نمی‎خورید که باندازه کافی عشق و محبت وجود داشته ولی از آن استفاده نشده است. اگر شما در راه رسیدن به خواسته‎های خودتان با موانعی روبرو شدید، می‎توانید نقطه‎ی تمرکز و نیز خود را تغییر دهید و بلافاصله شروع به دریافت حمایت راستینی که به آن نیازمندید کنید. با آگاهی از اینکه به کجا باید توجه داشت و چگونه به آنجا می‎توان رسید؟ درمی‎یابید که همواره می‎توان به عشقی که نیازمند آنید دسترسی پیدا کنید.