نسخه قابل چاپ
پر کردن مخازن ده گانهی عشق
اگر دیوار خانهی شما شروع به ترک خوردن یا شکستن کند، برای رفع مشکل ،ابتدا نظری به پی آن میاندازید. اگر گیاهی که در خانه دارید، برگش زرد شود یا این که به کلی پژمرده تبدیل گردد، برای آنکه زیبایی اولیه خود را بازدید، هیچگاه گیاه را رنگ نمی زنید . به جای اینکار به آن آب میدهید. بر همین منوال، زمانیکه ما شروع به پر کردن مخازن دهگانهی عشق خود نمودیم، بیشتر مشکلات ما، خودبخود برطرف میشوند. همینطور که کمکم به آنچه نیاز داریم دست مییابیم، شروع به برقراری ارتباط با آنکه واقعاً هستیم میکنیم.
برای بیشتر مشکلاتی که ما در زندگی خود داریم، راهحل آنها از اینجا شروع میشود که ما شروع به پر کردن پنج مخزن اولیه عشق خود کنیم. زمانی که در زندگی خود درمانده میشویم و راه پس و پیش نداریم، بغایت مفید است که تشخیص دهیم بیشتر احساسی که امروز داریم، وابسته به احساسی است که در کودکی داشتهایم. با تنفس دادن به خودمان در طول هفته، به منظور پر کردن مخازن عشق گذشتهی خود قادر خواهیم شد به پیش رویم و در تدارک آن نوع زندگی که در طلب آنیم باشیم.
همیشه خوبست که هر هفته کارهایی انجام دهیم که این مخازن همینطور پر باقی بماند. کافی نیست که ما فقط یکبار آنها را پر کنیم. آن عشق، باید همیشه به شما متصل باشد تا در هر مرحلهیی از حیات که به پیش میروید، یا هر موقعیتی که پیدا میکنید، بدانید که هستید. مبنای اینکه شما چه میخواهید و همواره با حقیقت وجود خود مربوط باشید، این است که مخازن عشق خود را پر نگاه دارید. اگر شما در باغچهی خانهی خودتان گل میپرورانید، یکبار آب دادن به گلها کافی نیست. برای آنکه ترو تازه و شاداب باقی بمانند باید بطور مرتب آنها را آب و غذا داد.
مخزن عشق اول
ویتامین خداوند «خ»
اولین مخزن عشق، عشق و حمایت خداوند است. هنگامی که ما این ویتامین را کم داریم، زندگی ما صرف تنازع میشود. سرانجام از این تقلا و کوشش خود خسته و ملول میشویم، زیرا فکر میکنیم که همهی کارها را خودمان باید انجام دهیم. برای آنکه این مخازن را پر کنیم، باید یک تماس دائمی با خداوند، یا بنحوی از انحاء رابطهیی روحانی، با کائنات داشته باشیم. باید این را بدانیم که در جهان هستی تنها نیستیم و نیروی برتری وجود دارد که به ما کمک میکند.
اگرچه مراقبه، یا “Meditation” یکی از مراسم مذهبی نیست، ولی روحانی است. حتی اگر فردی ملحد باشد، یا اینکه به هیچ یک از ادیان الهی وابستگی نداشته باشد، میتواند با مراقبهی مرتب و منظم، این نیاز اصلی را برطرف نماید. غالباً اتفاق میافتد که پس از برقراری ارتباط روحانی، این دستهی اخیر، فکرشان عوض میشود و بدنبال مذهبی میگردند تا در برقراری ارتباط با خداوند و جلب حمایت دیگران به آنان کمک شود. در فصل نهم کتاب تمرین جالبی از مراقبه را برای شما توضیح میدهم که برای پر کردن این مخزن عشق مفید است.
مخزن عشق دوم
ویتامین والدین «پ»
مخزن دوم عشق، عشق و حمایتی است که از طرف پدر و مادر به ما میرسد. زمانی که ما از دریافت این عشق محروم میشویم، تمایل به این داریم که با احساسی از شک و تردید، عدم کفایت و بیهودگی، که در درون ما نهفته است خود را عقب نگاه داریم. در حیات خود، با انواع و اقسام امواج عاطفی اخلالگر، و تنشها مواجه میشویم. همواره در این اندیشهایم که این، دنیا یا مشاغل ما است که این ناراحتیها را برای ما بوجود آورده است، غافل از اینکه سرچشمهی همهی اینها در درون ما است. تنها کاری که دنیای خارج میکند اینستکه دنیای درون ما را منعکس میکند.
بعنوان یک فرد بالغ، خوشبختانه دیگر لازم نیست که به پدر مادر، یا سرپرستان، برای بدست آوردن عشق بدون چون و چرائی که به آن نیازمندیم رو آوریم. بعضی از پدر و مادرها هیچگاه قادر نیستند که آن چیزی را که ما می خواهیم به ما بدهند و بسیاری از افراد به همین علت جان خود را از دست دادهاند. به عنوان یک فرد بالغ، ما خود میتوانیم مشخص کنیم که چه موقع به این کمک احتیاج داریم و یاد گیریم چگونه آنرا بخود دهیم.
زمانی که ما تجربهی عاطفی در دورهی حیات خود را به گونهای دوست داشتنی و صلح آمیز اداره نمیکنیم، این مخزنی است که باید آنرا پر کنیم. اگر اعتماد بنفس پیدا نکنیم، یا اینکه خوشحال نباشیم، این ، یکی از اولین جاهائیست که گذشتهی خود را با پر کردن این مخزن عشق، باید التیام بخشیم.
به زبان عملی، ملاقات پزشک یا روانکاو و امثال آن، مانند اجاره کردن والدین است. به شما گوش میدهند، شما را درک میکنند به شما عشقی بدون قید و شرط ارزانی میکنند. موقعی که این احتیاجات شما برآورده شد، میتوانید این حمایت را بخود منتقل کنید. همینطور که این مخزن شروع به پر شدن میکند، شما کشف میکنید که یا والدین حقیقی شما میزان حمایتشان از شما بیشتر میشود، یا اینکه سایر افرادی که در زندگی شما وارد شدهاند از این نوع حمایتهای بی قید و شرط شما را بیبهره نخواهند گذاشت.
اگر مراقبه و پیوند با خداوند مانند آب دادن به گلهای باغچه باشد، در اینصورت، التیام دادن گذشته، مانند عوض کردن خاک باغچه است. گیاه برای رشد به خاک مناسب نیازمند است. بسیاری از باورهایی که از ذگشته در مغز ما برجای مانده است، هنوز سبب توقف ما در شاهراه زندگیست. با تغییر این باورها که در سالهای اولیه حیات در ما ریشه دوانده است، قدمی اصلاحی در راه پیشرفت خود برمیداریم. صرفنظر از اینکه در دوران کودکی از چه نوع حمایتهایی برخوردار میشدهاید، حالا آن قدرت را کسب کردهاید که سرپرست و ولی خود باشید و احتیاجاتتان را برآورده کنید.
بخاطر دارم که در دارالتأدیبی در (سنت کوئنتین) تدریس میکردم. هیچگاه با افرادی طرف نشده بودم که آن قدر بطور کامل کمبود ویتامین «پ» داشته باشند. کلاس با نود نفر زندانی شروع شد و من سی و دو نفر داوطلب داشتم که مرا کمک کنند. داوطلبانی که مخزن اولیهی عشق آنان کاملاً پر بود، با بعضی از زندانیان، تمرین التیام بخشی را آغاز کردند.
زمانی که زندانیان با یکدیگر تمرین میکردند، فشار برای پیشرفت چندان زیاد نبود، ولی با داوطلبانی که قرار بود به من کمک کنند، پیشرفت در حد کمال بود. در آخر هفته، سی و دو نفر زندانی که تمام وقت کار کرده بودند، هر کدام به هم کمک میکردند. به وضوح مشخص بود که تمرینهای افرادی که بیشتر مزهی عشق را چشیدهاند و در طول حیات خود در این راه تجربهی بیشتری دارند، از سایرین بهتر و مؤثرتر است. آنقدر این افراد زندانی از گذشتههای خود و از عشق تهی و بی بهره بودند که نمیتوانستند با هم تمرین کنند.
روند این التیام بخشی دربارهی خود من این طور بود که من ترجیح داده بودم آنرا همراه با دیگران انجام دهم. قسمتی از این افراد، اشخاصی حرفهیی و بقیه، افرادی عادی بودند. این روش بسیار مؤثر بود، حتی تا این تاریخ من میتوانیم بسیاری از تمرینهایی که زندگی مرا تغییر داده است بیاد بیاورم. همیشه از آن لحظات تمرینهای التیام بخش سپاسگزارم. در فصل یازدهم این کتاب، به بعضی از آن تمرینات اشاره میکنم. این تمرینات را میتوان به تنهایی، با مشارکت همسر خود یا فردی دیگر در خانه ، در سالنهای ورزشی یا مکانهای دیگر انجام داد.
مخزن عشق سوم
ویتامین «ف»
مخزن عشق سوم، عشق و حمایت از طرف خانواده، دوستان، خوشی و تفریح است. هنگامی که زندگی شما بسیار جدی است و تفریح نمیکنید، کمبود ویتامین «ف» دارید. اگر روابط ابتدایی شما دستخوش انتقاد، سرزنش، یا ملالت و خستگی شده است. بعضی اوقات اگر نظر خود را معطوف به پر کردن این مخزن کنید. مشکلات بطور خودکار برطرف میشود. مخزن سوم را میتوان با بهرهگیری و لذت بردن در مصاحبت دوستان و خوش گذراندن پر کرد.
برای آنکه این مخزن پر نگاه داشته شود، لازم است ارتباط و دوستی قبلی خود را آبیاری و تغذیه کنیم. بعضی اوقات ممکن است لازم شود دوستان تازهیی انتخاب کنیم. انتخاب دوست تازه به ما کمک میکند تا قسمتهای جدیدی از وجود ما علنی شود که براستی ما که هستیم؟ دوستان دیرین، ما را کمک میکنند که دوست بداریم و خودمان را همان گونه که هستیم بپذیریم. هر دو دسته مورد نیازند.
بعضی اوقات مردم در شگفتند که چرا دوستان زیادی ندارند؟ جواب اینست که اینها هیچ وقت یاد نگرفتهاند که چگونه باید دوست بدست آورند؟ فرض اینان بر این است که ناگاه به طور خودکار فردی از راه میرسد که او را میپسندند و میخواهند دوست او باشند، یا اینکه انتظار دارند که دیگران بلافاصله آنها را دوست بدارند. زمانی که شما دوستی ندارید، با اولین کاری که برای دیگران میکنید، اولین دهش شما به دیگران شروع میشود و متعاقب آن دریافت عوض آن، کمکم یکدیگر را دوست خواهید داشت و رفیق میشوید.
اگر این کار برای شما مشکل است. بعضی اوقات راه حل اینست که سراغ مخازن قبلی خودتان بروید و آنها را پر کنید. هر موقع که ما در تحصیل آنچه که در طلب آنیم با مشکل مواجه میشویم. در جهتی غلط و عوضی نگاه میکنیم. با آزمایشی که از سایر مخازن بعمل میآورید، به این نتیجه میرسید که یکی از اینها بهتر از دیگران کار میکند. برای چی؟ برای اینکه این همان چیزی است که روح شما به آن نیازمند است.
این مفهوم، گویای این حقیقت است که بعضی از افراد، آنقدر در اطاقهای درمان انواع و اقسام پزشک حاضر میشوند تا بدانند کمبودشان چیست؟ و حال آنکه دیگران به این کارها نیاز ندارند. اگر اینان احساس بسیار زیادی به ویتامین «پ» یعنی والدین خود داشته باشند، آن درمان و تراپی، در حقیقت مؤثر است ولی اگر، اینان به ویتامین «ف» نیاز داشته باشند، آنوقت است که اگر با یکی از دوستان به تماشای مسابقهی فوتبال بروند، روحیهی آنان بالا میرود. خلاصه اینکه، بسیار مهم است که راههائی پیدا کنیم و هر یک از مخازن عشقی خود را پر کنیم. دوستی و وداد، به ما کمک میکند تا خودمان را آنطور که هستیم بپذیریم. برای آنکه این مودت را احساس کنیم، باید از اینکه خودمان باشیم، احساس امنیت کنیم و بتوانیم خودمان را بدون ترس از ریشخند دیگران به افراد بنمایانیم. سرحال بودن و شادی و تفریح کمک میکند تا این مخزن را پر کنیم. زمانیکه شما حس میکنید کسر اخلاق دارید شایسته است که بدیدن یک فیلم کمدی بروید و سهم بزرگی از ویتامین «ف» کسب کنید و اگر حقیقتاً نمیخواهید اینکار را بکنید، بعضی اوقات، همین نخواستن کاری است که باید انجام دهید. بعضی اوقات ما در برابر چیزهایی که به آنها احتیاج داریم مقاومت میورزیم، ولی موقعی که خود را داخل کردیم، احساس بهتری خواهیم داشت.
مخزن عشق چهارم
ویتامین «د»
چهارمین مخزن عشق، حمایت دوستان و همگان است. برای پر کردن این مخزن، ما باید در باشگاهی عضویت داشته باشیم یا گروهی را حمایت کنیم. اگر یک تیم ورزشی داشته باشیم یا در بعضی از رشتههای ورزشی فعالیت داشته باشیم، این هم راهی دیگر برای حمایت یافتن است. اگر در ازدواج، در کارهای بسیاری با همسر خود مشترک میشوید، بسیار اهمیت دارد که منافعی جدا از همسر خود داشته باشید. آن چیزی را که میخواهید آنرا با دیگران سهیم شوید باید به خودتان تعلق داشته باشد، زیرا ممکن است که این افراد الزاماً از دوستان نزدیک شما یا دوست فردی که شما با او ازدواج کردهاید، نباشند.
اگر شما ورشکارید، یکی از قویترین حمایتهای دستهجمعی این است که در بازی تیمی، که مورد علاقهی شماست شرکت کنید. بازی در استادیوم ورزشی به مراتب از مشاهدهی بازی در تلویزیون قویتر است گو اینکه مشاهدهی بازی که مورد علاقه شماست، از تلویزیون نیز مفید است. همین که احساس کنید که شما در میان تیم خودتان هستید، ارتباط شما با اعضای تیم و سایرین، واحدهای بسیاری از ویتامین «د» را در بدن شما تزریق میکند.
برای آنکه مخزن را پر کنید به محلهایی بروید که در آنجا دستههای زیادی از افراد اجتماع کردهاند،اگر به دیدن فیلمهای سینمائی علاقمندید، تنها از دیدن فیلم بر روی نوار ویدیو استفاده نکنید. به سالون سینما روید، یعنی همان جایی که سایر افراد علاقمند در آن محل مانند شما جمع شدهاند. برای بدست آوردن حمایت بیشتر، حتی بهتر است در اولین شبی که فیلم بر روی پردهی سینما نشان داده میشود آنرا تماشا کنید. هیجانش بیشتر است. افرادی که به طور جدی میخواهند آنجا باشند، آنجا هستند. این همان اشتیاق و نیروی متمرکزی است که مایلید در حول و حوش خود آنرا به بینید.
اگر به مذهب خاصی وابستهاید، در فعالیتهای دستهجمعی شرکت کنید. به کلیسا، مسجد یا کنشت روید. دستهجمعی نوای روحانی سر دهید یا دعا کنید. تجربه کردن این نوع حمایت گروهی و منظم، نه تنها ویتامین «خ» در اختیار ما میگذارد بلکه کمبودهای ما به ویتامین «د» را نیز جبران میکند و ما به حد وفور از آن بهرهمند میشویم.
اگر به شنیدن صدای خوانندهی محبوب خود علاقمندید به کنسرت روید، بگذارید روح شما با نیروئی که از ویتامین «د» کسب میکند تغذیه شود. چه لذت بخش است رفتن به کنسرتی که شما را به عالم نوجوانی خودتان بازمیگرداند. نه فقط در آنجا افرادی جمع شدهاند که مانند شما از صدای موزیک دلخواه خود لذت میبرند، بلکه این موزیک همان نغمهیی است که از جوانی به گوش شما آشناست. و البته، این در صورتی است که سن شما در حال حاضر بیش از چهل سال باشد. نغمه یا ترانهیی که شما در نوجوانی آنرا شنیدهاید، محرک نیرومندی است که در شما، احساسی از نیروی دوران نوجوانی خودتان را برمیانگیزد.
هر موقع که شما مشغول پر کردن یکی از مخازن عشق هستید، آن قسمت از وجود خود را که مشخص میکند که هستید، بیدار میکنید و شروع به بهرهگیری از نیروی آن مرحلهی بخصوص میکنید. با بیدار کردن دوران نوجوانی شما، به امواج خروشان علاقه، انرژی و زنده دلی برای پیشرفت در زندگی، دست خواهید یافت.
چنانچه مشکلاتی وجود داشته باشد که بدست و پنجه نرم کردن با آنها نیاز باشد، به جلسات افرادی قدم گذارید که همین مشکلات را در گذشته داشتهاند. برنامهی دوازده مرحلهیی رفع اعتیاد برای معتادان، نمونهیی از بهترین منبع برای این ویتامین است.
مخزن عشق پنجم
ویتامین «خ2»
مخزن عشق پنجم، خود دوست داشتن است. برای آنکه این مخرن را پر کنید باید مطمئن گردید که حق تقدم با شماست. باید رئیس زندگی خودتان باشید. باید از خود سؤال کنید که چه میخواهید و بعداً بدنبال آن روید.
اگر از خود سؤال کنید که چه میخواهی و جواب آمد که دلتان میخواهد دیگران را خوشحال سازید، هنوز به کنه موضوع پی نبردهاید. چیزی که شما میخواهید این است که چه چیزی (شما) میخواهید. ببینید خودتان چه چیزی کم دارید. چه چیز دیگری است که شما کمبود دارید؟ با دیگران کار نداشته باشید.
مطمئناً شما میخواهید دیگران خوشحال باشند. ولی آن موضوع ارتباطی به این مخزن ندارد. چه چیزی سوای آنکه دیگران را خوشحال میکند شما را خوشحال میکند؟ چه چیزی شما را به اصطلاح سرحال میآورد یا شارژ میکند؟ چه چیزی برای شما خوب است تا این مخزن را پر کنید؟ به جاهایی بروید که فکر میکنید در آنجاها چیزی را که میخواهید میتوانید سؤال کنید و چیزی را که نمیخواهید میتوانید رد کنید و جواب نه بدهید.
برای آنکه خودتان را دوست داشته باشید، بخود اجازه دهید که بعضی چیزها را تجربه کنید.
از مردمی که روزانه با آنان در تماسید دوری گزینید تا آزاد شوید. انتخابهای تازهیی داشته باشید که مآلاً طرز رفتار شما را تغییر میدهد. بخودتان آزادی دهید کارهائی را انجام دهید که تا بحال در عمر خود چنین کارهایی نکرده بودهاید. جایی بروید که دیگر هیچوقت به آنجا قدم نخواهید گذاشت تا اگر دسته گلی در آن محل به آب دادید اشکال نداشته باشد، زیرا در آن محل کسی شما را نمیشناسد و شما نیز دیگر به آنجا برنمیگردید.
بیشتر اوقات، ما خود را عقب نگاه میداریم زیرا از برداشت دیگران نسبت به خودمان در اندیشهایم. میخواهیم کارهائی انجام دهیم ولی آن کارها را نمیکنیم زیرا اگر اشتباه کنیم برای همیشه به ما اخطار میشود. از طرفی، بودن در اطراف افرادی جدید، باب تازهیی میگشاید و این جماعت میخواهند بدانند شما که هستید؟ هر موقع که شما با افراد مختلف و جدید سهیم میشوید، قسمت جدیدی از این حقیقت یا سؤال که شما که هستید در اذهان اطرافیان قوت میگیرد و رو میشود.
بودن در حول و حوش افراد مختلف همواره جزیی جدید از شما را برملا می کند.
برای پیدا کردن موفقتیت خارجی و خوشحال بودن همواره با آنچه میخواهید، در تماس باقی بمانید هدفهای خود را هر روز مشخص کنید. تصور کنید به رستورانی میروید ولی دستورغذا نمیدهید. گارسون، یا پیشخدمت رستوران از شما سؤال می کند چه می خواهید؟ و شما باو جواب میدهید (هرچه دارید). مگر آنکه شما شانس بیاورید والا هرچه در بساط دارید برای شما میآورد.
برای آنکه این مخزن را پر نگاهدارید، چند دقیقه وقت روزانهی خود را صرف اینکار کنید و بازتاب فکری خود را بر روی آنچه میخواهید تمرکز دهید. بعد از آن قصد خودتان را مشخص کنید. با اطمینان یافتن از اینکه طرح برنامهی روزانه خودتان را ریختهاید، هیچوقت تهماندههای دنیا نصیب شما نخواهد شد.
مخزن عشق ششم
ویتامین «ر»
ششمین مخزن عشق، روابط، مشارکت و تخیلات است. برای پر کردن این مخزن، باید مطمئن باشید که وجود خود را با فرد دیگری تقسیم کرده و دراین کار با هم شریکید. از بعضی از جهات به آن فرد متکی هستید و آن شخص، بر شما.
در بیشتر اوقات، این نیاز با دوست داشتن، سرسپردگی، تعهد روابط جنسی، اقناع میشود. برای آنکه خودمان را با دیگران صمیمانه قسمت کنیم بیشتر افراد به این نیاز دارند که …… رشد کنند و به هم خو بگیرند. برای زن مشکل است که بلافاصله با مردی خو بگیرد. معمولاً به مدت زمانی نیاز دارد تا این حس در او تقویت شود که قبل از آنکه این عشق در دل او خانه کند، او را بطور کامل شناخته است. برعکس مرد حاضر است بعضی از اوقات خود را بلافاصله قسمت کند. با وجود این، برای آنکه اینکار تداوم داشته باشد، باید مرحلهی دلدادگی را گذرانده باشد.
ویتامین «ر» میتواند از هر مشارکت عشقی که با بده و بستان عشقی است، بوجود آید.
اگر شما متأهل نیستید و در بند ……. مهم است که به برقراری این ارتباط جهد کنید تا این مخزن پر شود. پیدا کردن فردی که علاقمندید با وی ارتباط داشته باشید و پیوند زناشویی ببندید، به زمان احتیاج دارد. تنها کاری که لازم است قرار ملاقات است و کاری نداشته باشید که آیا این فرد در حد کمال و منحصر بفرد است یا نه؟ این نکتهی اخیر در مورد افرادی که میخواهند با بهترینها ازدواج کنند صادق است و بهمین جهت مواجه با عقب گرد میشوند.
اگر شما فرد مناسبی را پیدا نمیکنید، به این علت است که حتماً لازم است بعضی از مخازن اولیهی خودتان را پر کنید. برهمین قیاس، اگر شما با فردی در ارتباطید، پس از گذشت مدتی از زمان، عشق شما به آن شخص متوقف میشود مگر آنکه زمانی دیگر را به پر کردن سایر مخازنی که سطح آنها پائین رفته است اختصاص دهید.
اگر فرد مورد نظر خود را پیدا نمیکنید حتماً شما در جهتی عوضی نگاه میکنید.
زمانی که دانشآموز آمادگی دارد، سرو کلهی معلم پیدا میشود. زمانیکه سؤال میکنید، جواب به دنبالش میآید. وقتی که شما آماده برای ملاقات و برقراری ارتباط هستید، آن فرد کاملی که در نظر دارید خودبخود پیدا میشود. اگر امیدی به این کار ندارید، آن فرد کامل، بندرت سرو کلهاش پیدا میشود. این خصلت «سراپا نیاز داشتن» را ترک کنید. در اینصورت، به ترسیم چهرهی شریک مناسبی برای خود موفق میشوید.
باید این را به خاطر بسپارید که معشوقهها و دلبران هیچ گاه در حد کمال نیستند. با وجود این ممکن است استثنائاً برای شما مناسب باشند و چون رابطهی عمیقی بین شما به وجود آمده است، میتوانید با دوست داشتن آنان بلافاصله با حقیقت خود در ارتباط باشید. این صحیح نیست که تصور شود که تنها یک دلبر شما را کفایت میکند، هزاران نفر از افرادی وجود دارند که شما میتوانید آنانرا در زندگی خود مشارکت دهید. معشوقه، یکی از آنهاست.
معشوقه، هیچگاه بی عیب نیست، ولی برای آنکه شریک زندگی شما باشد ممکن است برای شما کامل باشد.
در گذشته افرادی وجود داشتند که برای زنده ماندن معشوقه اختیار میکردند. مهارتهای ارتباطی که به کار برده میشد و با آن ها خود را سرپا نگاه میداشتند، نه فقط به منظور محبت و عشق ورزی، بلکه بیشتر برای بوجود آوردن امنیت بود. برای آنکه بدانید در این دوره از برقراری ارتباط در طلب چه چیزی هستید، لازم است شگردهای ارتباطی نوین را فراگیرید.
فیلمهای سینمایی میتوانند طعم و مزهی رومانسی، که روح ما بدنبال آن است به ما بدهد ولی نشان نمیدهد که چگونه میتوانیم به آن دسترسی پیدا کنیم؟ برای آنکه ما به یک عشق پایانناپذیر دسترسی پیدا کنیم باید …. نوین را فراگیریم. خیلی مهم است که بدانیم رومانس، حتی اگر ما سایر مخازن خود را پر و لبریز کرده باشیم. خود کار نیست اگر ما بنحوی فعال در بوجود آوردن فرصتها برای بارور شدن رومانس، نکوشیم، موفق نخواهیم شد. تمام کتابهایی که دربارهی سیارهی مریخ و مشتری نوشته شده است، همه اشاره به آموختن روشهای جدید برای خلق محبت لایزال کردهاند.
نه تنها رومانس، به آرزوهای قلبی ما جامهی عمل میپوشاند، بلکه کمک میکند که در …… مادی موفقتر باشیم.
هنگامی که در خانه، عشق و محبت وجود دارد این عشق و علاقه ……. تعبیر و تفسیر میشود.
تمام روشها و فنونی که برای خلق بیشترینها در دنیای خارج بکار برده میشود به این احتیاج دارد که ما با احساسات و تمایلات خود در تماس باشیم. اگر ما تمایلات جنسی خود را پایمال یا اینکه کرخت و بیحس کنیم، مقدار بسیار زیادی نیرو را در زندگی خود به دور ریختهایم. برای آنکه شما به تمام خواستههای خود جامهی عمل بپوشانید، باید با درون خود در تماس باشید و پویایی نیز داشته باشید.
مخزن عشق هفتم
ویتامین «ر»
مخزن شماره هفت، مخزنی است که بدون هیچ گونه قید و شرطی، عشق و محبت شما را به فردی که دوست دارید و تحت حمایت شماست، ارزانی میدارد. مسئول نیازهای دیگران بودن یک نیاز ضروری و واجب است. پس از رسیدن به سن سی و پنج سالگی ما نمیتوانیم به پیشرفت خود ادامه دهیم، مگر آنکه فرصتهایی را برای خود بوجود آوریم که از این طریق عشق بدون قید و شرط خود را به دیگران منتقل کنیم.
برای پر کردن مخزن هفتم، ا حتیاج داریم که از بچهها و پس از آن، از نوهها مواظبت کنیم. اگر خودمان نوه نداریم، دراین صورت لازم است محبت قلبی خود را در اختیار دیگران گذاریم حتماً لازم است که ما در برابر کسی که او را دوست داشته و از او مواظبت میکنیم خود را مسئول بدانیم. با این عشق ویژه، میتوانیم کمکم «از خود گذشتگی» را یاد بگیریم و به آن چیزهایی که برای دیگران میخواهیم جامهی عمل بپوشانیم.
این عشق بدون قید و شرط و حمایت، رابطهی طبیعی و منطقی بین فرزند و والدین است. رابطهی بین زن و شوهرها رابطهیی دل پسند و ایدهآل نیست. این نوع ارتباط، زنان را از اینکه در مورد همسران خود قید و شرط را کنار گذارند، گمراه میکند. هنگامی که در مقابل آنچه که باید درعوض بگیرند از خود مقاومت نشان میدهند، برای این احساسی که در آنان به وجود آمده است، احساس گناه میکنند.
زمانی افراد از خود مقاومت نشان میدهند که متوجه شوند کمتر از آنچه که میدهند از طرف مقابلعوض میگیرند. اگر ما اجازه نداریم که این طرز تفکر را داشته باشیم دلیلی ندارد که دادن را متوقف کنیم و در انتظار گرفتن بمانیم.
در صورتی که دریافت مردم کمتر از مقداری باشد که میدهند، در آن صورت از خود مقاومت نشان میدهند.
شک نیست که عشق و محبت بدون قید و شرط در حد کم آن پسندیده و خوب است. با این وجود باز هم مشروط است. تنها برای مدت محدودی بدون آنکه عوض بگیرید میتوانید دست بده داشته باشید. آنهم با این تفاهم که سرانجام روزی نوبت دریافت شما فرا خواهد رسید. این دریافت نباید سالها طول بکشید، والا یکروز صبح که از خواب بیدار میشوید حس میکنید که وجودتان خالی، بی میل، و بسته است. دیگر چیزی برای دادن ندارید. بطور ایدهآل، هدف ما اینست که شش مخزن اول را پر از عشق کنیم سپس ، آنرا برای فرزندان خود لبریز کنیم. اگر ما فرزندی از خود نداشته باشیم، آنوقت است که اشتباهاً آنرا بدون قید و شرط صرف روابط دوستانه میکنیم و به دنبال آن در خشم و غضب فرو میرویم. بدون داشتن فرزند چه بسا امکان دارد که ما، در رابطهیی که وجود دارد اخلال کنیم یا اینکه که، با افراط در ابراز عشق و محبت به شریک زندگی خودمان، با او مانند یک طفل رفتار کنیم.
تنها در یک صورت است که ما میتوانیم بدون هیچ گونه قید و شرطی دست بده داشته باشیم و آن هنگامی است که مخازن ما پر، و خودمان در حال لبریز شدنیم. در این روند رشد و توسعه، این ایدهآلترین چالش است. رسیدن به امور یک خواهرزاده یا برادرزادهی نادار، درد ما را دوا نمیکند و تشفی نمیبخشد. البته این کار بسیار خوبی است، ولی اگر ما بین سی و پنج، و چهل و دو سال داشته باشیم احتیاج به آن داریم که عمیقاً مسئولیت یک نفر یا یک موجود زندهیی را به عهده داشته باشیم. یک جانشین خوب برای اینکار داشتن حیوانات خانگی، یا رسیدگی به باغچه منزل است. گیاهان نیز مانند یک موجود زنده به شما نیازمندند. اگر ما فرزند داریم، همینطور که رشد میکنند و جلو میروند، باید کمکم به فکر چیز دیگری به عنوان علیالبدل آنان باشیم، زیرا بالاخره روزی فرا میرسد که باید جای آنانرا پر کنیم. محققاً برای اینکار نوهها بهترین کاندیدا هستند. با احساس کردن مسئولیت و دادن عشق بدون قید و شرط به دیگران، روح شما تقویت میشود.
مخزن عشق هشتم
ویتامین اجتماعی «الف»
مخزن شمارهی هشت، پس دادن دین شما به اجتماع است. با کمکی که شما به دنیای محلی خود میکنید، میتوانید آنرا به محلی بهتر و زیباتر تبدیل کنید. این، مطلوبترین وقتی است که شما میتوانید این کار داوطلبانه را برعهده بگیرید و به آنهایی که مستقیماً با شما در ارتباط نیستند کمک کنید. هر نوع طرحی که طبقهی بیبضاعت را کمک کند یا اینکه مدرسه، کتابخانه، و امثال آن ساخته شود، یا به محیط زیست کمک شود، به شما کمک میکند.
در این مرحله از حیات، لازمست ما برای کمکرسانی به دیگران اندیشه کنیم. هدیه و سوغاتی که در زندگی نصیب ما شده است، باید با اجتماع خود قسمت کنیم. برای آنکه این مخزن پر شود نگاه کنید ببینید از چه راهی میتوانید بعضی از چیزهایی را که دریافت کردهاید به اجتماع خود مسترد کنید.
هدایایی که در طول حیات به ما رسیده است باید در همین دنیا با دیگران قسمت کنیم.
این دوره از حیات، زمانی است که ما باید تا حد امکان وقت و پول خود را به بنگاههای خیریه و سایر سازمانهای ارزشمندی که به اجتماع ما کمک میکنند ببخشیم. با کشیدن خود در این راه، روح خود را از طریق سخاوتی که به خرج میدهید،منبسط و شاد میکنید. در حین کار و در این روند بزرگ منشاء، خانواده خود را از یاد نبرید. این نوع دادنها، آن قدر مار ا خشنود و راضی میکند که سایر افرادی را که دوست میداریم، از یاد میبریم، سرانجام، اگر ما خودمان را از این راه تغذیه نکنیم، و به پر کردن سایر مخازن خود نپردازیم، زندگی ما، زرق و برق درخشندگی خود را ازدست میدهد.
مخزن عشق نهم
ویتامین «ج»
مخزن نهم عشق، اختصاص به جهانی که در آن هستیم دارد. میشود گفت که این مخزن دنبالهی مخزن هشتم است. در این مراحله لازمست که ما افقهای دید خودمان را توسعه دهیم و از محدودهی اجتماعی که در آن زندگی میکنیم، از نژاد و فرهنگ خود، خود را فراتر بکشیم. زمانیست که باید با آنانکه رسوم و آدابی جز ما دارند و سابقهی تاریخی آنان با ما مختلف است محشور شویم و درهم آمیزیم.
زمانی است که باید وقت بیشتری برای تعیین خط مشی و سیاستی که برای کشور شما و سایر قسمتهای جهان ایدهآل و مطلوب است صرف کنید. ممکن است در نظر بگیرید که به کاندیدای مورد علاقهی خودتان کمک کنید تا به پارلمان راه یابد، یا اینکه خودتان را برای این کار نامزد کنید و در مبارزات سیاسی داخل شوید. برای آنکه این مخزن عشق پر شود، ممکن است ایجاب کند که شما در بعضی ازمسائل جهانی وارد و با دیگران در حل این مشکلات همکاری کنید.
از مغز و نیروی خود نه تنها برای خود و خانواده ی خود استفاده کنید بلکه آنرا بنحوی از انحاء در دسترسی جهانیان بگذارید.
باز این یک زمان ایده آل و مناسب است که شما به مسافرت بروید، دنیا را ببینید و نور باطنی خود را با سایر مردم قسم کنید. هر چه میتوانید ….. . اگر شما مرزهای خود را توسعه ندهید، رشد نمیکنید. جهانگردی، قسمتهای جدیدی از شما را برای خودتان رقم میزند و شما را جوان نگاه میدارد. زمان بسیار مناسب و مساعدی است که به مسافرتهای دوردست روید و ماجراهای منحصر به فردیکه برای شما اتفاق افتاده است برای همسر، فرزندان، و نوهها و دوستان تعریف کنید.
جهانگردی ، قسمتهایی از وجود شما را که ناشناخته بود به شما میشناساند و شما را جوان نگاه میدارد.
این زمان، زمانی است که ممکن است شما در شغل و حرفهی خود موفق و کامیاب گردید. هنگامی که شما در درون خود پر، و مالامال هستید و قادرید که سهم خود به دنیا را بپردازید، موفقییتهای شما به نحو چشمگیری افزایش مییابد. هرچه بیشتر برای دیگران کار انجام دهید، و فرض را بر این بگذارید که از بازپرداخت خبری نیست، نیروهای بیشتری را که به آن نیازمندید جذب میکنید.
یکی از پژوهشها نشان میدهد که مردان، بزرگترین موفقیتهای خود را بین چهل و چهار، تا پنجاه و شش سالگی به دست آوردهاند. در این زمان، مرد قادر است آزادانه نسبت به نیازهای دیگران اندیشه کند. در نتیجه، نه تنها مردم به او اعتماد و اطمینان بیشتری پیدا میکنند، بلکه وی با بینش و اشراقی که بدست آورده است، میتواند به انتخابهای صحیح دست بزند. پیر شدن، یعنی بیشتر بدست آوردن، نه کمتر.
مخزن عشق دهم
ویتامین «خ 10»
مخزن عشق شمارهی ده، خدمت به خداوند است. زمانی که ما به این جهان چشم میگشاییم، خداوند از ما مواظبت میکند. همینطور که رشد میکنیم و درون خود را پر میکنیم، بتدریج میتوانیم همهی آنها را پس دهیم. در این نقطه، ما آزادیم که خود را به خدمت خداوند درآوریم. همین طور که مشغول پر کردن این مخزنیم، بطور خودکار و به حقیقت طبق خواستههای او عمل میکنیم و این زمانی است که ما میتوانیم بیشترین تماس را با جهان داشته باشیم. در حدود سن پنجاه و شش سالگی است که ما کاملاً آماده برای انجام کارهایی خواهیم بود که برای آنها به این دنیا آمدهایم.
این، همان زمانیست که ما به بالاترین افتخار در حیات خود نائل شدهایم. زمانی است که میتوانیم با نیرومندترین قدرتها و موهبتهای خودمان در تماس باشیم. زمانیست که یاد گرفتهایم چگونه مخازن عشقی خودمان را پر کنیم و از حداکثر پتانسیل خود استفاده کنیم. محققاً قبل از این زمان نیز میتوانیم نظری اجمالی از زمان داشته باشیم، ولی مادام که سایر مخازن دیگر خودمان را پر نکرده و رشد لازم پیدا نکردهایم، اینکار بطور کامل برای ما میسر نیست. چه بسا افرادی که فوراً به این سن رسیده و بیمار میشوند زیرا که اینان قادر به دست و پنجه نرم کردنیهای حیات نیستند. سایر مخازن اینان بسیار خالی است و همین امر سبب میشود نتوانند از تمام مخازن عشق خود استفاده کنند.
بسیاری از مردم در این زمان بلافاصله پیر و بیمار میشوند زیرا اینان یارای مقابله ندارند.
هنگامی که شما پنجاه و شش ساله میشوید، راهی که برای پر کردن این مخزن در پیش روی شماست اینست که خواستههای خود را کاملاً در اختیار و تحت اراده خداوند قرار دهید. گو اینکه ممکن است شما این کار را هنگامی که جوانتر بودید کرده باشید، با این وجود در این سن که وارد شدید میتوانید این کار را بکنید و به پر کردن سایر مخازن عشقی خود بپردازید.
این زمان، زمانیست که شما بطور کامل شکوفا میشوید. مطمئن گردید که شما آماده برای لذت بردن از آن هستید. اگر شما هنوز آمادگی نداشته باشید، حداقل این را میدانید که چگونه باید به عقب برگردید و مخازن خود را به موازات پیگیری خواستههای خود، پر نگهدارید. همینگونه که از این مرحله لذت میبرید، بیشتر و بیشتر حس میکنید که شما کسی هستید که همه چیز دارید. بالاترین لذتی که به شما دست میدهد اینست که خدمت میکنید. کلمات من، شما ، او ، و ما، در یک قدرت مافوق که متعلق به خداوند است خلاصه شده است. زندگی، به شکل رودخانهیی از نرو و عشق خداوند درخواهد آمد که در حالتی آرام و بی سرو صدا، و با شتابی هرچه تمامتر به سوی شما در حرکت است. شما به صورت کانالی از رحمت و فیض خداوند برای همهی آنهایی که ملاقات میکنید درخواهید آمد.
رهبری کردن یک زندگی سرشار و غنی از عشق نه تنها امکان پذیر است، بلکه از وظایف ماست. خداوند میخواهد که شما این کار را تا آنجا که میتوانید انجام دهید. ادامه دادن این کار، از این نقطهنظر که شما به آنچه که میخواهید دست یابید و ضمناً ده مخزن عشقی خود را نیز پر کنید، به راهنمائی نیازمند است که به موقع به شما داده خواهد شد. کاری که قرار است انجام دهید ، هدفی الهی دارد زیرا قرار است که شما دنیای دیگری بسازید.
مقاله ای از دکتر جان گوی
ترجمه مرتضی مدنی نژاد
