نسخه قابل چاپ
ان.ال.پی و کنترل وزن
Swish Pantern
چگونه با سویشینگ و سایر شگردهای ان.ال.پی میتوان از پرخوری جلوگیرد کرد؟
وسوسه وسواس:
وسوسهها و وسواسها از یک خانواده هستند و از نوعی اجبار درونی حکایت میکنند. مثلاً بعضیها هر وقت تابلویی را ببینند که کج نصب شده است اصرار دارند که هر چه زودتر آن را صاف کنند، حتی اگر به عنوان میهمان به خانه شما آمده باشند.
بعضیها هم به بعضی از خوارکیها حساسیت دارند و هر جا که آن نوع خوراکی را ببینند، عاملی درونی آنان را وا میدارد که آن را نوش جان کنند. اگکر هم آن نوع خوراکی در دسترس نباشد، ناچارند بروند و آن را بخرند. به عنوان مثال ممکن است کسی به پسته (یا نان خامهای، شکلات، بستنی و …) بیش از حد علاقهمند باشد. این شخص، اگر با پسته وسوسه شود وقتی به ظرف آجیل نگاه میکند فقط پستههایش را میبیند و اگر بعضی ملاحظهها در کار نباشد، تقریباً به پستهها حمله ور میشود و تا مقدار قابل ملاحظهای پسته را صرف نکند آرام نمیگیرد.
معمولاً وسواسها را به دو دسته: وسواس عملی و وسواس فکری تقسیم میکنند. اغلب روان پزشکان سعی دارند تا وسواس رابه شیوه دارو درمانی مداوا کنند. اما ان.ال.پی هم برای خود شیوههایی دارد. در این رشته از مقالهها سعی میشود بی توجه به هر نوع تقسیم بندی و با زبان ساده شیوههای بی ضرری آموزش داده شود که اگر مؤثر واقع شود اثر آن همیشگی است.
ان.ال.پی و عادت پرخوری:
همانطور که گفته شد بعضی از پرخوریها ناشی از نوعی وسوسه درونی نسبت به خوراکیهای معین است. یعنی مثلاً نان شیرینی شخص را وسوسه میکند، در حالی که آن شخص، اضافه وزن دارد و ممکن است طبق تشخیص پزشک، خوردن خوراکیهای چرب و شیرین بر چاقی او بیفزاید.
خوانندگان دقیقی که مطالب مربوط به ان.ال.پی را دنبال کردهاند قطعاً متوجه شدهاند که اعتیاد به سیگار نیز میتواند نوعی وسواس تلقی شود، زیرا فرد سیگاری معمولاً به کشیدن سیگار وسوسه میشود به طوری که نمیتواند در مقابل آن وسوسه مقاومت کند.
پس همنا طور که با شیوه معروف به سویشینگ میتوان سیگار را ترک کرد، میتوان برای مقابله با سایر وسواسها هم از همین شیوه استفاده کرد. روش ترک سیگار را در شمارههای اخیر تشریح کردهایم. در این جا نیز برای مقابله با وسوسه خوراکی از « حالت پایه » و « حالت مطلوب » استفاده میکنیم.
در حالت پایه شخص در برابر خوراک مورد علاقه است، در حالی که میداند آن غذا برایش خوب نیست. در حالت مطلوبف شخص خود را در حالت تناسب اندام و زیبایی کامل، ظاهر خوب و لباس شیک در نظر میآورد که مورد توجه دیگران است. این تصویر نمایانگر این است که شخص بر وسوسههای خود غلبه کرده است و دیگر خوراکی مورد نظر برایش مهم نیست. تصویر پایه به صورت « خود احساس » و تصویر مطلوب به صورت « دیگر احساس » مجسم میشود. حالت جایگزینی که موجب تداعی میشود نیز با صدای خاصی (سویش، فوت، ویژ، …) تأمین میگردد. چون در شماره پیش، این شیوه به طور مشروح بیان شده است لذا توضیح بیشتر لزومی ندارد.
شیوههای دیگر:
در ان.ال.پی برای ایجاد یک تغییر معین میتوان از شیوههای گوناگونی استفاده کرد. به عنوان نمونه برای مقابله با وسوسه خوراک به دو شیوه دیگر اشاره میکنیم.
یکی از این شیوهها تغییر رمز کیفیهای فرعی است. این شیوه خصوصاً در مورد وسوسه نان شیرینی در شماره ۱۵۲ همین نشریه به تفصیل توضیح داده شده است. فقط به اختصار اشاره میشود که ابتدا نوعی خوراکی که شخص نسبت به آن علاقه خاصی نداشته باشد در نظر گرفته و کیفیتهای فرعی تصویر آن یادداشت میشود. سپس تصویر شیء مورد علاقه (مثلاًً نان خامهای) مجسم و کیفیتهای فرعی آن تغییر داده میشود تا حتی الامکان به شیء قبلی شبیه شود. اما راه دیگری هم وجود دارد که مخصوص وسواس نسبت به خوراکیهاست و چون تاکنون به این طریقه اشارهای نشده است لذا این روش را با تفصیل بیشتری توضیح میدهیم.
شیوه اصلی:
برای درک بهتر این شیوه صحنهای را مجسم کنید که استاد ان.ال.پی در کلاس درس برای آموزش دانشجویان سعی میکند این شیوه را عملاً نشان دهد. دانشجویان قبلاً در گروههای دو نفری سعی کردهاند موارد وسواس یکدیگر را مشخص و مهمترین کیفیت فرعی را که باعث وسوسه میشود معین کنند.
استاد: میخواهیم نحوه رفع وسواس را نشان دهیم. آیا کسی هست که وسواسی داشته باشد و بخواهد از شر آن خلاص شود؟
دانشجو: بله من.
استاد: بیایید بالای صحنه. به چه چیزی وسواس دارید؟
دانشجو: من عاشق پستهام. حرفش را که بزنید دهنم آب میافتد.
استاد: خوب، چه میکنید که هوس پسته به سرتان میزند؟ این را که حتماً تمرین کردهاید. بله؟ (دانشجو آهی میکشد و نگاهش متوجه بالا میشود) چیزی را میبیند. درست است؟ چه تغییری در تصویر میدهید که میلتان به پسته زیاد میشود؟
دانشجو: تصویر در نظرم دقیق و دقیقتر میشود.
استاد: و ظاهراً عامل اصلی همین است. آیا طرف مقابلتان کیفیتهای فرعی دیگر را هم آزمایش کرد؟
یکی از دانشجویان: بله، او را واداشتیم که تصویر یکی از پستهها را بزرگ کند و نزدیک بیاورد و این خیلی مؤثر بود.
استاد: صحیح. شما به سه کیفیت اشاره کردید: دقیق بودن، بزرگ بودن و نزدیک بودن. اکنون میخواهیم بدانیم که کدام تغییر از همه مؤثرتر است. در ابتدا چه تصویری را در نظر میآورید، یک ظرف پسته، یا فقط یک دانه؟
دانشجو: یک بشقاب پر.
استاد: بسیار خوب، یک بشقاب پر از پسته.
حالا فقط به یکی از آنها توجه کن و آن پسته را نزدیکتر بیاور … بله، قیافه تو نشان میدهد که نسبت به آن واکنش شدید داری. اکنون تصویر را دوباره عقب ببر و بعد ظرف را بزرگ کن و ببین واکنشت چیست.
دانشجو: عجیب است … فرق زیادی نمیکند.
استاد: بسیار خوب، حالا فرض کن تمام بشقاب از جا حرکت میکند و به سوی تو میآید.
دانشجو: وقتی این کار را میکنم حتی بوی پستهها را هم حس میکنم.
استاد: بوی پسته برای ما مهم نیست. آیا با این کار میل توبه پستهها بیشتر میشود یا نه؟
دانشجو: نه، آنهارا بیشتر نمیخواهم.
استاد: پس زوم کردن یکی از پستهها پستهها در تو وسوسه شدید ایجاد میکند. درست است؟
آنچه خواندید یک گزارش واقعی از یک کارگاه ان.ال.پی مربوط به چند سال پیش بود. استاد مورد اشاره آقای استیو آندریاس نویسنده کتاب کاربرد روان شناسی در زندگی عادی و نام دانشجوی مورد اشاره «فرد» است پس از آن که عامل اصلی وسوسه معلوم شد، استاد با شگرد جالبی به رفع آن پرداخت.
گردآورنده : مریم یقینی
