موضوع: مدیتیشن

نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

چگونه تنش زدایی کنید.

همین طور که کانالهای موجود در سرانگشتان شما بیشتر باز می‎شود و هوشیارانه انرژی جذب می‎کند، شما نیز می‎توانید بنحو مؤثری یاد بگیرید که به چه طریق تنش را از خود دور کنید. همین طور که شما قادرید نیروهای مثبت به درون خود گسیل دارید، به همان طریق نیز می‎توانید نیروهای منفی را از خود دور کنید. هنگامی که در طول روز، کار شما ذخیره کردن تنش بوده است، باید کاری کنید که این نیروهای منفی را از تن خود خارج سازید. به این عمل، خالی کردن گویند، و همان قدر ساده و مهم است که مراقبه و مشخص کردن قصد و نیت خودتان با خالی کردن تنش، نه تنها احساس بهتری به شما دست می‎دهد، بلکه، آزادی بیشتری خواهید یافت تا روز خود را بسازید و برنامه ریزی کنید.

ادراک نیروی منفی

بسیار مشکل است که بتوان نیروی منفی را به زبان علمی توضیح داد، ولی مطئنم همه کس آنرا تجربه کرده است. زمانی که مردم در تنگناهای موفقیت فردی از رفتن باز می‎مانند (سرزنش، افسردگی ، اضطراب، بی تفاوتی، طفره رفتن، کمال پذیری، خشم، دلسوزی بحال خود، سردرگمی، و خطا، تا حدی به تولید نیروی منفی اشتغال دارند. البته این آن معنی را نمی‎دهد که این افراد، بد یا منفی هستند. ولی این معنی را می‎دهد که رابطه‎ی این افراد با منابع مثبت داخلی خودشان قطع شده است. اگر اینان بسوی شما گرایش پیدا می‎کنند دلالت بر این دارد که شما احساس بهتری در آنان برمی‎انگیزید. اینان از وجود شما انرژی مثبت کسب می‎کنند.

احتمال دارد که شما به محلی بروید و با افرادی آمیزش کنید که سبب شود احساسهای بد به شما دست دهد. گردن شما، ممکن است شما را اذیت کند، یا اینکه احساس خستگی کنید. اگرچه بسیار مشکل است که برای این حالات دلیل خاصی تراشید ولی شما به هر حال آنرا حس می‎کنید.

بهمین وجه، ممکن اشت شما در محضر بعضی دیگر از افراد باشید و به طور خودکار و بدون مقدمه احساسی از مسرت و خوشی به شما دست دهد و بطوری ناگهانی که شما توقع آنرا ندارید، دردهای کوچکی که با شماست از وجود شما رخت بربندد. تا در محضر این افراد هستید احساس خوبی دارید. نیروی مثبت طبیعتاً دیگران را خوشحال‎تر، دوستدارتر، آرامتر و مطمئن‎تر می‎کند.

این تجاربی که به آنها اشاره شد اتفاقی و غیرعمد نیست. به تحقیق اینها نتیجه‎ی قطعی نیروست. زمانی که انرژی یکنفر کم است، و در اطراف فردی پر انرژی پرسه می‎زند، نیروی بدن وی ارتقاء پیدا می‎کند. و فردیکه صاحب انرژی زیاد بود چندان چیزی از دست نمی‌دهد.انرژی از فردی به فرد دیگر منتقل می‎شود تا تعادل موازنه پیدا کند.

دو مخزن شیشه‎یی را که از ته، با لوله‎یی به یکدیگر متصل و در سر راه آن لوله شیری نصب شده است مجسم کنید. این شیر سبب می‎شود که مایع از یک مخزن به مخزن دیگر منتقل شود. ابتدا شیر را ببندید و یکی از دو مخزن را با آبی که آبی رنگ است پر کنید. حالا یکی از مخازن پر، و دیگری خالی است. موقعی که شما شیر تعبیه شده در لوله‎ی بین دو مخزن را باز می‎کنید چه اتفاقی می‎افتد؟ بلافاصله بطور خودکار مخزنی که خالی است تا نصفه پر می‎شود. و مخزنی که پر است تا نصفه خالی می‎شود. بهمان طریق، موقعی که شما زیاد انرژی دارید به افرادی که انرژی کمتری دارند منتقل می‎شود.

اگرچه این مثال جریان انتقال انرژی را مجسم می‎کند، ولی توضیحی برای تعویض نمی‎دهد. تنها انتقال انرژی را از نقطه‎نظر مقدار بیان می‎کند ولی درباره کیفیت آن ساکت است. هنگامی که انرژی مثبت به بیرون جریان پیدا می‎کند، مقدار آن کم نمی‎شود، بلکه نیروهای منفی را نیز جذب می‎کند. برای اینکه این تبادل خودکار انرژی درک شود، آن دو مخزنی را که با لوله یی بهم متصل شده‌اند و شیری که سر راه آنها قرار داده شده است در ذهن خودتان مجسم کنید. در ابتدا شیر را ببندید و مخزن شماره‎ی یک را با مایعی آبی رنگ و سرد پر کنید و بدنبال آن مخزن شماره‎ی دو را با مایعی داغ و قرمز رنگ پرکنید. حال، اگر شما شیر را باز کنید چه اتفاقی می‎افتد؟ بطور اتوماتیک حرارت آب در هر دومخزن متعادل و یکسان می‎شود. مایع قرمز رنگ بطرف مایع سرد و آبی رنگ جریان می‎یابد و سرانجام حرارت هر دو مخزن مساوی و رنگ مایع موجود در آنها بنفش می‎‎شود.

بهمان طریق، اگر شما احساس خوبی داشته باشید و با فردی ارتباط پیدا کنید که حال وی بدتر از شما باشد، پس از گذشت مدتی از زمان، آن شخص احساس بهتری پیدا می‎کند و شما حالتی بدتر. ممکن است که این احساس بلافاصله در شما ایجاد نشود ولی ظرف یکی دو ساعت متوجه می‌شوید که از احساس نیکی که داشتید دیگر خبری نیست. ادراک این قیاس و همانند، کمک می‎کند تا تفاوت بین نیروی مثبت و نیروی منفی که همواره در زندگی ما وجود دارد توضیح داده شود.

هنگامی که فردی در بند نیروی منفی گرفتار است معاشرت با فردی که دارای نیروی مثبت است وی را سرحال می‎آورد و متدرجاً شخصی که واجد نیروی مثبت بود، پس از همنشینی با این فرا، نیروی مثبتش کاهش می‎یابد. فردی که واجد مقدار زیادی انرژی مثبت است مدتی طول می‎کشد تا متوجه شود که مقداری نیروی منفی جذب کرده است. ولی فردی که سطح انرژی وی پائین است بلافاصله متوجه این موضوع می‎شود.

درجات مختلف حساسیت

هر قدر حساسیت شما زیادتر باشد، به جریان نیروهای مختلفی که ممکن است تحت تأثیر آنها قرار بگیرید پی می‎برید. اگر شما حساسیت نداشته باشید، تحت تأثیر قرار نمی‎گیرید. از این نقطه نظر شما حمایت شده هستید. از طرف دیگر، نمی‎توانید انرژی دیگری کسب نمائید.

بعضی افراد طبیعتاً حساسیت کمتری دارند. این افراد وضعشان ثابت تر است، کارها را انجام می‎دهند ولی موفق نیز باشند. کارهایی را انجام می‎دهند که دیگران قابل از آنها انجام داده و موفقیت‎ها و شکست‎های بسیاری را تجربه کرده‎اند. از فرصت‎ها، کوششها، ژنی که داشته‎اند، تربیت کودکی خود، معلوماتی که کسب کرده‎اند، کارهای گذشته خود، و استعداد مادرزادی، برای پیشبرد مقاصد خود استفاده می‎کنند. اگرچه این افراد کمتر حساس، از تمام مظاهر موفقیت استفاده می‎کنند ولی هنوز نتوانسته‎اند شیری در سر راه پتانسیل خلاقه‎ی خود قرار دهند. می‎توانند آن چیزی را که یاد گرفته‎اند تکرار کنند ولی خلاقیت در کار آنان نیست. همان مقدار عشق و محبت می‎دهند که آنرا دریافت می‎کنند. ولی برای آنان بسیار مشکل است هنگامیکه رنجیده خاطر شده‎اند عفو کنند و دوباره دوست بدارند. بدنبال سرنوشت خود هستند که ممکن است بعضی اوقات درخشان و بعضی اوقات، بد باشد. برای آنکه این افراد هدف خود را تغییر دهند، به پتانسیل خلاقه خود واقف گردند، جهت خود را در زندگی تغییر دهند، لازم است که درجه حساسیت خود را افزایش دهند. باید احساسات خود را باز و مراقبه را تمرین کنند تا به آن نیرو دست یابند.

چرا ما التیام پیدا نمی کنیم.

از طرف دیگر افراد بسیار دیگری هستند که به شدت در رنجند زیرا نمی‎دانند چگونه باید خود را از شر نیروهای منفی که جذب کرده‎اند، رهایی بخشند. اینان، هم این نیرو را جذب می‎کنند و هم با خود اینطرف و آنطرف می‎برند. یا آن را دوباره به دیگران منتقل می‎کنند یا اینکه حقیقتاً کوشش می‎کنند که خوب باشند و دوست بدارند که در صورت اخیر، آن نیروهای منفی در وجود آنان تلمبار و موجب درد و رنج و مرض برای آنان خواهد شد. این نوع نیروی منفی، متدرجاً بدن انسان را ضعیف و مسیر طبیعی نیروی شفابخشی بدن را می‎بندد.

یکی از پژوهشهائی که درباره‎ی سرطان صورت گرفته است مطالعه و تحقیق روانی درباره‎ی بیمارانی بوده است که حالشان بهتر یا بدتر شده است. تنها رابطه‎یی که از این تحقیقات بعمل آمده این بوده است که آنهایی که بهتر شده‎اند شکایت بیشتری درباره‎ی غذا، مسکن و سرویسها داشته‎اند.

آنهایی که زیاده از حد مؤدب و خجول ، یا دوست داشتنی نبوده‎اند، در حقیقت آنهایی بوده‎اند که حالشان بهبود یافته بوده است. البته این، آن معنی را نمی‎دهد که اگر شما مؤدب و دوست داشتنی باشید، این صفات شما را بیمار می‎کند. مثبت بودن تنها، یا خوشحال نبودن، بویژه هنگامی که شما منفی بودن سایرین را بخود جذب می‎کنید و به نحوی از انحاء آن را بیرون نمی‎ریزید، شما را بیمار می‎کند. هنگامی که افراد حساس یاد می‎گیرند که به چه طریق باید حالت منفی بودن را از خود دور کنند، بلافاصله از این موضوع بهره‎مند می‎شوند.

نه تنها موانع از سر راه آنان برداشته می‎شود بلکه پتانسیل وجودی آنان تقویت می‎شود و افزایش می‎یابد. حتی اگر این افراد طی سالیان دراز مراقبه را تمرین می‎کرده و هرچه در توان داشته‎اند برای بدست آوردن عشقی که به آن نیاز داشته‎اند تلاش و کوشش کرده‎اند؛ اگر ندانند که به چه طریق باید حالت منفی بودن را از خود دور کنند، بعلت منفی بودن دیگران به رنج دادن خود ادامه خواهند داد.

چیزی را که شما موقوف می‎کنید یا فرو می نشانید دیگران آنرا ابراز می کنند.

چیزی که اجازه می‎دهد دیگران حساسیت کمتری داشته باشند، قدرت آنان در فرونشاندن احساساتشان است. اگر بعضی افراد عصبانی می‎شوند، لازم نیست برای اینکه حالشان بهتر شود احساسات خودشان را از صافی بگذرانند. تنها کافیست که یا احساس خود را نادیده بگیرند یا آنکه آنرا رد کنند تا اینکه خود بخود این احساس از بین برود. این روش برای افراد کمتر حساس مؤثر است ولی برای افرادی که حساسیت بیشتری دارند کارایی ندارد. زمانی که شما حساسیت دارید نمی‎توانید آن چیزی را که حس می‎کنید نادیده بگیرید.

افرادی را که حساسیت بسیار دارند، معمولاً بعنوان مشکل خانواده یا گاو پیشانی سفید، شناخته‎اند. علت این است که این افراد بیشتر با روح خود مرتبط و متمایل به احساساتی بودنند. اگر اینان خیلی بیشتر از سایر افراد خانواده احساساتی هستند، در این صورت تمام حالات منفی افراد خانواده را به خود جذب می‎کنند. چیزهایی را که والدین منع و قدغن می‎کنند، کودکی که حساس است آنرا حس می‎کند، و بروز می‎دهد.

هر مادری روزهای پرتنش و پردغدغه‎یی را که بر سرش گذشته است به یاد دارد. به یاد می‎آورد که در آن روزها، مشغول تقلا و کوششی بوده است که احساس بهتری داشته باشد و ترسها، نگرانیها، اضطرابها، ناامیدیها و دل شکستگی‎ها را از خود دور کند.

در آن لحظات، نیاز فرزندانش در تزاید بود، دادو بیداد می‎کردند، ایرادهای بی خود می‎گرفتند و چه بسا غیرقابل کنترل نیز بودند. معمولاً والدین همواره در این اندیشه‎اند که چرا بچه‎ها همواره بدترین لحظات را برای درخواست‎های خود انتخاب می‎کنند  و سبب می‎شوند که پدر و مادر از کوره در روند و کنترل خودشان را از دست دهند. جواب بسیار ساده است. زمانی که والدین احساسات منفی را منع می‎کنند فرزند احساساتی آنان آن چیزی را که پدر و مادر بر آن مهر توقیف زده‎اند درک می‎کند و کنترل خود را از دست می‎دهد. حالت متنی بودن که والدین آنرا مکتوب می‎کنند، به وسیله یک، یا تنی چند تن از فرزندان جذب می‎شود.

مجسم کنید که دو مخزن داریم که بوسیله‎ی یک لوله و شیر به یکدیگر متصل شده است. تصور می‎کنیم که یکی از مخازن والدین و دیگری فرزند باشد. مخزن والدین را یک مایع آبی رنگ که نمایان گر روی منفی است پر می کند و مخزن فرزند را با مایعی قرمز رنگ که نمایانگر احساسات مثبت است. حالا شیر را باز کنید و آرام آرام با یکدیگر ممزوج می‌شود.

حالا یک سرپوش بر روی مخزن والدین قرار دهید و آنرا بطرف پایین فشار دهید. همین طور که شما به پایین فشار دهید بر سر مایع آبی رنگ په خواهد آمد. بلافاصله بطرف مخزن بجلو می رود. این مثال تشریح می کند زمانیکه والدین احساسات خود را بر فززند تحمیل می‎کنند چه اتفاق می‎افتد. چیزی که آنان منع می‎کنند، فرزند آنان احساس و بیان می‎کند، فرزند خانواده زمانیکه حالات منفی که همه بر روی تحمیل می‎کنند جذب می‎کند، بصورت گاو پیشانی سفید ، یا مشکل خانوده درخواهد آمد.

موقعی که افراد حالات منفی بودن خود را سرکوب می‎کنند، نه تنها آن را به افرادی که حساسیت بیشتری دارند منتقل می‎کنند بلکه حالات منفی دیگری نیز از جهان کسب می‎کنند. درست مثل این است که شیری که به مخزن اینان وصل شده است یک طرفه است. اینان حالات منفی را به دیگران منتقل می کنند ولی چیزی دریافت نمی‎کنند.

بر همین قیاس، بسیاری از افراد دوست داشتنی و مثبت وجود دارند که بعلت جذب حالات منفی دیگران بیمار می‎شوند ولی قادر به انتقال آن به سایر افراد نیستند. اگر شما فرد حساسی هستید و راهی برای خارج ساختن یا خنثی کردن حالات منفی که جذب می‎کنید نداشته باشید، رنج بردن بدون جهت شما ادامه خواهد داشت.

مواد مخدر برای این مصرف می‎کنند تا آنچه را که حس میکنند، سرکوب کنند یا اینکه جلوی احساس آنرا بگیرند.

زمانی که مردم در پشت دروازه‎ی دوازده مانعی که در سر راه موفقیت فردی آنان است و قبلاً به آن‎ها اشاره شد، خرشان به گل نشسته است، معمولاً به نحوی حاد، رشته‎ی ارتباطی‌شان با نیروی مثبتی که مشخصه‎ی آنانست قطع می‎شود و از طرفی قادر نیستند تا نیروهای منفی جذب شده را از خود دفع نمایند. یک فرد حساس، بطور خودکار، نیروهای منفی را جذب می‎کند. به همین علت است که بعضی از افراد با درمانهای مختلف نیز شفا نمی‎یابند. کوششهای زیادی متحمل می‎شوند تا بهبودی یابند ولی به محض اینکه پای خود را به خارج می‎گذارند احساسات منفی دیگران را جذب می‎کنند و دوباره در حالت قبلی خود فرو می‎روند.

افرادی پیدا می‎شوند که به علت سبک زندگی خود، دوستانشان، و طرز تفکری که دارند از خود نیروی منفی تراوش می‎کنند. این افراد قادرند که نیروهای منفی شده در درون خود را در تمامی اوقات یا در بعضی اوقات به بیرون بفرستند. چنانچه شما با اینگونه افراد در ارتباط باشید، جذب نیروی منفی این گروه بوسیله‎ی شایستگی درجه‎ی حساسیت شما دارد.

افرادی که بیشتر با طبیعت خدای خودشان در ارتباطند، نیروی مثبت بخارج می‎فرستند. این افراد قادرند در تمام اوقافت، یا هنگامی که به کارهایی سرگرمند که آنرا دوست دارند، از خود نیروی مثبت بیرون دهند. در اطراف اینگونه افراد بودن شما را سرحال می‎آورد و احساس بهتری خواهید داشت. بهمین علت است که ما بیشتر به سوی افراد موفق جذب می‎شویم.

مثالهای متعددی وجود دارد که در تمام رشته ها از قبیل هنرپیشگی، آواز، رقص ، تعلیم و آموزش، سرگرمیها و غیره، وجود دارد که هنگامیکه بر روی …. ظاهر می شوند در خانوادگی خاص خود را دارند ولی به محض آنکه صحنه را ترک می‎کنند عکس آنند. تو گویی که این افراد همانهایی نیستند که چندی قبل بر روی صحنه مردم را بخود جذب کرده بودند. عکس آن هم کاملاً درباره‎ی این افراد صادق است. به عبارت دیگر، وقتی که اینان خارج از صحنه‎اند، آن نیستند که باید باشند. هنگامی که این افراد بر روی صحنه نمایش به درخشندگی مشغولندف نیروی مثبت به بیرون می‎فرستند و با این کار تمام نیروی منفی تماشاگران را بخود جذب می‎کنند.

یک مجری برنامه ی مثبت،…

یکی از دلائلی که تماشاگران، این مجری برنامه را دوست دارند، این است که راه بند عشق آنان را موقتاً باز کرده است. اینان با نیروی مثبتی که از این شخص بیرون تراویده است، شارژ شده‎اند. تماشاچیان، این احساس راحتی و آرامش را که این شخص در آنان بوجود آورده است، با تحسین از طریق کف زدن ممتد یا سوت کشیدن و امثال آن پاسخ می‎دهند. گو اینکه مجریان برنامه از این تشویق لذت می‎برند. و آنچه عشق و محبت نثارشان می‎شود با سپاس متقابل می‎پذیرند، ولی نیروی منفی آنانرا به خود جذب می‎کنند و این کاری است که کلیه‎ی افراد حساس که با مردم در ارتباطند می‎کنند.

هنگامیکه شما مقدار زیادی انرژی مثبت دارید، حس نمی‎کنید که نیروی منفی بخود جذب می‎کنید.

راه‎حلی که برای عدم جذب نیروی منفی وجود دارد اینست که انسان حساسیت کمتری پیدا کند. این کار تنها قابلیت جذب را کم می‎کند و زمانی که انرژی بیشتری کسب کردید دوباره شارژ می‎شود. با یادگیری طریقه‎ی خارج ساختن نیروی منفی شما می‎توانید آزادانه نیروی خود را با دنیا قسمت کنید. کمی وقت صرف کنید و با مراقبه دوباره خود را شارژ کنید وسپس، تمام نیروهای منفی و غیرقابل اجتنابی را که جذب کرده‎اید از درون خود خارج سازید.

چگونه نیروی منفی را خارج کنید.

اولین اقدامی که در راه خارج ساختن نیروی منفی به خارج از بدن وجود دارد، مراقبه‎ی دوجانبه است. به همان گونه که شما قادرید از طریق سرانگشتان خودتان نیزو بداخل بدن خود گسیل دارید، آن قدرت را نیز دارید که آنرا خارج کنید. زمانی که شما مراقبه را آموختید، متوجه خواهید شد که اینکار چقدر آسان است.

قدم دوم این است که نیروی منفی را به نقطه‎یی از بیرون بفرستید که خسارت وارد نیاورد. طبیعت نیروی منفی این است که بطور خودکار و ناخودآگاهانه جذب می‎شود. به همین علت است که زمانی که شما تنش دارید اگر در جنگل یا باغچه‎یی قدم بزنید، بطور خودکار احساس آرامش می‎کنید. بهمین جهت، بعضی از افراد از قدم زدن در کنار ساحل و دراز کشیدن بر روی ماسه‎ها لذت می‎برند. عناصر طبیعی که در این مکانها وجود دارد حالت منفی بودن شما را جذب و بجای آن انرژی مثبت خارج می‎کند. با هدایت، یا خارج ساختن نیروی منفی درون خود به طبیعت، دوباره این نیروها دگرگون و مبدل به نیروی مثبت می‎شود.

از بهترین مثالهایی که در این مورد می‎شود استفاده کرد و ملموس و فیزیکی نیز هست، ترکیب مواد به کمک نور “photosynthesis” است. گیاهان سبزه، از نور خورشید استفاده می‎کنند تا گاز کربنیک و آب را با هم مخلوط کنند و برای خود غذا و اکسیژن درست کنند. تمام اکسیژنی که در کره‎ی ما وجود دارد از نتیجه‎ی تبدیل انرژی بوسیله‎ گیاهان سبزرنگ است. انسانها و حیوانات، این اکسیژن را تنفس می‎کنند و بجای آن گاز کربنیک خارج می‎سازند. گیاهان، این گازکربنیک را دوباره جذب می‎کنند و اکسیژن تولید می‎کنند. این روند طبیعی تبدیل، تا ابدیت ادامه دارد و تعادل طبیعی بین گازکربنیک و اکسیژن بر روی زمین برقرار می‎کند. در حالتی مشابه این امر، طبیعت، نیروی منفی ما را بخود جذب می‎کند و بجای آن انرژی مثبت خارج می‎کند.

پس از آنکه شما به مدت ده تا پانزده دقیقه مراقبه کردید، در حالیکه دستهای شما بالاست، چشمهای خود را باز کنید. دستها را پائین آورید، و آنها را بطرف گاهی زنده، آتش، یا بدن یا آب، نشانه گیری کنید. جمله‎ی مراقبه خودتان را تکرار کنید و ادامه دهید و هدف و نیت شما این باشد که می‎خواهید حالت منفی خودتانرا به خارج بفرستید. پس از مقداری تمرین لزومی ندارد که حتی لازم باشد شما در ابتدای کار مراقبه کنید. خارج سازی نیروی منفی از بدن خودتان را با چشمان بسته یا باز انجام دهید.

اینها بعضی از جملاتی است که برای خارج ساختن نیروی منفی از بدن بکار برده می‎شود:

«اوه، خدای من، دریچه‎ی قلب من بروی تو گشوده است. لطفاً بیا و در قلب من بنشین، این تنش را از من بگیرد، این تنش را از من بگیر».

«اوه، ای خدای من، دریچه‎ی قلب من بروی تو گشوده شده است، لطفاً بیا و در دل من جای گیر، این حالت منفی بودن را از من بگیر، این حالت منفی بودن را از من بگیر».

«اوه، ای خدای من، دل من بروی تو گشوده است. لطفاً بیا در دل من جای گزین،این بیماری را از من بگیر، این بیماری را از من بگیر».

بیرون کردن نیروی منفی از بدن عملی افسانه‎یی و باورنکردنی است. شما حس می‎کنید که از سرانگشتانتان نیرو به خارج منتقل می‎شود. برای بسیاری از افراد، شباهت زیادی به این حالت دارد که شما در زیر دوش آب ایستاده‎اید و آب مشغول حرکت بر روی انگشتان و سرانگشتان شماست. امکان دارد که حتی به هنگام ترک نیروی منفی از بدن شما به طبیعت، انگشتان شما سوزن سوزنی هم بشود.

همینطور که این نیرو با شما وداع می‎گوید، به هیچ وجه شما احساس نمی‎کنید که این نیرو منفی است. فقط برای شما شادی آفرین است که وجود شما را ترک می‎کند. درست شباهت حالتی دارد که کمدینی مشغول اجرای برنامه‎ی خودش است و شما از آن لذت می‎برید. به مجرد آنکه کمدین، انرژی منفی شما را به خود جذب کرد، نمی‎تواند درک کند که شما نیروی منفی موجود در بدن خودتان را به او منتقل کرده‎اید. او فقط خوش است. هنگامیکه شما نیروی منفی خود را به شیئی طبیعی منتقل می‌کنید همان حالت را دارد. این شیئ، تمام حالات منفی شما را جذب می‎کند و شما احساس بهتری خواهید داشت.

با کمی صرف وقت برای شارژ کردن دوباره‎ی خود و خارج کردن هر نیروی منفی موجود در درونتان، شما در حد مؤثرتری نیروی شخصی خودتان را اضافه می‎کنید.هنگامی که شما با دم فروبردن، نیروی مثبته را به درون می‎برید و با دم برآوردن، نیروی منفی را به خارج می‎فرستید، روان شما فرصت پیدا می‎کند تا رشد و پیشرفت کند.

هنگامی که افراد برای اولین بار می‎شنوند که می‎توان برای اخراج نیروی منفی از بدن از اشیاء طبیعی استفاده کرد، ممکن است تصور کنند که این کار صحیحی نیست که انسان نیروهای منفی خود را به طبیعت تحویل دهد. هیچ اشکال ندارد. طبیعت این نیروها را جذب می‎کند و آنها را بصورت اشیائی قابل استفاده برای بشر درمی‎آورد. طبیعت، هنگامی که ما حالت‎های منفی خود را در اختیار آنان قرار می‎دهیم پیشرفت هم دارد.

کجا خود را خالی کنیم.

گلها، گیاهان، علف‎ها، درختان، بهترین اشیاء برای اخراج نیروهای منفی ماست. برای بعضی‎ها، گل، نیرومندترین است. حالا می‎توانیم بفهمیم که چرا در اطاق هر مجری برنامه‎یی گل گذاشته شده است. چرا هنگامی که ایستاده‎ایم و می‎خواهیم کسی را تشویق کنیم، به سویش گل پرتاب می‎کنیم.

ممکن است اجرا کنندگان برنامه از این موضوع بی خبر باشند ولی این کار را دوست می‎دارند. زنان، به ویژه، ممکن است ندانند که دریافت گل، کارساز است. ولی بهرحال چه بدانند و چه ندانند، آنکاری را که باید گل انجام دهد انجام می‎دهد. حالا فکر می‎کنم علت آنرا بدانید. هنگامی که مردی دسته گلی برای همسر خود می‎آورد، بطور خودکار کمک می‎کند تا آن زن، احساسات منفی خود را بیرون بریزد. زنان، بویژه قدر گل را می‎دانند، زیرا اینان، در مقام مقایسه بامردان، دارای احساسات رقیق‎تری هستند.

هنگامیکه مردی دسته گلی به همسر خود می‎دهد آن گلها بطور خودکا کمک می‎کند تا آن زن حالات منفی خود را بیرون بریزد.

مراسم برگزاری تشییع جنازه و کفن و دفن را در نظر مجسم کنید. ما برای این به این مراسم گل می‎فرستیم تا تسلای خاطر داغدیدگان را فراهم کرده باشیم. به تحقیق، افکار و نیات مشفقانه‎ی ما نیز همراه با گل به آنان تقدیم می‎شود. بسیار بعید به نظر می‎رسد که برای این منظور ما به جای ارسال گل، مثلاً ، سنگدان مرغ برای آنان بفرستیم تا سبب راحتی آنان گردد. طبیعت، حالات منفی ما را جذب می‎کند. هنگامیکه ما کانالهای انگشتان خود را باز و شروع به خارج کردن نیروی منفی از بدن خود کرده‎ایم، روند کار بیش از آنچه تصور می‎کنیم مؤثر، و کاربرد دارد.

همین‌طور که به دروازه‎های بهشت برای برکت و دعای خیر می‎رسیم، لازم است که دوباره به دامن مادر زمین برگردیم تا حالات منفی ما را از ما تحویل بگیرد. به محض اینکه در سرانگشتان خود خارشی احساس کردیم قدرت ما در بیرون راندن این حالات منفی افزایش می‎یابد.

برای دوباره شارژ شدن بالا می‌رویم و برای بیرون آمدن از حالت منفی، پائین.

محل مناسب دیگر برای تخلیه‎ی حالات منفی، وان پر از آب داغ، استخر، رودخانه، دریاچه یا اقیانوس است. هرچه بدنه‎ی آب بزرگتر باشد، تخلیه با قدرت بیشتری انجام می‎شود. آب، منفی بودن را جذب می‎کند و این دلیل بارز دیگری بر نوشیدن آب بیشتر است. برای آنکه انرژی همواره در جریان باشد، و برای آنکه از مزایای مراقبه بطور منظم و مرتب بهره‎مند شوید لازمست روزانه به مقدار هشت تا ده لیوان آب بنوشید. اگر شما از حد طبیعی بزرگترید، باید بیشتر آب بنوشید.

آب، حالت منفی بودن را جذب می‎کند.

آتش، یکی دیگر از عوامل طبیعت است که ما می‎توانیم از آن برای بیرون راندن حالات منفی استفاده کنیم. زمانی را به خاطر بیاورید که به اتفاق دوستان خودتان به دور آتش حلقه می‎زدید و داستانهای ترسناک و جالبی برای هم تعریف می‎کردید. داستان‎ها در دل شما ایجاد رعب و وحشت می‎کرد ولی بعداً تمام حالات منفی موجود را شستشو می‎داد و از بین می‎برد. خاطرات حلقه زدن به دور آتش، بسیار قوی و با ارزش است، زیرا سرانجام به زدودن حالات منفی منتهی می‎شود. راه رفتن با پای برهنه بر روی خاک،علف‌ها، یادر کناره‎ی ساحل، راه نیرومند دیگری برای رهائی از دست حالات منفی است. همین‌طور که قدم برمی‎دارید، جمله‎ی مراقبه‎ی خود را مرور کنید، و انشگتان خود را متوجه خاکها بر روی زمین کنید. همین کار را می‎توانید هنگامی که در جنگلی قدم می‎زنید انجام دهید، این کار، خود نوعی تفریح است که شما انگشتان خود را به سوی درختان جنگلی نشانه روید و مانند اشعه‎یی که از انفجار باروت در یک تفنگ کوچک حادث می‎شود، شما نیز حالات منفی خود را به سوی درختان نشانه روید. کار کردن در باغچه منزل و گذاشتن انگشتان درخاک باغچه، یکی از کارهای بزرگی است که به شما اجازه می‎دهد بطور خودکار، عمل اخراج حالات منفی را انجام دهید.

کمی راجع به درخت سنتی کریسمس اندیشه کنید. در آن سرمای زمستان، مردم به دور درختی جمع می‌شوند و آنرا تزئین می‎کنند. همین طور که این افراد عشق و علاقه‎ی خود را نثار این درخت می‎کنند، درخت، قسمتی از حالات منفی آنانرا به خود جذب می‎کند. طبیعتاً به اینان احساس بهتری دست می‎دهد. درختان همیشه سبز و بطور ساده شاخه‎های سبز درختان با ساقه‎ها و برگهای خود همواره مورد احتیاج بوده‎اند زیرا افراد آنقدر که باید و شاید در خارج بسر نمی‎بردند تا از این مواهب طبیعی لذت برند. هوا زیاده از حد سرد بود تا آنان از خانه بیرون روند لذا مرسوم شد که درخت را به خانه برند و از سرسبزی طبیعت لذت برند و مراسم سنتی و مذهبی خود را نیز انجام دهند.

تمام فرهنگها برای دفع حالات منفی، سنت‎های غنی ومخصوص بخود را دارند.

هنگامی که شما قادر شدید جریان عبور انرژِ را آزادانه از سرانگشتان خود حس کنید، در آن حالت می‎توانید کوشش کنید تا برگهای درخت یا گلی را در دست بگیرید به قسمی که انگشتان شما آنها را لمس کند. سپس تمرین اخراج حالت منفی را در حالیکه چشمانتان بسته است انجام دهید. اینکار شباهت زیادی به مراقبه دارد با این تفاوت که در اینجا شما شاخه‎های تازه‎یی از درخت یا گل را در دستان خود گرفته‎اید.

همینطور که با بالا گرفتن انگشتانتان بطرف بالا انرژی را حس می‎کنید، می‎توانید جریان حرکت آن به خارج را نیز احساس کنید. پیشنهاد من اینست که شما آنرا با چشمهای باز، در حالتی که دستها به طرف پائین متوجه است یاد بگیرید زیرا بسیاری از افراد هستند که برای آنان جریان انرژی به آن طریق مؤثرتر است . هنگامی که شما جریان را احساس می‎کنید، می‎توانید یک شیء طبیعی را لمس کنید یا آنرا نگهدارید و به احساس خود در جریان عبور انرژی ادامه دهید. مؤثرترین و نیرومندترین روش برای اخراج حالات منفی این است که شما آنرا با چشمان بسته انجام دهید و برگی تازه و سبزرنگ، یا شاخه گلی در دست خود داشته باشید. راههای دیگر همه کارآ و مفیدند و باید از همه‎ی آنها لذت برد ولی گرفتن برگ درخت یا گل در دست، در کوتاه‎ترین مدت مؤثر است.

در چه زمانی باید اخراج صورت گیرد.

شما می‎توانید عمل اخراج را هر زمان که احساس انرژی منفی داشتید آغاز کنید. همیشه اینکار به شما کمک می‎کند تا احساس بهتری داشته باشید. به عنوان یک تمرین، شایسته است که آنرا هفته‎یی چند بار و هر بار به مدت ده دقیقه انجام دهید. در شروع کار، ممکن است که شما علاقه داشته باشید آنرا به مدت بسیار زیادتری انجام دهید. برای افراد احساساتی،مسئله یک عمر حالت منفی داشتن است که شروع به تحلیل رفتن می‎کند. بهترین راه تجربی این است که تا آنجا که برای شما لذت بخش است اخراج کنید. شما نمی‎توانید در اینکار زیاده‎روی کنید. البته اتفاق بدی هم نخواهد افتاد.

بهترین روش تجربی این است که تا آنجا که برای شما لذت بخش است عمل اخراج را انجام دهید.

اگر شما در محیطی پرتنش و منفی کار می‎کنید، بهتر آن است که همه روزه عمل اخراج را انجام دهید. چند دقیقه وقتی که برای اینکار لازم است حتی می‎تواند موقعی باشد که شما مشغول دوش گرفتن هستید. برای آنکه تنش را در سر کار یا خانه کم کنید، چیزی که اهمیت دارد این است که دورو بر شما گیاه و گل و درخت و آب، وجود داشته باشد. با وجود اینکه عمل اخراج می‌تواند مزایای باورنکردنی و آنی برای ما داشته باشد، مع‌الوصف، فرا گرفتن مراقبه، اولین گام است. از طریق مراقبه منظم، شما کانالها را برای وصول انرژی مثبت باز می‎کنید و با سرازیر شدن این انرژی به داخل، قادر خواهید شد تا به بهترین وجه موجود انرژی‎های منفی را از تن خارج کنید.

این اخراج، به شما کمک می‎کند که کلیه‎ی دوازده مانع را نیز از سر راه خود بردارید. در بعضی موارد اینها خودشان بطور خودکار از بین می‎روند. زنان، از نقطه‎نظر طبیعی، بیشتر از مردان برای پذیرش حالات منفی آسیب‌پذیرند و برای اخراج حالات، با فراز و نشیب‎هایی نیز ممککن است مواجه شوند.

گو اینکه خارج ساختن حالات منفی شما را از جذب انرژیهای منفی آزاد می‎کند، با وجود این، شما باید در درون خود بنگرید و اگر موانعی هنوز برجا مانده است آنها را خارج کنید. با فراگیری روش اخراج، به جای برجای ماندن و از معرکه عقب ماندن بعلت موانع دیگران، شما می‎توانید آینده‎ی خود را رقم زنید و به پیش روید. حداقل فراگیری، این فایده را دارد که زمانی که شما از رفتن بازماندید و موانعی در سر راه شماست، می‎دانید که این مانع مربوط به شماست، ونه جهان.

رها کردن ترسهای ناشی از انرژی منفی

این درون بینی‎های جالب توجه راجع به انرژی، به سهولت می‎تواند سوءتعبیر شود. فردی ممکن است مشتاق شود با افراد منفی در تماس باشد. چنانچه شما انرژی مثبت بیشتری داشته باشید، جذب انرژی منفی، یکی از قسمتهای غیرقابل اجتناب حیات شماست. نمی‎توانید از آن فرار کنید. به جای اینکه دست آویزی پیدا کنید تا از حالت منفی بودن اجتناب کنید، به این نیازمندید که مسئولیت اخراج آنرا نیز برعهده بگیرید.

این روش تبدیل انرژی، شباهت زیادی به تغییرات جوی در طبیعت دارد. سیستم فشار پائین، همیشه سیستم فشار بالا را جذب می‌کند. همواره حرارت در یک اطاق سرد به طرف بالا می‎رود. اگر منزل شما گرم و دنج است، ولی شیشه‎های اطاقها دوجداه نیست، در زمستانهای سرد شما نشد هوا خواهید داشت. حرارت اطاق در هوای سرد بیرون می‎رود. اگر شما دست خودتان را نزدیک پنجره بگذارید، می‎توانید این فرار هوا را احساس کنید.

طبیعت، همواره بدنبال یک تعادل می‎گردد. همینطور، اگر شما مقدار زیادی انرژی مثبت داشته باشید، انرژی منفی جذب می‎کنید. رمز موفقیت این است که تا می‎توانید خود را دوباره شارژ کنید و بدنبال آن، حالت منفی بودنی که جذب کرده‎اید خارج کنید.

کوشش در عدم جذب حالت منفی هنگامی اهمیت دارد که شما خسته یا بیمار هستید، ولی اگر هر روز می‎توانید از طریق مراقبه خود را دوباره شارژ کنید، در آن هنگام، قسمت کردن عشق و نور خودتان با جهان، تنها چیزی است که به شما لذت و نیرو می‎دهد. همین‌طور که شما قابلیت خود ا گسترش می‎دهید تا انرژی مثبت جذب و نیروی منفی را طرد کنید، مواجهه با نیروهای منفی و دست و پنجه نرم کردن با آنها شما را قوی‎تر و آبدیده‎تر می‎کند.