نسخه قابل چاپ
پاراتی آهارا
مانترا یوگی و مراقبه
در این مبحث سه موضوع مختلف مورد بحث و شرح باید قرار گیرد :
موضوع اول که به مانترا جوکی موسوم داشته اند و به جهات چندی با اصول تنفس منطبق می شود و در حقیقت با آن ربط کامل دارد دنباله همان تنفس باید داشت و این کلمه را (مانترا یوکی) که آن را به ورد ترجمه می کنیم اصطلاحی است که اهل دین ذکر و ارباب سلوک و درد خوانند و یوگیان هندو آن را به مانترا تعبیر می کنند عبارت است از ادامه یک سلسله کلمات موزون که دارای فورمول (یا تقسیمات و ترکیبات معینی است که آنها را سلاک هندو غالباً در زبان سانکسریت تدوین و منتظم داشته اند.
اثر و نفوذ این کلمات [اوراد] که با الحان مخصوص ادا می شود در نفس انسانی قوتی بسزا دارد و نتیجه های بزرگ آن ثابت گشته قوت و تأثیر اوراد که در جسم انسان و نفس راسخ شده ایجاد یک تعادل و توازن خاصی می نماید و اینک اشاره به چندین نکته عمومی را لازم می دانم اداء کلمات با نتیجه و مادتاً عبارت است از امواجی که صدا طبعاً در این امور و در این فضا ایجاد نموده و می رسد به دستگاه شنیدنی شنونده و سبب اهتزار اعصاب شنیدنی و تأثیر پرده صماخ یا طبقه گوش می گردد.
بواسطه یک فعل و انفعال اسرار انگیز و مرموزی که از ادراک بشری تاکنون خارج بود تبدیل می شود یعنی همان صدائی که در حنجره گوینده، صاحب صدا بوجود آمده بود در حالتی که صوت در ابتداء محدود به فضای حلق و سیم صوت گوینده بوده و عین صدا از فضای حلق خارج نشده بلکه از آنجا فقط یک امواج عاری از صوت در هوا منتشر و به دستگاه شنونده متصل گشته و در آنجا در نتیجه فعل و انفعالی که در این دستگاه عجیب بخودی خود به عرصه وجود آمده عین آن صدا را خلق کرده و چگونگی آن را مغز یعنی مرکز عوالم نامحدود درک می نماید، در حقیقت در این جویی پایان مرکز کائنات مرئی ما هیچگونه صدا و ندائی وجود ندارد و خبر یک سلسله تموجات غیر قابل احصا و ادارکی که در حد خود صدائی ندارند و اگر اثر دارند تنها حرکت باید نامیده موجود نیست.
مثلاً اگر بنائی بزرگ در هم ریزد و کوهی بلند و عظیم از پای در افتد در نتیجه غرشی عجیب و اصواتی مهیب ایجاد شود و هوا را با شدت و فشاری سخت بتموج آورد ولی اگر شنونده ای در کار نباش و دستگاه شنیدن که این امواج متلاطم را مجدداً در مراکز دماغ تبدیل به صورت لازمه اولیه نماید کوچکترین صدائی هم ما بین قوه شنونده و مرکز ظهور آن اصوات مهیب وجود نمی داشت یعنی سوای احداث حرکات تموجی چیز دیگر احساس نمی شد، در اینجا مقصود از حدوث امواج تموجات اخری که حامل نور است نیست بلکه منظور همان موج صدا است که اگر قابل احساس فرض شده ملاحظه می شود که یک سلسله امواج ساکت و خاموش دائماً در این فضا مشغول سیر و سفر است اگر گوش شنیدن نباشد جز امواج آرام و ساکتی در این فضا نامحدود عالم امکان هیچ چیز وجود ندارد.
فرض می کنیم یک نفر در صحنه یک تئاتر مشغول نواختن ویولون است در صورتیکه در یک فضای بسیار وسیعی که عبارت از فاصله ما بین تئاترهای ویولن و عصب شنیدن شنوندگان باشد سوای تموجات آرام و خاموش هوائی هیچ چیز محسوس نیست که آن نیز ذاتاً دارای صدا نمی باشد اما چون داخل دستگاه مرموز شنیدن گردید با یک فعل و انفعال سریع و اسرار انگیزی تبدیل به عین اصوات اولیه می شود به همین قسم چون متوجه دیدنی های این عالم شویم با همان قاعده و شرحی که گذشته سوای حرکت امواج آخری هیچ جسم دیدنی در این فضا وجود ندارد در حالتی که همیشه این دریای عطر پر موج و در حرکت است و هزار تصویرات مختلفه و گوناگون را از شرق به غرب نقل می نماید ولی هیچ کس درک آن را بدون فراهم شدن وسائل طبیعی و الهی آن نتواند نمود که تا شرح و بسط این موضوع را چون به تمرکز اشیاء رسیدیم مورد بحث قرار خواهیم داد همین قدر می دانیم که ما بین دستگاه دید و دیدنی ها و شنید و شنیدنی ها بجز یک تموجات گوناگون غیر مرتب اتری و هوائی هیچ چیز یافت نمی شود.
بنابراین باید بگوئیم هر چیزی عبارت است از امواج حاصله در هوایا در اتر که برای هر یک درجاتی است مثلاً تموجات هوائی باید در هر دقیقه به ۲۲ هزار موج برسد تا تبدیل به اصوات مختلفه گردد تا می رسد به امواجی که تعداد آن بالغ به هزار میلیون و ترلیون شود تا بالاخره کثرت تموج به حدی می رسد که قوه شنید را توانائی ضبط و اردات آن خواهد بود یعنی در هر دقیقه از ۴۵ الی ۷۵ ترلیون تموج ایجاد می گردد، در عالم حقیقت هر چیزی در حال تموج است و هر یک از این کائنات عالم وجود به کائناتی دیگر و تمام کائنات به یکدیگر اتصال و پیوستگی کامل دارند.
هیچ چیز از اشیاء عالم حتی انگشتی اشاره نمی شود مگر اینکه تأثیر آن به دورترین سیارات دنیا منتقل گردد، یک حرکت ضعیف با یک اثر کوچک که به جهتی از جهات طبیعی به ظهور می رسد متناسب با نقل یک سیاره نیست حرکت یک اسب یا جست و خیز غزالی که در هر یک از جهات زمین ما بوقوع پیوندد عین آن در کمتر از آن در جهت مخالف آن در کره ارض ایجاد می گردد، هر اثری در این کائنات یا هر امری در عالم وجود دارای یک عمل یا عکس العمل است و هر عمل یا عکس آن عمل نیز در عالم وجود برای همیشه برقرار است تأثیر یک حرکت دست یا جنبش مرغی ضعیف و موری ناتوان و هر انقلابی دیگر تا ابد موجب حرکت و سیر امواج اتری در این هوا و فضای لایتناهی است زیرا هر ذره ای از ذرات کائنات عموماً و مجموعه کائنات خصوصاً به یکدیگر مرتبط و منتسب است بنابراین هر عمل با عکس عملی که بوجود آید تا ابد باقی خواهد بود.
چون این دقایق که در مقدمه بود برای آماده گشتن ذهن به درک اهمیت و عظمت تأثیر کلام دانستیم پس باز می گردیم به اصل موضوع که آن نفوذ و رسوخ اوراد و اذکار مبنی بر اصول محکم باشد-قبل از ورود به موضوع قرائت اوراد (مانتره) تذکر یک نکته دیگر را لازم می داند و آن عبارت است از روابط و اشارت ما بین یک نفس با نفس دیگر البته اغلب می دانند که چون دو نفر بخواهند آنچه در ضمیرشان هست مقاصد خود را به یکدیگر القاء کنند باید متوسل به کتابت و اشارات حروفی گردند و همچنین صدا که در لباس حروف بر روی کاغذ ترسیم یافته است باید یادآور شده که در اینجا منظور اقسام انتقال فکر و قرائت آن که آن را [تلبات] گویند نیست مقصود ذکر اشاراتی است که حروف نماینده آن است.
باز هم نکته دیگر این است که اگر ما چشمهای خود را بر هم گذاریم خودمان را در یک جایگاه تاریکی که جمجمه نامند خواهیم یافت و دیگر هیچ راهی به خارج نداریم پس چگونه باید از این محل خارج و با اوضاع و موجودات محیط مرتبط شد و به چه وسیله احساسات خود را به نوع خود رساند و همچنان خود را منکف و آنها را از خیالات و مقاصد خویش مستحضرداریم.
