موضوع: مانيه تيزم

نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

در باب جاذبیت :

یکجسم قابل جذب جسمی است که قوا و ذرات مادی آن که مطیع این قوا هستند موافق ودر تحت تاثیر بعضی حواس معینه قرار گرفته اند ۰

برای اینکه خوب بفهمیم حالت یک جسم قابل جذب را۰ به بعضی امثالی که به آن آشنا هستیم می پردازیم ۰

فرض می کنیم که آبی را از بالای صفحه متمایلی می ریزیم ۰ این آب جاری خواهد شد تا انتهای آن صفحه برسد ۰ جریانی که از این عمل تولید می شود می توان آنرا با یک جریان الکتریکی مقایسه نمود ۰ چه پیل ثابت آن از نقطه ای است که آب جاری شده و جریان الکتریکی هم بهمین نحو است۰

پس پیل ثابت آن از نقطه ایست که فشار جریان آب بیشتر و پیل منفی آن محلی است که فشار جریان کمتر است ۰

جسم انسانی که تحت تاثیر تعادل است یعنی بازیچه قوای فعل و انفعال است نمی تواند از قانون جاذبیت خارج گردد۰

در دوره ما هم ریشمباخ اولین شخصی است که اوقات خود را صرف قوای جاذبیت انسانی نموده واز موفقیت خود در تحصیل آن مفاخرت میکرد ۰

مشارالیه برای امتحانات خود طبیعتاً اشخاص پریشان حالی را انتخاب میکرد ۰ و آنهارا با حال

مسیو پلتیه با مشغولیت خاطر دست دراز و شلغم پاک کرده ای را از بین سبزیجات برداشته و از طرف ساقه قطع شده اش در مقابل چشمان دختر گرفت ۰ مادمازل هم بنحو تمسخر بنای خندیدن را گذاشت ۰ معذلک پس از چند دقیقه کاملاًبه خواب رفته بود ۰

ویکتوریا با آنکه آنچه را می دید نمی فهمید متناوباً به دختر خواب رفته وشلغم و آقایش با حالت خوفی ناظر بو و میدید که آقایش با رضایت خاطر و خیلی آرام به عملیات خویش مشغول است ۰

بعد هم شلغم را برگردانیده و مجدداً از طرف ریشه اش گرفت مقابل پیشانی دختر در محلی که سابقاً  قرار داده بود و دختر بزودی  بیدار گشت ۰ وبا سری افکنده وشرمناک از اینکه در مقابل شلغمی نتوانسته مقاومت نموده و نخوابد به خانه اش مراجعت نمود ۰کلفت مذکوره هم اظهار داشت حاضر نیست شلغمی را که باعث خواب و بیداری شخصی شود در تهیه غذا بکار برده و مصرف نماید ۰ چرا که نمیدانست چه علتی باعث آن شده است ۰

ولی مسیو پلتیه علت آنرا بخوبی میدانست که طرف ساقه ی آن مثبت است چون پیشانی ۰ در صورتی که طرف ریشه آن منفی است ۰ بدین لحاظ در وهله اول فعل دفع و در وهله ثانی عمل جذب واقع گشته ۰