نسخه قابل چاپ
توضیح بیشتر در مورد تقسیمات شارکو در مانیه تیزم :
شارکو تقسیمی اصولی و کلی درباره درجات خواب مصنوعی نموده که بدانها قائل است و آن را به سه درجه تقسیم کرده است.
۱٫ حالت لتارژی
این حالت که نوعی از خواب مصنوعی است بنامهای حالت تحجر، کرخی، جمودی در کتابها ذکر شده است. برای ایجاد این حالت، خواب کننده بایتسی توجه و نگاه خواب شونده را به نقطه ای مات و غیر شفاف متوجه نموده آنگاه شروع به تلقین و پاس[۱] نماید.
در این نوع خواب، خواب شونده به یک حالت سستی و رخوت عجیبی دچار می شود که هرگاه اعمال تحریک آمیزی چون بریدن عضو، و فرو بردن شیئی برنده بر بدن او انجام گیرد، معمول (شخص خواب شده) به هیچ وجه احساس درد نخواهد کرد. در این حالت حواس شخص خوابیده بطور کلی از بین می رود یعنی نه می شنود و نه می بیند و نه شامه اش کار می کند، ذائقه و لامسه اش خاصیت درک را از دست می دهد. بدن کاملاً حالتی مانند تحجر و لمسی به خود می گیرد.[۲]
نقش هیپنوتیزم در بیمارستان
دکتر فلیپ کارت که مقام ارجمندی در بیمارستان سارک انگلستان دارد و متخصص بیهوشی می باشد می نگارد : ظرف دو سال گذشته بارها بیمارانی را که تحت عمل جراحی بوده اند بجای تزریق داروی بیهوشی آنها را هیپنوتیزم کرده و با موفقیت عمل آنها به پایان رسیده است.
دکتر مزبور ادعا دارد که استاد هیپنوتیزم می باشد. می نویسد عملاً هیپنوتیزم بیماران در موقع جراحی ساده تر و بسیار کم خطر تر از بیهوش نمودن بیماران بوسیله تزریق و یا خوردن قرص می باشد.
او متذکر شده است که در سال گذشته یکی از مأمورین انگلستان را که در جنگهای رودزیا مجروح شده بود در حالیکه یکی از پاهای او شکسته و یک تبر زهردار نیز به سینه او زده بودند، با هواپیما فوراً به بیمارستان سارک حمل نمودند و من در حال بیهوشی مورد عمل جراحی قرار گرفت و پس از به هوش آمدن، درد شدیدی احساس نمود، بطوریکه فریادهای او بیمارستان را فرا گرفته بود.
از طرف پزشک معالج دستور تزریق هر سه ساعت یک مرفین داده شد ولی من بلافاصله او را هیپنوتیزم نمودم و او تا مدتی در حدود ۱۲ ساعت ساکت روی تخت خود دراز کشیده بود و پس از رفع هیپنوتیزم مجدداً درد او شروع شد، بطوریکه با فریاد التماس می کرد او را مجدداً هیپنوتیزم نمایند دکتر کارت اظهار داشت، برتری عمده هیپنوتیزم بر بیهوشی اینست که مدت محدود ندارد و می توان شخص هیپنوتیزم شده را ساعتهای متمادی به همان حال نگاه داشت.[۳]
دکتر مارج و اسکیرول در بیمارستان سلبتربر فرانسه امتحاناتی درباره این دسته از خواب شونده ها بعمل آوردند و نتیجه ای که از آن امتحانها عایدشان گردید این بود که حواس خواب شونده ها در حال خواب بطور کلی از بین می رود مگر نسبت به گفتار خواب کننده که حتی آهسته ترین کلام او را می شنوند.
از جمله امتحانی که این دو دانشمند در برابر گروهی از مردم انجام دادند این بود که ظرفهائی که مملو از نیشادر تند بود، در مقابل بینی خواب شونده ها قرار دادند و مدتی همچنان در مقابل بینی آنها مانند کوچکترین عکس العمل ناراحتی و گرفتگی از آنها مشاهده نگردید.
یکی از دکترهائی که احساس یا خیال می کرد که آن مایع، محلول نیشادر نباشد مقداری از آن مایع را مقابل بینی خود گرفت و استشمام کرد فوراً بیهوش شد و روی زمین افتاد و پس از لحظه ای هم مرد.[۴]
۲٫ حالت کاتالپسی
این حالت نوعی دیگر از خواب مصنوعی است که به نامهای حالت لمسی و لختی هم آن را می نامند در این حالت، خمودگی، سنتی مرحله لتارژی وجود نخواهد داشت بلکه اندام خواب شونده یک حالت گرفتگی و سستی مخصوصی پیدا می کند و مانند آدم مرده ای بیش نیست، اعضاء نرم و بی زورست اگر بازوی او را بلند کنیم و رها سازیم فوراً خواهد افتاد.
سومنامبولیسم
سومنامبولیسم را خواب متحرک هم می نامند. برای ایجاد این حالت در اولین وحله لازم است خواب شونده را به شیوه لتارژی یا کاتالپزی خواب نمود. آنگاه با اعمال مخصوص و پاسهای مرتب او را به حالت سومنامبولیسم درآورد.
در این حالت که اکثراً برای درمانهای روانی مورد استفاده قرار می گیرد، حواس شخص خوابیده حساسیت عجیبی پیدا می کند بطوریکه قادر به شنیدن کوتاهترین صداها و دورترین صوتها می شود و گاهی هم نیروی بینائی او آنچنان قوی و توانا می شود که از پشت حجاب تیره ای بر چشمهایش می بندند، قادر به خواندن نوشته و یا دیدن صحنه های دوری می گردد.
در این حالت، خواب کاملاً طبیعی به نظر می آید. چشمها معمولاً بسته است، در عین حال شخص خوابیده می تواند، مثل بیداران حرکاتی از خود انجام داده راه برود، بخندد، بجهد، ورزش کند، بدود، و غیره .
در این حالت نیروی عضلاتی شخص خوابیده زیاد می شود بطوریکه افراد ضعیف می توانند، بارهای سنگین را که در حال بیداری قادر بر حرکت آن نبوده، در این حالت بلند کنند.
کلیه استعدادهای حسی، صاحب نظری دور بین، روشن بین، حافظه به میزان قابل ملاحظه ای توسعه می یابد.
و آنگاه مطلبی که قابل توجه می باشد اینست که بعد از بیدار شدن هیچکدام از کارهائی که هنگام خواب انجام داده بخاطر ندارد. اکزاکف روسی نقل می کند : لویس خواب کننده معروف در مقابل جمعی زنی را خوابانیده و به او امر کرد که به خانه خود رفته و ببیند که اهل منزل او به چه کاری مشغولند.
زن خوابیده گفت : رفتم و دیدم دو نفر مشغول به کارهای منزل هستند در این هنگام لویس به او گفت یکی از آن دو نفر را لمس کن، زن خوابیده بنای خنده را گذاشت و گفت همانطوری که امر کرده اید، یکی از آن دو نفر را لمس کردم و به آنها یک حالت ترس شدیدی دست داد.
لویس به حاضران گفت : کی منزل این خانم را می داند؟
یکی گفت : من.
لویس از او خواهش کرد که به منزل آن زن برود و از جریان قضیه خبری بگیرد.
یکی از حضار به خانه آن زن رفت وقتی که وارد خانه شد، دید اهل خانه همگی رنگ پریده و در یک حالت ناراحتی و وحشت به سر می برند. علت آن را پرسید، آنها در جواب گفتند : چند لحظه قبل در آشپزخانه خود، شبحی را دیدیم در حال قدم زدن بود، او همچنان پیش آمد تا دست یکی از ماها را که مشغول آشپزی بودیم گرفت و ما از این منظره فوق العاده وحشت کردیم.[۵]
کامیل فلاماریون در کتابی که نگاشته برای کارهای حیرت آور سومنامبولها شواهد زیادی نقل می کند منجمله می نگارد :
خانم پلانین به سرطان پستان دچار می شود او را مان یتیزه کرده به اطاق عمل می برند و دکتر کلوکه مشغول عمل می شود، خانم مزبور در حین عمل احساس کمترین دردی نمی کرد و در حالی که دکتر مشغول قطع و برداشتن عضو مئوف می شود، بیمار با او به صحبت می پردازد. در همین موقع دختر بیمار را که موسوم به خانم لاکانده بود مان یتیزه می کنند، خانم لاکانده در این حال داخل بدن مادر خود را می بیند و محل آفات را معین می کند.
خانم پلانین بر اثر عمل فوت می کند، پیکر او را می شکافند تمام جزئیاتی را که خانم لاکانده در موقع سومنامبولیسم دیده صحیح می یابند.
اینست خلاصه واقعه : دکتر از خانم لاکانده سوال می کند : آیا گمان می کنید که مادر شما در اثر این عمل شفا یابد؟
خانم لاکانده جواب می دهد : خیر فردا صبح زود، بدون هیچ درد و رنج مادرم جان خواهد سپرد !
دکتر می پرسد : اعضای بیمار، کدام ها هستند؟
خانم مزبور جواب می دهد : ریه راست کوچک و تراکم شده است دور آنرا غشائی ضخیم احاطه کرده و به علاوه خود ریه در میان مایعی غوطه ور است ولی از همه جا بیشتر ناحیه زاویه تحتانی، استخوان کتف دردناک است و همین درد است که خیلی مادرم را رنج می دهد، ریه راست بکلی از کار افتاده، ریه چپ سالم می باشد و در اطراف قلب کمی مایه جمع شده است!!
دکتر سوال می کند در اعضای جوف بطنی چه می بینی؟ خانم لاکانده جواب می دهد : معده و روده ها سالم هستند ولی سطح کبد رنگ پریده سفید شده است.
فردای عمل، بیمار فوت می کند او را به اطاق پیکر شکافی می برند، در این موقع دکتر شاپلن خانم لاکانده را مان یتیزه کرده به اطاق مجاور می آورد. دکتر کلوکه مشغول پیکر شکافی می شود و خانم لاکانده از اطاق مجاور که درهای آن را دکتر شاپلن بسته بود اعمال دکتر کلوکه را در موقع سومنامبولیسم، تحت نظر گرفته اظهار می کند، چرا وسط سینه می شکافید؟ مایع در ریه راست قرار دارد. آنچه را که منابولیسم اظهار کرد : با مشاهدات پزشکان موافقت کامل داشت[۶].
البته نظائر این حوادث و مشاهدات حیرت آور در کتاب اسرار مرگ و کتابهای نظیر آن، زیاد به چشم می خورد و بنده فقط به ضرب المثل انگشت نمک است و خروار هم نمک به یکی از آنها اکتفا کردم.
حال باید دید که خواب مصنوعی و کارهای شگفت آوری که در اثنای آن، از خواب شونده ها سر می زند روی چه عوامل و اسبابی است آیا تمام این کارها معلول عوامل مادی است یا آنکه مربوط به علل و اسباب و جهات روحی است؟
[۱] منظور از پاس حرکاتی می باشد که شخص خواب کننده در مقابل خواب شونده انجام می دهد تا باعث تمرکز قوا و آماده برای پذیرش تلقین گردد.
[۲] دستبند مغناطیسی اصول روانکاوی فروید.
[۳] اطلاعات ۲۳/۶/۴۳ از مجله بهداشت عمومی انگلستان.
[۴] دائره المعارف فرید وجدی ج ۱۰ ذیل کلمه نوم
[۵] دائره المعارف قرن بیستم ج ۱۰ ص ۴۱۶
[۶] اسرار مرگ ص ۶۶
