موضوع: مانيه تيزم

نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

مدافعان مادیگری چه می گویند؟

این را خوب می دانید که هر فرقه و مسلکی برای اثبات عقیده مسلکی خود جد و جهد می نماید تا حقانیت و برتر بودن خود را به جامعه بفهماند و از طرفی نشان دهد که او می تواند تمام افکار و نظریه ها را تحت الشعاع خود قرار دهد.

مادیها هم طبق روشی که دارند در چهار چوبه ماده مطالعه می نمایند و هر هر حادثه ای را تنها از دریچه مادیگری تجزیه و تحلیل می کنند درباره اصول تنویم مغناطیسی و کارهای حیرت آور آن هنگام خواب مصنوعی از سوژه ها و سومنامبوسها می ریزند، نیز از همین شیوه استفاده کرده اند.

دکتر ارانی در کتابی که به نام پسیکولوژی دارد می نگارد : هیپنوز، عبارت از اینست که شخص ممتحن، یک شخص امتحان شدنی را با وسائل مختلفه خسته کند و او را بخواباند …

در هیپنوز جدیت می شود که یک سلسله از قوای بدن تمام گردد، مخصوصاً قوه اراده از میان برود، در این صورت بدن از هر حیث بیدار است جز اینکه اراده شخصی ندارد و تابع شخص ممتحن می باشد.

هر حرکت یک نواخت باعث خستگی می شود، دست روی چشمان کسی مالیدن و او را مجبور به بستن چشم کردن، وی را خواب آلود می کند.

هر شخص، شاید ملاحظه کرده باشد که صدای یکنواخت قیچی سلمانی خواب می آورد، هیپنوز عبارت از خوابی است که انسان بلا اراده در تحت اختیار دیگران قرار می گیرد و بعضی اشخاص، بطوری در تحت فرمان خواباننده می باشند که اگر در موقع خواب به او بگوید که بعد از بیدار شدن آن کار را انجام خواهد داد.

اساس این خواب اطاعت است یعنی هر قدر انسان بیشتر مایل به اطاعت باشد، زودتر به خواب می رود. دکتر ارانی بعد از اینکه معنی تلقین اینطور می کند. در شخص در تحت نفوذ یک ممتحن، بدون وجودعات، معلول فیزیولوژیک به ظهور برسد می افزاید : این نوع تلقین ممکن است خیلی قوی باشد و به وسیله تلقین می توان در موجود زنده حرکاتی ایجاد نمود که با آنکه ناشی از اراده اوست، ظاهراً بدون علت مستقیم ارادی جلوه کند، این قبیل اراده را چنانکه گفتیم ماوراء اراده، اصطلاح می کنیم.[۱]

با دقت اگر متوجه نظریه این دکتر گردید خواهید فهمید که او با سبک مخصوص متعلق نویسی که دارد در این بحث می کوشد اصل خواب مصنوعی را و کارهایی که هنگام هیپنوز از شخص خوابیده صادر می شود همه را از راه تلقین تجزیه و تحلیل کند زیرا او مانند سایر مادیها معتقد است شخص مان پیتیزور وقتی که نیروی فکری خود را متمرکز در معمول کرد و او را نسبت به موضوع خاصی وادار ساخت. کم کم شخص خواب شونده اراده خود را از دست می دهد و کم کم تحت تأثیر اراده خواب کننده قرار می گیرد مثل اینکه نیروئی به شکل اتر و مغناطیس مغز شخص خواب کننده را با خواب شونده انصال می دهد آنگاه هر چه را که هیپنوتیزور اراده کند شخص خوابیده درک می کند و خواسته او را اجرا می نماید و با هر زبان که بخواهد سخن می گوید و هر فرمانی که صادر کند او اطاعت می نماید.

روی این حساب شخص خوابیده از خود اراده ای نداشته، گوش به فرمان شخص خواب کننده است تنها رابطه بین او و خواب کننده امواج و سیاله اتری یا مغناطیسی است و بس !


[۱] پیسیکولوژی ص ۱۹۷