نسخه قابل چاپ
تقویت قوای روشن ضمیری
در این مورد لازم است که راجع به قلب و نمو قوای روشن ضمیری که ریشه عقاید ترقی است گفتگویی نمائیم، در نوشته های زبان سانسکریت بطور اختصار اشارتی به راه مخفی و اسرار سینه به سینه قدیم راهنمایان خود نموده اند که پیشوایان بزرگ و صاحب اسرار عهده دار تعلیم و تجویز ریاضیات لازمه به سالکان مستعد که آنها را با وسائل مهم علم النفس مورد امتحان قرار می داده اند بوده اند آن هم مستقیماً و بلا واسطه بود که آن را اسرار سینه به سینه می خوانده اند، از جمله تعلیمات مختلفه بسیار مهم که درکتب اسرار هندو از سایر تعالیم سری آن را پوشیده تر می داشته اند و سوای آن دسته از اهل سلوک که در طی مراحل مقدماتی و مراقب لازمه کامیابی حاصل کرده بودند، احدی نمی توانست به این موضوع آشنا گردد مسئله اسرار انگیز و مرموز وجود کند لینی و طریق بیدار نمودن آن بوده است زیرا مبداء و منتهای اسرار سلوک و نتیجه مطلق ریاضیات و هم مرجع سایر قوای روشن ضمیری مربوط به کند لینی است، بنابراین موضوع را همیشه در ظلمت خانه اسرار مخفی می داشته اند.
به هر صورت برای اینکه از چگونگی عمل این موجود مرموز بهتر مطلع شویم ناچاریم تشریح داخلی آن قسمت از بدن را که مربوط به کند لینی است متذکر کردیم.
در وسط ستون فقرات جسمی ایست موسوم به نخاع که عوام (مغز حرام) نامیده اند، در آنجا لوله مجوفی بوجود آمده که آن را به سشومانا نامیده اند و کند لینی مزبور از وسط این لوله عبور کرده است.
کند لینی که بواسطه طرز خلقت آن مانند ماری که سه دور و نیم به دور خود چنبر زده باشد به این اسم نامیده شده است و علت اینکه تا آن درجه در استقامت و راست نگاه داشتن ستون فقرات تأکید شده این است که این موجود مرموز در آنجا قرار گرفته تأکید در استقامت ستون فقرات گذشته از اینکه بر زیبائی اندام انسان می فزاید، هر قسم فشار و ناراحتی را که مزاحم آزادی کند لینی که منبع شراره حیات باشد مرتفع می دارد و به بیداری آن کمک وافی می نماید زیرا سیر و جریان قوه فاعله زندگی در تمام مراکز لازمه جسم که شرح آن را بیان خواهیم نمود ارتباط مستقیم و کاملی با کند لینی و بیداری آن دارد.
در بدن انسان چندین مرکز جذب و سیر قوای فاعله موجود است که به مناسبت شباهت کاملی که این مرکزها با گل زرد دارد دهند و آن را نامیده است به چاکرا، مرکز این گل مخصوصاً به واسطه شباهتی که گفته شد مراکز حیاتی دارد فوق العاده طرف علاقه و میل هندو است و اصل منبع آثار روشن ضمیری همین مرکزها است و در نفوس عادی یعنی کسانیکه موفق به ریاضت و به کار انداختن این مرکزها نشده اند چاکراها همیشه ثابت و بی حرکت و بر حالت سکون باقی است و نیز رنگی هم ندارد، ولی به مجرد اینکه چاکراها بکار افتادند و حیات جدید و حرکت پیدا کردند انسان روشن بین و روشن شنو یعنی مظهر اسم و صفت بصیر و سمیع گردیده و قوای محیر جدیدی در نهاد انسان ایجاد و به عرصه ظهور می آید، بعلاوه بیدار شدن این مرکزها موجب تلألو و جلوه خاصی می شود و الوان مختلفه زیبائی منعکس می نماید و مانند یک ماشین کامل بافندگی شروع به طنیدن داشتن می نمایند و برای دانستن مناسبت تشبیه این مرکزها به گل سدر شرح ذیل را لازم می داند، این مرکزهای روشن ضمیری عیناً مانند گل دارای اوراق مختلف است، بعضی دو پر، چهار پر، شش پر، دوازده پر تا هزار و یک پر نیز دارا هستند، در هر یک به مناسبت طرز وجود و خلقت خاصی که دارند نامی جداگانه و دارای الوان مخصوص و جای مخصوص و عمل و وظیفه مخصوصی است اولین چاکرا موسوم است به لادها چاکرا که در منتهی الیه ستون فقرات واقع و دارای چهار پر است و کند لینی در حالیکه سه دور و نیم بدور خود چنبر زده و دم آن در دهانش قرار گرفته در اینجا بدون حرکت در خواب است مدخل لوله مجوف نیز که گفته شد هندو آن را به سوشومانا موسوم داشته است در همین نقطه است.
کند لینی در این مدخل قرار دارد ولی تا موقعی که بیدار نگردیده است از درب مدخل مذکور تجاوز نمی کند ولی چون توفیق بیدار نمودن آن حاصل شد در مدخل سوشومانا نفوذ می نماید و متدرجاً برای اینکه قوه فاعله را در مرکزهای روشن ضمیری بدن سیر بدهد از آن عبور می کند.
حرکت و عبور آن از لوله مجوف سوشومانا برای اینست که قوه فاعله که بوسیله تنفس مخصوص هندو که راه اجراء آن را مفصلاً و در چندین جا بیان کردیم داخل بدن می شود، کند لینی دهان خود را باز می کند و قوه حیاتی پرانا را بلع و در خود ذخیره می نماید و در این گردش و حرکت آن را به مرکزهای مختلفه یعنی چاکراها می رساند و آنها را حیات می دهد و برای روشن ضمیری و آثار محیر دیگر بیدار و آماده می کند، یک نکته قابل توجه دیگر این است که این قوه فاعله حیاتی عمل مهم و ذی قدر دیگری هم انجام می دهد و آن عبارت است از تأثیر مستقیم آن در احیاء بدن و خلاقیت و نفوذ آن در ایجاد نسل و نظام توالد که بنا به اقتضاء طبع و حکم غریزه فطری و حکمت بالغه آن باید آن مقدار از این قوه فاعله که مربوط به انتظامات توالد و تناسل است در محل و مورد خود به وقت خود مصرف شود و هر آینه از بکار بردن آن در جای خود مضایقه و امساک گردد یا آن را برای ایجاد روشن ضمیری به وضع رهبانیت به مصرف رسانند حتماً موجب بروز امراض عدیده نفسانی و فساد و خرابی جسم خواهد گردید زیرا هر یک از مواهب و عطایای عالم حیات با هزاران مصالحی که در بر دارند باید در جای خود بکار رود پیروان کلیسای غربی بنیان عقاید دینی خود را تقلید بر شالوده رهبانیت به مصرف رسانند حتماً موجب بروز امراض عدیده نفسانی و فساد و خرابی جسم خواهد گردید زیرا هر یک از مواهب و عطایای عالم حیات با هزاران مصالحی که در بر دارند باید در جای خود بکار رود پیرامون کلیسای غربی بنیان عقاید دینی خود را تقلید بر شالوده رهبانیت قرار داده اند علت آنهم این که در مسافرتهای خود به شرق و مشاهده آثار حیرت بخش و اعمال معجزه اسائی که از ارباب قدس و تقوی به عرصه می رسید آنها را کاملاً متأثر و متعجب نمود و توهم کردند که منشاء این آثار شگفت انگیز عدم اقدام این مقدسین به قبول ازدواج است و به این واسطه موضوع رهبانیت از شرق به غرب سرایت نمود، دیگر غافل از اینکه عدم قبول ازدواج و اجراء نظام تولد و تناسل در حد خود موجب ایجاد روشن ضمیری و معجزه نمایی نیست بلکه علت ظهور آثار روشن ضمیری این است که آن مقدار قوه فاعله که باید صرف تولد و تناسل کرد آن را برای ظهور روشن ضمیری بکار می برند و این همان قوه فاعله است که اگر رهبانان به مصرف تولد نرسانند تمام اساس روشن ضمیری آنها متزلزل می شود و اگر بخواهند باز مصدر این آثار عجیبه شوند باید ترک رهبانیت گفته و بطریق ریاضیات هندو مشی کنند.
حتی در نتیجه تجربیات عمیق بزرگان هندو و در ظهور احوال روشن ضمیری معلوم شده است که با ترتیبات مخالف اصول و قواعد درست هندو و ریاضیات عالمانه و معقول آنها گاه همین (کند لینی) در بعضی اشخاص به غلط بیدار گردید و با اجراء عملیات خود سرانه مانند رهبانیت و امثال آن مرکزهای روشن ضمیری بکار افتاد و مفاسد بزرگ و گمراهی های غیر قابل جبران پدید آمد مخصوصاً یک مقدار از عرفای عاری از دانش و میزان حقیقی سلوک که در دنیا انتشار یافته است و بدون اینکه به مقصود و مفهوم آن توجهی داشته باشند بر سر زبانها افتاد و موضوع رسائل خودپرستان شهرت طلب گردیده است ولی آشنان با اسرار و اقفان رموز نفس و عجائب خلقت انسانی در عین حال تشخیص داده اند که یک آثاری از کمالات عالی نفس ممکن است به غلط بر خلاف اصول هادیان طریق در بعضی نفوس ظاهر گردد و دیر یا زود مفاسد آن نسبت به آنها و غیر آنها آشکار شود و بالاخره باید آن را به طاق نسیان افکند، هر آینه به آثار و رسائل پیروان عقیده رهبانیت توجهی بشود تاریکی و ابهام و پیچیدگی کامل ایجاد میکند
