موضوع: تکنیکهای دگر هیپنوتیزم

نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

روش خودهیپنوتیزم پیشنهادی

«نگارش : توماس . ج. هاپ وود»
آیا هرگز به این موضوع فکر کرده اید که اگر شما فرد دیگری بودید، چه احساسی داشتید؟ مثلا یک هیپنوتیزور معروف بودید . برای چند لحظه به این موضوع بیندیشید . حالا تصور کنید که یک هیپنوتیزور معروف هستید. برای این منظور در ذهن خود نام یک فرد مشهور که او را در زمینه هیپنوتیزم صاحب اعتبار علمی و عملی میدانید ، ببرید . البته فرد مزبور نباید از دوستان و بستگان شما باشد .
حالا به یک برنامه عملی و نمایشی دست بزنید. کفشهایتان را بپوشید و در حالی که تصور می کنید آن هیپنوتیزور خیالی هستید، روبروی آئینه ای قرار بگیرید که معمولا صبحها خود را در مقابل آن تمیز و آماده می کنید . بهتر است که قبلا کمی قیافه تان را تغییر دهید ، مثلا اگر همیشه عینک به چشم می زنید، بدون عینک روبروی آئینه قرار بگیرید و یا اینکه شکل آرایش موهایتان را تغییر داده و از ادوکلن و لباسی متفاوت با همیشه استفاده کنید . تصور کنید که می خواهید با روش تمرکز مستقیم در چشم سوژه ، او را خواب نمایید . در آئینه به انعکاس نور بر روی یکی از چشمان فردی که در مقابل شما است ، خیره شوید.
حالا بار دیگر از قدرت خیالپردازی و خلاقیت ذهنی خویش بهره گ یرید و چنین فکر کنید که کسی که در آئینه مشاهده می کنید ، فرد دیگری است و هیپنوتیزوری که شما در ذهنتان خلق کرده اید ، می خواهد او را خواب کند . حالا همانطور که در برق نگاهش خیره شده اید ، پیش خودتان حدس بزنید که او در این لحظه چه فکری می کند؟ (اگر مایل باشید ، میتوانید به ین شخصیت تخیلی نام یا عنوانی هم بدهید ).
به یاد داشته باشید که شما نمی خواهید با این روش خودتان را هیپنوتیزم کنید . در واقع شما در این بازی چنین وانمود میکنید که هیچ کاره هستید و این کسان دیگری هستند که به ارائه نقش می پردازند.
حالا بگویید هیپنوتیزوری را که شما خلق کرده اید ، با سوژه ساخته ذهن شما صحبت کند و یکی از روشهای متداول برای ایجاد خود هیپنوتیزم را به کار برد . ( این متد بایستی با روشی که شما معمولا برای ایجاد خود هیپنوتیزم به کار میبرید ، متفاوت باشد.) به جای آنکه به عنوان هیپنوتیزور تنها کلماتی را در ذهنتان مرور کنید، به صدای بلند و شمرده مطالب مورد نظر خود را همراه با حرکت لب و دهان بیان نمایید . در طول مدتی که به بیان مطالب می پردازید، تصور کنید که واقعا همان هیپنوتیزور معروف هستید و می خواهید فردی را که در مقابل شما قرار گرفته است ، هیپنوتیزم کنید. البته بهتر است برای خود چنین تجسم کنید که هر دو نقش سوژه و هیپنوتیزور را همزمان با هم بازی می کنید.
در هر لحظه ای که چشمهای شما کمی تیره و تار شوند، چنین خیال کنید که سوژه در حال هیپنوتیزم شدن است. و هر زمانی که چشمانتان به نقطه مقابل خیره می شوند ، تصور کنید که این هیپنوتیزور است که میخواهد سوژه را تحت تاثیر خود قرار دهد. حالا با دقت بیشتر چشمانتان را بر روی نقطه نورانی موجود در چشمان سوژه که ( در واقع انعکاس نور بر روی عنبیه او است ) متمرکز نمایید . از این زمان به بعد ممکن است گاه به گاه حرکات ک ندی به صورت نوسان بر روی بدن شما به وجودآید. چنین علامتی نشانه آن است که سوژه شما در حال هیپنوتیزم شدن است . ممکن است حین عمل ایجاد هیپنوتیزم سر وصداهایی به گوش برسد ، اما سوژه توجه بسیار کمی به آنها می کند و تمام توجه خود را به آهنگ دل نشین جملاتی معطوف می سازد که هیپنوتیزور بیان می کند.
تصور کنید که دراین لحجظه هیپنوتیزور می خواهد با خواب کردن سوژه خود ، کار را تمام کند . البته این جریان با شما ارتباطی ندارد، زیرا شما چون یک تماشاچی ، نظاره گر کلی جریان عمل ایجاد هیپنوتیزم هستید و توجه کمی به جریاناتی که اتفاق می افتند نشان می دهید.
هیپنوتیزور در این لحظه می گوید که قصد دارد به صورت معکوس از ده تا یک بشمارد و در طول این شمارش دست راست سوژه شروع به حرکت به طرف بالامی کند و وقتی که او به عدد یک می رسد، دست سوژه در کنار بدنش به صورت راست و کشیده عمود بر بدن باقی می ماند . بعد از شمارش هر عدد ، توسط هیپنوتیزور تلقینات معمول و کلاسیک در مورد حرکت تدریجی دست به طرف بالا به سوژه داده می شود.
سوژه در طول جریان هیپنوتیزم شدن از تلقینات هیپنوتیزور پیروی کرده و به آنها جواب مساعد می دهد، زیرا مایل است بداند در موقع حرکت دست و بعد از ان جماد عضلانی آن ، چه احساسی پیدا می کند . در حالی که تمام توجه سوژه به سخنان هیپنوتیزور استادی و تسلط خود را در این شرایط غیر متعارف نشان داده و به سوژه تلقین می کند که در جریان بالا رفتن دست راست ممکن است بعضی از حرکات دورانی نیز در دست او پدیدار شوند.
زمانی که هیپنوتیزور به عدد یک میرسد ، دست راست سوژه به اندازه کافی بالا رفته و نسبت به تنه او عمود شده است . البته تمام این جریان در نتیجه تلقینات هیپنوتیزور صورت نمی گیرد ، بلکه تا حدود زیادی سوژه هم با هیپنوتیزور همکاری می کند تا او احساس سوژه را در لحظاتی که رد شرایط هیپنوز قراردارد، درک نماید.
در این موقع ممکن است هیپنوتیزور اقدام بهمنجمد کردن دست سوژه کند . برای انی منظور ، هیپنوتیزور مکررا به سوژه تلقین می کند که : « با گذشت زمان دست تو هر لحظه سفت و سفت تر می شود… دست تو مانند یک لوله آهنی سفت و سخت می گردد..تو دیگر نمی توانی آرنج خود راخم کنی … من از عدد سه تا یک می شمارم… پس از آن دست تو آنچنان سفت و سخت می شود که دیگر نمی توانی آن را خم کنی ». هیپنوتیزور بعد از شمارش از سه تا یک ، تلاش می کند تا دست سوژه را خم نماید و ثابت کند کهدست او کاملا سفت شده است و دیگر نمی تواند آن راخم کند( واضح است که در این شرایط هر دو شخصیت موجود در صحنه میداند که هیپنوتیزم نشده اند، بلکه به ایفای نقش می پردازند). با این همه هیپنوتیزور عملا چنین احساس می کند که خم کردن دست به آن سادگی که تصور می کرد نیست ، بنابراین برای درهم شکستن مقاومت دست ، تلاش میکند. در این لحضات که هر دو شخصیت خیالی صحنه شاهد مقاومت دست هستند، دچار شگفتی و تعجب فراوان می شوند.
در این موقع کوشش برای خم کردن دست متوقف می گردد و به جای آن تلقین برای ریلاکس شدن آغاز میشود. حالا با شمردن و یا استفاده از تکنیکهای دیتگر خلسه ضعیف سوژه را عمیق و عمیقتر کرد. هنگامی که هیپنوتیزور به بیان تلقینات لفظی می پردازد، بایستی به این نکته اشاره کرد که هر چند در زمان عمیقتر شدن خلسه ممکن است صداهایی که مربوط به افراد و شرایط محیطی است به گوش سوژه برسد، اما او به آنها توجه نمی کند و تمام دقت خود را متوجه تلقینات هیپنوتیزور می نماید. در صورت لزوم ، ممکن است در این موقع هیپنوتیزور تلقینات بیشتری در زمینه ریلاکس کردن به سوژه ارائه دهد و یا از روشهای دیگری که برای عمیقتر شدن خلسه مناسب میداند، استفاده کند. همچنین هیپنوتیزور باید به سوژه تلقین کند که در نوبتهای بعدی ، او خیلی زودتر به حالت هیپنوز در آمده و به خلسه عمیقتری هم فرو می رود.
آنچه که رد این تجربیات از نهیت اهمیت برخوردار است ، رسیدن به این قدرت و قابلیت است که شما بتوانید در آن واحد احساسات هیپنوتیزور و سوژه را باهم درک کنید ، و رسیدن به یک خلسه ضعیف هیپنوتیزمی در درجه بعدی از اهمیت قرار دارد.
همانطور که در آغاز این بحث اشاره شد ، برای توفیق بیشتر در اجرای این نمایش ، بایستی به صحنه آرایی که نوعی گریم یا تغییر قیافه و آرایش هیپنوتیزور است اهمیت کافی داده شود. هر تغییر ناچیزی که در ظاهر و قیافه شما به عنوان هیپنوتیزور داده شود، این تصور را در وجودتان قوی تر می کند که هیپنوتیزور ، شخصیتی جدا از شخصیت شما است.
دارا بودن یک احساس و قدرت درک قوی همراه با قدرت تفکر و تجسم خوب ، شمارا در رسیدن به موفقیت نهایی کمک فراوان می کند.
همانطور که قبلا هم اشاره شد ، هدف اصلی در این تمرکز ، هیپنوتیزم کردن و هیپنوتیزم شدن نیست، بلکه مقصود آن است که شما کوشش کنید در آن واحد احساسات دو نفر را با هم درک کنید، و به این ترتیب در لحظاتی که یک هیپنوتیزور و یک سوژه به اجرای نقش مشغول هستند ، شما نیز در کنار صحنه شاهد نقش آفرینی آنها باشید.