موضوع: تکنیکهای دگر هیپنوتیزم

نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

هیپنوتیزم «آن را پورت»

«نگارش : دکتر ا.ا. کلارک»
برگزاری مسابقه درزمینه طراحی و نوآوری در نحوه القای هیپنوتیزم باعث می شود تا افراد کارشناس در این رشته صحت و دقت روشهای کلاسیک را مورد تجدید نظر قرار داده و گاه به ارائه شکل جدیدی از آنها موفق می شوند.
پژوهشگرانی که در این زمینه به تحقیق و بررسی می پردازند ، نه تنها بایستی دانش کافی در مورد ایجاد خلسه یا ترانس داشته باشند، بلکه باید مطالعات کافی در زمینه روانشناسی و روانشناسی علمی را هم دارا بوده وقادر باشند با توجه به اصول و روشهای تحقیق، به انجام برخی از پژوهشهای مقایسه ای نیز بپردازند.
پروفسور ویلیام جیمز تخمین زده بود که افراد تنها از ده درصد از استعدادهای ذاتی خود بهره می گیرند و نود درصد بقیه به صورت خفته و نهفته بلااستفاده باقی می ماند. این امر کاملا امکان پذیر است که با استفاده درست از هیپنوتیزم و خودهیپنوتیزم این نود درصد از انرژی نهفته ، بیدار و فعال شود و در راستای کارهای سازنده و خلاق به مصرف برسد.
قدرت تلقین از آغاز آشنایی انسان با دانش پزشکی برای او مضمونی شناخته شده بوده است. این امر به زمانهایی برمی گردد که هنوز جادوگری، اندئولژیهای روحانی و پزشکی از هم تفکیک نشده بود و افرادی به نام شمن، کاهن یا جادوگر در هر سه قسمت فوق باهم ، به فعالیت میپرداختند. بسیاری از پدیده ها و مقولاتی که ساحری و جادوگری تلقی می گردند، محرک علما و دانشمندان در دست زدن به یک سلسله تحقیقات علمی پرثمر بوده اند. در میان افسانه های جذابی که از آغاز رستاخیز علمی نوین هیپنوتیزم به جا مانده است بحثها و جدالهای لفظی درباره مغناطیس ،قدرت آهن ربا ومانیه تیزم شایان توجه است. ماجرا نام تئوفراستوس تومباستوس فن هوهن هایم (۱۵۴۱-۱۴۹۳) پاراسلوس میشناسند.پاراسلوس را می توان پیشاهنگ تحقیقات درباره قدرت آهنربایی دانست. او تصور می کرد که با کشف انرژی مغناطیس یا مانیه تیزم، قدرت یا انرژی نهانی پاراسلوس از آنجا که هم پزشک و هم فیزیکدان بود،پس از آنکه به عنوان یک فیزیکدان متوجه شد که آهن ربا میتواند تمام ذرات آهن را به خود جذب کند ، به عنوان یک پزشک نتیجه گرفت که قدرت آهن ربا یا مانیه تیزم بایستی بتواند تمام بیماریها را هم از بدن بیماران به خارج جذب کند.یکی از کشیشهای ژزوئیت به نام پدر کرچر عمیقا به این عقیده دل بست و از آنجا که در آن زمان روحانیون مسیحی کارهای درماهنی را هم انجام میدادند ، او با نتایج درمانی بسیار خوب مغناطیس درمانی را به صورتی که در ذهن داشت، شروع و اجرا کرد . هر بیماری که به این کشیش مراجعه می کرد- بدون توجه به علت یا علایم بیماری- او ابتداء مقداری پودر آهن به بیمار می خورانید و پس از آن بر روی ناحیه درد یا متورم بیمار ضمادی مملو از پودر آهن را قرار می داد و سپس با قرار دادن چند آهن ربای قوی بر روی محل دردناک یا متورم، به تصور خود عوامل بیماری را از تن بیمار به خارج از بدن هدایت می کرد.
درقرن هیجدهم میلادی این عقیده بدوی و ساده به یک مکتب فکری و درمانی بسیار پر قدرت تبدیل شده بود و زمانی که دکتر آنتوان مسمر پزشک اتریشی نظریه مهم«مغناطیس حیوانی»خود را عرضه داشت ، این هیجان و التهاب به اوج خود رسیده بود . به عقیده دکتر مسمر همانطور که در یک مغناطیس انرژی یا قدرت مغناطیسی وجود دارد ، در تمام سلولها و بافتهای بدن انسان نیز این استعداد یا خاصیت وجود دارد که می تواند نسبت به این انرژی عکس العملی از نوع جاذبه از خود نشان دهد.
اکثریت عظیمی از انبوه بیمارانی که به دکتر مسمر مراجعه می کردند معالجه می شدند، همچنان که تعداد بی شماری از بیمارانی که به یک کشیش دیگر درمانگر به نام پدر هل مرا جعه می کردند درمان می گردیدند. این مسئله به وضوح روشن است که این درمانها نتیجه تلقین بود نه مانیه تیزم. اعتبار وشخصیت دکتر مسمر ، پدر هل و دیگران و مشاهده نتایج درمانی کارهای قبلی آنها و اعتماد به نفس ایشان در تلقین کردن به بیماران در زمینه درمان قطعی و فوری در پیدایش نتایج درمانی حاصله بسیار مؤثر بود.
همه ما از آغاز تولد با تلقینات خواب کننده مادر که به آن نام «لالایی» داده ایم به خواب می رویم. نقش تلقین کننده موسیقی برای عده زیادی دست کم گرفته می شود، در حالی که یک ترانه غم انگیز در عرض چند دقیقه می تواند فردی را به گریه اندازد و ریتم تند طبلها جمعیت زیادی را به رقص وادارد. فرقی نمی کند که این افراد انسانهای بدوی و بومی جنگلهای آفریقا باشند و یا جوانان و دانشجویان بزرگترین و با اعتبارترین دانشگاههای آمریکا و اروپا . همانطور که حرکت تکراری و ریتمیک گهواره ما را خواب میکرد ، در بزرگی هم مشاهده تکراری آگهی های تجاری ، ما را به خرید اشیاء و لوازمی که چندان احتیاجی به آنها نداریم وا می دارد . زمانی که یک رمان جذاب را میخوانیم ، آنچنان تصورات و خیالپردازی بر وجود ما حاکم می شوند که خود را در سرزمینی دیگر و یا به جای فرد دیگری تصور می کنیم و گاهی این تفکرات در روز آنچنان بر وجود ما چیره می شوند که گویی در برابر چشمانمان تجسم یافته اند. در این حال است که که ما به یک وضعیت هیپنوتیزمی نزدیک می شویم.
تلقیناتی که به سوژه هیپنوتیزم شده ارائه می شد ، همانند حقیقتی از سوی او مورد قبول قرار می گیرد و سوژه را تشویق یا وادار به انجام هر کاری می کند، مگر اینکه یک سد یا حائل اخلاقی وجود داشته باشد . اگر به فردی که در شرایط هیپنوز قرار گرفته تلقین شود که او شخصیت و انسان دیگری است، وی واقعا و صمیمانه به همان صورتی عمل میکند که از آن فرد خاص انتظار میرود . در برخی از موارد این بازی کردن نقش آنقدر طبیعی ، عادی و هندمندانه است که جدا هر فردی را غرق تعجب می سازد.
مسلما برای کسانی که این کتاب را مطالعه میکنند ، اطلاعات و مطالعات مقدماتی کافی درباره پدیده های هیپنوتیزمی قبلا حاصل شده است و از این رو ما از تکرار آنها خودداری می کنیم . اگر فردی بخواهد برای هر یک از این تظاهرات و نمودها دلایل و توجیهات علمی و منطقی پیدا کند ، نیاز به مطالعه زیاد و مستمری دارد . کسی که توان و قدرت این پژوهش و بررسیهای ممتد و توانفرسا را ندارد ، به شکلی ساده می تواند در پناه نامهایی همانند انرژی مغناطیسی ، مانیه تیزم، انرژیهای ناشناخته، پرتوهای کیهانی و یا اسامی دیگری که به ظاهر پر ابهت و در باطن بی محتواهستند ، به رضایت و آرامش خاطر ساده لوحانه و زودباورانه ای دست یازد. در بسیاری از موارد انسانها وقتی به مضمون ناشناخته ای برمی خورند، برای پاسخگویی به سئوالاتی که در ارتباط با آن مضمون مطرح می شود، به جای اقامه و ارائه دلیل، به ذکر یک اصطلاح یا عنوان دلخوش می دارند و خاموش می شوند.
هیپنوتیزم مانند پارسایکولژی یا روانشناسی غیرمتعارف ، بسیاری از افرادی را که دارای شخصیتی هیجانی و ناپخته هستند به خود جلب می کند . در اینجا برای کسانی که فاقد اطلاعات علمی هستند و یا با دوری جستن از علوم و با خرد ستیزی و اهمیت دادن به ناشناخته، پرده ای بر روی دانش محدود خویش می کشند، میدانی فراخ برای ماجرا جویی وجود دارد . این افراد در سایه دوران کودکی بسیار طولانی خویش ، هنوز به دنبال یک قدرت برای پناه جویی و حمایت می گردند . محدوده وسیع هیپنوتیزم و ادعاهای بسیار زیاد برخی از هیپنوتیزورهای فاقد صلاحیت علمی ، سراب جالبی را پدید می آورند تا این تشنه های قدرت را به خود جلب کنند و این جویندگان حمایت در پناه آنها قرار گیرند . از آنجایی که هر روز رئیس یاسرپرست گروه به ادعاهای بزرگتری روی می آورد و از آنجا که هر مطلبی که مکررا بیان شود پس از مدتی برای فرد صورت واقعیت پیدا می کند ، این افکار بیمار گونه به تدریج از فردی که زمینه گزاف گویی و عوام فریبی داشته، یک بیمار روانی واقعی می سازد که علائم و نشانه های روان پریشی در سخنان ، حرکات و نوشته های او به روشنی جلوه می کند. بنابراین کسی که قصد آموختن هیپنوتیزم را دارد ، اگر از همان ابتدا به هیپنوتیزم علمی و منطقی روی نیاورد، ناخواسته به صورتی تدریجی به دنیای توهمات و تخیلات وارد شده و در انتها به هذیان و جنون گرفتار می آید. افرادی که مسئولیت انجام و برگزاری دوره های آموزشی را به عهده دارند اگر در این راستا کوتاهی کرده و یا خود فاقد صلاحیت علمی بوده یا افکار بیمارگونه داشته باشند، به تدریج افراد معصومی را به دنیای جنون می کشانند. در هر کشوری انجمن هیپنوتیزم این رسالت را دارد که افرادی را تحت آموزش هیپنوتیزم قرار دهد که از صلاحیت علمی لازم و شخصیتی سالم برخوردار باشند .
پس از هیجده سال کار در زمینه های روان درمانی ، من از طریق دوره های آموزشی آقای هاری آرونز با هیپنوتیزم علمی و کاربردهای آن در پزشکی آشنا شدم . پس از آن با مطالعات مستمر و تمرینات مداوم به اطلاعات خویش افزودم. در این مدت به ویژه تحقیقات زیادی در زمینه شناخت پدیده مبهم و اعجاب انگیز خلسه انجام دادم . در جریان کارهای درمانی موفق به ابداع روش نوینی برای القای هیپنوتیزم شدم که آن را هیپنوتیزم از طریق برقراری ارتباط با سوژه و یا به صورتی خلاصه هیپنوزیس آن راپورت نام نهاده ام . برای موفقیت در اجرای این روش ، هیپنوتیزور خود بایستی سوژه هیپنوتیزمی خوبی باشد.