موضوع: تکنیکهای دگر هیپنوتیزم

نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

راهی دیگر برای رسیدن به خود هیپنوتیزم

«نگارش : دکتر لورنس اسپارکز»
کلیه کسانی که با هیپنوتیزم درمانی آشنایی دارند، از این موضوع بسیار مهم آگاه هستند که استفاده کمکی از خود هیپنوتیزم موجب افزایش تاثیر پذیری درمانی و نیاز کمتر به مراجعات مکرر به مطب پزشک می شود . این موضوع به ویژه درآن گروه از بیماریهای روانی دارای ارزش و اعتبار فراوان است که به جای وابستگی شدید بیمار به پزشک تا حدود زیادی به اعتماد به نفس بیمار می افزاید و از ایجاد وابستگی شدید و گاه بیمار گونه بین آنها جلوگیری می کند.
از سوی دیگر این عاقلانه نیست که در آغاز هر درمان به صورتی ثابت و روتین از هیپنوتیزم درمانی کمکی از طریق خود هیپنوتیزم استفاده شود، زیرا بیم آن میرود که تمام بیماران نتوانند به خوبی از آن استفاده کنند ، در نتیجه اگر جریان آموزش و عمل به خود هیپنوتیزم ، با دقت و مهارت کافی صورت نگرفته باشد ، به جای آثار سازنده و مثبت ، ممکن است عواقب وخیم و ویرانگری از جمله تشدید کردن بیماری را در پی داشته باشد.
من شخصا هیپنوتیزم درمانی را با روش دگر هیپنوتیزمی یا هترو- هیپنوتیزم شروع میکنم و برای چند جلسه آن را به همان صورت اجرا می کنم . اگر در جریان درمان صلاح بدانم ، ادامه معالجه را به صورت خود هیپنوتیزم درمانی ادامه می دهم. من ادعا نمی کنم که روش زیر به طور کامل از ابداعات من است . زیرا بسیاری از بخشهای روش فوق طی سالیان متمادی توسط پزشکان دیگر مورد استفاده قرار گرفته است . من تنها برخی از اصول و تکنیکهای شناخته شده را با نظمی نو در کنار هم قرار داده ام .
پس ار آنکه انجام درمان را با کمک خود هیپنوتیزم لازم و عملی تشخیص دادم ، با بیمار در این مورد صحبت کردم و سعی می کنم او را از لحاظ ذهنی برای قبول این روش آماده سازم و از همه مهمتر کوشش می کنم تا انبوه اطلاعات نادرست را که احیانا از طریق مطالعه کتابهای غیر علمی در ذهن او جایگزین شده و موجب استنباط و انتظار نادرست از هیپنوتیزم علمی و پزشکی و درمانی گردیده، از خاطر او بزدایم. من ترجیح می دهم به جای شرطی کردن بیمار برای خود هیپنوتیزم ، در زمان کوتاهی که با اقتصاد درمانی و شرایط مطب هماهنگی داشته باشد ، خود هیپنوتیزم را به او آموزش دهم . این کار به چهار یا پنج دقیقه وقت بیشتر نیاز ندارد. من از بیمار خواهش می کنم که کمی به دور صندلی محل نشیمن بچرخد و بعد بر روی آن قرار گرفته ، به آن تکیه دهد ودر حالت ریلاکس و آرامی قرار گیرد . سپس از او تقاضا می کنم که به یک نقطه انتخابی که خیلی بالاتر از دید مستقیم او قرار دارد خیره شود و با نگاه مستمر به آن ، تمام توجه خود را به نقطه مزبور معطوف دارد. بعد از وی می خواهم که به عبارت ریاضی هزار منهای یک (۱-۱۰۰۰) فکر کند. به بیمار می گویم : « موقعی که به این شماره فکر می کنی ، این احساس به تو دست می دهد که پلکهایت سنگین و سنگینتر می شوند … با هر نفس عمیقی که می کشی این احساس سنگین شدن پلکها درتو قوی تر می شود… وقتی که احساس کردی که تا حدودی پلکهایت سنگین شده اند ، به عبادت هزار منهای دو (۲-۱۰۰۰) فکر کن… آهسته آهسته پلکهای سنگین شده تو بسته می شوند…»
بسته شدن چشمها به صورتی خود کار و غیر ارادی صورت می گیرند . البته همیشه فردی که خود را ریلاکس کند و به نقطه ای در سقف دربالای سرش خیره شود ، صورتی طبیعی و فیزیولوژیک پلکهایش خسته می شوند و پس از مدتی از فرط خستگی به اجبار پلکها بسته می شوند . من سعی می کنم در جریان ایجاد حالت هیپنوتیزم با مشاهده تغییرات عینی که درظاهر بیمار پدید می آید ، تلقیناتم را با آنچه که به صورت طبیعی صورت می گیرند ، هماهنگ سازم . البته از آنجاکه بیمار متوجه طبیعی بودن جریان تغییرات نیست ، به صورت معکوس تغییرات و تحولات پدید آمده را ناشی از تلقینات من تصور می کند. بنابراین هنگامی که او خود راریلاکس کرد و به نقطه ای در سقف خیره شد ، من تا مدتی منتظر می مانم تا کمی پلکهایش خسته شوند . در این لحظه به بیمار می گویم که به عبارت هزار منهای یک (۱-۱۰۰۰) فکر کند. پس از مدتی او احساس می کند که چشمانش خسته و خسته تر می شوند … در این مدت بیمار باید نگاه خود را کاملا متوجه نقطه ای کمه در سقف انتخاب کرده است ، کند و به هیچوجه به نقطه یا نقاط دیگری نگاه نکند . در طول جریان ایجاد حالت هیپنوتیزم ممکن است صداهای متعددی به گوش بیمار برسد اما او نباید به هیچکدام از آنها به جز صدای پزشک خود توجه داشته باشد . زمانی که به صورتی واضح شواهدی دال بر خستگی و احیانا پرش در پلکهای بیمار ظاهر گردید، به او تلقین می کنم که به عبارت هزار منهای دو (۲-۱۰۰۰) فکر کند . سپس با بیان برخی ار جملات طولانی وقت گیر آنقدر صبر می کنم تا پلکهای بیمار بسته شوند . هر جند برای هیپنوتیزم کردن در نوبت اول این روش وقت زیادی نمی گیرد ، ولی به مرور زمان و تکرار روش فوق به تدریج بیمار زودتر ، و سریعتر به خلسه هیپنوتیزمی وارد شده و به عمق بیشتری از خلسه هیپنوتیزمی می رسد . پس از آن من ا زبیمار می خواهم کهب ه عبارتهای هزار منهای سه (۳-۱۰۰۰) هزار منهای چهار(۴-۱۰۰۰) و هزار منهای پنج (۵-۱۰۰۰) فکرکند. آنگاه تلقینات لازم را درباره بیشتر ریلاکس شدن و عمیقتر کردن خلسه به او ارائه می دهم . اگر لازم بدانم از سایر روشهایی که برای عمیقتر کردن خلسه هیپنوتیزمی به کار می آیند ، استفاده می کنم و در این راستا از تکنیکهایی که در آنها از قدرت و خلاقیت ذهنی در تصویر سازی استفاده شده – نیز از روشهایی که در آنها از قدرت و نیروی مرموز و شگرف ایدئو موتور بهره گیره شده- بیشترین استفاده را می برم . از آنجا که تلقین به روش شمارش اعداد برای ریلاکس شدن یک تکنیک بسیار پرقدرت جهت ایجاد خلسه هیپنوتیزمی است ، غالبا روش فوق را برای رسیدن به عمق بیشتری از خلسه هیپنوتیزمی مورد استفاده قرار می دهم، از این رو شمارش (۶-۱۰۰۰) را تا (۱۰-۱۰۰۰) ادامه میدهم .
با شمارش اعداد وبسته شدن چشمها و استفاده ازسایر روشهای ایجاد خلسه ، بیمار به زودی به مرحله ای از حالت حلسه می رسد که می توان او را هیپنوتیزم کامل کرد . واضح است که حالت خلسه او به عمق لازم رسیده است . در اینجا ذکر این نکته ضروری است که پزشک باید همواره احتمال وقوع حوادث غیر مترقبه در جریان خود هیپنوتیزم را درنظر داشته باشد.
بنابر این بایستی به بیمار یاد داده شود که درچنین شرایطی به سرعت بیدار شده و نسبت به آنچه که بر او واقع شده ، عکس العمل مناسبی را نشان دهد.
در اینجا اجساس می کنم مسئولیت بزرگی را بر عهده دارم و بایستی با دوراندیشی و آینده نگری نسبت به آن برخوردی مسئولانه داشته باشم. آنچه که بیمار می بایست در زمان خود هیپنوتیزم به خود تلقین کند ، باید قبال با تعمق و تفکر کافی تنظیم شده ودر اختیار او گذاشته شود . این آموزشها می تواند جزئی از تعالیمی باشد که بایستی قبل از انجام آموزش و به عنوان مطالب پیش نیاز برای بیمار گفته شود. اگرآموزش و انتخاب متن تلقین به درستی صورت گرفته باشد ، نباید به هیچ روی درمورد نتایج آن نگران باشیم. بیمار هر قدر در خود هیپنوتیزم عمیق شود، هنوز در جاتی از آگاهی در او وجود دارد که به صورتی مناسب و صحیح برنامه درمانی تنظیم شده توسط پزشک را انجام دهد. یکی ازمسائل تکراری و بحث انگیز در خود هیپنوتیزم درمانی این مساله است که موقع تلقین به خود ، آیا بیمار باید از ضمیر «من» استفاده کند و یا ازضمیر «تو» استفاده نماید و به گونه ای عمل کند که مورد خطاب قرار می گیرد . در هر صورت مطالعاد مستند و کنترل شده نشان داده اند که برای بیان تلیقین، موقع ایجاد خود هیپنوتیزم ، میتوان به دلخواه از یکی از دو ضمیر «تو » یا «من» استفاده کرد بدون آنکه هر یک از دو ضمیر فوق ترجیحی برهم داشته باشند.
بدون آنکه وارد بحثهای طولانی شویم، نکات دیگری وجود دارند که ممکن است اشاره به آنها برای استادان و دانشجویانی که در زمینه خود هیپنوتیزم مشغول فعالیت هستند، مفید واقع شوند.
* از بیمار بخواهیم که درحالت هیپنوز عمیق ، مضمون تلقینات درمانی را بر روی کاغذ یا مقوایی بنویسد و سپس او را به صورتی شرطی کنیم که در نوبتهای بعدی ، هر زمانی که خود را ریلاکس کرد و به این نوشته نگاه کرد ، به یک خلسه هیپنوتیزمی عمیق فرو رود و در مورد متن نوشته شده به تفکر و تمرکز بپردازد و آنها را بارها و بارها در ذهن خود تکرار کند.
* استفاده از تکنیکهایی که از طریق تجزی روانی ، بیمار را به یک خلسه هیپنوتیزمی عمیق فرو می برد.
* استفاده از تکنیکهای اختلال در زمان که بیمار را به عمق بیشتری از ترانس می رساند .
* استفاده از روش ریلاکس کردن پیشرونده و گسترده که در طی آن از بیمار درخواست می شود که به ترتیب از انگشتان پا به طرف بالا، ابتدا عضلات خود را برای لحظاتی به شدت منقبض و بعد شل یا ریلاکس کند .
* اگل بیماربه عمقی از خلسه هیپنوتیزمی رسیده باشد که قادر به رویت باشد ، میتوان به او تلقین کرد که در قایقی سوار است که به وسیله جریان آب رودخانه ، در حال حرکت به طرف پایین است . در این شرایط باید از تکنیک ریلاکس شدن پیشرونده استفاده شود.
* استفاده از تصورات و توهمات بینایی از نکات بسیار مهمی است که میتوانند عمق خلسه بیمار را بسیار زیاد کنند. برای این منظور باید به بیمار تلقین کرد در حالی که در قایق نشسته است و همراه با جریان آب در رودخانه بزرگی حرکت می کند، به ساحل که از مه و دود انباشته شده می نگرد و شاهد پدیده ها و مناظر بسیار جالبی می شود …
اگر صمیمانه یک ارزشیابی دقیق و صحیح از قابلیتها و نیازهای بیمار به عمل آید ، در این صورت استفاده از خود هیپنوتیزم می تواند فوائد و نتایج بسیار زیادی برای او به بار آورد.