نسخه قابل چاپ
پدیدة رجعت
قدرت حافظه ، تصویر پردازی و تجسم ذهنی در خلسة هیپنوتیک ، پدیدة رجعت به گذشته را به شکل مطلوبی تحقق می بخشد به طوری که جوانب رجعت ، از جمله مسائل مربوط به حافظه ، از ظرفیت متعارف حافظه در حالت بیداری و یا اسلوب های موجود برای رجعت در شیوة روانکاوی در می گذرد و فراتر می رود. تا بدینجا با یک ویژگی کاملاً مثبت مواجه هستیم اما مسئله دیگری به میان می آید و آن القا پذیری بالا در آن حد از هیپنوآنالیز است زیرا همانقدر که امکان بهره گیری از اندوخته های حافظه و تجسم ذهنی برای رجعت و آنالیز افزایش می یابد القا پذیری فرد بالا می رود این امر سبب می شود با مواردی برخورد نمائیم که فرد تحت هیپنوآنالیز بر اثر یک القا ء درونی ( ناشی از تداعی یا برای اجتناب از بازسازی تجسمی و ذهنی تجارب گذشته ) و یا محیطی، تحت عنوان وقایع گذشته ، چنان به داستان سازی ذهنی و تجسمی بپردازد که خود نیز آن را باور نماید به این ترتیب در تشخیص تجربه ( وقایعی که فرد در گذشته از سرگذرانده) از خیال (وقایعی که در تصویر پردازی ساخته و پرداخته می شود) دقت و افر لازم است.
برخی از بیماران اضطرابی، به واقعه ای تاکید می کنند و حول و حوش آن داستان سازی می کنند و در جریان هیپنوآنالیز ، واقعه را چنان با جزئیات و جنبه های عاطفی و احساسی متناسب ، توجیه و سر هم بندی می کنند که درمانگر را در این باورشان که اضطراب و واکنش اضطرابی آنها با واقعه شروع شده است، شریک می نمایند تا اینجا آنالیز مؤید این تشخیص است که استرس فرد، ضربه زاد (Past traumatic stress Disorder) است. اما کنکاش بیشتر غالباً به سهولت، این نتیجه گیری را نفی می کند و نشان می دهد این بیماران در کنکاشی که در طول زمان در مورد مشکل خود داشته اند از آنجائی که قادر به درک و تحلیل همه جانبه مشکل نبوده اند به تنها پیروزی ممکن متوسل شده اند، واقعه ای یافته و مشکلات خود را پیرامون آن توجیه کرده اند. اضطراب وقتی درون زاد بوده و از واقعة بیرونی نشات گرفته باشد غالباً در چنین تعبیر غلطی جای داده می شود.
برای کشف واقعیت امر، غالباً متمرکز کردن آنالیز به دوره یا دوره های قبل از واقعة مورد توجه بیمار به نتیجه می انجامد و درمانگر با تحلیل می تواند دریابد که آیا آن واقعه بدان جهت اهمیت یافته که فرد از نظر هیجانی و عاطفی بر آن تمرکز نموده و آن را منشاء و سر آغاز تلقی کرده است و یا اینکه آن واقعه ، ضربه ای برای استرس و واکنش های اضطرابی بوده است .( غالباً تمرکز عاطفی و هیجانی فرد بر واقعه ای نه چندان با اهمیت ( از نظر اضطراب زائی ) چنان شدید است و فرد به موثر و مهیب بودن آن واقعه چنان باور و اعتقاد دارد که درمانگر در صورت هدف گرفتن آن واقعه و کاربر روی آن ، مشاهده خواهد کرد علائم اضطراب از بین می روند این امر نیز ممکن است درمانگر را مطمئن سازد که ریشه یابی او درست بوده است . اما غیبت علائم ، گذرا و موقتی است و خیلی زودتر از آنچه که انتظار می رودعلائم اضطراب خود را باز می نمایند.)
