موضوع: هیپنو آنالیز

نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

ترس و اضطراب

بین ترس و اضطراب مرضی چند تفاوت اساسی وجود دارد. ترس به هنگام وقوع و بروز، شباهت و همانندی قریبی با اضطراب مرضی دارد این شباهت هم از جنبة محتوای فکری و هم رفتاری و هم توسل به مکانیزیم های دفاعی ، قابل توجه است . از آنجائی که اساسی ترین تفاوت بین ترس و اضطراب ، طبیعی بودن واکنش ترس و بروز آن در برابر مخاطرات است ، توسل به مکانیزم های دفاعی روانی در ترس ، بیشتر معطوف به مقابله با محیط و محرک محسوس است حال آنکه در اختلالات اضطرابی محرک اضطراب زا بخودی خود و برای عموم فاقد ویژگی اضطراب زائی است و یک ارتباط و منطق ساختگی و درونی آن را دارای بار اضطراب کرده است ، از یک یا چند مکانیسم دفاعی به طور مکرر استفاده می شو د و این مکانیسم ها از فرط تکرار تأثیر خود را بتدریج از دست می دهند به همین دلیل اختلالات اضطرابی در صورت عدم دریافت درمان رو به تزاید و تشدید می گذارند. صرف نظر از اینکه در تعداد قلیلی از مبتلایان ممکن است مشکل ، خود بخود و به مرور یا تحت تأثیر وقایع طبیعی زندگی فروکش کرده و از این برود.
از دیدگاه روان پویائی عامل واکنش اضطرابی « تثبیت شده» است به عنوان مثال در فوبی اجتماعی یا اختلال هراس محرک مشخص و تثبیت شده است و حال آنکه محرک ترس زا از تنوعی طبیعی و گسترده برخوردار است و شامل هر محرک تهدید کننده ای می شود و فرد در مقابله با گونه گونی این محرک ها از مکانیزهای دفاعی گوناگونی استفاده می کند.
ترس ، استرس و اضطراب
بین این سه یک ارتباط سبب شناختی دیده می شود؛ به نظر می آید آنچه که اختلال اضطرابی نامیده می شود از ترس شروع می شود. بی قراری موجود در ترس ارتباط کمتری با تفسیر درونی فرد دارد و واکنش طبیعی در برابر محرک ترسناکی تلقی می شود و حال آنکه در دومی ، یعنی استرس، تفسیر درونی و عامل شناخت نقش بیشتری در شدت بی قراری برعهده می گیرد و یک محرک ممکن است برای فردی استرس زا شمرده نشود حال آنکه برای فرد دیگر، در همان موقعیت و با شرایط محیطی نسبتاً یکسان شدیدترین درجه از استرس را به همراه آورد. و در اختلالات اضطرابی بیشترین بنای بی قراری بر روی تفسیرهای فرد پی ریزی می شود و به عبارت دیگر به وسیلة تفسیرهای فرد و در اثر مواجهة مکرر با عامل یا نشانه های محیطی بنا می گردد. بنابراین بیماری از واکنش طبیعی ( و به عبارت بهتر واکنشی که طبیعی شمرده می شود) به واکنش غیر طبیعی و مرضی ، به شکل شدیدتری از تفسیرهای فرد نشأت می گیرد و به همان مقدار از سهم و تأثیر استدلالات منطقی و واقع گرایانه کاسته می شود.
در نهایت در اختلالات اضطرابی ، استدلال و نتیجه گیری منطقی نمی تواند رفتارهای اضطرابی را متأثر سازد ، فرد به خوبی استدلال و نتیجه گیری می کند که یک مکان سربسته چیزی ندارد که موجب بی قراری اضطراب وی شود و عیلرغم این همچنان مضطرب است.
اضطراب خاص اختلالات اضطرابی را می توانیم ترس تثبیت شده در ارتباط با یک محرک آشکار یا ناخودآگاه بدانیم که در آن مکانیزم و عملکرد اضطرابی از یک منطق تصنعی و مرضی پیروی می کند. برای اینکه یک ترس به چنین مرحله ای رسیده و به صورت یک اختلال اضطرابی بروز نماید سیر تمرکز و تثبیت عاطفی از «ترس» شروع شده و اوج می گیرد . به این معنی که عاطفه و توجه فرد بر روی یک مسئله یا موقعیت ، متمرکز و به آن منحصر می گردد. در ترس طبیعی چنین انحصاری وجود ندارد به طوری که فرد در مواجهه با هر محرک ترس آوری متناسب با ترسناک بودن آن دستخوش ترس می شود و با رفع آن محرک به حالت معمول باز می گردد. در ترس ، تنوع واکنش به تعداد محرک های ترس آور است. در استرس ، محرک بی قراری و نگرانی انحصاری تر و از نظر زمانی پایاتر از محرک ترس های طبیعی است . استرس ممکن است معلول یک موقعیت اجتماعی باشد فارغ التحصیل شدن ( به دلیل نگرانی های آینده شغلی) و ازدواج موجب استرس می شوند. در این محرک ها از نظر زمانی تمرکز بیشتری نسبت به ترس وجود دارد و فرد از نظر فکری و عاطفی بر موقعیت و پدیدة استرس زا متمرکز است این تمرکز تا بر طرف شدن مشکلات پیش بینی شده ادامه می یابد، به عنوان مثال استرس به خاطر پیدا کردن شغل بعد از اشتغال فرو می نشیند، استرس ازدواج ، بعد از ازدواج از بین می رود. استرس ، ناشی از عوامل محیطی و تعبیرهای فرد از آنهاست. در اختلال اضطرابی پدیده « فکر بیش بهاء داده شده » به اوج وحد اعلای خود می رسد.
در اختلال اضطرابی تمرکز فکری و عاطفی بر مسئله که در ترس اندک وگذار و در استرس شدیدتر و پایاتر است ، تثبیت می شود عاطفه از حد توجه و تمرکز گذشته به انحصار اختلال اضطرابی در می اید.
بی قراری معادله خوبی برای اضطراب است. با این تفاوت که کلمه بی قراری عموماً در مواردی استعمال می شود که فرد در انتظار سبسر می برد و دچار بی صبری است و از موضوع یا وقوع حادثه ای بیم دارد در اشکال مختلف اختلالات اضطرابی نیز نوعی از انتظار همواره وجود دارد و فرد با پیش بینی اضطراب و نگرانی در مورد احتمال وقوع مجدد آن ، دائماً در نوعی انتظار بسر می برد.