نسخه قابل چاپ
اضطراب و جسم
از نظر روند ، مشکلات جسمی یا شبه جسمی به سه شکل متفاوت می توانند ایجاد شوند.
۱- برخی از اختلالات جسمی و فیزیکی با استمرار هیجانات وتحت تأثیر هیجانات منفی مانند استرس واضطراب در عضوی حساس و ضعیف بوجود می آیند. این اختلالات در کارکرد آن دسته از دستگاه های عضوی که تحت کنترل سلسله اعصاب اتونومیک هستند و هیجانات از طریق تغییرات بیوشیمیائی بر آنها منعکس می شوند. پیش می آید. تعدادی از این اختلالات عبارتند از : میگرن ، آسم ، زخم گوارشی ، کولیت ، کمر درد و … این بیماری ها روان تنی هستند.
۲- تعدادی از اختلالات شبه جسمی ، که فرد بیمار به طور ناخودآگاه برای گریز از اضطراب به آنها پناه می برد. به این ترتیب که فرد با مرتبط کردن اضطراب خود به یک مشکل خاص و تمرکز و اشتغال فکری با آن، خود را از منابع رنج دهندة اضطراب رهائی می بخشد و اضطراب را به یک بیماری غالباً فرضی اما مشخص تبدیل می کند.
آنچه نوروز هیپوکوندریائی یا خود بیماری انگاری نامیده میشود در بسیاری موارد وسیله و واسطه ای است که بیمار با توسل به آن تلاش می کند به اضطراب خود وجهه ای معقول و منطقی محسوس و مشخص بدهد و نگرانی های خود را به منشائی قابل تبیین نسبت دهد. بیمار در طول دورة بیماری خود تقریباً بر دستگاه ها و اندام ها تمرکز و بر بیمار بودن آنها تأکید می کند این بیماران وقتی در برابر آزمونها ومعاینان طبی قانع شوند که مشکلی جسمی ندارند، بعد از اندک زمانی با عضوی یا دستگاهی دیگر اشتغال می یابند و بر بیماری آن باور می آورند و یا مجدداً همان دستگاه را که تشخیص های طبی بیماری آن را نفی کرده ، موضوع اشتغال می سازند.
۳- تأثیر تلقین. اضطراب یک سیستم خود تلقینی منفی را راه اندازی می کند. کافی است فرد مضطرب از این بهراسد که به یک بیماری مبتلا شود ، همین ترس به صورت یک خودالقائی منفی عمل می کند و این القاء به وسیله اضطراب مزمن تقویت و پشتیبانی می شود. از طرفی فرد با احساس درد یا علامت ناراحتی ( که در اثر القا بوجود آمده است ) در دستگاه هدف گیری شده مضطرب تر می شود و این دور ادامه می یابد.
در هر سه مورد، اضطراب در زمینه و محرک ظهور و بروز اختلالات باشد.
