نسخه قابل چاپ
عمده ترین فرضیه های آسیب شناسی
به دلیل شیوع روز افزون اختلالات اضطرابی و نقش بنیادی آن در شکل گیری انواع اختلالات رفتاری و روانی دیگر ، توجیه اضطراب و کاووش در علل و منشاء آن ، اساس فرضیه های بالینی مکاتب و دیدگاه های روان شناسی را تشکیل می دهد. دیدگاه های مختلف در مورد اضطراب را از جنبه های مختلف می توان دسته بندی کرد اما در این فصل هم از چنین دسته بندی هائی چشم می پوشیم و هم دسته بندی رایج دیدگاه ها را به روانکاوی ، شناختی ، رفتاری ، ساختار گرائی و زیست – روان شناختی از نظر دوره کرده دیدگاه های اشخاص را بر موضوع کلی تر دیدگاه مکاتب ترجیج می دهیم و به مرور کوتاه این نظرات می پردازیم . از نظر کاربردی وعملی ، مطرح کردن دیدگاه های فردی به جای دیدگاه مکاتب ، ارجحیت دارد و طرح دیدگاه های مکاتب بیشتر جنبة کلی و فلسفی دارد. آگاهی روان درمانگر از فرضیه های آسیب شناختی ضرورت دارد و کاربرد عملی در امر درمان دارد. در حوزة استفاده عملی باید این فرضیه ها را به دسته تقسیم کرد : فرضیه هائی که هستة مرکزی آنها را فرایندها و تحولات درونی و روانی آدمی تشکیل می دهد ( شناخت گرائی ، روانکاوی) و بالاخره بیابین این دو دیدگاه ، که محور مرکزی آن را توجه به تحولات درونی و تحولات عینی به طور مساوی تشکیل می دهند ( دیدگاه شناختی – رفتاری) . زمانی که اضطراب منشأ بیرونی داشته باشد و به اصطلاح « برون زا» باشد، هیپنوتیزم باید بیشتر با تکنیک های رفتار درمانی در آمیزد. پس در درمان انواع فوبی هایی که بیمار می تواند وقوع آنها را پیش بینی ، و محرک های منجر به اضطراب را شناسائی کند باید به تکنیک های پیشنهادی رفتار درمانی معطوف بود و زمانی که اضطراب منشأ درونی داشته و «دورنزا» باشد روان درمانگر باید بیشتر به روان کاوی توجه نماید و هیپنوز را با آن در آمیزد. حملات پانیک درون زا هستند زیرا برای بیمار غیرقابل پیش بینی و محرک های منجر به اضطراب توجیه ناپذیرند.
