موضوع: هیپنوتراپی

نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

آموزش مهارتهای هیپنوتیسمی

بسیاری از هیپنوتیزورها درمانجویان خود را مورد آزمایش قرار می دهند تا ببینند آیا آنها برای هیپنوتیزم درمانی ، داوطلبان خوبی هستنسد یا نه . معمولاً این گونه درمانگران چنین فرض می کنند که استعداد هیپنوتیزم شدن خصیصه ثابتی است که نمی تواند تغییر داده شود . بنابراین می بینیم که اعتبار آزمایش آمادگی در مطالعات علمی هیپنوتیزم و در رجحان خود ما به عنوان متخصصین بالینی این است که به درمانجویان چگونگی پاسخدهی به تلقینات هیپنوتیسمی را یاد بدهیم که این عمل ؛ عکس آزمایش درمانجو برای آمادگی هیپنوتیسمی است . همان طوری که در فصل اول  ذکر شد ، آموزش مهارتهای هیپنوتیسمی در افزایش توانائی درمانجو ، در پاسخدهی به تلقینات هیپنوتیسمی مؤثر بوده است .

تقریباً کلیه آزمونهای سنتی مربوط به آمادگی هیپنوتیسمی
می توانند برای آموزش مهارتهای هیپنوتیسمی تغییر داده شوند . ولی به جای این که به عنوان آزمون ارائه شوند به عنوان تمریناتی که درمانجو را در گسترش و پیشرفت مهارتهای هیپنوتیسمی کمک می کنند ، به کار می روند . خویشتنداری(Self – Control) مورد تأکید قرار می گیرد و درمانجویان تجاربی شبیه به تجارب خودهیپنوتیزم قبل از تجربه دیگر هیپنوتیزم به دست می آورند . تحت این                شرایط بیشتر احتمال دارد درمانجویان در مورد هیپنوتیزم          انتظارات واقع بینانه تری پیدا کنند تا انتظاراتی سحر آمیز آنها                می بینند که هیپنوتیزم نیاز به همکاری و مشارکت آنها دارد و این عمل تحت کنترل خود آنهاست . در نتیجه آموزش                       مهارتهای درمانجویان احتمال دارد که مکان کنترل         درونی(Internal locus of control) و موفقیت را بیشتر از هیپنوتیزور و یا «قدرت هیپنوتیزم » به خودشان نسبت دهند .

پژوهش ( به عنوان مثال ، به داوینسون ، گلاروس و تیسیوموتو ۱۹۷۳ نگاه کنید ) معلوم ساخته است که تغییر اسنادهای درونی احتمالاً بیشتر از اسنادهای بیرونی منجر به نتایج درمانی پایدار می شود .

بنا به تجربه بالینی ما ، آموزش مهارتها در ایجاد ارتباط  درمانی بیشتر از روش سنتی آزمایش آمادگی هیپنوتیسمی ، مؤثر است . زمانی که آزمون صورت می گیرد ، درمانجویان ممکن است احساس فشار و یا چالش نموده و یا اگر به طور ضعیف به آزمون پاسخ دهند ممکن است فرد را به عنوان آزمودنی ضعیف طبقه بندی کرده و بنابراین برای هیپنوتیزم درمانی مناسب نداند . دریافته ایم که تقریباً همه افراد می توانند به کمک آموزش مهارتها به رغم این که نتوانند کلیه پدیده هیپنوتیسمی را تجربه نمایند آزمودنی های مناسبی باشند . بنابراین ، با گروه گسترده تری از افراد موفقیت بیشتری را نسبت به آنهائی که قبلاً تنها توسط آزمونهای آمادگی پیش بینی شده بودند ، به دست آورده ایم .

نسخه ای برای آموزش مهارتهای هیپنوتیسمی

نسخه زیر یکی از نسخه هائی است که در مورد شیوه آموزش و مهارتهای هیپنوتیسمی توسط یکی از نویسندگان بکار رفته است
( گلدن ، ۱۹۸۲ )

برای این که چگونگی پاسخدهی به تلقیناتی را یاد بگیرید که دربرگیرنده تغییراتی در احساسات و رفتار شماست ، اهمیت دارد که ابتدا چگونگی پاسخدهی به تلقینات ساده را یاد بگیرید . بنابراین ، به یکسری تمریناتی خواهیم پرداخت که برای کمک کردن به شما جهت پاسخدهی به تلقینات ساده طرح شده اند .

هیپنوتیزم صرفاً مهارتی اکتسابی است و رمز و رازی نیست که در وجود شخص باشد از این روی هرکسی می تواند آن را یاد گرفته و با انجام تمرینات بیشتر ، مهارت بیشتری در آن کسب کند .

این مهارت در توانائی فکر و تصور کردن مطابق با یک تلقین ، نهفته است . هیپنوتیزم مستلزم تمرکز افکار و تصویرسازیهای ذهنی است که در راستای اهداف تلقین باشند .

به عنوان مثال ، اگر هدفتان ، تن آرامی(Relaxation) است بنابراین خیالپردازی صحنه فرخ بخشی چون ساحل و یا کوه می تواند در ایجاد تن آرامی به شما کمک کند . هم چنین می توانید توسط افکار و یا به اصطلاح توسط خود تلقینات ، تن آرامی ایجاد کنید . در مورد تن آرامی ، می توانید به خودتان تلقین کنید « کل بدنم شروع به تن آرامی می کند ، دستها و پاهایم دارند آرام می شوند … بیشتر و بیشتر تن آرامی در بدنم پخش می شود » با استفاده از کنترل درد به عنوان مثالی دیگر ، اگر می خواهید بی حسی ایجاد کنید باید افکار و خیالپردازیهائی را که تولید کرختی و بی حسی می کنند ، به کار
ببرید .

می توانید تصور کنید که ماده نووکائین(Novocain) به شما داده می شود و به خودتان می توانستید تلقین کنید که مثلاً دستتان دارد بی حس می شود و دارید تدریجاً احساس بی حسی می کنید .         می توانید این گونه تخیل را ادامه داده و تلقینات مورد نظر را تا حصول اثرمطلوب تکرار کنید .

نه تنها تمرکز افکار و خیالپردازیهائی که نتایج مطلوب را ایجاد می کنند . اهمیت دارد بلکه مسدود کردن راه افکار و خیالپردازیهای منفی که با توانائی تان در پاسخدهی به تلقین تعارض دارند نیز اهمیت دارد . اگر کسی که قصد دارد احساس کرختی ایجاد کند روی افکاری که با این حالت ناسازگاری دارد تمرکز کند مثلاً اگر توجه اش را مبذول درد نموده و فکر بکند که این کار عملی نخواهد بود و نووکائین واقعاً به او تزریق نشده چنین شخصی هرگز نتایج مطلوبی به دست نخواهد آورد . تکنیکهایی وجود دارند که توسط آنها می توانید افکار منفی را از ذهن خود بیرون کنید .



متمرکز ساختن(Focusing): معطوف داشتن توجه و تمرکز روی افکار و خیال پردازیهائی که با اهدافتان سازگاری دارند معمولاً برای به دست آوردن پاسخدهی موفقیت آمیز به تلقین ، کافی خواهد بود . ین روش به شما اجازه می دهد تا به افکار منفی توجه نکنید ، افکاری که درغیراینصورت با تمرکز حواس تان درتعارض خواهدبود .

توقف فکر(Thought stopping) : برای متوقف کردن فکر ، چندین تکنیک وجود دارد . اول این که هر وقت افکار منفی به ذهن هشیار شما رخنه کند به کلمه « ایست »( Stop) فکر بکنید ، دوم این که بعد از فکر کردن به کلمه ایست ، حواس خود را روی افکار و تخلیاتی که مربوط به اهدافتان هستند ، متمرکز سازید . هر وقت که یک فکر منفی به ذهن شما رخنه کردن این روش را تکرار کنید . بعضی از مردم توقف افکار را زمانی مؤثرتر می دانند که حین فکر کردن به « استاپ » تابلوی ایست راهنمایی را در ذهن مجسم می کنند .

طرد افکار و خیالپردازیهای منفی :

بعضی از مردم توانائی طرد افکار منفی را داشته و نیازی به استفاده از توقف افکار ندارند . طرد افکار منفی اشاره دارد به این که فرد می گذارد افکار به جای ماندن و اثر گذاشتن بر ذهن ، صرفاً از آن عبور کند . بعضی وقتها ، همه ما افکار منفی و نامأنوسی داریم . و اگر حضور این افکار و تخیلات به ما هشدار ندهند  و لذا توجه ای به آنها نکنیم در نهایت جریان هشیاری(Stream of consciousness) ما به افکار دیگری سرایت خواهند کرد . بنابراین اگر افکار منفی به ذهن رخنه کنند ، بگذارید تبدیل به افکار و تخیلاتی شوند که نتایج مطلوبی ایجاد می کنند . حالا آماده اید تا این راهبردها را به چند طریق بکار برده تا بتوانید کشف کنید کدامیک از این تکنیکها مؤثر واقع می شوند . مجبور نیستید به منظور آزمودنی خوبی بودن به کلیه تلقینات این تمرینات پاسخ دهید . مادامی که بتوانید به نحوی به بعضی از این تلقینات پاسخ دهید توانائی تجربه هیپنوتیزم را خواهید داشت .



تمرین اول ) سنگینی دست : (Hand – heaviness) هدف از تمرین سنگینی دست ، ایجاد احساس سنگینی در سراسر دست است . قبل از شروع کردن ، به چیزی فکر کنید که خیلی سنگین بوده طوری که مجبور می شوید دستتان را پایین بیاورید . از تجارب مربوط به زندگی تان استفاده کنید . بعضی از تجاربی که دیگران در این زمینه مفید دانسته اند عبارتند از : الف) نگه داشتن زنبیل پر از خواربار و یا کیف پر از کتاب ب ) بلند کردن میله سنگین ج) سعی در بلند کردن یکی از لوازم خانه د) نگه داشتن کتاب سنگین مثل فرهنگ لغت در کف دست . در واقع می خواهید نگه داشتن چیز سنگینی را تصور کنید که اگر واقعاً هم آن را نگه می داشتید باعث خستگی دست تان می شد و باعث می شد که آن را پایین بیاورید .

وقتی که خیالپردازی تان را برای ایجاد سنگینی دست ، انتخاب کردید روی صندلی تان نشسته و چشمانتان را ببندید . اغلب مردم با چشمهای بسته خود بهتر می توانند به خیال بروند . هر دو دست را در جلوی خود نگه داشته و کف دستتان را بالا نگه دارید . دستهای خود را مستقیم و موازی هم نگه دارید . تصور کنید که دارید چیز سنگینی را با دست مسلط خود نگه می دارید .

هر آنچه را که برای احساس سنگینی برای خود انتخاب
می کنید . تا جائی که ممکن است از تمامی حواس تان استفاده کنید . به رنگ ، اندازه و شکل آن و به خود آن دقیقاً خیره شوید و آن را حس کنید .

احساس سنگینی ای را که در واقع موقع نگه داری و یا بلند کردن شی ء تجربه کرده اید در ذهن خود به یاد آورید .

علاوه بر استفاده از تصویر سازی ذهنی به خودتان تلقیناتی از قبیل « دستم دارد سنگین می شود » « عضلاتم دارند خسته
می شوند » « در عضلاتم احساس فشار می کنم . این چنان سنگین است که نمی توانم دستم را بالا نگه دارم » « احساس می کنم سنگینی این چیز ، دستم را پایین می آورد » بدهید . سنگینی و پائین آمد ن دستتان را به خودتان به زبان خودتان تلقین کنید . اهمیت دارد تا توسط تخیل یک خیال پردازی مناسب و توسط اندیشیدن به افکار مناسب تلقینات را پیش ببرید . افکاری که با تلقینات سازگاری ندارند از ذهن خود خارج سازید . برای بیرون راندن افکار منفی و مخالف از تکنیک طرد افکار منفی و یا تمرکز استفاده کنید . تصور کنید که دستتان چنان دارد خسته می شود که شروع به افتادن می کند بطوری که دیگر نمی توانید آن را بالا نگه دارید و به همین خاطر پایین می آورید .

تمرین دوم ) شناوری دست : (Hand – levitation) این تمرین کمی مشکلتر از تمرین قبلی بوده و به همین خاطر به تمرکز بیشتری نیاز دارد . به چیزی فکر کنید که در ایجاد سبک شدن در یک دست به شما کمک کرده  و با این احساس سازگاری داشته باشد . بعضی از تصاویر ذهنی معمول در این زمینه عبارتند از : الف) بالون هلیوم بزرگ زیر کف دست ب) چند بالون هلیوم که به اطراف مچ دستتان بسته شده ج) تصور این که ، دستتان بالونی است که دارد از گاز هلیوم پر می شود د) تصور این که دستتان مثل قطعه ای فلزی است که دارد توسط نیروی مغناطیسی سرتان که یک الکترومغناطیس بزرگی است ، به سمت بالا کشیده می شود . هـ ) تصور این که ، دستتان دارد توسط یکسری طناب و قرقره که توسط خود و یا شخص دیگری بکار می افتد ، بالا کشیده می شود . برای بوجود آوردن چنین تلقینات و خیالپردازیهائی از تخیل تان براحتی استفاده کنید . از آن جائی که هدف سبکی دست است از آن دسته از راهبردهائی که منجر به بوجود آوردن چنین احساسات شدیدی در مورد سبکی دست و بالا آمدن آن می شود ، استفاده کنید .

وقتی که آماده شروع عملیات هستید  ، چشمانتان را بسته و دستهای خود را به طور مستقیم جلوی خود دراز کنید . تا سرحد امکان از حواس خود برای تصور کردن خیال پردازی تان استفاده کنید . اگر دارید از تصویر ذهنی یک بالون استفاده می کنید ، رنگ ، شکل و اندازه آن را هم در ذهن خود مجسم کنید . سبکی و بافت آن را احساس کنید . این که چگونه بالون در گذشته برای شما قابل احساس بوده ، در ذهن خود یادآوری کنید .

برای این که احساس کنید یکی از دستانتان نسبت به دیگری سبکتر شده ، به خودتان تلقیناتی را از این قبیل بکنید که مثلاً « در کف و در سراسر دستم احساس سبکی می کنم » و یا اینکه « این دستم نسبت به دیگری احساس سبکی بیشتری می کند » « حرکت آرامی را در انگشتان خود احساس می کنم » ، « احساس می کنم دستم دارد بلند می شود » « دستم دارد بالا و بالاتر می رود » و در نهایت ، سعی کنید تلقیناتی را به خودتان بدهید که به زبان خودتان باشد .

تصور کنید که بالون دارد بلند می شود و به هوا می رود و در نهایت به سمت چهره شما بالا می آید  . این تلقینات را هرچند بار که لازم باشد برای ایجاد احساس سبکی دست و شناوری آن تکرار کنید . زمان لازم پاسخدهی را برای خودتان منظور کنید و بخاطر داشته باشید که هرگونه افکار منفی و مزاحمی را که با اهداف تمرین در تعارض هستند از ذهن تان خارج سازید .

تمرین سوم ) پاندول چورل : (Chevreul s pendulum) پاندول چورل می تواند به وسیله گره زدن نخی که حدود ۷ الی ۸ اینچ طول دارد به یک انگشتر و یا یک واشر یا چیزی شبیه اینها ساخته شود . نخ را بین انگشت سبابه و انگشت شست نگه دارید . دستهای خود را جلوی خود طوری دراز کنید که آرنجتان به بدنتان و یا چیز دیگری تکیه نکند . بعد به پاندول خیره شده و تصور کنید دارد جهت گردش عقربه ساعت حرکت می کند و یا جلو و عقب می رود . به اندازه کافی منتظر حرکت پاندول در جهت تصور شده ، باشید . بعد تصور کنید که پاندول دارد جهت خود را عوض می کند و منتظر شوید که در واقع هم تغییر جهت دهد .

حرکت پاندول شبیه حرکت لوح احضار(Ouija board) بنابه یک دلیل ساده صورت می گیرد . درمورد هیچکدام ازاینها،سحر و جادوئی وجود ندارند . آنها نه آینده را می توانند پیش بینی کنند و نه آن طوری که بعضیها مدعی هستند ارتباطی با ادراک فوق حسی(Extrasensory perception) دارند . حرکت پاندول و یا لوح احضار ، نتیجه حرکتهای کوچک انگشت و دستهای شماست .

گرچه این حرکتها برای شما محسوس نیستند ولی مطابق با حرکتهای تصور شده می باشند . این نمونه ای است از این که چگونه نحوه تفکر شما درفکرتان اثر می گذارد .

تمرین چهارم) جمود خلسه ای : (Arm catalepsy)اجرای این تمرین ، فرصت دیگری به شما می دهد تا مهارتهای خود هیپنوتیزم را تمرین کنند . هدف از این تمرین این است که موقتاً دست شما را سفت و سخت سازد . برای اجرای این تمرین به چیزی فکر بکنید که با سفت و سخت شدن دستتان سازگاری داشته باشد . بعضیها برای این کار تصور می کنند که دستشان گچ گرفته شده و بعضیها تصور می کنند که دستهایشان به صورت میله های فولادی و یا چوبی می باشند . از قوه تخیل خود استفاده کنید و براحتی به خیالپردازی بپردازید .

ابتدا ، مشتتان را محکم کنید و دستتان را بطور مستقیم و سفت و سخت نگه دارید و بعد چشمانتان را بسته ، خیال پردازی خود را تصور کرده و هر گونه اندیشه مزاحمی را از ذهن تان بیرون برانید . زمانی که به این کار ادامه می دهید و فکر می کنید که دستتان از حرکت ایستاده به خودتان بگوئید که بله ، دستم از حرکت افتاده و نمی توانم آن را خم بکنم سعی کنید دستتان را خم کنید  . تا زمانی که دارید در چنین افکاری که با سفت و سخت شدن دستهایتان سازگاری دارند ، غرق می شوید یقیناً در خم کردن دستتان مشکل خواهید داشت . زمانی که تصور سفت شدن دستتان را متوقف ساخته و به خودتان تلقین کنید که می توانید دستتان را خم کنید قادر خواهید بود که براحتی دستتان را حرکت  دهید .

تلقین هیپنوتیسمی

شماری از شیوه های تلقین هیپنوتیسمی استاندارد شده وجود دارد و یکی از راههای انتخاب تلقین هیپنوتیسمی برای درمانجوی مورد نظراین است که چندین شیوه استاندارد هیپنوتیسمی را آزمایش کنیم و از طریق آزمایش و خطا ببینیم که کدام یک از شیوه های مزبور برای درمانجوی مورد نظر ما مناسبتر و بهتر است . اختلافات گسترده ای در زمینه نحوه پاسخ دهی درمانجو به شیوه های مختلف تلقین وجود دارد . بعضیها بیشتر در مقابل روش شناوری دست ، حساس هستند در حالی که بعضیها به شیوه های تن آرامی و بعضی دیگر به شیوه های تثبیت چشم(Eye – fixation) حساسیت بیشتری نشان می دهند .

مشکلی که در زمینه انتخاب شیوه تلقین بر اساس آزمایش و خطا وجود دارد این است که درمانگر ممکن است یک و یا چند شیوه اشتباهی را برای درمانجوی خاص بکار ببرد که در این صورت احتمال افزایش انتظارات منفی وجود دارد چرا که درمانجو ممکن است اعتمادش را به توانائی خود در زمینه هیپنوتیزم شدن و یا در زمینه توانائی درمانگر در هیپنوتیزم کردن از دست بدهد . بنا به این دلیل است که پیشنهاد می شود در صورت امکان از به کار بردن تجارب منفی در زمینه هیپنوتیزم خودداری گردد .

برای انتخاب شیوه مناسب تلقین توسط درمانگر ، چندین راهبرد بالینی وجود دارد . یکی از راههای کاهش تأثیر تجارب ناموفق از طریق آزمایش و خطا این است که پیشاپیش ، درمانجویان را از شماری از شیوه های مختلف تلقین هیپنوتیسمی آگاه سازیم . یقیناً این درمانجویان به بعضی از این شیوه ها پاسخ داده و احتمالاً به همه آنها پاسخ نخواهند داد ، آزمایشاتی هم لازم خواهد بود » تا تعیین کنند درمانجویان به کدام یک از این شیوه ها ، بهتر پاسخ خواهند داد .

علاوه بر این ، درمانگر توسط نشان دادن مهارتهائی در زمینه استفاده از چندین شیوه مختلف تلقین هیپنوتیسمی می تواند اعتماد درمانجو را حتی اگر با تعدادی از مشکلات اولیه ای در زمینه انتخاب شیوه مؤثر تلقین روبرو گردد ، حفظ کند . بنابراین ، آشنا بودن با چندین شیوه مختلف تلقین هیپنوتیسمی و تکیه نکردن به یک شیوه دلخواه ، حائز اهمیت است .

بکار بردن انتظارات و ارجحیتها :

در اوایل این فصل استفاده از انتظارات درمانجو را در ایجاد ارتباط و تفاهم بحث و بررسی کردیم . انتظارات و ارجحیتها نیز          می توانند در انتخاب شیوه تلقین هیپنوتیسمی بکار برده شوند . اولین چیزی که بایستی  در نظر گرفته شود ، تجارب قبلی درمانجو است که ممکن است در زمینه هیپنوتیزم داشته باشد . تلقین هیپنوتیسمی در مورد کسی که قبلاً هیپنوتیزم را تجربه کرده ، آسانتر است مشروط بر این که این شیوه صحیح استفاده شود . مورد استثناء درمانجوئی است که به طور موفقیت آمیز به هیپنوتیزم قبلی ، علی رغم وجود بعضی احساسات منفی در مورد شیوه هیپنوتیزم ، پاسخ داده باشد . بنابراین ، از درمانجوی خود در مورد تجارب قبلی او در مورد حالات هشیاری تغییر یافته که شامل هیپنوتیزم و مراقبه و تن آرامی است ، سؤال کنید ببینید که درمانجو چه چیزی را دوست و چه چیزی را دوست ندارد بعد شیوه کار خود را طبق خواسته های او تنظیم کنید . یکی دیگر از راههای استفاده از خواسته های درمانجو ، این است که شیوه های مختلف تلقین هیپنوتیسمی از قبیل تثبیت چشم ، سبکی و سنگینی دست و تن آرامی را تشریح کنید و از درمانجو بخواهید که آن شیوه ای را که ترجیح می دهد انتخاب کند .


استفاده از پاسخ دهی درمانجو به آموزش مهارتهای هیپنوتیسمی :

چون آموزش مهارتهای هیپنوتیسمی ، عمل پاسخدهی به هیپنوتیزم را به طور کلی تقویت می کند بنابراین ، پاسخ درمانجو را نیز نسبت به شماری از شیوه های تلقین هیپنوتیسمی افزایش
می دهد .

علاوه بر این ، تمرینات مربوط به آموزش مهارتهای هیپنوتیسمی می توانند به عنوان  شاخصهای شناختی در مورد این که چه نوع یا انواعی از شیوه های تلقینی در مورد درمانجوی مورد نظر می تواند مؤثر باشد ، مورد استفاده قرار گیرند .

تمرینات مربوط به آموزش مهارتهای هیپنوتیسمی شباهت زیادی به تستهای مربوط به استعداد هیپنوتیسمی دارند بدین ترتیب که اطلاعاتی را در مورد نحوه پاسخدهی درمانجوی مورد نظر به انواع مختلف تلقین از قبیل آنهائی که برای سبکی و سنگینی دست به کار می رود به دست می دهند . ولی برخلاف آزمونها ، این تمرینات طوری ارائه می شوند که حالت چالشی و یا تهدیدی نداشته باشند . برای درمانجویان ، این مسأله که پاسخهای آنان ارزیابی می شوند ، بلافاصله آشکار نمی شود .

در این زمینه که چگونه درمانجویان به انواع مختلف تمرین آموزش مهارتهای هیپنوتیسمی پاسخ می دهند ، اختلافات فردی وجود دارد . بسیاری از درمانجویان ، پاسخ دهی به سنگینی دست و پایین آوردن دست را بسیار آسانتر می دانند در صورتی که بعضی ها فکر می کنند که پاسخ دهی به تلقینات مربوط به سبکی دست و یا کاتالپسی دست آسانتر است . بعضیها هم نسبت به پاندول چورل پاسخ دهی بیشتری دارند . این گونه تفاوتهای فردی دقیقاً چیزهائی هستند که ما در تعیین اینکه چه نوع شیوه تلقینی ممکن است برای درمانجوی مورد نظر بسیار مناسب باشد ، در صدد کشف آن
هستیم .

اگر درمانجوئی نسبت به تلقینات سبکی دست ، پاسخ دهی زیادی داشته باشد توصیه می کنیم برای هیپنوتیزم کردن از سبکی دست استفاده می شود و اگر درمانجوئی به احساس سنگینی دست ، پاسخ دهی زیادی داشته باشد در این صورت توصیه می کنیم هیپنوتیزم را از طریق تثبیت چشم و یا سنگینی دست و پایین آوردن آن و یا توسط هر دو ایجاد نمائید . کاتالپسی دست ( جمود خلسه ای ) هم می تواند به عنوان شیوه ای تلقینی مورد استفاده قرار گیرد . در حقیقت ، به هر تلقینی که درمانجو پاسخ می دهد آن تلقین می تواند به عنوان شیوه تلقین هیپنوتیسمی مورد استفاده قرار گیرد .

زمانی که بر اساس پاسخ دهی درمانجو به تمرینات آموزش مهارتهای هیپنوتیسمی شیوه ای انتخاب شد در این صورت ، تلقین هیپنوتیسمی نسبتاً ساده و راحت خواهد بود . درمانر نیز بسادگی از همکاری درمانجو در تلقین هیپنوتیسمی استفاده خواهد کرد . به در مانجو گفته می شود که « اکنون اجازه دهید تمرین دیگری را اجرا کنیم » بعد درمانگر به تلقینات خود از این قبیل ادامه می دهد « یکبار دیگر می خواهم تصور کنید که بالونهای هلیوم به انگشتانتان چسبیده است » . وقتی درمانجو این خواسته را اجرا کرد که این صورت درمانگر شروع به دادن تلقینات دیگری می کند که برای عمیق تر کردن خواب هیپنوتیسمی از آن تلقینات استفاده می شود ( در این مورد بعداً توضیح خواهیم داد ) .

معمولاً بهتر است از گفتن جملاتی نظیر این که « اکنون شما را هیپنوتیزم خواهم کرد » پرهیز نمائید چرا که بسیاری از درمانجویان موقع شنیدن چنین جملاتی دچار اضطراب شده و یا حالت دفاعی به خود می گیرند  . چنانچه درمانجویان این شیوه را نیز مثل شیوه های دیگر تلقی کنند آسانتر تن آرام می شوند . تا به حال هیچ کدام از درمانجویان ما نسبت به این مسأله که به آنها اطلاع نداده ایم که برای درمانشان از هیپنوتیزم استفاده خواهیم کرد ، اعتراض نکرده اند . البته این شیوه صرفاً در مورد کسانی به کار می رود که خودشان هیپنوتیزم را برای درمان ، انتخاب کرده و انتظار مداوا از آن داشته باشند .