موضوع: هیپنوتراپی

نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

تکنیکهای اریکسون :

در رویکرد اریکسون ، تلقین هیپنوتیسمی به جای تکیه کردن به شیوه های تلقینی هیپنوتیسمی استاندارد شده ، با استفاده از مشارکتهای خود درمانجو و با استفاده از گرایشات طبیعی او به دست می آید . اریکسون اهمیت ارائه تلقینات را به صورت انعطافی و آسانگیرانه که به درمانجو اجازه می دهد تا با روش منحصر بفرد خود به هیپنوتیزم پاسخ دهد ، مورد تأکید قرار داد . دراین شیوه ، درمانگر به درمانجو ، پیوسته و از پاسخهائی که درمانجو ارائه می کند استفاده می نماید که این حالت هم توسط روش همگامی به دست می آید . همان طوری که قبلاً ذکر شد ، همگامی زمانی رخ می دهد که تلقینات هیپنوتیزور با تجارب غیرقابل رؤیت درمانجو و یا با رفتار قابل مشاهده او و یا با هر دو اینها مطابقت داشته باشد . وقتی که تلقینات هیپنوتیزور با تجارب و رفتار قبلی درمانجو مطابقت داشته باشد در این صورت ، درمانجو نسبت به تلقینات بعدی ، پاسخ دهی بیشتری را نشان خواهد داد و به همین خاطر ، هیپنوتیزور نیز
می تواند تلقینات مستقیم خود را بهتر هدایت کرده و بهتر آنها را تلقین نماید .

همگامی ، بستگی به این دارد که تا چه اندازه ای درمانگر توانائی نظارت دقیق را داشته و تغییرات اندکی را که در رفتار درمانجو – مثل نحوه تنفس – به وجود می آید مشاهده نماید .

تلقینات ، زمان بندی می شوند تا این که توضیحات دقیقی از رفتار درمانجو باشند ؛ به عنوان مثال ، وقتی درمانجو دارد نفس
می کشد به او تلقین می شود که تنفس نماید وقتی دارد نفس اش را بیرون می دهد به او تلقین می شود که بازدم کند . ابتدا ، درمانگر مواظب است که طوری حرف بزند که با نحوه تنفس درمانجو مطابقت داشته باشد . « رهبری » زمانی حاصل می شود که درمانگر تدریجاً از شدت کلام خود کاسته و به درمانجو تلقین می کند که به طور آرامتری نفس کشیده و نفس خود را بیرون دهد .

معمولاً در این حالت ، نفس درمانجو نیز شروع به آهسته شدن می کند . یکی دیگر از نمونه های رهبری درمانجو این است که به درمانجوئی که دارد به حالت بهتری تغییر وضعیت می دهد تلقین کنیم که مثلاً دارید در صندلی تان بیشتر فرو می روید . در این صورت رهبری زمانی رخ می دهد که درمانگر به تلقینات خود این جملات را اضافه نماید که مثلاً می توانید احساس راحتی بیشتر کنید و به آرامش مطلق برسید .

نوع دیگر همگامی زمانی به وجود می آید که هیپنوتیزور تلقیناتی را به درمانجو بدهد که دقیقاً تجارب خصوصی او را منعکس کند که این هم توسط استفاده از تلقینات غیر مستقیم ممکن می گردد . برای درک بیشتر نحوه کار اریکسون ، پیشنهاد می شود که به باندلر و گریندر(Bandler & Grinder) (1975) ؛ اریکسون و راسی(Erikson & Rossi) (1979) ؛ اریکسون ، راسی(Rossi) (1976) ؛ و راسی (۱۹۸۰) مراجعه کنید . در این جا چند نمونه روشن در خصوص تلقینات غیر مستقیم ارائه می شود .


۱- تلقینات باز پاسخ :

این گونه تلقینات شبیه محرکهای مبهمی هستند که در آزمونهای فرافکن(Projective tests) مورد استفاده قرار می گیرند چرا که تلقینات بازپاسخ ، فرصتی را برای درمانجویان به وجود می آورند که بتوانند تداعیات و مفاهیم منحصر بفرد خود را به درون این گونه تلقینات فرافکنی کنند . از آنجا که اینگونه تلقینات به درمانجویان نیز تقریباً به طور قطع به این تلقینات پاسخ می دهند . نمونه هائی از این گونه تلقینات عبارتند از :

۱-وقتی که در حالت تن آرامی هستید ممکن است از احساسات دیگری نیز باخبر باشید .

۲-ممکن است نسبت به بعضی از تغییرات در طول هفته آگاه شوید .

۳-فقط نسبت به هر آن چه که موقع خیره شدن به نقطه ای تجربه می کنید آگاه باشید .

۲- بیانات بدیهی :

بسیاری از درمانجویان مضطرب ، وقتی که به آنها تلقینات مستقیم داده می شود بسیار سخت تلاش می کنند . آنها مضطرب می شوند و به همین خاطر وقتی می فهمند که از آنها انتظار می رود تا به طرز خاصی به تلقینات پاسخ دهند ، عکس العمل کمتری از خود نشان می دهند . بعضی از درمانجویان نیز وقتی مورد تلقینات مستقیم قرار می گیرند حالت تدافعی از خود نشان می دهند .

مزیت تلقینات غیر مستقیم دقیق بودن آنها است . احتمال کمتری وجود دارد که درمانجویان هنگامی که تلقینات به طور غیر مستقیم به آنان داده می شود انتظارات خاصی پیدا کنند و یا هنگام پاسخ دادن احساس در فشار هستند بکنند . بنابراین تلقینات غیر مستقیم ، اضطراب و مقاومت را کاهش می دهند .

بیانات بدیهی جملاتی هستند که نمی توانند مورد انکار واقع شوند . این گونه بیانات ، تلقینات غیر مستقیم به حساب می آیند چرا که از درمانجویان خواسته نمی شود تا به طور خاصی نسبت به این گونه تلقینات پاسخ دهند . یک بیان بدیهی گویای این حقیقت است که داشتن چند نوع تجربه ممکن است . بنابراین ، اگر درمانجو به تلقینات مورد نظر پاسخ ندهد نشانه شکست نیست چرا که هیچ گونه دستور مستقیمی داده نمی شود . نمونه هائی از این گونه بیانات شامل

تلقینات زیر می شود :

۱-وقتی افراد به طور مدام به یک نقطه ای خیره می شوند معمولاً چشمانشان احساس خستگی و سنگینی می کنند .

۲-افراد معمولاً با چشمان بسته ، بهتر احساس تن آرامی
می کنند .

۳-بیانات مکالمه ای : بیانات مکالمه ای مثل بیانات بدیهی تلقینات غیر مستقیمی هستند که بدون دادن دستور ، امکان انجام دادن چیزی و یا تجربه نمودن چیزی را به درمانجو ، تلقین می کنند . بیانات مکالمه ای معمولاً این گونه شروع می شوند که « می توانید » و یا « آیا می توانید » ؟ یا « آیا برایتان امکان دارد که احساس خاصی را تجربه کنید ؟ » چنانچه درمانجوئی نتواند به این تلقینات پاسخ دهد در این صورت هرگونه اثر منفی به حداقل می رسد چرا که پاسخی در این خصوص مورد نظر نبوده است .

بیانات مکالمه ای ، تلقینات بسیار مؤثری هستند . اریکسون برای تثبیت چشم و سبکی دست ، شیوه های تلقین هیپنوتیسمی را که در آنها تلقینی یک سؤال می باشد ، شرح داده است به عنوان مثال ؛

۱-بسیار خوب ؛ وقتی دستهایتان بآرامی روی رانهایتان قرار گیرند آیا احساس راحتی می کنید ؟ ( در همین حال درمانگر وضعیت را نشان می دهد ) . بسیار خوب بگذارید دستهایتان یکدیگر را لمس کنند .

۲-آیا می توانید بگذارید دستهایتان چنان سبک قرار گیرند که نوک انگشتانتان بسختی رانهایتان را لمس کنند ؟

۳-بسیار خوب ، وقتی دستهایتان به آرامی روی رانهایتان قرار می گیرند آیا احساس می کنید که گرایش دارند تا با هر نفسی که می کشید بالا بیایند ؟

۴-آیا وقتی که قسمتهای دیگر بدنتان بیشتر در حالت تن آرامی هستید ، دستهایتان هم به تنهائی و براحتی شروع به بلند شدن می کنند ؟

۵-وقتی که این عمل ، ادامه پیدا می کند آیا آن دست و یا دست دیگرتان و یا این که هر دو دستتان بیشتر بلند
می شود ؟

۶-آیا آن دست ، در بالا مانده و تدریجاً به بلند شدن ادامه می دهد ؟ و یا این که دست دیگرتان روی رانتان می ماند ؟

۷-آیا دست مورد نظر با حرکتهای کمی تند  ، شروع به بالا آمدن می کند ؟ و یا این که وقتی دستتان شروع به بالا آمدن به سمت چهره تان نمود ، بالا آمدن ، آهسته ، آهسته تر
می شود ؟

۸-با عمیقتر شدن تن آرامی ، آیا دستتان سریعاً به صورتتان نزدیک می شود ویا به طور آهسته ؟ آیا قبل از این که صورتتان لمس کند تا بتواند که دارید به خلسه می روید ، لازم است دستتان کمی بی حرکت بماند ؟

۹-آیا بدنتان خودبخود نفس عمیقتری می کشد زمانی که دستتان صورتتان را لمس کرده و واقعاً در حالت تن آرامی هستید و خلسه عمیقتری را تجربه می کنید ی؟ ( اریکسون و راسی صفحه ۳۱-۳۰ ، ۱۹۷۹ )

باندلر و گریندر (۱۹۷۵) راهنمائیهای زیر را برای درست کردن بیانات مکالمه ای ارائه نمودند :

۱-تلقینی را که می خواهید بدهید – مثل تثبیت چشم – مشخص کنید .

۲-از تلقینات دستور درست نمائید مثلاً « چشمهایتان را بر آن نقطه متمرکز کنید »

۳-دستور خود را به صورت نوعی امکان مجدداً بیان کنید مثلاً بگوئید که « می توانید چشمهایتان را روی آن نقطه متمرکز کنید »

۴-برای درست کردن بیانات مکالمه ای از نوع پرسشی ، از دستوری که می دهید سؤال بله یا نه درست کنید مثل این سؤال « آیا می توانید چشمانتان را بر آن نقطه متمرکز
کنید . » ؟

۴- تلقیناتی که در برگیرنده وظایف چندگانه و راههای متناوب پاسخدهی هستند : طبق نظر اریکسون ، تلقیناتی که شامل وظایف چندگانه هستند مقاومت درمانجو را کم کرده و در نتیجه حواسپرتی و گیجی و پذیرندگی او را افزایش می دهند و زمانی که برای پاسخدهی ؛ چندین طریق وجود داشته باشد آزادی بیشتری در انتخاب به وجود آمده و مقاومت هم از سوی درمانجو ، کمتر خواهد شد . علاوه بر این ، وقتی که انتخاب زیادی در کار باشد ، احتمال زیادی هم وجود خواهد داشت تا افراد بتوانند حداقل به یکی از گزینه ها پاسخ دهند . یکی از شیوه های تلقینی اریکسون که در برگیرنده کلیه راههای احتمالی پاسخدهی نسبت به سبکی دست است ، شیوه زیر می باشد :

« دست راست و یا چپ تان بزودی شروع به بالا آمدن خواهد کرد و یا ممکن است پائین بیاید و یا این که ابداً به حرکت در نیاید ولی منتظر خواهیم شد که ببینیم چه اتفاقی می افتد . ابتدا ، شاید انگشت شست تان به حرکت درآید . یا این که احساس کنید اتفاقی دارد برای انگشت کوچکتان می افتد ولی چیزی که واقعاً اهمیت دارد این است که آیا دستتان بالا می رود یا پائین می آید و یا این که ساکن باقی می ماند ، نیز آنچه که اهمیت دارد این است که شما توانائی دارید آنچه که برای دستتان اتفاق می افتد به شکلی کامل احساس کنید ( اریکسون و دیگران ، ۱۹۷۶ ) .

با بکار بردن اصول اریکسون ، یکی از نویسندگان کتاب حاضر (ویلیام گلدن ) دریافته است که شیوه تلقین تثبیت چشم وقتی که در برگیرنده وظایف متعدد بوده و به درمانجو ، راههای مختلف پاسخدهی به تلقینات را ارائه می دهد ، بسیار مؤثر می باشد .

« بستن چشم »( Eye closure) وقتی که بیش از اندازه مورد تأکید قرار نگیرد و به درمانجو هم آزادی انتخاب بیشتری در جهت پاسخدهی به تثبیت چشم داده شود ، سریعاً صورت می گیرد .

هیپنوتیزور در این حالت کار خود را با تثبیت چشم داده شود ، سریعاً صورت می گیرد . هیپنوتیزور در این حالت کار خود را با تثبیت چشم شروع کرده و در مورد « بستن چشم » تلقیناتی را می دهد ولی بعداً وارد تلقینات تن آرامی و تغییر تنفسی و غیره می شود به عنوان مثال :

« می توانید نقطه ای را انتخاب و به آن خیره شوید و اگر چشمهایتان به این طرف و آن طرف خیره شوند ، باز به همان نقطه برگردانید و تا زمانی که چشمهایتان را بسته و به حالت عمیق تن آرامی فرو بروید . زمانی که دارید به نقطه مورد نظر خیره می شوید ، ممکن است پدیده های جالبی را ملاحظه کنید . بعضی از افراد حس می کنند دیدشان تار می شود در حالی که بعضی دیگر فکر می کنند که نقطه حرکت کرده ، به تپش در می آید و یا ناپدید می شود . بعضیها هم در اطراف آن نقطه ، هاله ای از نور را مشاهده می کنند . بعضیها فقط در پلکهای خود ، سنگینی احساس می کنند . چیزی که واقعاً برای شما اهمیت دارد این است که به آن چیزی که دارید تجربه می کنید توجه کنید و از آن لذت ببرید . اکنون بگذارید نفس تان پائین بیاید و بعد نفس عمیق کشیده و بعداً که می خواهید نفس خود را بیرون دهید تنفس تان را تند کنید  . وقتی نفس خود را بیرون می دهید تنشهای بدنتان را از بین برده و بگذارید روی صندلی آرام بگیرد .

حالا بگذارید نفستان به حد تن آرامی پائین بیاید و بعد به آرامی نفس کشیده و نفس خود را بیرون دهید . نحوه تنفس بایستی آرام و آهسته و منظم و عمیق باشد .

هر بار و هر دفعه که نفس خود را بیرون می دهید می توانید به تنش موجود در بدنتان خاتمه دهید . بگذارید بدنتان در روی صندلی عمیقاً آرام بگیرد . احساس کنید که کل بدنتان احساس تن آرامی می کند و این احساس را در دست و پاهایتان ایجاد کنید . احساس کنید دست و پایتان شل و آسوده و درست شبیه یک عروسک پارچه ای هستند . بگذارید دست و پاهایتان راحت و شل و آویزان قرار گیرند . بگذارید پشت تان هم شل و ول باشد خودتان را سفت و سخت نگه ندارید بلکه به جای اینها ، خودتان را به  صندلی تکیه دهید و بگذارید در روی آن بدنتان راحت و آسوده باشد .

هر تنشی را از آرواره هایتان دور سازید و بگذارید آرواره یتان بصورت آزاد بماند و دندانها و  لبهای شما از هم یک کمی جدا باشند . در سطح صورتتان احساس راحتی و تن آرامی کنید . احساس کنید که عضلات صورتتان دارند نرم و صاف می شوند . احساس کنید که تن آرامی دارد در ناحیه شکم و عضلات سینه پخش می شود . دست و پاهایتان دارند بیشتر و بیشتر شل و آسوده می شوند و احساس می کنید که تن آرامی به تمام بدنتان جریان می یابد . از تغییرات مربوط به درجه حرارت بدن و یا تغییرات مربوط به وزن بدنتان که با احساس مطبوعی همراه است باخبر باشید . تمامی اینها نشانه این است که حالت تن آرامی دارد پیشرفت می کند . به تنفس عمیق و آرامتان ادامه داده و احساس کنید که دارید به تن آرامی عمیق تری فرو می روید .