موضوع: هیپنوتیزم

نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

تاریخچه علمی هیپنوتیزم در جهان

تاریخچه علمی هیپنوتیزم به فردی بنام دکتر فرنان روان مسمر بر می گردد این پزشک متولد تیر نیش بود و در پاریس کار می کرد و در سویس هم دار فانی را وداع گفت : سابقه کار وی بر می گردد به آشنایی او و دو فرد دیگر ، دو کیش به نام های پدر هل و پدر گاسنر که هم عصر مسمر بودند پدر هل کشیشی ستاره شناس و استاد دانشگاه وین بود و با استفاده مغناطیس یا آهن ربا بیماران در درمان می کرد پدر گاسنر کشیش و طبیب بود او هم برای درمان از مغناطیس بهره می گرفت . مسمر با کار این دو دانشمند آشنا بود و اینکه بدانیم بدان این دو چطور می دادند ، با استفاده از آهن و با تأثیرات نیروی آهن با کار درمان را انجام دادند . داستانی است درباره مسمر که بعضی ها معتقدند این داستان صحت دارد و بعضی ها هم روی صحت آن علامت سؤال گذاشتند .
به این ترتیب که می گویند که زمانی از خیابان عبور می کرد فرد بر اثر سانحه مجروح شده بود مسمر هم که آن زمان دانشجوی پزشکی بود به سمت بیمار مجروح رفت بلکه بتواند کمکی انجام بدهد در لحظاتی که مصدوم خونریزی داشت با رسیدن مسمر خون ریزیش متوقف شد بلافاصله این سوال در ذهن مسمر ایجاد شد که آیا توقف خونریزی همزمان با آمدن من اتفاقی بوده یا نه ؟ یا با آمدن من خونریزی متوقف شده است؟
برا ی آزمایش برگشت آن طرف خیابان دید بیمار خویریزی می دهد آمد بالای سر بیمار دید خونریزی متوقف شد چندین بار این عمل آزمایش در انجام داد. دید هروقت بالای سر بیمار می آید خونریزی متوقف میشود و هروقت دور می شود خونریزی شروع می کند با خودش فکر کرد گفت شاید من دارای نیرویی هستم که برروی مصدوم اثر می گذارم و باعث می شوم این خونریزی متوقف شود.
همین پدیده مسمر را در فکر و اندیشه فرو برد وبعدها معناطیس و بیماری را مطرح کرد آن زمان مسمر مطرح کرد که انسان ها دارای نیروی مغناطیسی شبیه نیروی آهن ربا هستند که آن نیروی حیوانی نامد ولی مسمر نتوانست نظریه خود را به اثبات برساند هرچه در عمل نتیجه گرفت امروزه ما می دانیم آن چیز که مسمر مطرح کرد همان هاله حیوانی نوری انسان بوده که در مبحث متافیزیک و هاله نورانی پرداختم مسمر با همین شیوه کلینیک خاصی راه اندازی کرد و با استفاده از آن شیوه ها کارهای درمان موفقی را انجام داد و به خصوص به لحاظ بیماری های صعب العلاج و لاعلاج راهی پیدا کرد همچنین به طور رایگان و مجانی درمان می کرد اقبال به سمت او آمد بیمارانش بسیار زیاد شدند حسن جسادت هکاران نسبت به او تحریک شد و همکاران با توطئه هایی که کردنئ باعث شدن که کلینیک مسمر تعطیل شود و نتواند کارش را ادامه بدهد به همین خاطر مسمر را پدر علم هیپنوتیزم می شناسیم و بعدا شاگردان او به خاطر زحمات مسمر کلمه «مسمریسم» را برای این پدیده انتخاب و استفاده کردند.
بعد از مسمر اشاره می کنیم به فرد «ابیار یا دابر پرتغالی» که از هیپنوتیزم استفاده می کرد و اعتقاد داشت که اساس کار در هیپنوتیزم تمرکز فکر است آیا پاریا دارای شخصیت بسیار اسرار آمیزی بود قیافه ای مرتاض گونه ای داشت و از این گذشته اسرار آمیز و قیافه خود برای سود کارش بهره هایی فراوان گرفت این شخصیت دارای شیوه بسیار منحصر به فرد برای هیپنوتیزم بود به گونه ای که به چشم سوژه خیره می شد و به یک فریاد ندا می داد بخواب و سوژه به خلسه فرو می رفت آیا پاریا معتقد بود که « به نظر می رسدبا افسوس هم می توان افراد را بیمار و هم بیماران رادرمان کرد».
بعد از آن ؟ می جویم از دکتر جیمز برید پزشک انگلیسی چشم پزشک و جراح که از طریق یکی از شاگردان مسمر به نام «لافونتین» با هیپنوتیزم آشنا شد که برید هم با یک پدیده اتفاقی فهمید که می تواند با خیره شدن به منبع نور هم
می توانند به فلسه هیپنوتیزمی فرو بروند برید فردی است برای اولین بار در سال ۱۸۴۲میلادی از کلمه هیپنوتیزم استفاده کرد و بعد از آن این کلمه رایج شد و بعد از آن در جهان مورد استفاده و مورد قبول قرار گرفت تا قبل از آن کلمه هیپنوتیزم مطرح نشده بود استفاده هم نمی شد .
همچنین در دندانپزشکی هم کاربردهایی دارد با استفاده از هیپنوتیزم می شود به دندان وی بی حسی داد می توانیم با آن کاهش خونریزی های بعد از جراحی دندانپزشکی را داشته باشیم.
و همچنین کاهش عفونت بعد از عمل . یک کاربرد بسیار مهم هیپنوتیزم در عمل پزشکی استفاده از آن برای انجام زایمان بدون درد به صورت طبیعی است مستحضر هستید زایمان طبیعی دارای درد بسیار زیادی است و به طور معمول هم نمی شود خانمها را بی حسی داد . یا بی هوش کرد و زایمان طبیعی داشته باشند.
چون بی حسی و بی هوشی باعث اختلال در مکانیسم های زایمان طبیعی خواهد شد به این منظور خانمهای باردار از ماه پنجم شروع می کنند به هیپنوتیزم کردن هفته ای یک جلسه ۲۰ دقیقه تا ماه نهم او را شرط می کنند به گونه ای که در هنگام زایمان بتواند زایمان بدون درد داشته باشد.