دنیای اسرارامیز خواب
چگونه محل حفظ بخش گمشده کتاب دانته در عالم رؤیا افشا شد؟
در میان این قبیل مثالها معروفتر وعجیب تر پیدا شدن ناگهانی مخفیگاه بخشی از کتاب کمدی الهی نوشته دانته است
که پس از سالها عامل ناشناختـه و مرموز “ناخـوداگـاه” آنرا ظاهراً توسط روح نویسنـده در عالم خواب به فرزند او
ژاکویو نشان میدهد. ماجرا از این قرار است که انجمن تحقیقات روحی لندن ضمن گزارشهایی که در زمینه این گونه [ ادامه مطلب ]
آدم عجیبی که از همه چیز خبر دارد.
عجیب ترین مرد امروز جهان شخصی است به نام پتر هورکوش که دارای بزرگترین نیروهای مکتوم در روان انسانی است. پتر هورکوش به فاصله یک ماه از گمنامی به منتهای درجه اشتهار و معروفیت رسیده است این مردم قادر است که از فواصل بسیار دور اشیاء و اشخاص را مشاهده کند در حالی که با چشمهای بسته در یک اطاق نشسته باشد. پتر هورکوش از اهالی هلند است. شغل سابق او تخم گل فروشی بود. یک روز موقعی که در باغچه خود مشغول بکار بود ناگهان دریافت که چشمهای [ ادامه مطلب ]
دو خاطره شگفت انگیز از زندگی پر حادثه قوام السلطنه
قوام السلطنه به کلنل محمد تقی خان گفت من می دانم که به دست تو توقیف خواهم شد.
در سلطنت مظفرالدین شاه یک روز میرزا نصراله خان مشیرالدوله (پدر مرحوم موتمن الملک و مشیرالدوله) من و دو نفر دیگر از درباریها را به باغ خودش در شمیران دعوت کرد که ناهار هم مهمان او باشیم. مشیرالدوله به ما گفته بود علت دعوت اینست می خواهم مردی را به شما نشان دهم که دیدن او برای شما بسیار تعجب آور خواهد بود به شرط آنکه مزاحم او نشوید و احترام مقام علمی او را کاملاً رعایت کنید. [ ادامه مطلب ]
یک مرد ۷۰ ساله کاغذ تا شده ای را که در دست دیگری است می خواند.
مرد هفتاد ساله از فاصله زیاد کاغذ تا شده ای را که در دست دیگریست می خواند. کارهای عجیب این مرد دانشمندان جهان را مات و مبهوت کرده است. آیا دنیای فردا می تواند پرده از روی این اسرار بردارد؟
یک نفر اروپایی موسوم به لدوک کهن کارهای شگفت انگیزی می کند که دانشمندان نامی را مات و مبهوت کرده است. ورقه ای را که شخصی نوشته و در جیب بغل خود گذارده می خواند. اکنون این مرد هفتاد سال دارد و به طوری که می گویند در سه سالگی در محاسبه ذهنی از جوانان تحصیلکرده قوی تر بوده است. [ ادامه مطلب ]
وقایع عجیب اقای سورنبرگ
یک روز که اقای سورنبرگ از سفر لندن به شهر خویش مراجعه کرد مقارن ساعت شش بعد از ظهر هنگامی که در منزل یکی از بستگان خود به اتفاق تنی چند از آشنایان به مهمانی رفته بود غفلتاً یک نوع حال اضطراب و نگرانی شدید در او ظاهر شد. اطرافیان از او علت این تغییر حال ناگهانی را پرسیدند او در جواب به آنها گفت همین الان که دارم با شما صحبت می کنم با چمان خودم آتش سوزی بزرگی را که در شهر استکهلم روی داده می بینم! شعله های آتش از هر طرف زبانه می کشد و [ ادامه مطلب ]
سرگذشت مادام کوکس در سمرهیل کوین ستون ایرلند :
خانم فوق الذکر چنین نقل می کنند :
در شب ۲۱ ماه اوت ۱۸۶۹ ما بین ساعت هشت و نه در منزل مادرم در اطاق خواب نشسته بودیم، برادرزاده کوچکم که پسر هفت ساله ای بود در اطاق مجاور خوابیده بود غفلتاً دیدم دوان دوان داخل اطاق من شد و با صدای وحشت آمیزی فریاد کرد عمه جان! عمه جان! پدرم را الان دیدم دور تخت خواب من می گردید. من از این صحبت خیلی متعجب شده گفتم خیر! یقیناً خواب دیده ای. گفت خیر بیدار بود. پس از آن هر چه اصرار کردم به اطاق خود برگردد راضی نشد. ناچار در همان [ ادامه مطلب ]
پیش بینی سرانجام شوم شاه سلطان حسین
روز هفتم ماه صفر سال ۱۱۳۳ هجری قمری شاه سلطان حسین میل کرد که برای گردش از اصفهان خارج شود و کنار زاینده رود تفرج نماید و ناهار را همانجا میل کند و عصر به شهر برگردد.
همه می دانند که روخانه زاینده رود از جنوب اصفهان می گذرد و آنهایی که برای گردش از شهر خارج می شدند بیشتر ساحل جنوبی رودخانه را برای قدم زدن یا نشستن و صحبت کردن و غذا خوردن انتخاب می نمودند. در ان روز هم فراشان چادرهای شاه سلطان حسین را در ساحل جنوبی رودخانه افراشتند و نزدیک ظهر شاه سلطان حسین وارد شد و قدم به خیمه بزرگ خود نهاد به مناسبت خوبی هم دامن پوش را از چهار طرف بالا زده بودند به طوری که شاه سلطان حسین اطراف [ ادامه مطلب ]
