معنای کلمه روح
در مادیگری و اعتقاد به اینکه در عالم هر چه هست یا ماده است و یا خواص و آثار ماده می توان با تجرد روح و بقای آن بعد از مرگ فتح کرد و راهی اسفالت شده و هموار برای خداشناسی، معاد شناسی و بطور کلی ماوراء ماده و طبیعت باز نمود و افق دید بشر را از عالم طبیعت به عالمی دیگر معطوف داشت.
تجرد روح و بقای آن بعد از مرگ، خود کوبنده ترین سلاحی است که می توان در این مبارزه بکار برد در این بحث باید سخن را از اول شروع کرد. یعنی بطور خلاصه و حوصله بحث روح را تعریف کرده و بعد در پیرامونش بحث نمود. [ ادامه مطلب ]
انواع تقسیم بندی روح
روح بر قسمی از معدنیات نیز گفته می شود زیرا دانشمندان معدنیات را به ارواحی مانند جیوه (و سحاب) و جوهر نقره و سنگهایی مانند یاقوت تقسیم کرده اند و هیمن طور در عرف به جوهر برخی گیاهان و بر آنچه در مقابل جسم قرار می گیرد، و نزد شیمیدانها بر شیره برخی ادویه و جز آنها اطلاق می شود گفته می گردد : خرجوا بارواح من العشی برترین ارواح: روح اعظم خدای تعالی و روح القدس یکی از سه اصل الهی است (نزد مسیحیان) و دیگر روح الامین نزد مسلمانان لقب جبرئیل دارد[۱] [ ادامه مطلب ]
اندیشه فلاسفه الهی
اگر انسان اشرف مخلوقات ساختمان وجودی خویش را مورد مطالعه قرار دهد دو نوع حقیقت می یابد. یکی چشم، گوش، دست، پا، مغز، اعصاب، سلولها و نظائر اینها است که با خواص عمومی ماده یعنی قابلیت اجسام و انطابق داشت. محدودن بودن بر زمان و مکان و محسوس به حواص پنجگانه ظاهری بودن، سازگاری کامل دارد که این نوع از ساختمان وجودی انسان را می توان عالی ترین میدان فعالیت علوم تجربی از قبیل فیزیولوژی، فیزیک، شیمی، طبیعی دانست. [ ادامه مطلب ]
اندیشه فلاسفه الهی
اگر انسان اشرف مخلوقات ساختمان وجودی خویش را مورد مطالعه قرار دهد دو نوع حقیقت می یابد. یکی چشم، گوش، دست، پا، مغز، اعصاب، سلولها و نظائر اینها است که با خواص عمومی ماده یعنی قابلیت اجسام و انطابق داشت. محدودن بودن بر زمان و مکان و محسوس به حواص پنجگانه ظاهری بودن، سازگاری کامل دارد که این نوع از ساختمان وجودی انسان را می توان عالی ترین میدان فعالیت علوم تجربی از قبیل فیزیولوژی، فیزیک، شیمی، طبیعی دانست. [ ادامه مطلب ]
روح
انسان در خویش احساس می کند پشتوانه ای دارد که پیوسته به آن نیروی فخر کرده و می بالد و حتی گاهی که ناچاراً مجبور می شود از آن پشتیبان و نیروی نهفته در خود که دیگری آن را نمی بیند یاد کند و انسانها را به عظمت آن آگاه سازد. به لفظ من چنک می زند و زمانها با قدرت و شهامت عربده می کشد من چنان کردم، من بدو گفتم تو عمل را انجام، و … هزاران هزار من دیگر. [ ادامه مطلب ]
