<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>موسسه مشاوره و تحقیقات متافیزیک بینش ماورائی &#187; مدیتیشن</title>
	<atom:link href="http://www.bineshmavara.com/category/meditation/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.bineshmavara.com</link>
	<description>موسسه مشاوره و تحقیقات متافیزیک بینش ماورائی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 08 Feb 2012 12:14:28 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.6</generator>
	<language>en</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/meditation/829.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/meditation/829.htm#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 22 Jan 2010 08:38:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[مدیتیشن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bineshmavara.com/meditation/829.htm</guid>
		<description><![CDATA[ارزش مراقبه “Meditation”
برای آن که ما اولین و مهمترین مخازن عشقی خود را پر کنیم، به آن احتیاج داریم که با خدای خود ارتباط برقرار کنیم. برای این کار راه‎های بسیاری وجود دارد که مراقبه، یکی از آن‎ها و بسیار نیرومند است. اگرچه مراقبه به دین مخصوصی وابسته نیست، ولی می‎تواند از تمام سنت ما [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h5><span style="color: #ff0000;"><strong>ارزش مراقبه </strong><strong>“Meditation”</strong></span></h5>
<p><span style="color: #0000ff;">برای آن که ما اولین و مهمترین مخازن عشقی خود را پر کنیم، به آن احتیاج داریم که با خدای خود ارتباط برقرار کنیم. برای این کار راه‎های بسیاری وجود دارد که مراقبه، یکی از آن‎ها و بسیار نیرومند است. اگرچه مراقبه به دین مخصوصی وابسته نیست، ولی می‎تواند از تمام سنت ما عقاید مذهبی فرق مختلف حمایت کند. هر کس می‎تواند از مزایای مراقبه بهره مند گردد حتی اگر ملحد باشد. همین طور که من از خداوند سخن به میان می‎آورم شما می‎‎توانید بر آن نیروی مثبت نیروی عشق، بالاترین قدرت، بزرگترین پتانسیل، برترین منبع خرد، آینده‎ی سعادتمند، یا هر چیز دیگری که دلتان می‎خواهد نام نهید، یا آنرا تفسیر و تعبیر کنید. چون سوابق گذشته‎ی من شامل اعتقاد و ایمان وافر به خداوند بوده است ، من این نیرو را ، خدا می‎نامم. با این وجود شما مختارید که این موجود برتر، را خودتان به سلیقه‎ی خود معنا کنید.<span id="more-829"></span></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">حتی اگر از دریچه‎ی مذهبی به این موضوع نگاه کنیم، بعضی از افرادی هستند که به چیزی برتر اعتقاد دارند. آن نیروی برتری حتی می‎تواند پتانسیل درونی خود آنان باشد. دست کم اینست که اینان به آینده‎یی بهتر و روشن‎تر نگاه می‎کنند. با هر نوع اعتقادی که می‎خواهد باشد، مراقبه به شما کمک می‎کند، تا اولین مخزن عشق خود را پر کنید. بلافاصله شما احساس آرامش و راحت بودن می‎کنید. متدرجاً احساس نشاط، اعتماد و عشق می‎نمایید. با صرف چند دقیقه وقت برای برقراری ارتباط با خداوند در روز، آن روز شما پربار و پر ثمر می‎شود. بیست و هشت سال زندگی من صرف آموختن مراقبه به مردم از فرق مختلف، حرفه‎ها و مشاغل مختلف بوده است. اگرچه به آن از دریچه‎ی تمرین ورزشی نگاه می‎شود، ولی با هیچ یک از مذاهب در تعارض نیست. برای آنکه از مزایای آن بهره‎مند شوید، لزومی ندارد که شما طرز تفکر مذهبی داشته باشید. با وجود این اگر فردی مذهبی مراقبه کند، به نیروی مذهبی وی نیز کمک می‎شود. برقراری ارتباط دائمی با یک نیروی لایزال و مطلق، به شما کمک می‎کند تا معنای واقعی وجود حقیقی کائنات را در هر مذهبی که باشید درک و به آن پی ببرید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">مراقبه مرتب و منظم، به شما کمک می‎کند تا با سیمای درونی خودتان که با خداوند در ارتباط است دوباره مرتبط شوید. این ارتباط از قبل، در آنجا موجود است ولی لازم است که شما از آن مطلع شوید تا بتوانید آنرا تجربه کنید. اجازه دهید به چند تمرین هشیاری دست بزنیم:</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">چند لحظه به خودتان فرصت دهید تا به یاد مادرتان یا کسی که شما را دوست دارد بیفتید. همین‌طور که شما مسئول فکر کردن درباره‎ی او هستید، شروع به احساس و ارتباط خود با او میکنید. این ارتباط همیشه آنجاست و تازگی ندارد. تنها کاری که لازم است شما انجام دهید عطف توجه است و بلافاصله شما آنرا پیدا می‎کنید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">حالا نظر خودتان را متوجه گردن خود کنید. حلق و گلوی خود را بیاد بیاورید. فکر کنید احساس آن چگونه است. حالا نظر خود را متوجه حرارت بدن خود کنید بطوری ناگهانی شما نمی‎توانید کاری کنید که از این حرارت مطلع نشوید یا آنرا احساس نکنید. چندی طول نمی‎کشد که توجه شما معطوف به چیزهای دیگر می‎شود و موضوع گردن را به کلی فراموش می‎کنید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">یک قسمت از فشکر شما همیشه در این تجربه است که گردن شما بدن شما را به سر شما مرتبط می‎کند. ولی آگاهی فکری شما تنها زمانی که در نظر دارید بر روی چیزی دقت خود را متمرکز کنید، گردن و سایر قسمت‎های بدن شما را احساس می‎کند. مراقبه نیز تقریباً همین کار را می‎کند. دقت شما را معطوف به قسمت‎هایی از خودتان می‎کند  که این قسمت ‎ها قبلاً با خداوند مرتبط شده‎اند. هنگامی که یاد گرفتید که این انتقال را چگونه باید انجام دهید، این احساس به شما دست می‎دهد که با خداوند مرتبط شده‎اید. و این درست شباهت زیادی بدین دارد که حس می‎کنید گردن شما، بدنتان را به سر شما مرتبط می‎کند، یا اینکه ارتباط درونی خود با مادرتان، یا کسی که شما را دوست دارد را، می‎توانید احساس کنید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>مراقبه (مدیتاسیون) عبارتست از انتقال دقت به قسمتی از وجود خودتان که از قبل با خداوند مرتبط شده است. </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">بدون هیچ‎گونه تعبیر و تفسیر، تمرین مراقبه، مسالمت آمیز، ملایم و آرامش بخش است. متدرجاً درمی‎یابید که در وجود شما احساس خارشی پیدا شده و در انگشتان دستان شما نیرو و گرمی بیشتری جریان یافته است. و با جریان یافتن این نیرو در بدن خود، شما، اعتماد بیشتر، عشق زیادتر، و شادی بیشتری برای حالاتی که دلیل آنها بر شما معلوم نیست حس می‎کنید. اینها همه تجربیات جهانی از مراقبه است و تفاوتی نمی‎کند که شما چگونه این نیرو را تعبیر و تفسیر کنید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">تعبیر من از این احساس، ارتباط من با خداوند است. من ، عشق، رحمت، و نیروی خداوند را حس می‌کنم و نیروی لایزالی از طریق نوک انگشتان بدون بدن من جریان پیدا می‎کند. دقیقاً مانند این است که من بدن خود را به کلید برق خداوند متصل کنم. افرادی که بینایی یا چشم اندازی مذهبی ندارند، از تمرین خود ممکن است تعبیر و تفسیر دیگری داشته باشند ولی در هر حال تمرین‎ها همه یکی است.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>مراقبه برای همه کس کارآیی دارد. </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">تمرین مراقبه، دیگر منحصر به گروههایی خاص نیست. هر فردی می‌تواند این تمرین‎ها را انجام دهد و از مزایای آن بلافاصله برخوردار گردد، از بیست و هشت سال قبل که من این تمرین را شروع کردم زمانه آن قدر عوض شده است که قاب لوصف نیست. برای من جای شگفتی است که این روزها دانش آموزان شروع به تمرینهای مراقبه کرده‎اند. دیگر لازم نیست کسی سالها وقت صرف کند و دور از اجتماع، در سکوت کوهستان،مرتاض گونه به دنبال خداوند بگردد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">در سویس که بودم بعنوان یک کاهن، مدت نه سال ریاضت کشیدم تا تمرین ارتباط پیدا کردن با خداوند را یاد بگیرم. حالا، که به آموزش مراقبه اشتغال دارم، متوجه می‎شوم که با چه سرعت مافوق تصوری افراد طی مدتی کوتاه این تمرینات را فرا می‎گیرند. ظرف یکی دو هفته یاد می‎گیرند که به چه طریق با انتقال نیرو به سرانگشتان خود را عملی سازند. نود درصد از افرادی که در سمینارهای من به فراگیری مراقبه مشغولند، ظرف یکی دو روز می‎توانند این تمرین را انجام دهند. برای من این کار بسیار هیجان انگیز است.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">در سراسر تاریخ بشر، هیچگاه چنین موضوعی اتفاق نیفتاده است. دست‎یابی به مراقبه طی این مدت کم کمتر شنیده شده است. بزرگان اهل تصوف و قدیسین گذشته، سالها باید در این راه ریاضت می‎کشیدند. حالا، هر فردی قادر است بطوری عملی انتقال انرژی در بدن خود را تمرین و تجربه نماید. هر کس می‎تواند بلافاصله به آرامش و استراحت دست یابد. وقتی که شما پس از کار روزانه مراقبه می‎کنید، تنش آن روز، بطور خودکار شسته شده و از بین می‎رود. و زمانی که جریان انتقال نیرو را احساس می‎کنید، دوباره شارژ و پر می‌شوید و بلافاصله احساس شادابی می‎کنید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">زمانی که شما در اول صبح مراقبه می‎کنید، شما را آماده می‎کند تا برای دست و پنجه نرم کردنی‎های حیات با طرز تفکری مثبت خود را آماده ک نید. به محض اینکه ارتباط خود یا خداوند را احساس می‎کنید، به شما کمک می‎شود تا بخاطر آورید که تنها نیستید و حامی قرص و محکمی دارید. بیشتر رنجهایی که می‎بریم و تقلاهایی که می‎کنیم از این فکر و احساس حاصل می‎شود که همواره تصور می‎کنیم همه‎ی کارها را خودمان باید انجام دهیم. خوشبختانه چنین نیست. کمک در دسترس است. فقط باید آنرا بخواهیم. نیرویی که در انگشتان ما جریان پیدا می‎کند، دلالت بر آن دارد که ما مشغول برقراری ارتباطیم و بدین وسیله قادریم، نیرو، بینش و اشراق، نزهت و خلاقیتی که با آنها می‎توانیم به آرزوهای خود جامه‎ی عمل بپوشانیم، به بدن خود وارد کنیم.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>زمانی که ما پیوستگی خود با خداوند را فراموش می‎کنیم درد و رنج ما آغاز می‎شود. </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">مراقبه بطور خودکار شروع به پر کردن اولین مخزن عشق ما می‎کند. محققاً بقیه‎ی مخازن عشق، همه، مهمند. ولی اگر این مخزن خالی باشد، مهمترین خواهد بود. موقعی که ما ویتامین، خ، کم داریم، مشقت‎های حیات و مسئولیت‎های آنرا کاملاً حس می‎کنیم. حس می‎کنیم که همه‎ی کارها را خودمان باید انجام دهیم و به تحقیق نمی‎دانیم چگونه این کار باید انجام شود. زمانی که از ارتباط خود با خداوند بی اطلاعیم، بطور خودکار، طور دیگری به مسئله نگاه می‎کنیم و از خود و دیگران بیش از حد انتظار توقع داریم. موقعی که ما احساس ارتباط با چیز بیشتری نمی‌کنیم، حداقل، انتظار ما آنست که بقیه‎ی چیزها زیاد باشد، و بدون شک این امر برای ما غیرمترقبه و ناراحت کننده است. به جای قدرشناسی روزانه و خوشحالی از معجزات کوچک خداوند نظر خودمان را بیشتر متوجه چیزهایی که به دست نمی‎آوریم می‎کنیم و اصلاً تشخیص نمی‎دهیم که آن چیزهایی را که ما می‎خواهیم و به آنها احتیاج داریم، درزندگی ما در جریان است. زمانی که این مخزن عشق اول سطحش پائین است، هر چیزی که ما به دست آوریم به نظر کافی نمی‎رسد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">وقتی که شما به مراقبه مشغول می‎شوید و با خداوند مرتبط می‎شوید، نسبت به چیزهایی که دارید بیشتر شاکر خواهید شد. این نوع آگاهی مثبت، همراه با آرزوهای وسیعی که در شما نهفته است، آن نیروی لازم را در اختیار شما قرار می‎دهد که هر آرزویی دارید آنها را جذب و خلق کنید. طبعاً هنگامی که شما نیروی مثبت بیشتری از خود بیرون می‎دهید، مردم علاقه‎مند می‎شوند با شما باشند، با شما کار کنند، چیزهایی به شما بدهند، از شما سپاسگزار باشند و به شما اعتماد داشته باشند. به تعبیری دیگر، شما در حیات آنان نور می‎پاشید.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/meditation/829.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/meditation/827.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/meditation/827.htm#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 22 Jan 2010 08:37:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[مدیتیشن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bineshmavara.com/?p=827</guid>
		<description><![CDATA[هنگامی که شما نیروی مثبت بیشتری از خود بیرون می‎دهید مردم علاقه‎مند می‎شوند اطراف شما باشند. 
شگفت‎آورترین چیز درباره‎ی یادگیر مراقبه در این برهه از زمان &#8230;. آنست. در گذشته، روند کار بسیارمشکل بود. مردم بلافاصله جریان دلپذیر بودن انتقال نیرو را احساس نمی‌کردند. مراقبه خسته کننده و مشکل بود. بیشتر شاگردان، آنرا رها می‎کردند. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h5><span style="color: #ff0000;"><strong>هنگامی که شما نیروی مثبت بیشتری از خود بیرون می‎دهید مردم علاقه‎مند می‎شوند اطراف شما باشند. </strong></span></h5>
<p><span style="color: #0000ff;">شگفت‎آورترین چیز درباره‎ی یادگیر مراقبه در این برهه از زمان &#8230;. آنست. در گذشته، روند کار بسیارمشکل بود. مردم بلافاصله جریان دلپذیر بودن انتقال نیرو را احساس نمی‌کردند. مراقبه خسته کننده و مشکل بود. بیشتر شاگردان، آنرا رها می‎کردند. معلمین غالباً قبل از آنکه تدریس کنند مدتی شاگرد را معطل نگاه می‎داشتند. اختصاص به متعهدترین و پیشرفته‎ترین شاگردان داشت. معملین منتظر می‎ماندند تا حس کنند حالا دیگر دانش‎آموز می‎تواند مطالب را درک کند. ولی در دوره‎ی کنونی، با تفاهمی که از اهمیت احساس و تمایلات در علاقه مندان وجود دارد، روش معطل شدن قدیمی منسوخ و از بین رفته است. <span id="more-827"></span>در گذشته، هنگامی که افراد با احساسات درونی خود به اندازه‎ی کافی در ارتباط نبودند، لازم بود مدتی صبر کنند تا آرزو و اشتیاق آنان جوانه زند و بارور شود تا زمانی که تمرین خود را شروع می‎کنند، بتوانند نظری اجمالی از تمرینهای روحانی داشته باشند و بعنوان محرک و مشوق در راه دشواری که در پیش دارند آنرا بکار گیرند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">معلمین برای آنکه شاگردان خود را آزمایش کنند، از آن می‎خواستند راههای دور و درازی را طی کنند و قبل از آنکه آنانرا با دستورات خود آشنا سازند، به &#8230;&#8230;&#8230; وادارند. این رسوم و عادات، قفل احساسات درونی شاگردان را می‎گشاید و آنانرا شایق بیاد گرفتن می‎کند. در یک نقطه‎ی خاص، معلمین می‎توانستند جریان حرت نیرو به سوی شاگردان را حس کنند و آموزش را شروع کنند. زمانیکه شما موفق به اجرای این نیرو شدید، می‎توانید آنرا به خارج سوق دهید و به دیگران منتقل کنید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">این روند، پایه‎ی التیام یابی روحانی است. کافیست که یک نفر شفادهنده دست خود را بر روی دست التیام گیرنده بگذارد، نیرو بیرون کشد و به شخص اخیر منتقل سازد. زمانیکه معلم شروع به آموختن تمرینات عالیه مراقبه می‎کند همین اتفاقاتی که به آن اشاره شد انجام می‎شود. معلمی که قادر است جریان انتقال نیرو به بدن شاگرد را حس کند، می‎تواند درک کند که شاگردش آنقدر خلل و فرج، یا صافی، در درون خود پیدا کرده است که بتواند از جریان نیرو به بدن، حداقل استفاده را بنماید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">امروزه، مردمی را که من ملاقات می‎کنم، ظرف چند دقیقه صحبت درباره‎ی ارزشهای مراقبه، شروع به کشش آن نیرو به جانب خود می‎نمایند، و این خود نشان می‎دهد که اینان آمادگی لازم را دارند. این، آن چیزی نیست که بیست و پنجسال قبل، و حتی پنجسال قبل بود. دنیا به سرعت در حال تحول و تغییر است. ما زیادتر از آنچه بتوان آنرا تصور کرد با احساسات خودمان رک و راست شده‌ایم و از چیزهایی که آنها را می‎خواهیم یا نمی‎خواهیم، آگاهیم. این قدرت یا قابلیتی که بتوانیم سفره‎ی دل خود را باز کنیم و آرزوهای بزرگ را احساس کنیم، به افراد آن فرصت را می‎دهد که اگر احساسی از برقراری ارتباط داشتند، نیروی لازم را جذب کنند و آنچه می‌خواهند طلب کنند. روند مراقبه، برای اینکه این حالت اتفاق بیفتد، کانال‎ها را باز می‎کند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>مراقبه‎ی درون فعال ودوجانبه </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">مراقبه‎ی دوجانبه، به شما کمک می‎کند تا از طریق سرانگشتان خود نیرو جذب کنید و به داخل بکشید. برای من وهزاران نفر شرکت کننده‎ی دیگر که به سمینارهای موفق من آمده‎اند، تمرین مراقبه، همراه با اطمینان یافتن از اینکه سایر مخازن عشق پر است، بدون شک، وسیله‎ی نیرومندی برای ایجاد موفقیت‎های فردی در زندگی بوده است. گو اینکه من از این روش استفاده می‎کنم و آنرا به دیگران می‎آموزم، ولی این تنها راه نیست. راههای دیگری نیز برای مراقبه وجود دارد که آنها نیز خوبند و کمک می‎کنند تا فرد، مخزن شماره یک عشق خود را پر کند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">تابحال، فقط ، گروه زبردست و ماهری که مراقبه در انحصار آن بود می‌دانستند که چگونه از طریق سرانگشتان خود کسب نیرو کنند. این درس به شاگردان آموخته نمی‌شد زیرا آنان از صافی لازم بی‎بهره بودند و بر این تقدیر زحمت معلم به هدر می‎رفت. نمی‎توانستند جریان انتقال نیرو را احساس کنند. ولی مردم این دوره آمادگی اینکار را دارند. چیزی که یک نفر ظرف چند ثانیه تمرین می‎تواند کسب کند، پانزده سال وقت مرا گرفت.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">بهتر اینست که انسان مراقبه را مستقیماً از یکنفر استاد یا اهل فن بیاموزد ولی پس از آنکه اینروزها از طریق تلویزیون شگردهای مراقبه را به میلیون‎ها نفر می‎آموزم، پاسخ‎هایی که دریافت می‎کنم دلالت بر آن دارد که این روش نیز کار می‎کند و مفید است حتی اگر شما آنرا بطور گروهی انجام ندهید. این اخبار بزرگ مرا بر آن داشت که همه‎ی ریزه‎کاریهای این موضوع را مدون کنم و به صورت کتاب درآورم. هنوز هم بر آن عقیده‎ام که بهترین روش آموزش مراقبه، نوع دسته جمعی آن بوسیله یک معلم خبره است با این وجود، در خانه نیز می‎توان آنرا فرا گرفت. در هر حال در شروع کار، در مراقبه گروهی، تمرین جریان یافتن نیرو به بدن آسان‎تر انجام می‎شود.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>این تمرین را می توان حتی از روی یک کتاب نیز یاد گرفت. اگرچه شرکت در آموزش گروهی توسط یک معلم خبره بهتر است. </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">مراقبه درون فعال، تجاربی مرتب و منظم به ما می‎دهد که لازم نیست &#8230;..را انجام دهیم. برای شخص من، این عامل بسیار سودمند بوده است. هنگامی که افراد بعضی کارهای خلاقه انجام می‎دهند، خودشان از کار خود متعجب می‎شوند «چطوری من این کار را کردم؟». بعد در فکر فرو می‎روند که آیا من می‎توانم دوباره این کار را بکنم؟ هنگامی که ما بطور وضوح حس کنیم که کسی هست که به ما کمک کند، ذکر جمله‎ی «آیا من می‎توانم دوباره اینکار را بکنم؟» از فرهنگ ما رخت برمی‎بندد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">شما آنچه از دستتان برمی‎آید انجام دهید، آن وقت با کمکی که از راه می‎رسد آرزوهای شما به حقیقت خواهد پیوست. به ویژه در کشورهای ماتریالیستی مغرب زمین، مردم لازم است بیاد بیاورند که تنها نیستند و همواره نیروی کمکی و برتری وجود دارد که به رؤیاهای آنان جامه‎ی عمل بپوشاند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">هنگامی که من کتاب می‎نویسم، بعضی اوقات مردم می‎گویند «شما حتماً راهی برای کمک گرفتن نیز دارید؟». و منظورشان این است که فرد دیگری کتاب‎های مرا نوشته است آیا این از آن نوع حمایت‎هایی نیست که من از آن گفتگو می‎کنم. کمکی که من از مراقبه درون فعال می‎گیرم روشنی بی حد و حصری است تا عقاید و نظرات خودم را مشاهده کنم. قوه ادراک بیشتری است تا آنها را پهلوی هم گذارم و مقایسه کنم، اعتماد و اطمینان بیشتری است تا در گوشه‎یی بنشینم و بر روی آنها کار کنم، نیروی لایزالی است که تحمل سخت کوشی و برنامه‎های فشرده و لاینقطع را آسان می‎کند، قابلیت زیادتری است تا تمیز دهم چه چیز کار می‎کند و کدامیک از تغییرات کارایی ندارد، و بالاخره خلاقیت بیشتر برای یافتن راه حل است. این همان نوع حمایتی است که من از آن برخوردارم و علت آوردن آن در این مبحث است. هیچ فرد دیگری این کارها را برای من انجام نمی‎دهد. در هر حال من از این کمک نمی‎توانم استفاده  کنم مگر آنکه در گوشه‎یی بنشینم و تقلای خود را به نحو مطلوب شروع کنم.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>درک کردن سرنوشت</strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">در مشرق زمین عقیده‎ای وجود دارد که آنچه خدا بخواهد همان می‎شود. اگرچه این عقیده به شما آرامش خاطر می‎دهد، ولی سبب می‎شود که تمایلات و خواسته‎های شما در بیشتر خواهی را که از خصوصیات بشر است خنثی سازد. زندگی فرآیند تجاربی است که ما از کارهای گذشته‎ی خود داریم، نه اینکه چارچوب نقاشی و قطعه کرباسی که ما هرچه را که می‎خواهیم بر روی آن نقاشی کنیم. از نظرگاه و چشم‎انداز موفقیت‎های فردی، مشروط بر آنکه خود شما تصمیم به نقاشی زندگی خود داشته باشید، مراقبه، شباهت زیادی به آن قطعه کرباس سفید و دست نخورده دارد. اگر به جای اینکار، شما به پیشروی در مسیر زندگی خود برای آنکه ببینید به کجا می‎رسید ادامه دهید، آنوقت است که نیروی حرکت گذشته‎ی شماست که سرنوشت آینده‎ی شما را کنترل می‎کند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">مطمئناً هر یک از ما همیشه تحت تأثیر گذشته‎ی خود هستیم. هر کاری که امروز می‎کنیم، نتیجه‎ی افکار و کارهای گذشته‎ی ما است. با این وصف چنین معنی نمی‎دهد که ما خود را در قالب این افکار محدود کنیم و درجا بزنیم. هر موقع که لازم شود، می‎توانیم انتخاب کنیم که آینده‎ی ما باید چه نوع باشد و شروع به وجودآوردن تغییرات در آن راستا کنیم.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>موشکی که در حال حرکت به سوی هدف است بالفوریت نمیتواند تغییر مسیر دهد ولی متدرجاً میتوان مسیر آنرا تغییر داد. </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">به طریقی مشابه، به هیچوجه محدودیتی برای نیل به هدف، یا سرنوشت ما وجود ندارد. هر روزی که می‎گذرد، می‎توانیم آن را روزی تازه بنمامیم و بر روی تصویری تازه، شروع به کار کنیم. اگرچه ما فرصت کافی برای نقاشی تصویر جدید را داریم، ولی از نقطه نظر رنگ‎ها محدودیت داریم. برای ترسیم آینده‎ی خود، اول باید با آن چیزهایی که داریم شروع کنیم، سپس متدرجاً رنگها را با هم مخلوط کنیم و حتی رنگ‎هایی تازه بسازیم.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">اگر شما به آن گرایش داشتید که کارها خودشان به پیش بروند و علاقه‎یی به خلاقیت آن نوع زندگی که در طلبش هستید نداشتید، برای شما بهتر است پس از هر برنامه‎ی مراقبه زمانی را در نظر بگیرید تا تمایلات و خواسته‎های خود را عمیقاً احساس کنید. بجای پذیرش انفعالی سرنوشت خود بنابر اراده‎ی خداوند، زمانی را کنار بگذارید تا احساس کنید که خواسته‌های شما با اراده‌ی خداوند همنواخت است تا بدنیوسیله بتوانید حیاتی پر از عشق، صلح و آرامش، اطمینان، نیرومندی، پر از فراوانی نعمت، لذت، سلامتی، و موفقیت‎های خارجی داشته باشید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">برای ایجاد و خلق کردن آن زندگی که در جستجوی آنید شما آمادگی و قدرت لازم را دارید. تنها به گذشته‌ی خود محود و مقید نیستید. با بکار گرفتن این اصول موفقیت شما سرنوشت خود را رقم می‎زنید، نه اینکه فقط آنرا در فکر و ذکر خود بعنوان آرزو بایگانی کنید. اگر شما فعالانه آینده‎ی خود را ترسیم و خلق نکنید، آینده‎ی شما محدود به گذشته‌ی شما خواهد شد. مراقبه‎ی درون فعال، راه را برای شما هموار می‎کند تا برنامه آینده‎ی خود را آن طوری که خود به آن علاقه مندید تنظیم کنید. شما، هم سناریوی آنرا می‎نویسید و هم اینکه با دیگران را انتخاب می‎کنید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"> </span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"> </span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"> </span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"> </span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"> </span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"> </span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"> </span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"> </span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"> </span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"> </span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"> </span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"> </span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"> </span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"> </span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong> </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>چگونه مراقبه کنیم. </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">مراقبه دوجانبه، به شما اجازه می‎دهد تا ارتباط درونی خود با، یا نیروئی برتر را، با دعوت کردن آن نیرو به قلبتان احساس کنید. برای آنکه مراقبه دوجانبه را تمرین کنید جای راحتی برای نشستن یا درازکشیدن،در گوشه‎یی دنج،و در محیطی که کسی مزاحم شما نشود پیدا کنید. بهتر آنستکه تلفن را قطع کنید و به خود پانزده دقیقه وقت دهید و ظرف این مدت هرچه مسئولیت در دنیا به دوش شماست بر زمین گذارید و نظر خود را معطوف به درون خود کنید. اگرچه لازم نیست،ولی شما می‎توانید از موزیک ملایمی نیز که صدای آرام آن از دور بگوش برسد، استفاده کنید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">در حالیکه چشمان خود را بسته‎اید،دستهای خود را در هوا، کمی بالاتر از ارتفاع شانه‌ها، یا جائی که راحت هستید، بالا ببرید و شروع به تکرار این جمله کنید: خداوندا، قلب من برای تو باز است، لطف کن و بیا در قلب من جای بگیرد. مراقبه دوجانبه، مقدمتاً ، تکرار این جمله برای پانزده بار است که به آرامی در برابر خود انجام می‌دهید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>برای آنکه مراقبه کنید، جمله را آرام تکرار کنید «خدایا، قلب من بر روی تو باز است، لطفاً بیا و در قلب من جای بگیر». </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">حالا جمله را برای ده بار، بلند تکرار کنید. برای هر انگشت یک بار. همین‌طور که شما جمله را برای هر انگشت یکبار تکرار می‌کنید، قصدتان این باشد که کانالهای انرژی را در سرانگشتان خود بیدار و باز کنید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">هنگامی که شما ده بار این جمله را با صدای بلند ادا کردید، کار خود را ادامه دهید و جمله را پانزده بار به طور آرام در دل خود و به مدت پانزده دقیقه تکرار کنید. ساعتی در دسترس داشته باشید که بتوانید گذشت زمان را مشاهده کنید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">در شروع کار، طبیعی است که فکر انسان تحت کنترل درنمی‌آید و بر روی مسائلی دیگر که با مراقبه ارتباط ندارند متمرکز می‌شود. حتی ممکن است که شما اصولاً جمله را فراموش کنید. اگر این طور شد، چشمان خودتان را باز کنید و به بالا نگاه کنید. به مدتی زمان نیاز دارید تا این فرآیند، به صورتی کاملاً خودکار درآید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>منحرف شدن فکر و تمرکز بر روی موضوعات دیگر بهنگام مراقبه طبیعی است. </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">در شروع کار، برای بیاد آوردن و تکرار جمله، شما از حافظه‎ی کوتاه مدت خود استفاده می‎کنید. با تکرار جمله، حافظه‎ی درازمدت شما جا می‎افتد و در حقیقت، پیوند دهنده‎ی عصبی شما که در مغز شما جای دارد شروع به رشد و نمو می‎کند تا جمله را به یاد بیاورد. با کمی کوشش و پافشاری، راه‎های عصبی درون مغزی، متدرجاً شروع به رشد و نمود می‎کنند و فرآیند کار، خودکار خواهد شد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">در عین حال، کانالهایی که قراراست نیروی مورد نظر و استادانه را در سرانگشتان شما دریافت کنند، شروع به بازشدن می‎کنند. برای آنکه رحمت نیروی خداوند نصیب شما شود، نوک انگشتان خودتان را به طرف بالا نگاهدارید که بهم مالیده نشوند. چنانچه شما بلافاصله احساس خارش نکردید، شروع به گفتن مجدد جمله، به صدای بلند به دفعات ده‎گانه کنید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>هنگامیکه شما جمله را بلند کنید، یکبار برای هر انگشت، تکان کوچکی نیز به هر یک از آنها دهید تا آگاهی و درک  شما متوجه آن شود. </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong> </strong>بعضی اوقات در شروع کار، اگر کمی انگشتان خود را تکان دهید، این کار به آنها آرامش می‎دهد و به شما کمک می‎کند تا انرژی را احساس کنید. بعضی اوقات، حرکت دادن آرام دستها به عقب و جلو، به اندازه‎ی پنج سانتیمتر، آگاهی شما را از میدان نیرویی که در اطراف انگشتان شما جمع شده است بیشتر می‎کند. دراین مرحله‎ی بخصوص همین‌طور که شما دریچه‎ی دل خود را برای خداوند باز و دقت خود را متوجه انگشتان خود می‎کنید، انرژی در انگشتان شما به جریان می‎افتد. سیم‌کشی برای جریان نیرو قبلاً انجام شده است. کافی است که شما دکمه‎ی برق را فشار دهید به محض اینکه سرانگشتان شما به شما اجازه می‎دهند که دنیا را لمس کنید، این اجازه را نیز می‎دهد که خداوند را نیز لمس کنید. این موضوع، در حد زیبایی و ظرافت در تابلوی مشهور میکل آنژ ، مجسم شده است. میکل آنژ، در این نقاشی، مردی را در کلیسا به تصویر کشیده است که دست خود را دراز کرده و با سرانگشتان خود مشغول لمس کردن خداوند است.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>اگر در حین مراقبه متوجه شدید که فکر شما منحرف شده است، دوباره به مرحله‎ی ادای جمله</strong><strong>‎</strong><strong>ی خود بازگردید. </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong> </strong>هر موقع متوجه شدید که شما مشغول فکر کردن درباره‎ی چیزهای دیگری هستید، به جمله‎ی خود، و آگاهی سرانگشتان خود اندیشه کنید. همینطور که به سهولت و بدون دردسر انسان به چیزهای دیگر می‎اندیشد، به همان سهولت نیز می‎تواند راجع به جمله خود فکر کند. روند کار کاملاً ساده است، فرقی نمی‌کند که شما فوراً به فکر جمله‎ی خود بیفتید یا اینکه به آهستگی، فقط فکر کنید. همان کافیست.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>همینطور که فکر کردن در باره‎ی سایر چیزها ساده است، فکر کردن درباره‎ی جمله نیز ساده است. </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">بالا نگاه داشتن دستها در هوا، در به وجود آوردن آگاهی بیشتر برای انگشتان مؤثر است. اگر در شروع کار انگشتان شما خسته شد اشکالی ندارد که برای رفع خستگی آنها را بر روی دامن خود گذارید ولی کف دستهای شما طرف بالا باشد و انگشتان شما مجزا از هم مطمئن گردید که دستهای شما، اگر پای شما لخت است، با پوست رانتان در تماس نباشد. اگر شورت پوشیده‎اید، یک پارچه بر روی زانوان خود بکشید. هنگامی که دستهای شما مستقیماً بر روی پای لخت شما قرار می‎گیرد، شما متمایل می‎شوید که کشش نیرو به درون خود را متوقف کنید و به جای آن فقط نیروی خود را حس می‎کنید. یکی از مزایای مراقبه دوجانبه این است که انسان نیروی تازه‌ای به نیروی خودش اضافه کند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">به طرق مختلف، تجربه‎ی شما در مراقبه تغییر پیدا می‎کند. بعضی اوقات جمله‎ی شما روشن و بعضی اوقات ضعیف است. در بعضی موارد بزرگ، و در موارد دیگر کوچک است. بعضی اوقات صاف و تراز و بعضی وقتها، مانند سوار شدن بر روی موج، پستی و بلندی دارد. بعضی اوقات احساس می‎کنیم که بسیار به ما نزدیک است و اوقات دیگر با ما بسیار فاصله دارد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">تجربه‎ای که شما از جمله پیدا می‎کنید دائماً در تغییر است. بعضی اوقات خود را سنگین حس می‎کنید و بعضی اوقات بسیار سبک. بعضی اوقات زمان بحدی سریع می‎‎گذرد و بعضی اوقات یک دقیقه وقت آنقدر بکندی می‎گذرد که گویی ده دقیقه است. همه‎ی این حالات، طبیعی است و دلالت بر آن دارد که روند کار صحیح است.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>تمرین شما بطرق مختلف تغییر می‎یابد. </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">در آغاز کار، هر روز دوبار تمرین کنید.  تا فکر، قلب، و بدن شما بدرون گرائی عادت کند و در برابر نیروی خداوند خود را باز کنند. هنگامی که به درون رفتن عادت و پایه‌گذاری شد و به اصطلاح جا افتاد، منظم و سروقت تمرین را انجام دادن چندان ضروری نیست ولی مفید است. در گذشته، سروقت و سر ساعت معین روزانه تمرین را انجام دادن مهم بود ولی در این دوره به محض اینکه مردم انگشت خودشان را بالا نگاه می‎دارند نیروی لایزال الهی به درون جریان پیدا می‎کند. آنقدر آن احساسی که به انسان دست می‎دهد لذت بخش است که انسان می‎‌خواهد فرصتی بدست آورد و باز تمرین کند. معمولاً تمرینات منطقی که کانالهای موجود در سرانگشتان شما را باز می‎کند، به شش هفته وقت نیازمند است.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">زمانی که شما عادت به نگرش و ورود به درون خود کردید، آنوقت می‎توانید تصمیم بگیرید که چه م دت در روز مراقبه داشته باشید. پانزده دقیقه تمرین، دوبار در روز، بسیار خوبست. اگر یکروز حقیقتاً گرفتاری دارید، از دست دادن تمرین در آنروز چندان مهم نیست ولی بعداً کوشش کنید آنرا جبران کنید. بدن شما به دریافت این نیروی اضافی عادت می‎کند. هنگامی که مراقبه می‎کنید، شما نیرو و نزهت بیشتری دریافت می‎کنید که کارآیی شما را زیادتر می‎کند. بهترین وقت برای مراقبه صبح زود موقعی که از خواب بیدار می‎‎شود، در بازگشت از کار نزدیک غروب آفتاب ، یا قبل از رفتن برختخواب است.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>پانزده دقیقه مراقبه، دوبار در روز، رویهمرفته بسیار خوبست. </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">حتی اگر به نظر رسد که شما کاملاً مشغولید و هیچ وقت ندارید، عاقلانه است که چند دقیقه وقت خود را به مراقبه اختصاص دهید. با اتخاذ تصمیم صحیح مبنی بر چند دقیقه مراقبه در روز، شما خود با کشیدن نیرو به درون خود وقت اضافی بوجود می‎آورید. معمولاً زمانی که ما برای مراقبه وقت نداریم علت این است که ویتامین «خ» ما کم است و باید همه‎ی کارها را خودمان انجام دهیم. بخاطر داشته باشید، شما مشغول رانندگی اتومبیل هستید. لازم نیست که از اتومبیل خارج شوید و آنرا هل دهید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">بعضی اوقات من ساعات بسیاری را در مراقبه می‎گذرانم و از به جریان افتادن ایده‎های خلاقه در آن زمانی که افکار من به هنگام تکرار جمله‎ی من، از سرگردانی و انحراف‎هایی می‎یابد، لذت می‎برم. بعضی اوقات دیگر، قبل از آنکه سخنرانی مهم خودم را شروع کنم، مدت طولانی‌تری را صرف مراقبه می‎کنم تا انرژی بیشتری کسب کنم. اگر شما نیروی بیشتری داشته باشید، افراد بیشتری به شما گرایش پیدا می‎کنند. صرف وقت بیشتر در مراقبه و احساس جریان نیرو، یعنی انرژی بیشتر، خلاقیت، عشق، شادی، صلح و صفا بهمراه دارد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">اگر بخواهیم برای شناه خالی کردن از زیر بار مسئولیت از مراقبه استفاده کنیم، این نوع از مراقبه کارایی ندارد. ممکن است مشا تصور کنید اگر شما مراقبه کنید کارها درست می‎شود. اصلاً چنین نیست. موتور اتومبیل، شما را به محلی که می‎خواهید بروید می‎برد ولی شما باید در اتوبیل سوار شوید و آنرا برانید. اتومبیل ممکن است سالم و درون باک بنزین آن پر از بنزین باشد، ولی شما باید آنرا روشن کنید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>خدا  کارهایی را که شما باید برای خودتان انجام دهید، برای شما انجام نمی دهد. </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">وقتی که شما نیرو مصرف می‎کنید تا آنچه را که دلتان می‎خواهد و به آنها نیاز دارید بدست آورید، خودشان در زندگی شما ظاهر می‎شوند و به جریان می‎افتد. اگر شما در زندگی خود از مراقبه از آنها استفاده نکنید، جریان آنها بطور کلی قطع می‎شود. اگر شما برای به جریان انداختن خواسته‎های خود به نیروی بیشتری احتیاج دارید، اطمینان یابید که از آنها استفاده می‎کنید. بعضی از باطریهایی که می‎شود انها را دوباره شارژ کرد، چنین کار می‎کنند. برای آنکه آنها کاملاً شارژ شوند، باید تا آخر از آنها استفاده کنید و دوباره آنها را زیر شارژ بگذارید. این دفعه، کاملاً شارژ می‎شود.در مورد مراقبه، اگر شما از تمام نیرویی که جمع می‎کنید استفاده کنید، بیشتر و بیشتر، نیرو کسب میکنید. دراین روند، ظرفیت درونی شما برای کس نیروی بیشتر، زیادتر می‎شود.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">این جریان نیرو را فرهنگ‎ها و ادیان مختلف، به طرق مختلف بیان کرده‎اند. مثلاً در شرق، به این نیرو (چی)، گفته می‎شود. در هندوستان به آن (پرانا)، در فرهنگ باستانی هاوائی، به آن (مانا)، و در عرف و عادت مسیحیت به آن روح‌القدس می‌گویند. در بسیاری از فرهنگ‎ها، درباره‎ی این تمرینات سخن گفته شده است ولی هیچگاه به صورت واحد یا فرمول همه گیر و همه پسند در نیامده است. اگر مردمی پیدا می‎شدند که از آن بهره می‎بردند، اینان خوشبخت بودند. امروزه دیگر این موضوع در قالب مفهومی نیست که بیان کند خداوند عالم چه معجزاتی می‎تواند انجام دهد. برای بعضی‌ها، اینکار یک تمرین عادی و منظم است.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">اگر شما یک خدانشناس هستید و از استعمال کلمه‎ی خدا (خدای ناکرده) اکراه دارید، در آنصورت می‎توانید جمله‎ی خودتان را این جور شروع کنید «اوه، ای آینده‎ی سعادتمند من، دریچه‎ی قلب من بروی و باز است، به زندگی من پای گذار» همه کس از این جمله خوشش می‎آید. احساسی از شادی و لذت به انسان دست می‎دهد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">ممکن است شما خوشتان بیاید که هر نامی را که دلتان بخواهد انتخاب کنید و در اول جمله‎ی خودتان بگذارید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">اگر از قبل شما ارتباطی روحانی برقرار کرده‎اید، کوشش کنید درابتدای جمله‎ی خودتان نام آن انرژی یا نیرویی را که می‎خواهید با آن ارتباط برقرار کنید. بر زبان آورید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">پس از تقریباً پانزده دقیقه، این احساس که خودتان باشید در درون شما جریان می‎یابد و شما را به خداوند متصل می‎کند. این لحظه، یکی از بهترین موقعیتها برای مشخص کردن قصد و نیت خودتان و کمک خواستن از خداوند است. اینکارها زیاد طول نمی‎کشد زیرا ارتباط شما با خداوند قبلاً برقرار شده است. حالا شما آمادگی دارید تا آنچه را که می‎خواهید احساس کنید و آنرا در زندگی خود وارد کنید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>مشخص کردن نیت خودتان</strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">هنگامی که قلب و فکر شما باز ، و با جریان نیرو در ارتباطند، این ایده‎آل‎ترین زمان برای درخواست چیزهایی که است که می‎خواهید، و بدنبال آن، استفاده بردن از نیروی خودتان بمنظور طرح‎ریزی برنامه‎ی روزانه‎ی خودتان. زمانی که شما به یک رستوران می‎روید اگر سفارش غذا ندهید، کسی غذایی برای شما نمی‎آورد. بر همین قیاس، برای آنکه از این نیرو استفاده کنید، باید بتوانید خواسته‎ها و تمایلات خودتان را احساس کنید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">در پایان مراقبه، موقعی که شما شروع به ابراز قصد و نیت خود می‎کنید، جمله‎ی خودتان را با این عبارت شروع کنید: ای آینده شکوهمند من، دریچه‎ی قلب من بروی تو گشوده شده است، لطفاً بیا و در دل من جای گیر.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">این جمله را ده بار در دل خود با کمی هوشیاری اضافی نسبت به سرانگشتان خودتان، به همان طریقی که در شروع مراقبه عمل کردید، تکرار کنید. از این گشودگی خود، احساس وقوع اتفاقات خوب و مساعد داشته باشید. و از آن پس، بازتاب شما آن باشد که علاقمندید در آنروز، چه احساسی داشته باشید. اگر اکنون دستهای شما بر روی زانوان شما قرار دارد، برای اجرای قسمت آخر برنامه دوباره آنها را بلند کنید و در هوا نگهدارید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">با دستهای خود در هوا و چشمانتان که هنوز بسته است، مشخص کنید که می‎خواهید روزتان چگونه آغاز شود؟ به بهترین سناریویی که می‎توانید آنرا در مغز خود مجسم کنید اندیشه کنید. تصور کنید که روز شما شروع شده است، آیا احساسی از خوشحال بودن دارید؟ دوست می‎دارید؟ آرامش دارید؟ و آیا در دل خود مطمئنید؟ دقایقی صبر کنید تا هر یک از این احساسات مثبت را لمس کنید. هرچه بیشتر شما قادر به احساس این نفسانیات مثبت باشید، نیروی بیشتی برای روز خود دارید. همین طور که می‎انگارید روز شما باز، و پیچیدگی ندارد. سؤالهای زیر را از خود بکنید و بدنبال آن، جواب این سؤال را به فرض آنکه صحیح باشد و واقعاً به حقیقت نزدیک باشد، بدهید:</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">می‎خواهید که روزتان چگونه آغاز شود؟</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">می‎خواهید چه حوادثی در آنروز اتفاق بیفتد؟</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">دیگر چی؟</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">منظورتان این باشد که شرح کلیه ی این وقایع لازمست کلی باشد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">راجع به چه چیزی خوشحالید؟</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">از این خوشحالم که &#8230;.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">چه چیزی را دوست دارید؟</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">دوست دارم که &#8230;</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">به چه چیزی اطمینان دارید؟</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">من مطمئنم که &#8230;..</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">برای چه شما سپاسگزارید؟</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">از این سپاسگزارم که &#8230;..</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">احساس این سپاسگزاریها، هوشیاری و آگاهی شما را به زمان حاضر، برمی‎گرداند. کم‎کم با شمارش سه، با قصد اینکه در نظردارید چشمان خود را باز کنید، سرحال، آرام و متمرکز چشمان خود را باز می‎کنید و می‎گویید خدایا، متشکرم.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>تمرین کار را ساده تر می‎کند. </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">در ابتدای کار، مشخص کردن نیت‎ها ممکن است کمی ناشیانه و خامکارانه باشد. ممکن است لازم باشد برای خواندن سؤال بعدی که می‎خواهید بر روی آن تمرکز کنید، چشمان خود را باز کنید. ولی بعدها، با کمی تمرین، روند مشخص کردن نیات خودتان ساده و خودکار می‎شود. همین طور که شما با تمرین می‎توانید توپ را بگیرید یا پاس دهید، بهمان طریق می‎توانید سرانجام یادگیرید که احساسات مثبت به وجود آورید. این احساسهای مثبت بعداً می‎تواند در گونه‎یی از زندگی که شما در طلب آنید جذب شود و به شما کمک کند تا با حقیقت خود در ارتباط باقی بمانید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">چالش حقیقی در این روند این استکه به خاطر داشته باشید هدفهای خود را مشخص کنید. مراقبه‎ی دوجانبه، همانقدر مهم است که تکرار کردن جملات. برای آنکه شما یک تخم مرغ جوشیده‌ی سفت درست کنید، اول باید آب را بجوشانید و بعداً تخم مرغ را در آب جوش قرار دهید. موقعی که آب، جوش آمده است، درست کردن تخم مرغ بیش از چند دقیقه طول نمی‎کشد. مراقبه نیز مانند آب جوش است. وقتی که شما هدفهای خودتان را مشخص می‎کنید، مانند همان وقتی است که تخم‎مرغ را برای پختن در آب جوش قرار می‎دهید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">ما آنقدر بطور خودکار یاد گرفته‎ایم روز خودمان را شروع کنیم که برنامه‎ریزی را فراموش می‎کنیم و نمی‎دانیم که احساسمان از این شروع، و یا شرح جزئیات آن،چه باید باشد؟ بطور معمول، مردم بنحوی گذرا روز خود را سپری می‎کنند و هر آنچه اتفاق می‎افتد آنرا قبول یا در مقابل آن مقاومت می‎کنند. با مشخص کردن هدفهای خودتان، چیزها بطور خودکار، بسوی شما حرکت می‎کنند و شما نیز به فوریت، به نیروی خلاقه‎ی افکار خود پی می‎برید و با مشخص کردن اهداف خودتان، در پی‎ریزی روز خود، اقدام می‎کنید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>معجزه‎های کوچک </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">اجازه دهید درباره‎ی مشخص کردن هدف، یکی دو مثال بزنم . من توضیح می‎دهم که برنامه‎ی امروز من چگونه شروع شد. صبح زود با هواپیما به محل اقامت خود در سانفرانسیسکو وارد شدم. شب قبل در ایلینویز، یک جلسه‎ی سخنرانی داشتم. موقعی که شب از خانه دور بودم، متوجه شدم که برنامه‎ی نوشتنی من آنقدر فشرده شده بوده است که ظرف یکی دو هفته اخیر، من و همسرم نسرین، هیچ وقت با هم از خانه بیرون نرفته‎ایم. در فکر بودم که برای جبران مافات کار فوق‌العاده‎یی انجام دهم ولی نمی‎دانستم چه کنم. همینطور که به نیت خود فکر می‎کردم، دلم می‎خواست که خودبخود جواب سؤالی که در ذهنم بود پیدا کنم. بعداً موقعی که در هواپیما بودم، کاشف بعمل آمد فردی که در هواپیما در کنار من نشسته بود، معاون کارگردان نمایشی بود که زن من قصد داشت آن نمایش را چند ماه قبل در نیویورک تماشا کند. حالا با اطلاعاتی که از این شخص کسب کردم، بسیار خوشحال شدم. زیرا مطلع شدم که ما می‎توانیم این نمایش را در آینده‎یی نزدیک در سانفرانسیسکو تماشا کنیم. بلافاصله متوجه شدم که خبری که من از این شخص شنیدم، جوابی بود که من برای سؤال خود جستجو می‎کردم و این مرد مهربان، حتی قول داد که دو صندلی برای ما ذخیره کند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">این نوع معجزات کوچک همه روز هنگامی که قصد و نیت خود را با فرصت کافی مشخص می‎کنیم، اتفاق می‎افتد. ما کم کم به این عادت می‎کنیم که زندگی ،همواره از این معجزات کوچک دارد. در مثالی که در بالا به آن اشاره کردم، ابتدا خودم راتصور کردم که باتفاق همسرم، برای یکشب فراموش نشدنی از خانه بیرون می‎رویم. سپس بلافاصله بطور خودکار، همان روز، به درخواست من جواب داده شد. اطلاعاتی را که به کمک آن می‎توانستم روز فوق‎العاده‎ای را برای خود به وجود آورم بدست آوردم.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">با مشخص کردن قصد و هدف خود در خاتمه‎ی مراقبه، متوجه می‎شوید که آن چیزی را که بدنبال آنید خودتان به وجود می‎آورید یا اینکه آنرا جذب می‎کنید. همینطور که با کسب تجربه، اعتماد شما بیشتر می‎شود، معجزات هم، بزرگ و بزرگتر می‎شود.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">درشروع کار، کافی است که بگوئید: من احساس می‎کنم که در محل کار خودم خوشحالم. و بعد موقعی که در محل کار خوشحال بودید، متوجه می‎شوید و با شادی و شعف اعلام می‎کنید که : بسیار خوب شما پس این شیوه مؤثر است. بسیار متشکرم.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">دیروز قبل از آنکه من مسافرت خود به ایلینویز را آغاز کنم تصور من بر آن بود که همه چیز بخوبی و خوشی برگذار می‎شود و من آرام، مطمئن، خوشحال ودوستدار خواهم بود. بعد از آن همه چیز در طول مسافرت فوق‎العاده و خوب بود. در پای پلکان هواپیما فردی به ملاقات من آمد و سپس با یک اتومبیل سواری شیک تا هتل محل اقامتم مرا راهنمایی کرد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">مهماندار به من اطلاع داد که کلیه‎یی ترتیبات مسافرت من داده شده است و من نباید هیچ نگرانی داشته باشم. موقعی که وارد هتل شدم و به قسمت پذیرش مهمان مراجعه کردم، فرد مسئول نتوانست برگ ذخیره‎ی اطاق مرا پیدا کند. من با حوصله‎ی زیاد شماره‎ی تأییدیه‎ی خود را از کیف خود بیرون آوردم و به مأمور نشان دادم. با این وصف نتوانستند آنرا پیدا کنند. بنظر می‎رسید که من مشغول تماشای یک سریال کمدی هست. بیست دقیقه یی طول کشید تا بالاخره یک برگ ذخیره‎ی جای مرا پیدا کردند. در سرتاسر این ماجرا، من از آرامش و حوصله‎یی که در اینکار به خرج داده بودم خودم شگفت زده شده بودم.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">بجای آنکه عصبانی شوم یا از کوره در روم، تأمل پیشه کردم. به فردی که همراه من بود و مرا به تل آورده بود و در این اوضاع و احوال کاملاً گیج شده بود، اطمینان دادم که همه چیز درست است و برای اینکه خیالش را راحت کنم گفتم: جای شکرش باقی است که من کار واجب دیگری ندارم. هنوز ما دو نفر وقت داریم که حرفهایمان را با هم بزنیم. با اینکه ما این دردسر آخری را داشتیم ولی رویهم رفته سفر، بدون اشکال بود. بعدها که دوباره بموضوع فکرکردم با خودم گفتم : خدایا از تو متشکرم که به من حلم و حوصله‎ی زیادی در این باره عطا فرمودی.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">زمانی که شما از روی قصد و اراده، نیت خود را مشخص می‎کنید، چیزها بطور عادی و روزانه می‎آیند و می‎روند و شما فرصت کافی برای آنکه از خدای خود تشکر کنید پیدا می‌کنید اینکار سبب می‎شود که قابلیت شما اضافه شود و بتوانید با کمک خداوند، کارها را پیش ببرید و مخازن عشق خود را پر نگاهدارید. این آگاهی بیشتر، و حمایتی که شما پیدا می‎کنید، همراه با موفقیتهای شخصی خودتان، قلب شما را باز نگاه می‌دارد تا آنچه را که در طلب آنید جذب کنید.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/meditation/827.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/meditation/826.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/meditation/826.htm#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 22 Jan 2010 08:35:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[مدیتیشن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bineshmavara.com/meditation/826.htm</guid>
		<description><![CDATA[چگونه تنش زدایی کنید. 
همین طور که کانالهای موجود در سرانگشتان شما بیشتر باز می‎شود و هوشیارانه انرژی جذب می‎کند، شما نیز می‎توانید بنحو مؤثری یاد بگیرید که به چه طریق تنش را از خود دور کنید. همین طور که شما قادرید نیروهای مثبت به درون خود گسیل دارید، به همان طریق نیز می‎توانید نیروهای [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h5><span style="color: #ff0000;"><strong>چگونه تنش زدایی کنید.</strong><strong> </strong></span></h5>
<p><span style="color: #0000ff;">همین طور که کانالهای موجود در سرانگشتان شما بیشتر باز می‎شود و هوشیارانه انرژی جذب می‎کند، شما نیز می‎توانید بنحو مؤثری یاد بگیرید که به چه طریق تنش را از خود دور کنید. همین طور که شما قادرید نیروهای مثبت به درون خود گسیل دارید، به همان طریق نیز می‎توانید نیروهای منفی را از خود دور کنید. هنگامی که در طول روز، کار شما ذخیره کردن تنش بوده است، باید کاری کنید که این نیروهای منفی را از تن خود خارج سازید. به این عمل، خالی کردن گویند، و همان قدر ساده و مهم است که مراقبه و مشخص کردن قصد و نیت خودتان با خالی کردن تنش، نه تنها احساس بهتری به شما دست می‎دهد، بلکه، آزادی بیشتری خواهید یافت تا روز خود را بسازید و برنامه ریزی کنید.<span id="more-826"></span></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>ادراک نیروی منفی </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">بسیار مشکل است که بتوان نیروی منفی را به زبان علمی توضیح داد، ولی مطئنم همه کس آنرا تجربه کرده است. زمانی که مردم در تنگناهای موفقیت فردی از رفتن باز می‎مانند (سرزنش، افسردگی ، اضطراب، بی تفاوتی، طفره رفتن، کمال پذیری، خشم، دلسوزی بحال خود، سردرگمی، و خطا، تا حدی به تولید نیروی منفی اشتغال دارند. البته این آن معنی را نمی‎دهد که این افراد، بد یا منفی هستند. ولی این معنی را می‎دهد که رابطه‎ی این افراد با منابع مثبت داخلی خودشان قطع شده است. اگر اینان بسوی شما گرایش پیدا می‎کنند دلالت بر این دارد که شما احساس بهتری در آنان برمی‎انگیزید. اینان از وجود شما انرژی مثبت کسب می‎کنند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">احتمال دارد که شما به محلی بروید و با افرادی آمیزش کنید که سبب شود احساسهای بد به شما دست دهد. گردن شما، ممکن است شما را اذیت کند، یا اینکه احساس خستگی کنید. اگرچه بسیار مشکل است که برای این حالات دلیل خاصی تراشید ولی شما به هر حال آنرا حس می‎کنید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">بهمین وجه، ممکن اشت شما در محضر بعضی دیگر از افراد باشید و به طور خودکار و بدون مقدمه احساسی از مسرت و خوشی به شما دست دهد و بطوری ناگهانی که شما توقع آنرا ندارید، دردهای کوچکی که با شماست از وجود شما رخت بربندد. تا در محضر این افراد هستید احساس خوبی دارید. نیروی مثبت طبیعتاً دیگران را خوشحال‎تر، دوستدارتر، آرامتر و مطمئن‎تر می‎کند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">این تجاربی که به آنها اشاره شد اتفاقی و غیرعمد نیست. به تحقیق اینها نتیجه‎ی قطعی نیروست. زمانی که انرژی یکنفر کم است، و در اطراف فردی پر انرژی پرسه می‎زند، نیروی بدن وی ارتقاء پیدا می‎کند. و فردیکه صاحب انرژی زیاد بود چندان چیزی از دست نمی‌دهد.انرژی از فردی به فرد دیگر منتقل می‎شود تا تعادل موازنه پیدا کند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">دو مخزن شیشه‎یی را که از ته، با لوله‎یی به یکدیگر متصل و در سر راه آن لوله شیری نصب شده است مجسم کنید. این شیر سبب می‎شود که مایع از یک مخزن به مخزن دیگر منتقل شود. ابتدا شیر را ببندید و یکی از دو مخزن را با آبی که آبی رنگ است پر کنید. حالا یکی از مخازن پر، و دیگری خالی است. موقعی که شما شیر تعبیه شده در لوله‎ی بین دو مخزن را باز می‎کنید چه اتفاقی می‎افتد؟ بلافاصله بطور خودکار مخزنی که خالی است تا نصفه پر می‎شود. و مخزنی که پر است تا نصفه خالی می‎شود. بهمان طریق، موقعی که شما زیاد انرژی دارید به افرادی که انرژی کمتری دارند منتقل می‎شود.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">اگرچه این مثال جریان انتقال انرژی را مجسم می‎کند، ولی توضیحی برای تعویض نمی‎دهد. تنها انتقال انرژی را از نقطه‎نظر مقدار بیان می‎کند ولی درباره کیفیت آن ساکت است. هنگامی که انرژی مثبت به بیرون جریان پیدا می‎کند، مقدار آن کم نمی‎شود، بلکه نیروهای منفی را نیز جذب می‎کند. برای اینکه این تبادل خودکار انرژی درک شود، آن دو مخزنی را که با لوله یی بهم متصل شده‌اند و شیری که سر راه آنها قرار داده شده است در ذهن خودتان مجسم کنید. در ابتدا شیر را ببندید و مخزن شماره‎ی یک را با مایعی آبی رنگ و سرد پر کنید و بدنبال آن مخزن شماره‎ی دو را با مایعی داغ و قرمز رنگ پرکنید. حال، اگر شما شیر را باز کنید چه اتفاقی می‎افتد؟ بطور اتوماتیک حرارت آب در هر دومخزن متعادل و یکسان می‎شود. مایع قرمز رنگ بطرف مایع سرد و آبی رنگ جریان می‎یابد و سرانجام حرارت هر دو مخزن مساوی و رنگ مایع موجود در آنها بنفش می‎‎شود.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">بهمان طریق، اگر شما احساس خوبی داشته باشید و با فردی ارتباط پیدا کنید که حال وی بدتر از شما باشد، پس از گذشت مدتی از زمان، آن شخص احساس بهتری پیدا می‎کند و شما حالتی بدتر. ممکن است که این احساس بلافاصله در شما ایجاد نشود ولی ظرف یکی دو ساعت متوجه می‌شوید که از احساس نیکی که داشتید دیگر خبری نیست. ادراک این قیاس و همانند، کمک می‎کند تا تفاوت بین نیروی مثبت و نیروی منفی که همواره در زندگی ما وجود دارد توضیح داده شود.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">هنگامی که فردی در بند نیروی منفی گرفتار است معاشرت با فردی که دارای نیروی مثبت است وی را سرحال می‎آورد و متدرجاً شخصی که واجد نیروی مثبت بود، پس از همنشینی با این فرا، نیروی مثبتش کاهش می‎یابد. فردی که واجد مقدار زیادی انرژی مثبت است مدتی طول می‎کشد تا متوجه شود که مقداری نیروی منفی جذب کرده است. ولی فردی که سطح انرژی وی پائین است بلافاصله متوجه این موضوع می‎شود.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>درجات مختلف حساسیت </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">هر قدر حساسیت شما زیادتر باشد، به جریان نیروهای مختلفی که ممکن است تحت تأثیر آنها قرار بگیرید پی می‎برید. اگر شما حساسیت نداشته باشید، تحت تأثیر قرار نمی‎گیرید. از این نقطه نظر شما حمایت شده هستید. از طرف دیگر، نمی‎توانید انرژی دیگری کسب نمائید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">بعضی افراد طبیعتاً حساسیت کمتری دارند. این افراد وضعشان ثابت تر است، کارها را انجام می‎دهند ولی موفق نیز باشند. کارهایی را انجام می‎دهند که دیگران قابل از آنها انجام داده و موفقیت‎ها و شکست‎های بسیاری را تجربه کرده‎اند. از فرصت‎ها، کوششها، ژنی که داشته‎اند، تربیت کودکی خود، معلوماتی که کسب کرده‎اند، کارهای گذشته خود، و استعداد مادرزادی، برای پیشبرد مقاصد خود استفاده می‎کنند. اگرچه این افراد کمتر حساس، از تمام مظاهر موفقیت استفاده می‎کنند ولی هنوز نتوانسته‎اند شیری در سر راه پتانسیل خلاقه‎ی خود قرار دهند. می‎توانند آن چیزی را که یاد گرفته‎اند تکرار کنند ولی خلاقیت در کار آنان نیست. همان مقدار عشق و محبت می‎دهند که آنرا دریافت می‎کنند. ولی برای آنان بسیار مشکل است هنگامیکه رنجیده خاطر شده‎اند عفو کنند و دوباره دوست بدارند. بدنبال سرنوشت خود هستند که ممکن است بعضی اوقات درخشان و بعضی اوقات، بد باشد. برای آنکه این افراد هدف خود را تغییر دهند، به پتانسیل خلاقه خود واقف گردند، جهت خود را در زندگی تغییر دهند، لازم است که درجه حساسیت خود را افزایش دهند. باید احساسات خود را باز و مراقبه را تمرین کنند تا به آن نیرو دست یابند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>چرا ما التیام پیدا نمی کنیم. </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">از طرف دیگر افراد بسیار دیگری هستند که به شدت در رنجند زیرا نمی‎دانند چگونه باید خود را از شر نیروهای منفی که جذب کرده‎اند، رهایی بخشند. اینان، هم این نیرو را جذب می‎کنند و هم با خود اینطرف و آنطرف می‎برند. یا آن را دوباره به دیگران منتقل می‎کنند یا اینکه حقیقتاً کوشش می‎کنند که خوب باشند و دوست بدارند که در صورت اخیر، آن نیروهای منفی در وجود آنان تلمبار و موجب درد و رنج و مرض برای آنان خواهد شد. این نوع نیروی منفی، متدرجاً بدن انسان را ضعیف و مسیر طبیعی نیروی شفابخشی بدن را می‎بندد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">یکی از پژوهشهائی که درباره‎ی سرطان صورت گرفته است مطالعه و تحقیق روانی درباره‎ی بیمارانی بوده است که حالشان بهتر یا بدتر شده است. تنها رابطه‎یی که از این تحقیقات بعمل آمده این بوده است که آنهایی که بهتر شده‎اند شکایت بیشتری درباره‎ی غذا، مسکن و سرویسها داشته‎اند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">آنهایی که زیاده از حد مؤدب و خجول ، یا دوست داشتنی نبوده‎اند، در حقیقت آنهایی بوده‎اند که حالشان بهبود یافته بوده است. البته این، آن معنی را نمی‎دهد که اگر شما مؤدب و دوست داشتنی باشید، این صفات شما را بیمار می‎کند. مثبت بودن تنها، یا خوشحال نبودن، بویژه هنگامی که شما منفی بودن سایرین را بخود جذب می‎کنید و به نحوی از انحاء آن را بیرون نمی‎ریزید، شما را بیمار می‎کند. هنگامی که افراد حساس یاد می‎گیرند که به چه طریق باید حالت منفی بودن را از خود دور کنند، بلافاصله از این موضوع بهره‎مند می‎شوند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">نه تنها موانع از سر راه آنان برداشته می‎شود بلکه پتانسیل وجودی آنان تقویت می‎شود و افزایش می‎یابد. حتی اگر این افراد طی سالیان دراز مراقبه را تمرین می‎کرده و هرچه در توان داشته‎اند برای بدست آوردن عشقی که به آن نیاز داشته‎اند تلاش و کوشش کرده‎اند؛ اگر ندانند که به چه طریق باید حالت منفی بودن را از خود دور کنند، بعلت منفی بودن دیگران به رنج دادن خود ادامه خواهند داد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>چیزی را که شما موقوف می‎کنید یا فرو می نشانید دیگران آنرا ابراز می کنند. </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">چیزی که اجازه می‎دهد دیگران حساسیت کمتری داشته باشند، قدرت آنان در فرونشاندن احساساتشان است. اگر بعضی افراد عصبانی می‎شوند، لازم نیست برای اینکه حالشان بهتر شود احساسات خودشان را از صافی بگذرانند. تنها کافیست که یا احساس خود را نادیده بگیرند یا آنکه آنرا رد کنند تا اینکه خود بخود این احساس از بین برود. این روش برای افراد کمتر حساس مؤثر است ولی برای افرادی که حساسیت بیشتری دارند کارایی ندارد. زمانی که شما حساسیت دارید نمی‎توانید آن چیزی را که حس می‎کنید نادیده بگیرید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">افرادی را که حساسیت بسیار دارند، معمولاً بعنوان مشکل خانواده یا گاو پیشانی سفید، شناخته‎اند. علت این است که این افراد بیشتر با روح خود مرتبط و متمایل به احساساتی بودنند. اگر اینان خیلی بیشتر از سایر افراد خانواده احساساتی هستند، در این صورت تمام حالات منفی افراد خانواده را به خود جذب می‎کنند. چیزهایی را که والدین منع و قدغن می‎کنند، کودکی که حساس است آنرا حس می‎کند، و بروز می‎دهد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">هر مادری روزهای پرتنش و پردغدغه‎یی را که بر سرش گذشته است به یاد دارد. به یاد می‎آورد که در آن روزها، مشغول تقلا و کوششی بوده است که احساس بهتری داشته باشد و ترسها، نگرانیها، اضطرابها، ناامیدیها و دل شکستگی‎ها را از خود دور کند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">در آن لحظات، نیاز فرزندانش در تزاید بود، دادو بیداد می‎کردند، ایرادهای بی خود می‎گرفتند و چه بسا غیرقابل کنترل نیز بودند. معمولاً والدین همواره در این اندیشه‎اند که چرا بچه‎ها همواره بدترین لحظات را برای درخواست‎های خود انتخاب می‎کنند  و سبب می‎شوند که پدر و مادر از کوره در روند و کنترل خودشان را از دست دهند. جواب بسیار ساده است. زمانی که والدین احساسات منفی را منع می‎کنند فرزند احساساتی آنان آن چیزی را که پدر و مادر بر آن مهر توقیف زده‎اند درک می‎کند و کنترل خود را از دست می‎دهد. حالت متنی بودن که والدین آنرا مکتوب می‎کنند، به وسیله یک، یا تنی چند تن از فرزندان جذب می‎شود.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">مجسم کنید که دو مخزن داریم که بوسیله‎ی یک لوله و شیر به یکدیگر متصل شده است. تصور می‎کنیم که یکی از مخازن والدین و دیگری فرزند باشد. مخزن والدین را یک مایع آبی رنگ که نمایان گر روی منفی است پر می کند و مخزن فرزند را با مایعی قرمز رنگ که نمایانگر احساسات مثبت است. حالا شیر را باز کنید و آرام آرام با یکدیگر ممزوج می‌شود.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">حالا یک سرپوش بر روی مخزن والدین قرار دهید و آنرا بطرف پایین فشار دهید. همین طور که شما به پایین فشار دهید بر سر مایع آبی رنگ په خواهد آمد. بلافاصله بطرف مخزن بجلو می رود. این مثال تشریح می کند زمانیکه والدین احساسات خود را بر فززند تحمیل می‎کنند چه اتفاق می‎افتد. چیزی که آنان منع می‎کنند، فرزند آنان احساس و بیان می‎کند، فرزند خانواده زمانیکه حالات منفی که همه بر روی تحمیل می‎کنند جذب می‎کند، بصورت گاو پیشانی سفید ، یا مشکل خانوده درخواهد آمد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">موقعی که افراد حالات منفی بودن خود را سرکوب می‎کنند، نه تنها آن را به افرادی که حساسیت بیشتری دارند منتقل می‎کنند بلکه حالات منفی دیگری نیز از جهان کسب می‎کنند. درست مثل این است که شیری که به مخزن اینان وصل شده است یک طرفه است. اینان حالات منفی را به دیگران منتقل می کنند ولی چیزی دریافت نمی‎کنند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">بر همین قیاس، بسیاری از افراد دوست داشتنی و مثبت وجود دارند که بعلت جذب حالات منفی دیگران بیمار می‎شوند ولی قادر به انتقال آن به سایر افراد نیستند. اگر شما فرد حساسی هستید و راهی برای خارج ساختن یا خنثی کردن حالات منفی که جذب می‎کنید نداشته باشید، رنج بردن بدون جهت شما ادامه خواهد داشت.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>مواد مخدر برای این مصرف می‎کنند تا آنچه را که حس می</strong><strong>‎</strong><strong>کنند، سرکوب کنند یا اینکه جلوی احساس آنرا بگیرند. </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">زمانی که مردم در پشت دروازه‎ی دوازده مانعی که در سر راه موفقیت فردی آنان است و قبلاً به آن‎ها اشاره شد، خرشان به گل نشسته است، معمولاً به نحوی حاد، رشته‎ی ارتباطی‌شان با نیروی مثبتی که مشخصه‎ی آنانست قطع می‎شود و از طرفی قادر نیستند تا نیروهای منفی جذب شده را از خود دفع نمایند. یک فرد حساس، بطور خودکار، نیروهای منفی را جذب می‎کند. به همین علت است که بعضی از افراد با درمانهای مختلف نیز شفا نمی‎یابند. کوششهای زیادی متحمل می‎شوند تا بهبودی یابند ولی به محض اینکه پای خود را به خارج می‎گذارند احساسات منفی دیگران را جذب می‎کنند و دوباره در حالت قبلی خود فرو می‎روند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">افرادی پیدا می‎شوند که به علت سبک زندگی خود، دوستانشان، و طرز تفکری که دارند از خود نیروی منفی تراوش می‎کنند. این افراد قادرند که نیروهای منفی شده در درون خود را در تمامی اوقات یا در بعضی اوقات به بیرون بفرستند. چنانچه شما با اینگونه افراد در ارتباط باشید، جذب نیروی منفی این گروه بوسیله‎ی شایستگی درجه‎ی حساسیت شما دارد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">افرادی که بیشتر با طبیعت خدای خودشان در ارتباطند، نیروی مثبت بخارج می‎فرستند. این افراد قادرند در تمام اوقافت، یا هنگامی که به کارهایی سرگرمند که آنرا دوست دارند، از خود نیروی مثبت بیرون دهند. در اطراف اینگونه افراد بودن شما را سرحال می‎آورد و احساس بهتری خواهید داشت. بهمین علت است که ما بیشتر به سوی افراد موفق جذب می‎شویم.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">مثالهای متعددی وجود دارد که در تمام رشته ها از قبیل هنرپیشگی، آواز، رقص ، تعلیم و آموزش، سرگرمیها و غیره، وجود دارد که هنگامیکه بر روی &#8230;. ظاهر می شوند در خانوادگی خاص خود را دارند ولی به محض آنکه صحنه را ترک می‎کنند عکس آنند. تو گویی که این افراد همانهایی نیستند که چندی قبل بر روی صحنه مردم را بخود جذب کرده بودند. عکس آن هم کاملاً درباره‎ی این افراد صادق است. به عبارت دیگر، وقتی که اینان خارج از صحنه‎اند، آن نیستند که باید باشند. هنگامی که این افراد بر روی صحنه نمایش به درخشندگی مشغولندف نیروی مثبت به بیرون می‎فرستند و با این کار تمام نیروی منفی تماشاگران را بخود جذب می‎کنند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>یک مجری برنامه ی مثبت،&#8230;</strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">یکی از دلائلی که تماشاگران، این مجری برنامه را دوست دارند، این است که راه بند عشق آنان را موقتاً باز کرده است. اینان با نیروی مثبتی که از این شخص بیرون تراویده است، شارژ شده‎اند. تماشاچیان، این احساس راحتی و آرامش را که این شخص در آنان بوجود آورده است، با تحسین از طریق کف زدن ممتد یا سوت کشیدن و امثال آن پاسخ می‎دهند. گو اینکه مجریان برنامه از این تشویق لذت می‎برند. و آنچه عشق و محبت نثارشان می‎شود با سپاس متقابل می‎پذیرند، ولی نیروی منفی آنانرا به خود جذب می‎کنند و این کاری است که کلیه‎ی افراد حساس که با مردم در ارتباطند می‎کنند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>هنگامیکه شما مقدار زیادی انرژی مثبت دارید، حس نمی‎کنید که نیروی منفی بخود جذب می‎کنید. </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">راه‎حلی که برای عدم جذب نیروی منفی وجود دارد اینست که انسان حساسیت کمتری پیدا کند. این کار تنها قابلیت جذب را کم می‎کند و زمانی که انرژی بیشتری کسب کردید دوباره شارژ می‎شود. با یادگیری طریقه‎ی خارج ساختن نیروی منفی شما می‎توانید آزادانه نیروی خود را با دنیا قسمت کنید. کمی وقت صرف کنید و با مراقبه دوباره خود را شارژ کنید وسپس، تمام نیروهای منفی و غیرقابل اجتنابی را که جذب کرده‎اید از درون خود خارج سازید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>چگونه نیروی منفی را خارج کنید. </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">اولین اقدامی که در راه خارج ساختن نیروی منفی به خارج از بدن وجود دارد، مراقبه‎ی دوجانبه است. به همان گونه که شما قادرید از طریق سرانگشتان خودتان نیزو بداخل بدن خود گسیل دارید، آن قدرت را نیز دارید که آنرا خارج کنید. زمانی که شما مراقبه را آموختید، متوجه خواهید شد که اینکار چقدر آسان است.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">قدم دوم این است که نیروی منفی را به نقطه‎یی از بیرون بفرستید که خسارت وارد نیاورد. طبیعت نیروی منفی این است که بطور خودکار و ناخودآگاهانه جذب می‎شود. به همین علت است که زمانی که شما تنش دارید اگر در جنگل یا باغچه‎یی قدم بزنید، بطور خودکار احساس آرامش می‎کنید. بهمین جهت، بعضی از افراد از قدم زدن در کنار ساحل و دراز کشیدن بر روی ماسه‎ها لذت می‎برند. عناصر طبیعی که در این مکانها وجود دارد حالت منفی بودن شما را جذب و بجای آن انرژی مثبت خارج می‎کند. با هدایت، یا خارج ساختن نیروی منفی درون خود به طبیعت، دوباره این نیروها دگرگون و مبدل به نیروی مثبت می‎شود.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">از بهترین مثالهایی که در این مورد می‎شود استفاده کرد و ملموس و فیزیکی نیز هست، ترکیب مواد به کمک نور “photosynthesis” است. گیاهان سبزه، از نور خورشید استفاده می‎کنند تا گاز کربنیک و آب را با هم مخلوط کنند و برای خود غذا و اکسیژن درست کنند. تمام اکسیژنی که در کره‎ی ما وجود دارد از نتیجه‎ی تبدیل انرژی بوسیله‎ گیاهان سبزرنگ است. انسانها و حیوانات، این اکسیژن را تنفس می‎کنند و بجای آن گاز کربنیک خارج می‎سازند. گیاهان، این گازکربنیک را دوباره جذب می‎کنند و اکسیژن تولید می‎کنند. این روند طبیعی تبدیل، تا ابدیت ادامه دارد و تعادل طبیعی بین گازکربنیک و اکسیژن بر روی زمین برقرار می‎کند. در حالتی مشابه این امر، طبیعت، نیروی منفی ما را بخود جذب می‎کند و بجای آن انرژی مثبت خارج می‎کند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">پس از آنکه شما به مدت ده تا پانزده دقیقه مراقبه کردید، در حالیکه دستهای شما بالاست، چشمهای خود را باز کنید. دستها را پائین آورید، و آنها را بطرف گاهی زنده، آتش، یا بدن یا آب، نشانه گیری کنید. جمله‎ی مراقبه خودتان را تکرار کنید و ادامه دهید و هدف و نیت شما این باشد که می‎خواهید حالت منفی خودتانرا به خارج بفرستید. پس از مقداری تمرین لزومی ندارد که حتی لازم باشد شما در ابتدای کار مراقبه کنید. خارج سازی نیروی منفی از بدن خودتان را با چشمان بسته یا باز انجام دهید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">اینها بعضی از جملاتی است که برای خارج ساختن نیروی منفی از بدن بکار برده می‎شود:</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">«اوه، خدای من، دریچه‎ی قلب من بروی تو گشوده است. لطفاً بیا و در قلب من بنشین، این تنش را از من بگیرد، این تنش را از من بگیر».</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">«اوه، ای خدای من، دریچه‎ی قلب من بروی تو گشوده شده است، لطفاً بیا و در دل من جای گیر، این حالت منفی بودن را از من بگیر، این حالت منفی بودن را از من بگیر».</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">«اوه، ای خدای من، دل من بروی تو گشوده است. لطفاً بیا در دل من جای گزین،این بیماری را از من بگیر، این بیماری را از من بگیر».</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">بیرون کردن نیروی منفی از بدن عملی افسانه‎یی و باورنکردنی است. شما حس می‎کنید که از سرانگشتانتان نیرو به خارج منتقل می‎شود. برای بسیاری از افراد، شباهت زیادی به این حالت دارد که شما در زیر دوش آب ایستاده‎اید و آب مشغول حرکت بر روی انگشتان و سرانگشتان شماست. امکان دارد که حتی به هنگام ترک نیروی منفی از بدن شما به طبیعت، انگشتان شما سوزن سوزنی هم بشود.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">همینطور که این نیرو با شما وداع می‎گوید، به هیچ وجه شما احساس نمی‎کنید که این نیرو منفی است. فقط برای شما شادی آفرین است که وجود شما را ترک می‎کند. درست شباهت حالتی دارد که کمدینی مشغول اجرای برنامه‎ی خودش است و شما از آن لذت می‎برید. به مجرد آنکه کمدین، انرژی منفی شما را به خود جذب کرد، نمی‎تواند درک کند که شما نیروی منفی موجود در بدن خودتان را به او منتقل کرده‎اید. او فقط خوش است. هنگامیکه شما نیروی منفی خود را به شیئی طبیعی منتقل می‌کنید همان حالت را دارد. این شیئ، تمام حالات منفی شما را جذب می‎کند و شما احساس بهتری خواهید داشت.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">با کمی صرف وقت برای شارژ کردن دوباره‎ی خود و خارج کردن هر نیروی منفی موجود در درونتان، شما در حد مؤثرتری نیروی شخصی خودتان را اضافه می‎کنید.هنگامی که شما با دم فروبردن، نیروی مثبته را به درون می‎برید و با دم برآوردن، نیروی منفی را به خارج می‎فرستید، روان شما فرصت پیدا می‎کند تا رشد و پیشرفت کند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">هنگامی که افراد برای اولین بار می‎شنوند که می‎توان برای اخراج نیروی منفی از بدن از اشیاء طبیعی استفاده کرد، ممکن است تصور کنند که این کار صحیحی نیست که انسان نیروهای منفی خود را به طبیعت تحویل دهد. هیچ اشکال ندارد. طبیعت این نیروها را جذب می‎کند و آنها را بصورت اشیائی قابل استفاده برای بشر درمی‎آورد. طبیعت، هنگامی که ما حالت‎های منفی خود را در اختیار آنان قرار می‎دهیم پیشرفت هم دارد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>کجا خود را خالی کنیم. </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">گلها، گیاهان، علف‎ها، درختان، بهترین اشیاء برای اخراج نیروهای منفی ماست. برای بعضی‎ها، گل، نیرومندترین است. حالا می‎توانیم بفهمیم که چرا در اطاق هر مجری برنامه‎یی گل گذاشته شده است. چرا هنگامی که ایستاده‎ایم و می‎خواهیم کسی را تشویق کنیم، به سویش گل پرتاب می‎کنیم.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">ممکن است اجرا کنندگان برنامه از این موضوع بی خبر باشند ولی این کار را دوست می‎دارند. زنان، به ویژه، ممکن است ندانند که دریافت گل، کارساز است. ولی بهرحال چه بدانند و چه ندانند، آنکاری را که باید گل انجام دهد انجام می‎دهد. حالا فکر می‎کنم علت آنرا بدانید. هنگامی که مردی دسته گلی برای همسر خود می‎آورد، بطور خودکار کمک می‎کند تا آن زن، احساسات منفی خود را بیرون بریزد. زنان، بویژه قدر گل را می‎دانند، زیرا اینان، در مقام مقایسه بامردان، دارای احساسات رقیق‎تری هستند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>هنگامیکه مردی دسته گلی به همسر خود می‎دهد آن گلها بطور خودکا کمک می‎کند تا آن زن حالات منفی خود را بیرون بریزد. </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">مراسم برگزاری تشییع جنازه و کفن و دفن را در نظر مجسم کنید. ما برای این به این مراسم گل می‎فرستیم تا تسلای خاطر داغدیدگان را فراهم کرده باشیم. به تحقیق، افکار و نیات مشفقانه‎ی ما نیز همراه با گل به آنان تقدیم می‎شود. بسیار بعید به نظر می‎رسد که برای این منظور ما به جای ارسال گل، مثلاً ، سنگدان مرغ برای آنان بفرستیم تا سبب راحتی آنان گردد. طبیعت، حالات منفی ما را جذب می‎کند. هنگامیکه ما کانالهای انگشتان خود را باز و شروع به خارج کردن نیروی منفی از بدن خود کرده‎ایم، روند کار بیش از آنچه تصور می‎کنیم مؤثر، و کاربرد دارد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">همین‌طور که به دروازه‎های بهشت برای برکت و دعای خیر می‎رسیم، لازم است که دوباره به دامن مادر زمین برگردیم تا حالات منفی ما را از ما تحویل بگیرد. به محض اینکه در سرانگشتان خود خارشی احساس کردیم قدرت ما در بیرون راندن این حالات منفی افزایش می‎یابد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>برای دوباره شارژ شدن بالا می‌رویم و برای بیرون آمدن از حالت منفی، پائین. </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">محل مناسب دیگر برای تخلیه‎ی حالات منفی، وان پر از آب داغ، استخر، رودخانه، دریاچه یا اقیانوس است. هرچه بدنه‎ی آب بزرگتر باشد، تخلیه با قدرت بیشتری انجام می‎شود. آب، منفی بودن را جذب می‎کند و این دلیل بارز دیگری بر نوشیدن آب بیشتر است. برای آنکه انرژی همواره در جریان باشد، و برای آنکه از مزایای مراقبه بطور منظم و مرتب بهره‎مند شوید لازمست روزانه به مقدار هشت تا ده لیوان آب بنوشید. اگر شما از حد طبیعی بزرگترید، باید بیشتر آب بنوشید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>آب، حالت منفی بودن را جذب می‎کند. </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">آتش، یکی دیگر از عوامل طبیعت است که ما می‎توانیم از آن برای بیرون راندن حالات منفی استفاده کنیم. زمانی را به خاطر بیاورید که به اتفاق دوستان خودتان به دور آتش حلقه می‎زدید و داستانهای ترسناک و جالبی برای هم تعریف می‎کردید. داستان‎ها در دل شما ایجاد رعب و وحشت می‎کرد ولی بعداً تمام حالات منفی موجود را شستشو می‎داد و از بین می‎برد. خاطرات حلقه زدن به دور آتش، بسیار قوی و با ارزش است، زیرا سرانجام به زدودن حالات منفی منتهی می‎شود. راه رفتن با پای برهنه بر روی خاک،علف‌ها، یادر کناره‎ی ساحل، راه نیرومند دیگری برای رهائی از دست حالات منفی است. همین‌طور که قدم برمی‎دارید، جمله‎ی مراقبه‎ی خود را مرور کنید، و انشگتان خود را متوجه خاکها بر روی زمین کنید. همین کار را می‎توانید هنگامی که در جنگلی قدم می‎زنید انجام دهید، این کار، خود نوعی تفریح است که شما انگشتان خود را به سوی درختان جنگلی نشانه روید و مانند اشعه‎یی که از انفجار باروت در یک تفنگ کوچک حادث می‎شود، شما نیز حالات منفی خود را به سوی درختان نشانه روید. کار کردن در باغچه منزل و گذاشتن انگشتان درخاک باغچه، یکی از کارهای بزرگی است که به شما اجازه می‎دهد بطور خودکار، عمل اخراج حالات منفی را انجام دهید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">کمی راجع به درخت سنتی کریسمس اندیشه کنید. در آن سرمای زمستان، مردم به دور درختی جمع می‌شوند و آنرا تزئین می‎کنند. همین طور که این افراد عشق و علاقه‎ی خود را نثار این درخت می‎کنند، درخت، قسمتی از حالات منفی آنانرا به خود جذب می‎کند. طبیعتاً به اینان احساس بهتری دست می‎دهد. درختان همیشه سبز و بطور ساده شاخه‎های سبز درختان با ساقه‎ها و برگهای خود همواره مورد احتیاج بوده‎اند زیرا افراد آنقدر که باید و شاید در خارج بسر نمی‎بردند تا از این مواهب طبیعی لذت برند. هوا زیاده از حد سرد بود تا آنان از خانه بیرون روند لذا مرسوم شد که درخت را به خانه برند و از سرسبزی طبیعت لذت برند و مراسم سنتی و مذهبی خود را نیز انجام دهند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>تمام فرهنگها برای دفع حالات منفی، سنت‎های غنی ومخصوص بخود را دارند. </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">هنگامی که شما قادر شدید جریان عبور انرژِ را آزادانه از سرانگشتان خود حس کنید، در آن حالت می‎توانید کوشش کنید تا برگهای درخت یا گلی را در دست بگیرید به قسمی که انگشتان شما آنها را لمس کند. سپس تمرین اخراج حالت منفی را در حالیکه چشمانتان بسته است انجام دهید. اینکار شباهت زیادی به مراقبه دارد با این تفاوت که در اینجا شما شاخه‎های تازه‎یی از درخت یا گل را در دستان خود گرفته‎اید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">همینطور که با بالا گرفتن انگشتانتان بطرف بالا انرژی را حس می‎کنید، می‎توانید جریان حرکت آن به خارج را نیز احساس کنید. پیشنهاد من اینست که شما آنرا با چشمهای باز، در حالتی که دستها به طرف پائین متوجه است یاد بگیرید زیرا بسیاری از افراد هستند که برای آنان جریان انرژی به آن طریق مؤثرتر است . هنگامی که شما جریان را احساس می‎کنید، می‎توانید یک شیء طبیعی را لمس کنید یا آنرا نگهدارید و به احساس خود در جریان عبور انرژی ادامه دهید. مؤثرترین و نیرومندترین روش برای اخراج حالات منفی این است که شما آنرا با چشمان بسته انجام دهید و برگی تازه و سبزرنگ، یا شاخه گلی در دست خود داشته باشید. راههای دیگر همه کارآ و مفیدند و باید از همه‎ی آنها لذت برد ولی گرفتن برگ درخت یا گل در دست، در کوتاه‎ترین مدت مؤثر است.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>در چه زمانی باید اخراج صورت گیرد. </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">شما می‎توانید عمل اخراج را هر زمان که احساس انرژی منفی داشتید آغاز کنید. همیشه اینکار به شما کمک می‎کند تا احساس بهتری داشته باشید. به عنوان یک تمرین، شایسته است که آنرا هفته‎یی چند بار و هر بار به مدت ده دقیقه انجام دهید. در شروع کار، ممکن است که شما علاقه داشته باشید آنرا به مدت بسیار زیادتری انجام دهید. برای افراد احساساتی،مسئله یک عمر حالت منفی داشتن است که شروع به تحلیل رفتن می‎کند. بهترین راه تجربی این است که تا آنجا که برای شما لذت بخش است اخراج کنید. شما نمی‎توانید در اینکار زیاده‎روی کنید. البته اتفاق بدی هم نخواهد افتاد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>بهترین روش تجربی این است که تا آنجا که برای شما لذت بخش است عمل اخراج را انجام دهید.</strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">اگر شما در محیطی پرتنش و منفی کار می‎کنید، بهتر آن است که همه روزه عمل اخراج را انجام دهید. چند دقیقه وقتی که برای اینکار لازم است حتی می‎تواند موقعی باشد که شما مشغول دوش گرفتن هستید. برای آنکه تنش را در سر کار یا خانه کم کنید، چیزی که اهمیت دارد این است که دورو بر شما گیاه و گل و درخت و آب، وجود داشته باشد. با وجود اینکه عمل اخراج می‌تواند مزایای باورنکردنی و آنی برای ما داشته باشد، مع‌الوصف، فرا گرفتن مراقبه، اولین گام است. از طریق مراقبه منظم، شما کانالها را برای وصول انرژی مثبت باز می‎کنید و با سرازیر شدن این انرژی به داخل، قادر خواهید شد تا به بهترین وجه موجود انرژی‎های منفی را از تن خارج کنید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">این اخراج، به شما کمک می‎کند که کلیه‎ی دوازده مانع را نیز از سر راه خود بردارید. در بعضی موارد اینها خودشان بطور خودکار از بین می‎روند. زنان، از نقطه‎نظر طبیعی، بیشتر از مردان برای پذیرش حالات منفی آسیب‌پذیرند و برای اخراج حالات، با فراز و نشیب‎هایی نیز ممککن است مواجه شوند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">گو اینکه خارج ساختن حالات منفی شما را از جذب انرژیهای منفی آزاد می‎کند، با وجود این، شما باید در درون خود بنگرید و اگر موانعی هنوز برجا مانده است آنها را خارج کنید. با فراگیری روش اخراج، به جای برجای ماندن و از معرکه عقب ماندن بعلت موانع دیگران، شما می‎توانید آینده‎ی خود را رقم زنید و به پیش روید. حداقل فراگیری، این فایده را دارد که زمانی که شما از رفتن بازماندید و موانعی در سر راه شماست، می‎دانید که این مانع مربوط به شماست، ونه جهان.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>رها کردن ترسهای ناشی از انرژی منفی</strong><strong> </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">این درون بینی‎های جالب توجه راجع به انرژی، به سهولت می‎تواند سوءتعبیر شود. فردی ممکن است مشتاق شود با افراد منفی در تماس باشد. چنانچه شما انرژی مثبت بیشتری داشته باشید، جذب انرژی منفی، یکی از قسمتهای غیرقابل اجتناب حیات شماست. نمی‎توانید از آن فرار کنید. به جای اینکه دست آویزی پیدا کنید تا از حالت منفی بودن اجتناب کنید، به این نیازمندید که مسئولیت اخراج آنرا نیز برعهده بگیرید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">این روش تبدیل انرژی، شباهت زیادی به تغییرات جوی در طبیعت دارد. سیستم فشار پائین، همیشه سیستم فشار بالا را جذب می‌کند. همواره حرارت در یک اطاق سرد به طرف بالا می‎رود. اگر منزل شما گرم و دنج است، ولی شیشه‎های اطاقها دوجداه نیست، در زمستانهای سرد شما نشد هوا خواهید داشت. حرارت اطاق در هوای سرد بیرون می‎رود. اگر شما دست خودتان را نزدیک پنجره بگذارید، می‎توانید این فرار هوا را احساس کنید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">طبیعت، همواره بدنبال یک تعادل می‎گردد. همینطور، اگر شما مقدار زیادی انرژی مثبت داشته باشید، انرژی منفی جذب می‎کنید. رمز موفقیت این است که تا می‎توانید خود را دوباره شارژ کنید و بدنبال آن، حالت منفی بودنی که جذب کرده‎اید خارج کنید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">کوشش در عدم جذب حالت منفی هنگامی اهمیت دارد که شما خسته یا بیمار هستید، ولی اگر هر روز می‎توانید از طریق مراقبه خود را دوباره شارژ کنید، در آن هنگام، قسمت کردن عشق و نور خودتان با جهان، تنها چیزی است که به شما لذت و نیرو می‎دهد. همین‌طور که شما قابلیت خود ا گسترش می‎دهید تا انرژی مثبت جذب و نیروی منفی را طرد کنید، مواجهه با نیروهای منفی و دست و پنجه نرم کردن با آنها شما را قوی‎تر و آبدیده‎تر می‎کند.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/meditation/826.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/meditation/825.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/meditation/825.htm#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 22 Jan 2010 08:33:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[مدیتیشن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bineshmavara.com/meditation/825.htm</guid>
		<description><![CDATA[رد کردن احساسات و هیجانات 
اصولاً دو راه برای پر کردن مخازن عشق وجود دارد. بده و بستان عشق با خداوند، و بده و بستان عشق با والدین، خانواده، دوستان ، همگنان، خودمان، شریکمان، فرزندانمان، اجتماع، و پس از آن، دنیا. با تمرین مراقبه، با مشخص کردن اهداف خود و بیرون کردن حالات منفی و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h5><span style="color: #ff0000;"><strong>رد کردن احساسات و هیجانات</strong><strong> </strong></span></h5>
<p><span style="color: #0000ff;">اصولاً دو راه برای پر کردن مخازن عشق وجود دارد. بده و بستان عشق با خداوند، و بده و بستان عشق با والدین، خانواده، دوستان ، همگنان، خودمان، شریکمان، فرزندانمان، اجتماع، و پس از آن، دنیا. با تمرین مراقبه، با مشخص کردن اهداف خود و بیرون کردن حالات منفی و تنش‎ها، شما همواره به تقویت پایه‎های خود می‌پردازید. برای آنکه خوابهای طلائی شما به حقیقت به پیوندد، باید مخازن عشق خود را پر نگاهدارید تا آنکه خوابهای طلائی شما به حقیقت بپیوندد، باید مخازن عشق خود را پر نگاهدارید تا آنکه همواره با حقیقت وجود خودتان در تماس باشید.<span id="more-825"></span></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">اولین مشکلی که در سر راه هریک از این مخازن عشق وجود دارد ناتوان بودن فرد در پر کردن آنها، و رها کردن احساسات و عواطف منفی است. پس از سالها کمک رساندن به افراد به منظور گذشتن از مسیر احساسات منفی که داشته‎اند، من موفق به کشف دوازده احساس منفی پایه‎یی شده‎ام. اصولاً، به عقیده‎ی من درباره‎ی احساسات بطور کلی سوء تعبیر وجود دارد. در زیر شعار رها کردن احساسات و عواطف منفی، مردم بدون آنکه خود بدانند، آنها را سرکوب می‎کنند. سرانجام طوری می‎شود که نسبت به احساساتمان احساس شرمندگی کنیم. و این کار سبب شود که درجاتی که هستند باقی به مانند و رهائی، به عمل نیاید. تفاوت بسیار زیادی بین رها کردن احساسات منفی ، و حس نکردن آنها وجود دارد. وقتی می‎گوئیم آنها را رها می‌کنیم، یعنی باید آنها را حس کنیم. لازم است که اینها به سوی حقیقت وجود ما بازگردند. زمانیکه ما بطور منظم و مرتب، حالات منفی را حس نمی‎کنیم، و نداشته آنها را رها می‎کنیم، دیگر نمی‎توانیم دست تنها مخازن عشق خود را پر کنیم.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">یکی از علل عمده‎یی که این روزها مردم به سرعت قادرند در مراقبه پیشرفت داشته باشند، اینست که می‎توانند مخازن عشق خود را بیشتر پر کنند. از طریق احساس و رها کردن احساسات منفی،ما می‎توانیم نیروهای منفی را بطور کامل از تن خارج کنیم. علت پیشرفت‎های فوق‌العاده‎ی مادی، خلاقیت‎ها، و قدرت در جهان، آگاهی بیشتری است که ما به احساسات وخواسته‎های خود داریم. عواطف و احساسات بنحوی از انحاء با تمایلات ما عجین شده‎اند. احساسی که ما از عواطف خود داریم، چه منفی باشد و چه مثبت، انرژی ناب و خالصی است که ما را با خداوند و جهان، مرتبط می‎کند. به منزله‎ی سوختی است که مخزن عشق ما را پر می‎کند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">زمانیکه راه عواطف و احساسات ما سد شده است یا آنرا احساس نمی‎کنیم، یا به آن مقدار انرژی و عشقی که به آن نیازمندیم دسترسی پیدا نمی‎کنیم، یا اینکه قادر نیستیم نیرویی را که بوسیله‎ی آن بتوانیم تمایلات خود را اعلام و آنها را جذب کنیم بدست آوریم. تنها ادراک و احساس عواطف کافی نیست. باید اینها را با کمال دقت و مهارت تحت نظم درآورد و بعد آنها را رها ساخت. در رها ساختن احساسات منفی، ناتوانی ما کاملاً مشهود می‎شود و ما می‎دانیم بدنبال چه چیزی باید بگردیم و انگیزه ما از این گشتن، به دست آوردن همانهاست.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">بعضی از افراد، پتانسیل خود را با سرکوب کردن، کرخت کردن، یا تحت فشار قراردادن احساسات خود سد می‎کنند ولی قادر به رها کردن آن نیستند. نتیجه‎یی که نصیب این افراد می‎شود درجا زدن و فروماندن در احساسات منفی خود و جذب موقعیتهایی در زندگی خودشان است که مانند آینه حالت‎های منفی آنان را منعکس می‎کند. به همین علت است که بعضی از افراد به شدت از حالات منفی در وحشت‎اند. اگر شما در آن حالات، گیر کردید و راه پیش و پس نداشتید، هرچه در زندگی جذب کنید، همه موقعیت‎هایی است که شما را به آن طرف سوق می‎دهد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">دسته دیگری از افراد نیز وجود دارند که بطور گزینشی یا گلچین شده عواطف خود را درک می‎کنند. بعضی‎ها هستند که در خود احساسهای غمگینانه می‎آفرینند. ولی نه از نوع آسیب پذیر آن که اختصاص به درد و غم، یا وحشت و اضطراب داشته باشد. بعضی‎ها به فوریت شرمسار و متأسف می‎شوند ولی در مقابل احساسات خودشان مقاومت می‎کنند، از این نوع حالات مختلف و مخلوط بسیار زیاد است. صرف نظر از موقعیتهای خاص، نتیجه‎ی همه‎ی آنها یکی است. تا آن حدی که شما واجد احساسات منفی هستید آنها را در طول حیات خود جذب می‎کنید و تا آن حدی که شما عواطف خود را ا نکار می‎کنید، ارتباط خود با نیرویی را که هرچه به آن تمایل داشته باشید برای شما خلق می‎کند، از دست می‎دهید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong>پالایش احساسات خودتان </strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">پالایش احساسات، چنین معنی می‎دهد که شما احساسات منفی خودتان را به احصاء درآوید و با برقراری تماس با خواسته‎ها وتمایلات، و احساسات مثبت خود، آنها را رها کنید. پالایش احساسات منفی این حسن رادارد که شما از خود آنها استفاده می‎کنید و اجازه می‎دهید که بصورتی مثبت بسوی شما بازگردند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">یکی از راه‎هایی که می‎توان مفید بودن احساسات منفی را تصور کرد این است که زندگی را در قالب روندی از سوار شدن بر روی یک دوچرخه در نظر مجسم کنیم. برای آنکه تعادل خود را حفظ کنیم، دائماً ما از چپ به راست و از راست به چپ، مشغول حفظ تعادل خود هستیم. برای آنکه به آنجائیکه می‎خواهیم برسیم، باید فرمان دوچرخه را به اینطرف و آنطرف حرکت دهیم. تماس گرفتن با آنچه به حقیقت خواسته‎های ماست مانند حرکت دادن فرمان دوچرخه است که ما را راهنمایی می‎کند. احساس شما از نفسانیات منفی و بدنبال آن رها ساختن آنها، چیزی  است که شما را از افتاده باز می‎دارد. مراقبه‎ی مرتب و درخواست کردن کمک از خداوند، به شما آن نیرویی را که برای جلو رفتن به آن نیازمندید می‎دهد. مراقبه، رکاب دوچرخه‎ی شما را بالا و پایین می‎برد و می‎گرداند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">مگر آنکه ما احساسات منفی خودمان را پالایش کنیم والا هنوز هم در تمام اوقات زمین می‎خوریم. تعادل ما موقعی برقرار می‎شود که به طور مرتب از مرکز دور شویم و دوباره بازگشت کنیم. لولیدن از یک طرف به طرف دیگر، روند برقراری این تعادل است. در شروع کار، این وول خوردن‌ها، کمی نمایشی و مهیج است. اغلب اتفاق می‎افتد که ما زمین می‎خوریم، و باید دوباره از جای خود برخیزیم. موقعی که طرز آویختن را یاد گرفتیم، نحوه‎ی جرح و تعدیلی را نیز کهب اید در حرکات خود برای حفظ تعادل خود بدهیم می‎آموزیم.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">از تعادل خارج شدن، شباهت زیادی به حالات منفی دارد. شما هنوز با خود در ارتباطید ولی دارید از آن دور می‎شوید. یک احساس ناب و خالص، همواره با نفس انسان مرتبط است ولی اینکه ما ارتباطمان با خودمان قطع می‎شود، یک عارضه است. باید آنرا به منزله‎ی یک چراغ قرمز، یا هشدار تلقی کنیم که به ما می‎گوید به عقب برگردیم و تعادل خود را حفظ کنیم. هر موقع که ما از کانون خود دور شویم باید منتظر روشن شدن این چراغ باشیم.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">تنها طریقی که می‎توانیم تعادل خود  را بر روی دوچرخه حفظ کنیم این است که متوجه شویم که از مرکز، در حال دور شدن به طرف چپ و راست هستیم. زمانی که ما بطرف چپ متمایل می‎شویم، لازمست دوباره براست گرایش پیدا کنیم تا متعادل شویم و باز، دوباره به چپ، و دوباره، به طرف راست. در این روند چپ و راست، ما تعادل خود را دوباره باز می‎یابیم. بر همین قیاس، روند زندگی را می‎توانیم در نظر بگیریم. برای آنکه روح و روان انسان فعل و انفعال خود را در دنیا حفظ کند، یک روند تعادل وجود دارد. زمانی که ما از نقطه‎ی مرکزی به طرف چپ متمایل می‎شویم، حالتهای منفی قد علم می‎کنند. به مجرد اینکه ما موضع خود را عوض کرده و به طرف مرکز گرایش پیدا می‎کنیم، بطرف نقطه‎ی مقابل آن متوجه می‎شویم و حالت منفی دیگری سرو کله‌اش پیدا می‎شود. دوباره با احساسی که از این حالت منفی در ما پیدا می‎شود، متوجه می‎شویم که زیاده از حد به آن طرف گرایش پیدا کرده‎ایم و ناگزیر حرکات خودمان را متعادل می‎کنیم تا دوباره به مرکز نزدیک شویم.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">تصور کنید تا چه حد دوچرخه سواری مشکل خواهد بود اگر شما مجبور باشید همواره بطرف راست حرکت کنید. غیرممکن است که در این حالت بتوانید تعادل خودتان را حفظ کنید. زمانی که مردم، فلان احساس خود را سرکوب می‎کنند، و بقیه را اجازه می‎دهند، نمی‎توانند تعادل خود را حفظ کنند. عقب و جلو رفتن‎هاست که سبب می‎شود ما به تعادل دست یابیم.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">پس از آنکه دوباره ما به کانون مرکزی بازگشتیم، می‎توانیم برای مدتی در آنجا توقف داشته باشیم. پس از آن روند کار دوباره از اول شروع می‎شود. با یک دوچرخه، ما نباید انتظار داشته باشیم که تعادلی عالی داشته باشیم. کافیست که بر روی زین دوچرخه سرراست قرار بگیریم و یک سواری لذت بخش داشته باشیم. توقع نداریم که همیشه در مرکز باشیم و از طرفی می‎دانیم چگونه مرکز را پیدا کنیم. هنگامی که بحث احساسات منفی پیش می‎آید، به غلط تصور می‎کنیم که با متعادل ایستادن در مرکز، یا حقیقت خودمان، هیچگاه ما دچار درد، یا حالا منفی نخواهیم شد. با روند کار شروع به مبارزه می‎کنیم زیرا نمی‎دانیم که به چه طریق باید با حالات منفی خود مبارزه کنیم  تا تعادل، مجدداً برقرار گردد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">هنگامی که تمرینات دوچرخه سواری شما پیشرفته‎تر شد، حفظ تعادل بطور خودکار صورت خواهد گرفت. به وضعی مشابه آن، همین‌طور که شما یاد می‎گیرید تا حالات منفی خود را پالایش دهید، این کار، یکی از خصایص خستگی ناپذیر شما در سراسر عمر خواهد شد. برای آنکه شما غنا و مالامال بودن حیات را تجربه کنید، لازم است با عواطف و احساسات خود درتماس باقی بمانید. آنهم با کلیه‎ی آنها. با در تماس باقی ماندن با احساسات خودتان، می‎توانید به طور کامل از مظاهر حیات و خوشی‎های ساده‎ی آن بهره‎مند شوید. می‎توانید از وزش نسیم بر چهره‎ی خود، حرارت آفتاب، تازگی بهار، خنکی پائیز، لذت لباس پوشیدن بچه‎ها در مراسم و اعیاد، عشقی که بین دوستان یکدل قسمت شده است لذت و هیجان رومانس، نشاط یاد گرفتن یک چیز جدید، غرورو افتخاری که از یک موفقیت بدست می‌آید، خلسه‎یی که از استفاده از نعم الهی و خدمت به او، به انسان دست می‎دهد، لذت برید.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/meditation/825.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/meditation/623.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/meditation/623.htm#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 28 Dec 2009 15:39:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[مدیتیشن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/meditation/623.htm</guid>
		<description><![CDATA[مدیتیشن
علم و هنر مدیتیشن از هزاران سال پیش به این طرف توسط عرفا تمرین شده است ، پیش گویان ، شفا دهندگان ، جادوگران اساتید یوگا آموزش های خود را با مدیتیشن شروع کرده اند. 
مدیتیشن پایه و نقطه شروع همه کسانی است که قصد پرورش نیرو های درونی خود را دارند.
دلیل اساسی انجام مدیتیشن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h3 style="text-align: right;" dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">مدیتیشن</span></h3>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">علم و هنر مدیتیشن از هزاران سال پیش به این طرف توسط عرفا تمرین شده است ، پیش گویان ، شفا دهندگان ، جادوگران اساتید یوگا آموزش های خود را با مدیتیشن شروع کرده اند.<span id="more-623"></span><span id="more-1727"> </span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">مدیتیشن پایه و نقطه شروع همه کسانی است که قصد پرورش نیرو های درونی خود را دارند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">دلیل اساسی انجام مدیتیشن یادگیری کنترل ذهن می باشد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">برای موفقیت در متافزیک و علوم فرا روانی شما بایستی کنترل ذهن خود را به دست گیرید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">ذهن تمایل دارد مثل یک بچه لوس رفتار کند، هر وقت و هر کاری می خواهد انجام دهد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">هنگامی که شما برای اولین بار تمرینات ذهنی و مدیتیشن را شروع می کنید ، ذهن با بر هم زدن تمرکز شما به وسیله تصاویر بیهوده و گفتگوهای درونی بی پایان یاغی گری خواهد کرد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در اوایل این کار شما را پریشان و گیج می کند و شما قادر نخواهید بود به اهداف مطلوبتان برسید. اما با تمرین مداوم شما توانایی کنترل ذهن خود را برای تمرکز تمامیت وجودتان بر روی یک نقطه منفرد نورانی بدست خواهید آورد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">تمرین روزانه مدیتیشن به مرور زمان چند تغییر مهم را در شما بوجود می آورد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">- افزایش مقاومت در برابر استرس</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">- بهبود سلامتی</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">- پیشرفت استعداد های ذهنی تا حد یک نابغه</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">مدیتیشن با ورود به وضعیت یک خلسه ملایم و متوقف کردن احساساتی که از سرتاسر بدن می آیند انجام می شود.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">با پیشرفت در انجام مدیتیشن به تدریج افکار شما بسیار قدرتمند خواهند شد ، همانند ذره بینی که با متمرکز کردن اشعه خورشید باعث سوزاندن می شود ، متمرکز شدن امواج افکار شما نیز آنها را قوی و مؤثر خواهد کرد. شما به تدریج متوجه می شوید که افکارتان شروع به تأثیر گذاشتن بر روی خودتان و محیط اطرافتان خواهند کرد و هر چه زمان می گذرد میزان این تاثیر گذاری نیز افزایش پیدا می کند. بنابراین مراقب باشید! این نیرو بسیار قدرتمند است و بایستی در جهات مثبت استفاده شود.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/meditation/623.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/meditation/620.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/meditation/620.htm#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 28 Dec 2009 15:37:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[مدیتیشن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/meditation/620.htm</guid>
		<description><![CDATA[نعاس در قرآن = خواب سبک = مدیتیشن امروز
نعاس خواب لحضه ای کوتاه و سبکی است که پس از تحمل مشقات یا کار فکری شدید برای افراد پیش می آید و از آن در آثار روانشناسان به عنوان « خواب لحظه ای » تعبیر شده است. 
در دو جای قرآن کریم از نعاس به منظور [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: right;" dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">نعاس در قرآن = خواب سبک = مدیتیشن امروز</span></h4>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">نعاس خواب لحضه ای کوتاه و سبکی است که پس از تحمل مشقات یا کار فکری شدید برای افراد پیش می آید و از آن در آثار روانشناسان به عنوان « خواب لحظه ای » تعبیر شده است.<span id="more-1724"> </span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در دو جای قرآن کریم از نعاس به منظور تامین آرامش و از بین رفتن نگرانی و خوف از دل مومنان یاد شده است.<span id="more-620"></span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">۱- در سوره آل عمران آیه ۱۵۴ که خداوند می فرماید : « پس آز آن اندوه خداوند به شما آرامش و ایمنی ارزانی داشت. چنانچه گروهی را خوابی آرام فرا گرفت . . . » که این آیه اشاره به جنگ احد دارد. که در ماجرای این جنگ به دلیل غفلت گروهی از سپاهیان مسلمان و همچنین عدم اطاعت از رسول اکرم (ص) شکستی بر مسلمانان وارد آمد و شرایط آنچنان خوفناک بود که عده کثیری از صحنه نبرد گریختند و گروه کمی از اصحاب که حضرت علی (ع) در راس آنان بودند به منظور حفاضت از جان رسول خدا (ص) پروانه وار گرد ایشان جمع شدند ، تا از گزند دشمنان اینان را محفوظ بدارند . در چنین وضعیتی به دلیل شرایط آشفته و استیلای وحشت خواب از چشمان افراد حاظر در صحنه رخت بر بسته بود و در نتیجه آنان دچار کسالت و خستگی روحی و جسمی گشته بودند. در این حال خدا به منظور بر طرف نمودن خستگی و رنج های روانی این مبارزان پایدار نعمت خواب سبک را به آنان عطا فرمود که به برکت این لطف الهی قوای خود را بدست آوردند و در جهت تجهیز نیرو ها و جمع آوری سپاهیان پراکنده اقدام نمودند و به ستیز با دشمنان دین و دیانت ادامه دادند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">۲- سوره انفال آیه ۱۱ که خداوند می فرماید: « به خاطر آور زمانی را خدا چنان آرامشی به شما عطا نمود که خواب سبک شما را در بر گرفت و از آسمان برایتان بارانی بارید تا تطهیرتان دهد و تحریکات شیتانی را از شما دور کند و دلهایتان را قوی کرده و قدم هایتان را استوار سازد. » و آین آیه اشاره به جنگ بدر دارد که نفرات کفار و مشرکین در این نبرد دو برابر مسلمین بودند و ـمامی آنها با ساز و برگ نظامی مناسب آن زمان برا مقابله با سپاه اسلام ، خویش را مهیا کرده بودند و با اتکا به چنین تجهیزات نظامی و تدارکات قوی احتمال شکست در ذهنشان خطور نمی کرد. در برابر مسلمین از نفرات کمتر و تجهیزات نظامی کمتری بر خوردار بودند. بر این اساس رعب و نگرانی فزاینده ای در ذهن و اندیشه مسلمین لانه کرده بود و با ملاحظه چنین وضعیتی شکست را برای خود امری حتمی می دانستند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در این هنگام رسول خدا (ص) دست به دعا برداشتند و از پیشگاه خداوند خواستند تا او سپاهیانش را از این وضعیت رعب انگیز نجات بخشد و از خداوند آرامش دل های مسلمین را طلب کردند. دعای رسول خدا (ص) در دم مستجاب شد و با وجود آنکه ترس و اضطراب بر مسلمانان غلبه داشت و به دلیل وحشت وافر خواب از چشمانشان پریده بود ، پیروزی غرور آفرینی از آن مسلمانان گشت.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">فخر رازی در تفسیر مفاتیح الغیب در ذیل آیه ۱۱ سوره انفال خاطر نشان نموده است که پس از آن آرامش و امنیت نصیب فرد می گردد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">حال با توجه به مطالب مذکور در می یابیم مدیتیشن ( آرامش ذهن ) و ریلکسیشن ( آرامش جسم ) نوعی حالت نعاس است که در قرآن کریم ۱۴۰۰ سال پیش از آن سخن به میان آمده.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">از اثرات مدیتیشن و ریلکسیشن که مشابه به اثرات نعاس است ، در بعد جسمانی می توان به موارد زیر اشاره کرد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">- کاهش ضربان قلب</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">- آرامش در مقابل به وجود آمدن حوادث گوناگون</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">- رها شدن از استرس ها و فشارهای عصبی</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">- جلوگیری از به هدر رفتن انرژی</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">- استفاده مثبت و مناسب از انرژی و . . .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">و در بعد ذهنی می توان موارد زیر را نام برد :</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">- افزایش یادگیری و خلاقیت فردی</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">- افزایش تمرکز و ثبات فکر</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">- تحول در آگاهی باطنی</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">- افزایش اعتماد به نفس و تقویت اراده و انگیزه</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">- کنار آمدن و هضم سریع مسائل دنیای افراد</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">- آرامش روح و روان که به طور کلی ( آرامش ذهن ) باعث هماهنگی بعد جسمانی و روحانی هر فرد شده و در نتیجه فرد را به سوی موفقیت رهنمون می کند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/meditation/620.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/meditation/619.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/meditation/619.htm#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 28 Dec 2009 15:35:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[مدیتیشن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/meditation/619.htm</guid>
		<description><![CDATA[مراقبه پایه برای کسب آرامش
این شیوه ، در واقع اولین قدم در هر یک از تمرینلت مراقبه است و به محض آشنایی با آن ، می توانید در عرض چند ثانیه به آرامش دست یابید. 
لازم است این عمل را در اتاقی کاملاً ساکت و آرام انجام دهید. زمانی مناسب و مکانی راحت ، ساکت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>مراقبه پایه برای کسب آرامش</strong></span></span></h4>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">این شیوه ، در واقع اولین قدم در هر یک از تمرینلت مراقبه است و به محض آشنایی با آن ، می توانید در عرض چند ثانیه به آرامش دست یابید.<span id="more-1721"> </span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">لازم است این عمل را در اتاقی کاملاً ساکت و آرام انجام دهید. زمانی مناسب و مکانی راحت ، ساکت و بدون مزاحمت را انتخاب کنید. چنانچه تمایل داشته باشید می توانید در طی مراقبه از یک موزیک آرام بخش بهره جویید. لباس های تنگ خود<span id="more-619"></span> را در آورید ( لباس هایی چون کمربند ، کراوات ، و … ).</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">با پشت صاف و در حالی که تکیه داده اید بنشینید و دست ها را به آرامی روی هم یا روی پاهایتان بگذارید. اگر بخواهید ، می توانید در جهت شمال / جنوب به پشت دراز بکشید ، به طوری که سرتان به طرف شمال و دست ها در طرفین بدن قرار گیرند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">چشمانتان را ببندید و احساس کنید وزنتان در سرتاسر بدنتان به طور یکنواخت توزیع شده است. برای دست یابی به چنین حسی ، می توانید کمی در جای خود حرکت کنید. پس از این که در جایتان استقرار یافتید ، به خود بگویید که دیگر حرکتی نخواهید کرد ، مهم نیست چه احساسی در جسمتان دارید. تغییرات فیزیکی ، افکار اخلال گری هستند که از خود آگاه نشأت می گیرند و مانع ادامه روند می شوند. این افکار ، ریشه در ترس خود آگاه از ناشناخته دارند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">حال به آرامی و راحتی ، نفس عمیق بکشید. برای چند لحظه ، نفس را در سینه حبس کنید ، سپس با آهی آرام ، هوای درون سینه تان را رها کنید. این شیوه دم و بازدم را تکرار نمایید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">برای محافظت در سطح روحی ، نیروی برتر را به حظور بطلبید. می توانید به انتخاب خودتان ، به ذکر دعایی بپردازید. من دعایی را که به این منظور می خوانم ، در خاتمه این بخش آورده ام. نور سفید و درخشانی را بالای سر خود تصور کنید. این نور همان پرتو عالمگیر انرژی حیات است؛ نور پروردگار. این نور که بالای سر شماست ، به تدریج دور تا دور اندامتان را احاطه می کند و تمامی نگرانی ها و تنش ها را از وجودتان می زداید. تصور کنید که این نور به آرامی از درون شما عبور می کند. به آن خیره شوید و به خود بگویید تنش ها و نگرانی ها ، رهایتان کرده و از کف پا به بیرون رانده شده اند. آنها ، شما را ترک می کنند و وارد زمین می شوند ، جایی که طبیعت مهربان ، دو باره به کارش می گیرد تا زمین را احیا نماید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">پس از اینکه در جسمتان احساس سبکی کردید ، در چنین حالتی بمانید تا وقتی که حس کنید ، زمان بازگشت به حالت اول فرا رسیده است. هنگامی که آماده شدید ، چشمانتان را باز کنید. اگر دراز کشیده اید ، به آرامی بنشینید و زانو ها را خم کنید و اگر نشسته اید ،  به آرامی بدنتان را حرکت دهید. دعای انتخابی تان را بخوانید و بدین ترتیب ، از پروردگار عالم تشکر نمایید. سپس ، به خود برای انجام این مراقبه به نحو احسن ، تبریک بگویید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">ممکن است در حین انجام این مراقبه ، به تجربیات و احساساتی دست یابید که کاملاً طبیعی هستند. در زیر به برخی از این موارد اشاره شده است :</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">·اولین احساس آرامش در شما ، ممکن است همراه با نوعی فشار در دست ها و یا اندام های دیگرتان باشد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">·ممکن است افکار بی شماری از ذهنتان بگذرند و یا با مواردی چون خارش ، عطسه ، درد ، تنفس سخت و نا آرام ، قورت دادن آب دهان ، ترس ، مورمور شدن ، سوزش ، سنگینی و احساس منگی و گیجی مواجه شوید. به خود بگویید ، همه این موارد اخلال گرند. زمانی که به شما فشار آوردند ، سریعا مراقبه را متوقف کنید ، زیرا آمادگی ادامه آن را ندارید. به خاطر داشته باشید مهارت در انجام مراقبه با تمرین هر چه بیشتر به دست می آید ( کار نیکو کردن از پر گردن است ). صبور باشید و به خود عشق بورزید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">·ممکن است احساس زد و نقیض – ( بزرگ و کوچک ، سبک و سنگین ، گسترده و فشرده ، روشن و تاریک ، گرم و سرد ) – به همراه تصورات خوب و بد به سراغ شما بیایند. این احساسات را بپذیرید و ناظر آنها باشید و تنها زمانی که به شما فشار می آورند ، دست از ادامه مراقبه بردارید و آن را به پایان برسانید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">·ممکن است ترس ناشناخته در شما ظاهر شود که موج هایی از انرژی را در ناحیه شکم و قلبتان ایجاد کند. چنانچه بتوانید ناظر آن باشید ، اینگونه احساسات پراکنده ، ناپدید می شود و شما قادر به ادامه مراقبه خواهید بود. اما اگر احساس کردید می خواهید مراقبه را متوقف کنید ، حتماً این کار را انجام دهید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">·صدای تنفستان را بشنوید. صدایش درست مانند صدای تنفس شخصی در گوش شخصی دیگر است. چنانچه احساس کردید نفس هایتان کوتاه تر شد و ترس به شما روی آورد ، یکباره مراقبه را متوقف کنید. چنانچه بتوانید بی غرضانه این ترس را کنار بگذارید ، می توانید به کار خود ادامه دهید؛ با ترس روبرو گردید تا کم کم ناپدید شود.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">·شاید صدا هایی در درونتا ایجاد شود ، همچون صدای شکم که کاملاً طبیعی است. با پیشرفت در مراقبه ، چنین صدا هایی افزایش خواهند یافت ، اما ضربان قلب شما آرام تر خواهد شد. چنانچه تند تر شد ، باید خود را برای رویاروی با آن و یا متوقف نمودن مراقبه آماده نمایید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">·ممکن است در خود احساس سرما یا گرما کنید. این نیز کاملاً طبیعی است. شاید بتواند از چنین حالتی بیرون بیایید یا در آن بمانید و یا حتی قادر به عبوراز آن باشید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">·احساس مور مور شدن در دست ها ، پاها و یا بروز احساسات پوستی دیگری ، چون فشردگی ، کرخی و سردی ، نمایانگر فشار انرژی در بدنتان است.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">·احساس نا آرامی ، همانطور که تا کنون مشاهده شده است ، بیان گر نیروهای نا هماهنگ است. در این صورت ، به آرامی ، عمل مراقبه را متوقف کنید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">·احساس حرکت دورانی و چرخشی که نشانگر عدم هماهنگی در جریان انرژی در پنج کالبد فیزیکی ، اتریک ، روحانی ، ذهنی و روحی است. چنانچه بر هر یک از این پنج کالبد متمرکز شوید ، این دوران و چرخش باز می ایستد. چنانچه این حالت چرخشی و دورانی ادامه یافت ، دچار نوعی کسالت و دل به هم خوردگی خواهید شد که بهتر است مراقبه را متوقف کنید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>یادداشت : </strong>هدف از انجام چنین مراقبه ای ، در واقع ، رجعت به هوشیاری و خود آگاهی طبیعی است ، هوشیاری که با حسی خوب همراه است. برای یاد گیری «کسب آرامش» به زمان نیاز دارید ، بنابر این زمانی را به این عمل اختصاص دهید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>ضبط نوار مراقبه شخصی</strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">برای رفع مشکل پرسه زدن ذهن ، ضبط مراقبه و استفاده از نوار می تواند مفید باشد. مجبور نیستید دستگاه را در طول عمل مراقبه روشن و خاموش کنید ، تنها تمامی مراحل زیر را دنبال کنید :</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">دراز بکشید ، چشمانتان را ببندید ، نفس عمیق بکشید ، سکون و آرامش را در خویش تقویت نمایید و به همین گونه ادامه دهید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">قبل از ضبط اعمالی که باید انجام دهید ، آنها را تمرین کنید تا به میزان وقفه هایی که در بین مراحل وجود خواهد داشت واقف شوید. برای تکمیل هر مرحله ، قبل از شروع مرحله بعدی ، مدت زمانی کافی برای کارتان اختصاص دهید. چنانچه بخواهید ، در ابتدای هر مراقبه ، به یک آرامش اولیه دست خواهید یافت.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">می توانید عمل مراقبه را درست همانگونه که نوشته شده است ، بیان دارید ، یاآن که آن را به سلیقه و میل خود تغییر دهید ، مثلاً افزودن جمله های تأکیدی یا مانراها.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">به هنگام ضبط مراقبه ، خود را «شما» خطاب کنید ، گویی در حال هیپنوتیزم کردن خود هستید. بایستید یا صاف بنشینید. سعی کنید در کمال آرامش باشید ، به آرامی و در کمال وضوح و فصاحت ، با صدایی طبیعی سخن بگویید. می توانید از یک موسیقی آرام بخش مخصوص مدیتیشن استفاده کنید ، گر چه این کار ممکن است هنگام تصحیح یا تدوین نوار مشکلاتی ایجاد کند. اگر مایل به استفاده از موسیقی برای مراقبه تان هستید ، موسیقی آرام و گوش نواز را به شما توصیه می نمایم.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/meditation/619.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/meditation/618.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/meditation/618.htm#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 28 Dec 2009 15:34:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[مدیتیشن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/meditation/618.htm</guid>
		<description><![CDATA[مدتیشن برای کنترل خود آگاه
خود آگاه شما ، اغلب دروغگو و دغل کار است. وجدانی در کارش نیست و برای حفظ تسلطش بر شما و پیشبرد اهدافش ، از هیچ کاری فروگذاری نمی کند. 
با گذشت زمان ، این بخش از خودتان را باز آموزی می کنید و فرمان برداری و تبعیت را به او [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 dir="rtl"><span style="color: #ff0000;"><strong>مدتیشن برای کنترل خود آگاه</strong></span></h4>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">خود آگاه شما ، اغلب دروغگو و دغل کار است. وجدانی در کارش نیست و برای حفظ تسلطش بر شما و پیشبرد اهدافش ، از هیچ کاری فروگذاری نمی کند.<span id="more-1719"> </span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">با گذشت زمان ، این بخش از خودتان را باز آموزی می کنید و فرمان برداری و تبعیت را به او می آموزید؛ به او می آموزید که از خود برترتان پیروی کند و حتی الامکان معنا و مفهوم واقعی خرد را درک نماید. به هنگام تمرین این مراقبه ، باید صبور باشید.<span id="more-618"></span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">·پس از احساس آرامش و وانهادگی ، مشاهده کنید ذهنتان چگونه به سوی نگرانی و آشفتگی های روزمره و نیز خیالبافی و خواب آلودگی کشیده می شود. ( چنانچه به خواب بروید ، در واقع عمل مراقبه خواطمه یافته است. این مسئله در ابتدا غیر عادی نیست.)</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">·چنانچه ترس و نگرانی ، بر ذهنتان چیره شد ، به آن ها توجه نکنید ، فقط آن ها را بنگرید. تمامی واکنش های جسمانی مانند انقباض های عضلانی را بر کاغذ بیاورید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">·به تنشی که در بدنتان ایجاد شده است ، توجه کنید و آن را در ذهنتان چون یکقشر ضخیم سیاه نفت تصور نمایید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">·نوری سفید و درخشان را بالای سر خود تصور کنید. به این نور نگاه کنید ، ببینید که دور تا دور شما را فرا گرفته و قشر سیاه و تیره نفت را به سوی پایین جسمتان و سپس از ناحیه انگشتان پا به خارج از بدن و درون خاک هدایت می کند. این روش را ادامه دهید. افکار نگران کننده و واکنش های جسمانی تان را مشاهده کنید. ( طی این مرحله ، مکرراً جسم شما دچار تنش و سپس آرامش و سکون می گردد. )</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">·با هوشیاری و خود آگاهی ، آرامش اختیار کنید و ببینید چگونه خود آگاهتان مانع ایجاد یک آرامش واقعی و حقیقی است. چندین نفس عمیق بکشید. با هر نفس ، خود را شل و شل تر کنید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">·بر دریافت هیی که تا کنون در مورد خود داشته اید بیشتر تعمق کنید. به خود تأکید کنید که این اعمال را برای بهسازی فردی انجام خماهید داد. سه یا چهار بار نفس عمیق بکشید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">·دوباره حواس خود را بر نور و هاله شفاف و سفید رنگ بالای سرتان معطوف کنید ، این نور را همچون پناهگاهی امن تصور نمایید؛ مکان و مأوایی که در آن امکان کار در اکتشافات جدیدتان را خواهید داشت. بدانید که آنجا ، مکانی ویژه و خاص برای شما محسوب می شود ، و زمانی که بدین مکان سفر کردید ، خود برتر شما ، یار و یاور خواهد بود.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">·چنانچه متوجه شدید دچار خیال بافی بیهوده و یا خواب آلودگی شده اید ، بلا فاصله به جسمتان توجه کنید. خیال بافی سبب بروز تنش هایی در جسم می شود. متوجه باشید که خود آگاه می تواند کنترل اوضاع را به دست گیرد ، بنابراین عصبانی نشوید. عمیقاً نفس بکشید و به هر گونه تنشی که در هر بخش از بدنتان آشکار می شود توجه کنید و علت آن را از خود بپرسید. منطظر بمانید و شاهد پاسخ دادنش باشید.بگذارید خود برترتان یک بار دیگر با هماهنگی آن نور سفید ، تنش ها را از خود دور سازد. بنگرید که چگونه تنشها و دل نگرانی ها ، از کف پا هایتان به بیرون رانده می شوند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در ادامه مراقبه ، مکان امنی را مجسم کنید. این مکان با ادامه مراقبه بر شما ظاهر می شود.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">·انرژی شفا بخشی را که این مکان امن در اختیارتان قرار می دهد ، در خود جذب کنید. به عنوان پاداشی برای رویا رویی با حقیقت ، بگذارید خود آگاهتان به خوابی شیرین فرو رود. ( بدین ترتیب ، رؤیای هدف مند خواهید داشت. در این رؤیا ، خود آگاهتان تطابقات لازم را ایجاد خواهد نمود. با تمرین مستمر متوجه خواهید شد که قادرید در حالتی متمرکز که در آن توانایی کشف درونتان به مراتب بیشتر و گسترده تر خواهد بود قرار گیرید. )</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">·چنانچه به خواب عمیقی فرو نرفتید ، کاملاً بیدار شوید و هوشیارانه یافته های خویش را بنویسید. در صورتی که به خواب رفتید نیز ، رؤیا های خود را در مورد آینده تا به رشته تحریر در آورید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">یادداشت : با چنین تمریناتی ، قادر خواهید بود بسیاری از تنش های غیر ضروری ای که جسم شما سالیان سال به دنبال کشیده است ، از خود برانید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/meditation/618.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/meditation/617.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/meditation/617.htm#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 28 Dec 2009 15:34:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[مدیتیشن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/meditation/617.htm</guid>
		<description><![CDATA[ مدیتیشن برای برای مسدود کردن چاکرا 
 
در زندگی روزمره ، آن دسته از چاکراهایی که در بخش های پایینی بدن واقع شده اند ، ما را در یافتن راه زندگی مان یاری می دهند. چنانچه این چاکراها ، کاملاً باز باشند ،  دیگران می توانند انرژی ما را تخلیه کنند. بسیار حائز [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong> <span style="color: #ff0000;">مدیتیشن برای برای مسدود کردن چاکرا</span></strong><strong> </strong></span></h4>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong> </strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در زندگی روزمره ، آن دسته از چاکراهایی که در بخش های پایینی بدن واقع شده اند ، ما را در یافتن راه زندگی مان یاری می دهند. چنانچه این چاکراها ، کاملاً باز باشند ،<span id="more-1716"> </span> دیگران می توانند انرژی ما را تخلیه کنند. بسیار حائز اهمیت است که بدانیم چگونه می توانیم این مراکز را مسدود و از خود در برابر دیگر افراد مراقبت و محافظت کنیم. هر از گاهی که می توانیم ، به انجام تمرینات این مراقبه بپردازید.<span id="more-617"></span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">·در کمال آسایش و راحتی بنشینید و یا بایستید. چند نفس عمیق بکشید و خود را رها کنید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">·به ناحیه تناسلی خود که در واقع نزدیک چاکرای ریشه است ، توجه داشته باشید. عضلات خویش را تحت کنترل در آورید. همین طور که بدین مراقبه می پردازید ، حلقه ای بزرگ را مجسم کنید که رفته رفته کوچک می شود تا تبدیل به نقطه ای کوچک گردد.عضلاتتان را شل کنید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">·خود را با شبکه خورشیدی تان هماهنگ کنید. عضلات شکم خود را به آرامی منقبض نمایید و حلقه ای را مجسم کنید که به تدریج تبدیل به نقطه ای کوچک می گردد. در این ناحیه ، انقباض و کششی را احساس خواهید کرد که تنها برای محافظت از شما ایجاد شده است. عضلات خود را رها کنید و نفسی عمیق بکشید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">·اکنون توجه خود را به سوی چاکرای قلب ( چاکرای اصلی ) معطوف کنید. نفسی عمیق بکشید ، و مانند موارد پیش ، هم زمان حلقه را مجسم کنید که آن قدر کوچک می شود تا تبدیل به نقطه ای شود. نفس عمیق بکشید ، سپس بدنتان را رها کنی.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">·چنانچه گلویتان درد می کند ، باید چاکرای گلوی خیش را نیز مسدود کنید. چندین بار ، آب دهان خود را قورت دهید ، دوباره مشاهده کنید که حلقه مورد نظر تبدیل به نقطه ای بسیار کوچک می شود. نفسی عمیق بکشید ، کلیه عضلات ناحیه گردن و فک هایتان را رها کنید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">·چنانچه چشم سوم شما باز است و بطور صحیح و مناسب از آن استفاده نمی کنید ، مطمئناً دچار سر درد خواهید شد. نفسی عمیق بکشید ، سپس آنچنان اخم کنید که پلک هایتان بسته شوند. نفس عمیق دیگری بکشید و بگذارید هر گونه تنشی ، سر شما را ترک کند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">·چاکرای تاج باید همیشه کمی باز باشد. بدین ترتیب ، قادر خواهید بود با پروردگار و مربی معنوی تان دائماً در تماس باشید. سعی کنید دوباره حلقه را ببینید و بخواهید بسته یا به حد کافی باز بماند. اولین احساس شما ، درست و واقعی است. به آرامی بالای سرتان را مالش دهید. بدین ترتیب ، متوجه خواهید شد که این بخش نیز بسیار آرام اصلاح می گردد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">·چاکرای طحال نیز همیشه باید تنظیم باشد. برای تصحیح هر گونه ایرادی در این ناحیه ، ترازوی کوچکی را مجسم کنید. اگر دو کفه آن هم سطح نیستند ، چیزی درون یکی از کفه ها بگذارید و ترازو را تنظیم کنید. هنگام تجسم هم سطح شدن کفه ها ، عضلات ناحیه چپ بدنتان را منقبض و احساس کنید که این چاکرا نیز مسدود می شود.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">·اکنون ، یکبار دیگر توجه خود را به چاکرای تاج معطوف کنید. با پروردگار هماهنگ شوید؛ همین طور که تجسم می کنید نور شفاف و درخشانی به دور بدنتان حلقه زده است ، عشق و محبت پروردگار را نیز دریافت کنید. زمانی که چنین امری حادث گردید ، با چاکرای دست و پاهایتان هماهنگ شوید و چهار حلقه کوچک را تصور و ببینید تمامی این چهار حلقه مبدل به نقطه ای کوچک خواهند شد. همین طور که این کار را انجام می دهید ، دستها و پاهایتان را به هم گره بزنید. نفسی عمیق بکشید و خود را رها کنید. در این هنگام ، آماده رویارویی و مواجه شدن با دنیای بیرون هستید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">یادداشت : دیر یا زود یاد می گیرید که این مراقبه را به طور خودکار ، حتی در اتاقی شلوغ و پر سر و صدا انجام دهید.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/meditation/617.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/meditation/616.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/meditation/616.htm#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 28 Dec 2009 15:33:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[مدیتیشن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/meditation/616.htm</guid>
		<description><![CDATA[مدیتیشن برای ارتباط با کالبد اتریک
 
کالبد اتریک ، کالبد روحی را به کالبد فیزیکی متصل می کند. بخشی از این کالبد از انرژی حاصله از احساسات زمینی و دیدگاه های ذهنی ایجاد شده توسط خود پست انسانی ،  تشکیل شده است و بخشی دیگر حاوی انرژی معنوی است که خود متعالی انسان در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 dir="rtl"><span style="color: #ff0000;"><strong>مدیتیشن </strong><strong>برای ارتباط با کالبد اتریک</strong></span></h4>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong> </strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">کالبد اتریک ، کالبد روحی را به کالبد فیزیکی متصل می کند. بخشی از این کالبد از انرژی حاصله از احساسات زمینی و دیدگاه های ذهنی ایجاد شده توسط خود پست انسانی ،<span id="more-1713"> </span> تشکیل شده است و بخشی دیگر حاوی انرژی معنوی است که خود متعالی انسان در پاسخ به درخواست کمک خود پست ، تولید می کند. این کالبد ، برای ادامه حیات ضروری و نسبت به محیط اطراف خود بسیار حساس است. هر چه بیشتر بترسید ، این کابد ، بیشتر سعی در فرار از موقعیت های ایجاد شده می کند.<span id="more-616"></span> در واقع ، این مراقبه برای مقابله و رویارویی و سپس کنار زدن ترس هایتان ، شما را یاری می نماید. شناخت نیرو ها و انرژی های درونتان به این معناست که در شرایط مختلف احساسی ، فیزیکی ذهنی ، از کالبد اثیری خود شناخت کافی داشته باشید. عمل مراقبه باید فاقد هر گونه دیدگاه خاصی باشد ، و با درک این مسئله صورت پذیرد که تمرین ، سبب اتحاد ذهن و احساسات می شود و پیامد آن صلح و آرامش است.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"> ·دعای حفاظت کننده بخوانید ، سپس مراقبه پایه را انجام دهید. به آرامی و بسیار عمیق نفس بکشید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"> ·با هفت چاکرای اصلی پیکرتان هماهنگ شوید. زمانی که این هماهنگی تمام پیکرتان را در بر گرفت ، بگذارید به بیرون از کالبدتان نیز راه یابد و همچون یک گل ، گلبرگ هایش را باز کند. چاکرای ریشه را که در قاعده ستون فقرات واقع شده است ، احساس کنید. تصور کنید حفره ای باریک به قطر ۱۰ تا ۱۲ سانتی متر در ناحیه بیرونی این بخش باز می شود. چند مرتبه نفس عمیق بکشید. احساس کنید که این حفره باز شده ، اندام تناسلی شما را احاطه کرده است.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"> ·سپس ، توجه خویش را بر شبکه خورشیدی که در ناحیه شکمی قرار دارد معطوف کنید. دوباره تصور کنید که یک حفره باریک به قطر ۱۰ تا ۱۲ سانتی متر باز می شود. عمیقاً نفس بکشید و وقوع چنین گشایشی را احساس کنید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"> ·حا به چاکرای قلب که در ناحیه قفسه سینه است توجه کنید. تصور کنید ، حفره ای کوچک به اندازه قلب یک انسان باز می شود. دوباره نفسی عمیق بکشید. باز شدن قفسه سینه تان را احساس کنید. در این زمان ، احساس رها شدگی و آرامش خواهید کرد. تنفستان آرام تر خواهد شد ، اما دم و باز دم شما طولانی تر می شود.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"> ·سپس ، بر چاکرای گلو متمرکز شوید. حفره ای کوچک با قطر ۵ سانتی متر را که در حال گشوده شدن است ، تصور نمایید. باز شدن آن را حس کنید. در صورت نیاز آب دهان خود را فرو دهید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"> ·اینک ، توجه خود را بر چاکرای چشم سوم معطوف کنید. در ذهنتان شروع به باز کردن این چاکرا نمایید و تجسم کنید پلکی بسیار بزرگ ، گشوده می شود و مردمکش نمایان می گردد. نفسی عمیق بکشید و احساس کنید که پیشانی تا وسعت می یابد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"> ·چاکرای تاج که همیشه باز است ، هم اکنون باز تر خواهد شد. برای کمک به این گشایش ، باز شدن یک باد بزن چینی را تصور نمایید. ببینید که این باد بزن روی سر شما گشوده شده است. هاله ای که به دور سر شما ایجاد می شود را احساس نمایید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"> ·اینک ، بر چاکرای طحال خود تمرکز کنید. مشاهده کنید حفره ای کوچک به قطر ۱۰ سانتی متر باز می شود. با فرمانی ذهنی ، بخواهید انرژی های به جریان در آمده در وجودتان متعادل و هماهنگ شوند. متری به اندازه صفر تا ۱۰۰ را تصور نمایید. نقطه ای به اندازه سر یک سوزن را در میان این متر ، مشاهده کنید. هنگام انجام این کار بگذارید تا انرژی های درونتان نیز هماهنگ و متعادل شوند. نفسی عمیق بکشید و بدانید که هم اینک آماده دریافت شعور حقیقی از ناخود آگاه و جهان روح هستید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"> ·نفسی عمیق بکشید و بدانید که قادرید خود را با هر یک از کالبد های پنج گانه تان در حالی که در مراقبه ژرف به سر می برید ، هماهنگ کنید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"> ·به ذهن خود فرصت دهید تا بر کالبد اتریکتان متمرکز شود. سعی کنید همان گونه که با جسم فیزیکی تان احساس می کنید ، با ذهنتان نیز احساس کنید. نفسی عمیق بکشید و خویش را با آنچه ذهنتان احساس می کند ، هماهنگ نمایید. ابتدا احساس کرخی و سستی خواهید نمود ، سپس جسم شما دچار نوعی هیجان و تنش می شود. این حالت را بپذیرید و نفسی عمیق بکشید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"> ·خود را به صورت نور و صدا به صورت جریانی از الکتریسیته تجسم کنیدو بدنتان سوزن سوزن می شود؛ بر هر قسمتی که این حس شدید تر به نظر می رسد ، تمرکز نمایید. به تپش ها و مور مور شدن ها در این ناحیه ، توجه کنید. بدانید که در جریان یک ترس بارز و آشکار قرار گرفته اید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"> ·پس از گذشت مدتی ، سر و صدا و سوت هایی خواهید شنید و رنگ هایی خواهید دید که فاصله شان از شما کم و زیاد می شود.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"> ·به آرامی دراز بکشید و از این احساسات گوناگون لذت ببرید. چنانچه ترسی در شما باشد که به شما اجازه آرامش و رها شدگیندهد ، به طور خودکار به ظمیر هوشیار و خود آگاه خود باز خواهید گشت.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"> ·به صدای درونتان گوش دهید. توجه کنید که چگونه نسبت به آن چه از بخش به خواب رفته وجودتان می شنوید و بی تفاوت هستید ، در حالی که بسیار علاقه مندید هر آنچه در درون یا محیط اطراف شما روی می دهد را ببینید و حس کنید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"> ·به عنوان یک ناظر ، خود را بپذیرید و با هر آنچه از شما ساطع می شود ، هماهنگ شوید. افکار غیر منطقی و احساساتی را که از ذهن و وجودتان می گذرند بنگرید.در اینمقطع ، می توانید میزان زیادی از تنش ها ، نا آرامی ها ، ترس و تنفر را از خود دور سازید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"> ·توجه خود را بر پروردگار و نور سفید و شفا بخش اش معطوف سازید و تصور کنید که این نور ، در حالی که از دستان شفا بخش او منتشر می شود ، بدن شما را نیز نوازش می کند و سخاوتمندانه وجودتان را احیا می سازد ، تا جایی که بار دیگر بر جسم فیزیکی تان هشیار گردید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"> ·هنگامی که احساس کردید آماده اید، تصور کنید تمامی چاکرا ها ، با روندی معکوس ، یکی بعد از دیگری بسته می شوند. این عمل از چاکرای ریشه و به چاکرای تاج که تا حدی باز می ماند ختم می شود. در فاصله بسته شدن هر چاکرا تا چاکرای بعدی ، نفسی عمیق بکشید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"> ·همانطور که قبلاً گفته شد ، چاکرای طحال آخرین چاکرایی است که در بدن بسته می شود. دوباره متری با مقیاس صفر تا ۱۰۰ را تصور نمایید. به سر سوزنی که به سوی بخش میانی متر در حرکت است نگاه کنید. سپس بگذارید انرژی های درون کالبد های پنج گانه تان با یکدیگر هما هنگ شوند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"> ·منطظر بمانید جسمتان به عملکرد طبیعی اش باز گردد ، سپس توجه تان را به خود منعطف سازید و بر هر چه تجربه نموده اید تفکر کنید. می توانید هر آنچه را که تجربه کرده اید به رشته تحریر در آورید.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">یادداشت : هیچ گاه نباید دچار ترس شوید. چنانچه در حین عمل مراقبه ، ترس بر شما غلبه کرد ، خود آگاه را به مبارزه طلبید تا با روحیه ماجراجویی و برای کسب تجربه به مراقبه ادامه دهد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/meditation/616.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

