<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>موسسه مشاوره و تحقیقات متافیزیک بینش ماورائی &#187; مانيه تيزم</title>
	<atom:link href="http://www.bineshmavara.com/category/man/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.bineshmavara.com</link>
	<description>موسسه مشاوره و تحقیقات متافیزیک بینش ماورائی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 08 Feb 2012 12:14:28 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.6</generator>
	<language>en</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/man/574.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/man/574.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 14:49:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[مانيه تيزم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/man/574.htm</guid>
		<description><![CDATA[در بیان قوه مانیه تیزم یا قوه مغناطیس [۱]
مقصود از مانیتیزم چیست ؟
مانیتیزم :
قوه ایست که هنوز اسرار آن کشف نشده ۰ در اطراف ما یافت میشود و تاثیر می کند به انسان و حیوان و حتی به  نباتات اثراتی مشابه با تاثیری که آهن رباو فولاد وغیره …
معهذا در ازمنه قدیمه در تحت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h5><span style="color: #ff0000;">در بیان قوه مانیه تیزم یا قوه مغناطیس <a name="_ftnref1" href="http://www.bineshmavara.com/man/1165.htm#_ftn1">[۱]</a></span></h5>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">مقصود از مانیتیزم چیست ؟</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">مانیتیزم :</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">قوه ایست که هنوز اسرار آن کشف نشده ۰ در اطراف ما یافت میشود و تاثیر می کند به انسان و حیوان و حتی به <span id="more-574"></span><span id="more-1165"> </span>نباتات اثراتی مشابه با تاثیری که آهن رباو فولاد وغیره …</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">معهذا در ازمنه قدیمه در تحت نامهای دیگری معروف بوده ۰ کتب مقدسه هند و امثال متعدده در این موضوع دارد ۰ بواسطه این قوه از نگاه وتکلم و حرکات دست و بعضی حرکات دیگر مرضائی معالجه شده اند که امروز آن را پاس (یا حرکات دست )می نامیم <a name="_ftnref2" href="http://www.bineshmavara.com/man/1165.htm#_ftn2">[۲]</a></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در احادیث قدیمه چینیان حکایتی از معجزات ظاهره از مقدسین دیانت بودائی و (کنفوسیوس) نقل شده ۰ و همچنین در کتب دینی کلدانیان امتحاناتی از معالجه مانیتیزمی ذکر گشته و نیز از کتب مقدسه میتوان استخراج امثال متعددی را نمود در موضوع بروزات این قوه ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در ابنیه خرابه مصر در هر موقع دستجاتی از مانیتیزم کنندگان (مانیتیزرها) دیده می شوند که مشغول عملیاتی در روی این قوه هستند ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">خلاصه در هر نقطه که از مساعی و جدیت بشری اثراتی مانده ۰ منجمله از “گل ها از یونانیها و مکزیکیها” اخباری می یا بیم تصدق بر این که قوه مانیتیزم در هر زمانی بقسم غیر قابل محوی در میان آنها وجود داشته ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">(ژزف بالسمو – موسوم به کنت دوکا کلیسترو ) یک قرن ونیم قبل در وجود این شخص مانیتیزر آثار وبروزاتی می بینیم که از حقایق و تاثیرات غیر قابل انکاری از این قوه از خویش ظاهر ساخته و ما یکی از بروزات و عملیات او را برای نمونه بعرض قارئین محترم و محترمه</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">می رسانیم :</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در مجلسی که عده زیادی حضور داشته اند ،طفل یکی از حضار را صدا زد و وی را به نزدیک میزی برد که تنگ آب خالص در روی آن و در پشت تنگ چند شمعی مشتعل بود ۰ بچه را به زانو نشانیده و در اطراف او مشغول خواندن عزائمی گشت ۰ و دستش را بالای سر طفل قرار داده و بعد هر دو بذکر مناجاتی برای موفقیت در آرزوی خویش پرداختند ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">کنت به طفل خطاب کرده گفت نگاه کن به تنگ ببین چه می بینی ؟ بچه ملاحظه کرده فریاد کرد باغی را می بینم ۰ آنگاه کنت با اطمینان به موفقیت خود از درگاه الهی در خواست ظاهر شدن ملکی را نمود ۰ طفل اظهار کرد که من چیز سفیدی را میبینم ۰ و با مسرتی فریاد برآورد که طفلی را مثل خود می بینم که صورتی ملائکه مانند دارد۰ آنگاه شرح کاملی ازآنچه که می دید بیان می نمود که کاملا شبیه با تصویر ملائکه بود ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">این اظهارات طفل کنت را مسرور و آنرا دلیل موهبت الهی در وصول به مقصود دانستند</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در این موقع پدر طفل خواست به استعانت این تنگ و مناظره مشهوده آن بداند که در آن موقع دختر ارشدش چه می کند ۰ کنت مجدداً طفل را در تحت تاثیر دستهایش قرار داده و طفل هم در اثر مانیتیزم اظهار داشت که خواهر ارشدش در این موقع در خانه ای که محل سکنای آنها بوده از پله های اطاق سرازیر شده و یکی از برادرانش را در حیاط در آغوش گرفته است در صورتی که این برادر تا کنون چندین فرسخ از خواهرس دور بوده است واین قضیه بنظر حضار وقوع و صحت آن غیر ممکن آمد کنت کا کلیستر و بدون اینکه تردید حضار خاطر او را مشوب سازد نصیحت کرد که برای تصدیق صحت قضیه یکی از حضار را به خانه  ان شخص اعزام دارند ۰ و آنهاهم برای فهم قضیه یکی از حضار را اعزام و در نتیجه معلوم شد که جوانی را که خواهرش در آغوش گرفته است ۰ برادری است که از ممالک خارجه در آن موقع وارد شده است ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">لذا تهنیت هائی از حضار به کنت ابلاغ و مشارالیه هم مشغول عملیات دیگری جهت خیره کردن انظار حضار گردید۰</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<hr size="1" />
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn1" href="http://www.bineshmavara.com/man/1165.htm#_ftnref1">[۱]</a>-</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">Magnetism</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">2–PASSES</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn2" href="http://www.bineshmavara.com/man/1165.htm#_ftnref2"></a></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/man/574.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/man/573.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/man/573.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 14:48:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[مانيه تيزم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/man/573.htm</guid>
		<description><![CDATA[درباب وسائلی که سبب خواب مانیه تیکی میشود:[۱]
یک مراسله وارده از قاهره مصر در سال ۱۸۶۰ میلادی ما را مستحضر می سازد طرزی را که جادوگرهای مصری برای حصول خواب مانیتیکی استعمال می کردند : 
۱-        غالباً بشقاب سفید چینی را گرفته که در وسط آن دو مثلث در هم رفته ترسیم گشته ۰ که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">درباب وسائلی که سبب خواب مانیه تیکی میشود:<a name="_ftnref1" href="http://www.bineshmavara.com/man/1163.htm#_ftn1">[۱]</a></span></h4>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">یک مراسله وارده از قاهره مصر در سال ۱۸۶۰ میلادی ما را مستحضر می سازد طرزی را که جادوگرهای مصری برای حصول خواب مانیتیکی استعمال می کردند :<span id="more-573"></span><span id="more-1163"> </span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">۱-        غالباً بشقاب سفید چینی را گرفته که در وسط آن دو مثلث در هم رفته ترسیم گشته ۰ که در فواصل آن مثلثا ت اشکال هندسی از کلمات سحر آمیز <a name="_ftnref2" href="http://www.bineshmavara.com/man/1163.htm#_ftn2">[۲]</a> تشکیل گردیده است ۰ برای اینکه تمرکز نگاه در یک نقطه معینی محدود گردد ۰ و پس از آن برای افزایش تلاءلوءسطح بشقاب کمی روغن زیتون در وسط آن میریزند ۰ معمولا برای امتحانات مانیتیزمی شخص جوانی را انتخاب و دقت وی را جلب به وسط آن دو مثلث نموده ،پس از چهار ، پنج دقیقه  بنظر (سوژه ) آلت<a name="_ftnref3" href="http://www.bineshmavara.com/man/1163.htm#_ftn3">[۳]</a> یک نقطه سیاهی در وسط بشقاب می آید  و این نقطه کم کم بزرگ میشود و به اشکال مختلفه تغییر شکل می دهد و به پرواز در می آیند ۰ و بعضی شیوخ در موقع خواب مانیتیکی استعمال حباب بلوری مینمایند و داخل آنرا برای جلب دقت روغن ریخته روشن می نمایند ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">۲-                                 وسیله دیگر برای خواب مانیتیکی : در کف دست با ماده رنگی یا سیاه دایره ترسیم می کنند و مرکز دایره را هم سیاه مینمایند ۰ پس از چند دقیقه که چشم به آن خیره گردید تولید خستگی نموده و پلکها بسرعت بهم خورده و اظطرابی در چشم حاصل و بزودی بجای خستگی خواب تولید و یک قسم بی حسی حاصل میشود ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">۳-                                 طریق دیگر: در روی میزی پارچه سفیدی میکشند و تنگ بلورپر آبی قرار میدهند و در چند قدم فاصله آلت را براحتی می نشانند و دقت وی را بطرف نقطه روشن آن جلب مینمایند ۰ پس از چند دقیقه سنگینی در پلک هایش حاصل و چشمها در نتیجه خیرگی بسته میشود و خواب می آید و اغلب برای تکمیل عمل بخورات معطری هم می سوزانند۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">۴-   ایضاً خواب مانیتیکی بوسیله (پاس یا حرکات دست )روی میدهد  و این طریقه معموله  متداوله منظمه ایست که عمل میکنند ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">همینکه با (آلت یا معمول )خود موافق گشتید که اورا بخوابانید در محلی که میخواهید این عمل را انجام دهید باید خارج از اغیار واسخاص دیگری بوده و در صورت لزوم بیش از یکنفر نباشد ۰ آن هم به شرط اینکه تمام فکر و خیال خود را بدور ریخته و با خیال شما در موفقیت و رسیدن به مقصود همفکر شود ۰ قبل از اقدام بعمل احتیاطات لازمه را بعمل آورید از اینکه آزادی حرکات شما برقرار و محل مذکور نه خیلی گرم و نه خیلی سرد باشد ۰ و ضمناً قسمی نمائید که در موقع عمل اشخاص دیگری نیایند و مزاحم حال شما شوند ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">ومریض یا آلت مذکور را کاملاًراحت نگهدارید۰ و از مشارالیه خواهش کنید که خود را به اراده شما واگذارد و به چیز دیگری فکر نکند ۰ و اگر عمل مانیتیزم تاثیرات مخصوصی در او نمود نترسد ۰ انگشتان ابهامش را بین انگشتان خود گرفته بشکلی که داخل انگشتان شما حس و لمس کند انگشتان مشارالیه را نظر ثاقب خود را در چشمان او خیره نمائید ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">چند دقیقه به همین حالت بمانید تا حس کنید که حرارت مساوی بین انگشتان او و شما حاصل شده بعد دست خود را بکشید ۰ ودر حالتیکه دست را به عقب میبرید از راست به چپ بگردانید تا به بالای سر مریض برده و در روی شانه هایش چند دقیقه نگه دارید ۰ بعد آنها را حرکت میدهید و به آهستگی به طول بازو تا نوک انگشتان میکشید که به ملایمت آنرا لمس کنید ۰ پس از آنکه این عمل پنج یا شش دفعه تجدید گردید مجدداً دست ها را بالای سر مریض قرار داده لحظه ای نگه میدارید و به آهستگی حرکت میدهید ۰ تا از مقابل چهره او به فاصله دو انگشت میگذارنید ۰ و تا برابر ناف مشارالیه میکشید و دو دقیقه در آنجا نگه میدارید ۰ و باز از آنجا سرازیر میکنید تا بزانویش میرسانید و از آنجا تا انتهای پاهایش میکشید ۰ و ممکن است پس از پاس های اولیه از پاس دوم که کشیدن دست از سر تا روی ناف بوده معاف دارید ۰ دکتر ژ- لوئی – با موفقیت اسباب گردنده را در موقع خواب مانیتیکی استعمال میکرد موسوم به (آئینه آلوئت) ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">وقتی که آنرا بحرکت می آورد شعاع بغتی وجوه آن ، در آن واحد می توانست اشخاصی را که گرد هم جمعند و نگاه خود را ثابتاً به آن دوخته اند ، بخواباند ۰ بیداری و بدون اینکه مانیتیزم نماید در اطاق تاریکی قرار می داد ۰ پس از چند دقیقه آن اشخاص میدیدند اشسائی که در اطراف آنها است منور شده و روشنایی مذکور هم از خود آنها خارج گردیده است ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">و این جاذبیت در وضعیت اشخاص تفاوت میکرده ۰ چه بعضی اوقات نور مذکور مبهم و غیر الوان بوده و گاهی کاملاً آشکار و به الوان آبی یا زرد یا قرمز رنگ بوده ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">اقدام به این تجربیات سهل و سرمایه برای موفقیت جز تحمل و بردباری نمیخواهد ۰ معذالک همه کس شایسته حصول این الوان نیست۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">یک قانون فیزیکی به ما تعلیم میدهد :که قطبهای هم اسم یک آهن ربائی خود را دفع و قطبهای مخالف هم نام طرف مخالف خود را جذب مینماید ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">واین همان قوه ایست که در مانیتیزم حیوانی حاصل میشود ۰ یعنی وقتیکه شما دست راست خود را جلوی سینه یا پیشانی شخصی قرار میدهید علامت دفع است و اگر همین دست راست را در میان شانه ها وقفای آن شخص قرار دهید علامت جذب است ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">وبعکس با دست چپ تاثیرات مانیتیکی در شخص تاثیر مخالف ظاهر میسازد بدین معنی که جذب از طرف پیشانی و دفع از قفا و پشت سر حاصل میشود ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">نتایج قرینه و مشابهی حاصل خواهد شد اگر دست را از طرف پا قرار دهند یا بوسیله پیلی یا بوسیله ماشین الکتریکی و حتی بوسیله یک گیاهی هر چه باشد ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">ولی قوه جذب ودفع آهن ربا خیلی حساس است برای عضو انسانی جز علامت ثانوی چیز دیگری نیست ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">چه هنگامیکه در یکی از قسمتهای بدن شیئی را که دارای همان قوه جاذبیت باشد مواجه سازند علامت دفع ظاهر می شود که آثار آن عبارتست :</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">از احساس حرارت و ناراحتی ، تحریکات عصبانی ، ریزش خون ، که غالباً از قرمزی پوست بدن تشخیص داده می َشود ،انقباض عضو بدن ۰ واگر عمل مذکور بطول انجامد و شخص مذکور کاملاًحساس باشد اثرات یک خواب (هیپنیکی) بیش یا کم عمیقی  در وی ظاهر میشود ۰ وچنین عملی موسوم به عمل دفع است یعنی عمل قطب های هم اسم ۰ و عمل جذب نتیجه حاصله از عملیات مخالف فعل دفع ایت و تاثیر آن :</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">حس خنکی وسلامتی است که اعصاب را منقبض میسازد و دوران خون را آهسته و منظم میکند ۰ و در نتیجه اعضاء بدن را بطرف رخوت و سستی می برد ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">این نوع تجربیات با وسایل مختصری انجام می گیرد ۰ بشرط آنکه شخص مانیتیزم شونده (یا مانیتیزه ) را تحت اختیار خود داشته باشند و این قبیل اشخاص هم در میان جمعیت وجود دارند۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">(مسیو هراس پلتیه  ) که دارای مقام ارجمندی در تجربیات قوای مانیتیزمی گردیده ۰ حکایت می کرد واقعه را که مشارالیه و مادمازل x پیش آمده بود :</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">این دختر در قریه مسکن داشت و چون سایر دهاتی ها در عین حال هم خوش باور وهم بی اعتماد بود ۰ زیرا برای او علم مانیتیزم و هیپنوتیزم چون میوه ی قدغن شده بود که از نزدیکی به آن خوفناک بود ۰ و از طرفی هم آثار مسموعه و عطر نامحدود این میوه قدغن شده قوای وی را تحت تاثیر خود در آورده و از شدت اشتیاق نمی توانست خودداری نماید ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">و مایل بود در یکی از عملیات جادوگری مشارالیه حضور بهمرساند ۰ تا پس از چندی مصمم گشته وروزی به سالن شخص مذکور حاضر۰ و پیرمرد مذکور در همان صندلی که قرار گرفته بود با تبسمی وی را پذیرائی نمود ۰ کلفت مشارالیه ویکتوریا نام در آن سالن مشغول پاک کردن سبزی جات و غیره بود ۰</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<hr size="1" />
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn1" href="http://www.bineshmavara.com/man/1163.htm#_ftnref1">[۱]</a> -  MAGNETIQE</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn2" href="http://www.bineshmavara.com/man/1163.htm#_ftnref2">[2]</a> -  CABALISTIQE</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn3" href="http://www.bineshmavara.com/man/1163.htm#_ftnref3">[3]</a> -  SUJET</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/man/573.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/man/572.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/man/572.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 14:47:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[مانيه تيزم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/man/572.htm</guid>
		<description><![CDATA[در باب جاذبیت :
یکجسم قابل جذب جسمی است که قوا و ذرات مادی آن که مطیع این قوا هستند موافق ودر تحت تاثیر بعضی حواس معینه قرار گرفته اند  ۰
برای اینکه خوب بفهمیم حالت یک جسم قابل جذب را۰ به بعضی امثالی که به آن آشنا هستیم می پردازیم ۰
فرض می کنیم که آبی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">در باب جاذبیت :</span></h4>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">یکجسم قابل جذب جسمی است که قوا و ذرات مادی آن که مطیع این قوا هستند موافق ودر تحت تاثیر بعضی حواس معینه قرار گرفته اند <span id="more-1161"> </span><span id="more-572"></span>۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">برای اینکه خوب بفهمیم حالت یک جسم قابل جذب را۰ به بعضی امثالی که به آن آشنا هستیم می پردازیم ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">فرض می کنیم که آبی را از بالای صفحه متمایلی می ریزیم ۰ این آب جاری خواهد شد تا انتهای آن صفحه برسد ۰ جریانی که از این عمل تولید می شود می توان آنرا با یک جریان الکتریکی مقایسه نمود ۰ چه پیل ثابت آن از نقطه ای است که آب جاری شده و جریان الکتریکی هم بهمین نحو است۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">پس پیل ثابت آن از نقطه ایست که فشار جریان آب بیشتر و پیل منفی آن محلی است که فشار جریان کمتر است ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">جسم انسانی که تحت تاثیر تعادل است یعنی بازیچه قوای فعل و انفعال است نمی تواند از قانون جاذبیت خارج گردد۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در دوره ما هم ریشمباخ اولین شخصی است که اوقات خود را صرف قوای جاذبیت انسانی نموده واز موفقیت خود در تحصیل آن مفاخرت میکرد ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">مشارالیه برای امتحانات خود طبیعتاً اشخاص پریشان حالی را انتخاب میکرد ۰ و آنهارا با حال</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">مسیو پلتیه با مشغولیت خاطر دست دراز و شلغم پاک کرده ای را از بین سبزیجات برداشته و از طرف ساقه قطع شده اش در مقابل چشمان دختر گرفت ۰ مادمازل هم بنحو تمسخر بنای خندیدن را گذاشت ۰ معذلک پس از چند دقیقه کاملاًبه خواب رفته بود ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">ویکتوریا با آنکه آنچه را می دید نمی فهمید متناوباً به دختر خواب رفته وشلغم و آقایش با حالت خوفی ناظر بو و میدید که آقایش با رضایت خاطر و خیلی آرام به عملیات خویش مشغول است ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">بعد هم شلغم را برگردانیده و مجدداً از طرف ریشه اش گرفت مقابل پیشانی دختر در محلی که سابقاً  قرار داده بود و دختر بزودی  بیدار گشت ۰ وبا سری افکنده وشرمناک از اینکه در مقابل شلغمی نتوانسته مقاومت نموده و نخوابد به خانه اش مراجعت نمود ۰کلفت مذکوره هم اظهار داشت حاضر نیست شلغمی را که باعث خواب و بیداری شخصی شود در تهیه غذا بکار برده و مصرف نماید ۰ چرا که نمیدانست چه علتی باعث آن شده است ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">ولی مسیو پلتیه علت آنرا بخوبی میدانست که طرف ساقه ی آن مثبت است چون پیشانی ۰ در صورتی که طرف ریشه آن منفی است ۰ بدین لحاظ در وهله اول فعل دفع و در وهله ثانی عمل جذب واقع گشته ۰</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/man/572.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/man/571.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/man/571.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 14:47:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[مانيه تيزم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/man/571.htm</guid>
		<description><![CDATA[در باب علم مانیه تیزم و طب
اقدام به تجربیات مانیتیزمی اگر به قصد معالجه و شفا دادن وتسکین درد والمی نباشد ،پس مقصد مزبور عبارت خواهد بود از استخدام یکی از بزرگترین قوای طبیعت به رفع حوائج خودپسندی  ۰
تنها مقصد از فراگرفتن علم مانیتیزم باید برای معالجه کردن باشد برای نیل به آن شخص [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h5><span style="color: #ff0000;">در باب علم مانیه تیزم و طب</span></h5>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">اقدام به تجربیات مانیتیزمی اگر به قصد معالجه و شفا دادن وتسکین درد والمی نباشد ،پس مقصد مزبور عبارت خواهد بود از استخدام یکی از بزرگترین قوای طبیعت به رفع حوائج خودپسندی <span id="more-1159"> </span><span id="more-571"></span>۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">تنها مقصد از فراگرفتن علم مانیتیزم باید برای معالجه کردن باشد برای نیل به آن شخص مانیتیزر باید دارای روح وجسم سالمی باشد ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">و اگر مانیتیزر دارای اخلاق معتدلی نباشد (واخلاق خوب در اشخاص خود پسند و متکبر وجود ندارد ) پس چگونه می تواند امیدوار باشد که مریض دیگری را معالجه نماید ۰ و این قضیه مثل کوری که عصا کش کور دگر شود گردد و هر دوبه گودالی فرو خواهند رفت ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">هواهای نفسانی و نقایص اخلاقی نه تنها مانعی است که شخص مانیتیزر میتواند ظاهر سازد بلکه چون سایر اشخاص ممکن است شخص مریض و خسته باشد۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در چنین صورتی به شخص مریضی که تحت اختیار اوست نه فقط هیجانات و تاثیرات ناسازگاری باقی خواهد گذاشت بلکه از خود ذرات ناسالمی را منتشر کرد که در نتیجه آن ذرات بوجود مریض هم سرایت کرده و وی را نیز مسموم خواهد ساخت ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">شرط ثانی یک نفر مانیتیزر خوب این است : بدواً دارای جریان حاد عصبانی بوده و بعد هم پوست بدن مشارالیه هادی خوبی برای قوه عصبانیت باشد ۰ چه که به تحقیق پیوسته اگر پوست بدن هادی خوب نباشد حتی با داشتن جریانات خیلی تندعصبانیت هم ممکن نیست تاثیرات خارجی منظمی از خود به مریض رسانیده و اورا در تحت تاثیر (فلوئید) یا سیلان خارجی خود بیاوری ۰</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/man/571.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/man/569.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/man/569.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 14:46:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[مانيه تيزم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/man/569.htm</guid>
		<description><![CDATA[مقصود از فلوئید یا سیلان چیست ؟ آیا ماده یا قوه است ؟
 نه هیچکدام نیست۰  مقصود از آن ماده سیاله ایست بحال نامرئی ۰ ودر عین حال ماده و قوه را شامل است ۰
حالت این سیال تمیز داده می شود بواسطه حرکات و تحویل ذرات از ماده بخاری یا مشعشع قوسی که بین دو [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h5><span style="color: #ff0000;">مقصود از فلوئید یا سیلان چیست ؟ آیا ماده یا قوه است ؟</span></h5>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"> نه هیچکدام نیست۰  مقصود از آن ماده سیاله ایست بحال نامرئی ۰ ودر عین حال ماده و قوه را شامل است ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">حالت این سیال تمیز داده می شود بواسطه حرکات و تحویل ذرات از ماده بخاری یا مشعشع قوسی که بین دو ذغال <span id="more-1157"> </span>الکتریکی میدرخشد ۰ در صورتیکه الکتریسیته که خودش قوه مادی است ماده سیال نیست ۰ وهمچنین ذغالی که مبدل به حرارت و بخار شده و جسم هادی است ماده سیال نیست <span id="more-569"></span>۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">پس مقصود از فلوئید وماده سیال مانیتیکی عبارت شد از ماده به حال تشعشع و در حرکت از تحویل ذرات ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">برای اینکه مانیتیزر در عمل خود موفقییت حاصل وسیال مانیتیکی را به شخص (مانیتیزه ) مانیتیزم شونده به بهترین طرزی برساند باید معرفت کاملی حال او داشته باشد ۰ زیرا شخص مانیتیزه بیش از آلتی در دست مانیتیزر نیست ۰پس در اینصورت بهتر آنست که مشار الیه از علم طب مطلع و از تشریح با خبر و نیز عالم به علم (فیزیولوژی) و علم امراض و حفظ الصحه باشد۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">مقصود از شرح اطلاعات فوق نه آنست که چنین شخصی دارای دیپلم از فاکولته طبی باشد بلکه معرفت به علم طب داشته و عملیاتی که میکند از روی بصیرت و تعقل باشد ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">ودیگر از مزایای شخص مانیتیزر اینست که مالک بعضی خصایص و عواطف اخلاقی باشد  از جمله دارای راحتی خیال ،استقامت ،صبر و عدم استفاده در موقع عملیات مانیتیزمی بوده ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">و گاهی اتفاق می افتد مرضی را که شخص مانیتیزر در تحت معالجه خود گرفته بحرانهای سخت و اضطراب آوری را در مریض ظاهر سازد ۰ حتی آنکه یاس از سلامتی و خوف از بروز مرگ برود ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">معذلک شخص معالج باید به قسمی با بصیرت رفتار نماید و تشخیص دهد که با چه بحرانی مواجه است که باید مریض خود را در حال بحرانی نگهدارد یا دررفع آن بکوشد ۰</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/man/569.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/man/567.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/man/567.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 14:45:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[مانيه تيزم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/?p=567</guid>
		<description><![CDATA[شرایط لازمه بلافصل مانیه تیزم کردن از این قرار است :
شخصی که میخواهدحرفه خود را مانیتیزم کردن قرار دهد بایدکم بخوابد آن هم در رختخواب خشنی که خیلی پوشیده نباشد  ۰
در موقع خواب هم مر جحاً سر را بطرف شمال و پاها را بطرف جنوب قرار داده و از دست راست بخوابد ۰ چه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">شرایط لازمه بلافصل مانیه تیزم کردن از این قرار است :</span></h4>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">شخصی که میخواهدحرفه خود را مانیتیزم کردن قرار دهد بایدکم بخوابد آن هم در رختخواب خشنی که خیلی پوشیده نباشد <span id="more-1154"> </span><span id="more-567"></span>۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در موقع خواب هم مر جحاً سر را بطرف شمال و پاها را بطرف جنوب قرار داده و از دست راست بخوابد ۰ چه این طریق در جریاناتی که در مغناطیس زمین دور میزند شایسته ترین وضعیتی است برای مانیتیزم شدن ۰ و نیز قوای از دست رفته روز مجدداًبه حال اول عود و راحت تر هم می خوابد ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">اطاق اگر سرد نباشد باید خنک باشد ۰ ودر روز کاملاً هوای اطاق تجدید گشته و چیزهائی که بوی تند داشته باشد در اطاق قرار ندهند۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">از جمله اقسام گلها و عطریات و حیوانات و مواد تشریحی و مرضی وغیره</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">قبل از خواب شخص مانیتیزر نباید چیزهای مهیج بخورد و بیاشامد : از قبیل الکل ، چای ،قهوه ، توتون  و غیره ۰ غذایش مکفی باشد ولی نه به افراط ۰ بهتر آن خواهد بود که به اغذیه نباتی عادت گیرد مخصوصاً در بهار و پائیز ۰ و در آب وهواهای مرطوب در زمستان مقدار زیادی روغن زیتون و کره وچربی یا گوشت چربی دار مصرف نماید ۰ از قبیل مرغهای اهلی و غیره ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">و در تمام فصول خوردنماهی از لوازم است ۰بعلت مقدار فسفر زیادی که دارد ۰ تخم مرغ و شیر و سبزیجات ومیوه جات اساس اغذیه او را تشکیل میدهد معذلکاز کلم وپیاز و امثاله وسایر ادویه جات تند وتیز اجتناب نماید ۰ و از گوشت های قوی که هضم آن مشکل باشد از قبیل گوشت گاووخوک نیز دوری جوید ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">مانیتیزر کامل باید دارای عفت نفس باشد و از عشق و علاقه دوری جوید زیرا عشق ورزی عملی است که تاثیرات خارجی آن زیاد و باعث تنزل هوای اومیگرددو حتی از هر کار خسته کننده تدریجی باید اجتناب ورزد :از قبیل اموراتی که باعث تهیج شدید و مکرر گردد ۰ ولی هیچگاه نباید بدون سعی و عمل وقت خود را تلف کرده بلکه باید متناوباًآنرا صرف کارهای فکری و جسمی نماید ۰ با اجرای همه این دستورات معذلک شخص مانیتیزر همیشه موفق نمی شود به معالجه مرضی که طرف رجوع او هستند ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">چه بعضی مرضی هستند که با هر نوع جدیتی نمیتوان موفق به معالجه آنان گردید زیرا بعضی از آنها مخصوصاًنمیخواهند معالجه شوند و معذلک با هر نوع مقاومتی که در جلوگیری از معالجه شدن نمایند باید آنان را معالجه کرد ۰ و بهترین راه اینست که چندی آنان را بحال ناخوشی خویش باز گذارند تا آنکه شدت رنج و تعب آنها را خسته کرده و مصمم بقبول معالجه گردند ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">بطور حتم وقتی مریضی نزد مانیتیزر حاضر میگردد باید به تمام معنی اطمینان کامل به شخص او داشته باشد ۰ و نقطه به نقطه جزئیات دستور این طبیب روحانی را اجرا نماید ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">واز هر قبیل معالجات و دستورات خارجی اجتناب نماید ۰چه که اغلب معالجات دواخانه مخالفند با تاثیرات مانیتیزمی ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">بعلاوه باید که با صبر وسکون و اطمینان خاطر منتظر تاثیرات مانیتیزمی گردید و هرگز تاثیر آن بیهوده نباشد ۰</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/man/567.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/man/566.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/man/566.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 14:42:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[مانيه تيزم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/man/566.htm</guid>
		<description><![CDATA[درباب حرکات مانیه تیکی :
حرکات مانیتیکی عبارتست از :وضع دست یا نهادن آن- حرکت یا (پاس)- نفخه دمیدن با نفس ،خواه مکرر خواه مخلوط  ۰
وضع-عبارتست از قرار دادن یک جریان نافذی در روی یک جسم هادی به طریق نوک ، مثل نوک انگشتان یا تمام انگشتان که متصل شده باشند نوک آنرا در محلی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h5><span style="color: #ff0000;">درباب حرکات مانیه تیکی :</span></h5>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">حرکات مانیتیکی عبارتست از :وضع دست یا نهادن آن- حرکت یا (پاس)- نفخه دمیدن با نفس ،خواه مکرر خواه مخلوط <span id="more-1152"> </span><span id="more-566"></span>۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">وضع-عبارتست از قرار دادن یک جریان نافذی در روی یک جسم هادی به طریق نوک ، مثل نوک انگشتان یا تمام انگشتان که متصل شده باشند نوک آنرا در محلی قرار دهند ۰ نهادن کف دست تاثیرش کمتر است ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">حرکت یا پاس -عبارتست از عبوردادن دست با حرکات آهسته نزدیک سطح پوست بدن یا روی لباس (چه یکی از خصایص اولیه مانیتیزم در روی مریض عبارت از اینست که حرکت دست چه بر روی بدن و چه با لباشس فرقی ندارد و مجبور از کندن لباس نیست که تحت تاثیر واقع شود۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">بوسیله حرکت طولی باید همیشه در یک خط باشد و وقتی که این حرکت به انتها رسید بایستی نوک انگشتان را تکان داده و باز انگشتان را به محل اولیه بالا برده و مجدداًشروع بحرکت طولی  دیگر با چالاکی ولی به ملایمت نمود ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">نفس یا نفخه -دارای قوه توانائیست و بر دو نوع است :نفس گرم یا سرد</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">نفس گرم – در موقع عمل مانیتیزم از روی لباس صورت می گیرد ۰ بدین نحو که نفس عمیق و طولانی میکشند ۰ چنانچه بخواهند انگشتان خود را گرم نمایند در این حالت تاثیر آن در مریض قوی است ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">نفس سرد- آنست که از یک فاصله به نقطه معینی کشیده شود ۰ چنانچه بخواهندشمعی را در یک فاصله معینی خاموش کنند ۰ تاثیر این عمل هم قوی است ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">نگاه- همچنین بواسطه نظر هم عمل مانیتیکی را میتوان حاصل کرد ۰ چه چشم هم که مستور از قوس مژگان است تشکیل یکمرکز و نوکی را داده و توجه به آن تاثیرات قابل ملاحظه را می بخشد ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">شایسته است که در این قسمت مانیتیزرها  توجه شایانی فرمایند ۰ ودر این عمل ورزش نموده که نتایج نیکوئی حاصل خواهند کرد ۰ و این عمل تاثیر همان عملی را دارد که مار در موقع ربودن شکار خویش بکار می بندد ۰و ما بطور اختصار در تاثیر نگاه مار قصه خرگوشی را شرح میدهیم که استماع آن خارج از تفریح نیست ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در باغ نباتات خرگوشی که قصه آن جالب دقت و از زندگی آزاد  در مزارع بواسطه دستهای غداری ربوده شده بود ۰ وی را برای تغذیه اژدهائی از باغ نباتات به باغ وحش آورده بودند۰ مثل سایر همچنان خود که هر روز طعمه بلع اژدها بودند اورا هم در قفس مسکن ماررها کردند ۰ و مار وقتیکه شکار زنده را دید حرکتی بخویش داده و به آهستگی چین های جسم مواحش بحرکت آمده وشکاری را که برای بلعش آماده شده بود  نگاه میکرد ۰ بدواًقربانی بیچارهبه حالت ترس ووحشت سراسیمه بلرزش در آمده ۰ ولی چون طبیعتاً حیوان شجاعی بود رعبی بخود راه نداد وبا کمال جرئت در مقابل قوه جاذبه دشمن خود مقاومت نمود و هنگامی که مستحفظین مار مشغول تماشای این منظره بودند ملاحظه نمودند که آن خرگوش جستی در قفس زده و چون شیطان خشمگین به تقلا و دست وپا زدن و دفاع از زندگی خویش مشغول گشت ۰ و اژدها هم از این دفاع غیر منتظره با حال تعجب وخوفناک جای خویش را به خصم خود واگذار و بدور خود چنبره زده و آن روز را بدون غذائی بسر برد ۰ و در نتیجه این دفاع که خرگوش از خویش و تاثیری که در حضار نمود زندگی اورا به آزادی بوی واگذار کردند و او همایام خوشی را به مصاحبت سگ باغبان بسر می برد ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">یکی از عوامل مسببه مانیتیکی باکه مسمررا میتوان ذکر نمود که عبارتست از ظرف چوبی بزرگی که در داخل آن بطری های آب مانیتیزم شده متصل به یکدیگر چیده شده و غوطه ور در آبند ۰ ودارای حلقه های آهنی است که طنابی به هریک از آنها وصل است و این طناب ها را مرضی بین دستها ی خویش میگیرند ۰ و برای اینکه قوس مانیتیکی در جمعیت مرضی بهتر تاثیر بخشد دایره وار چون زنجیر به یکدیگر متصل ونزدیک هم مینشینند ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">پوئی سگور – در یکی از دهات (بوزانسی ) درخت مغروسی را مانیتیزم نموده و مرضی که برای معالجه می آمدند در روی نیمکتهای سنگی که در اطراف درخت زده بودند شکل زنجیری دایره وار نشسته و هر کدام قسمت رنجور بدن را به طناب هایی که به درخت بسته شده بود می بستند ۰ و شست پاهای یکدیگر را گرفته و منتظر معالجه شدن می نشستند ۰ نتایج مهمی از این عمل ظاهر میگشت ۰زیرا پس از مدتی در این حالت بودند موفق بسلامتی حال خود می گشتند ۰</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/man/566.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/man/565.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/man/565.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 14:42:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[مانيه تيزم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/man/565.htm</guid>
		<description><![CDATA[در باب وسیله معرفت قابل تاثیر بودن سوژه یا آلت برای مانیه تیزم شدن :
این طریقه موسوم است به طریقه عصب شناسی یا (نرسکپیک) و به تازگی فهمیده شده : شخصی را که بخواهیم تحت امتحان و آزمایش عملیات مانیتیکی قرار دهیم تقاضا می کنیم که در جلوی ما بایستد و خود را در عقب [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">در باب وسیله معرفت قابل تاثیر بودن سوژه یا آلت برای مانیه تیزم شدن :</span></h4>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">این طریقه موسوم است به طریقه عصب شناسی یا (نرسکپیک) و به تازگی فهمیده شده : شخصی را که بخواهیم تحت امتحان و آزمایش عملیات مانیتیکی قرار دهیم تقاضا می کنیم که در جلوی ما بایستد و خود را در عقب او قرار <span id="more-1150"> </span>داده و بطور خفیفی دو دست باز خود را روی شانه های او قرار می دهیم ۰ حتی الامکان نزدیک (شوک طهری) به نحویکه<span id="more-565"></span> انگشتان ما منتهی بطرف ثلث  داخلی حفره فوق شوکی شود ۰ پس از ۳۰ یا ۴۰ ثانیه که از وضع انگشتان گذشت ۰ غالباً  (سوژه یا آلت ) با اینکه از نتایجی که ما میخواهیم بگیریم مستحضر نیست ۰ احساس یک حس حرارت بیش یا کمی را در آنقسمت از بدن می نماید که متدرجاًبه تمام بدن شرایت مینماید و بعضی اوقات لرزه ای هم در آن قسمت از بدن که دست ما اصابت کرده حاصل میگردد ۰ یا آنکه حس سنگینی و یا حس رطوبت و سردی را در خود می نماید ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">هنگامیکه با یک چنین شخص قابل تاثیری مواجه شویم ۰ زمانیکه دست خود را عقب کشیم حس می کند که کاملا بطرف عقب کشیده شده و این حالت جذب به قسمی قوی است که تعادل را از دست داده و اگر نگاهش ندارند خواهد افتاد ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">همین علامت جذب میتواند بدون اصابت هم حاصل گردد وقتی که ما دستهایمان را مواجه شانه هایش قرار دهیم به فواصل مختلفی از چند سانتیمتر تا چند متر ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در اینموقع شخص مذکور احساس حرارت صادره از دست ما را نموده و هر دفعه که محل دست خود را با آهستگی تغییر می دهیم او تصور می کند که رشته هائی اورا بطرف ما می کشد ۰وتمام این تاثیرات در روی لباس ظاهر میشود بنابراین هیچ محتاج لخت کردن آن شخص برای امتحان مانیتیکی نیستیم ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">و این حرکت را نیز میتوان به هرکس امتحان نمود ۰ بدون اینکه او از منبع تاثیر با خبر شود ۰ ویا اینکه از نیت کسیکه مقصودش امتحان حساسیت او است با خبر گردد ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">و این اثر طبیعی که مبنای آن عبارت از آزمایش حرکات مانیتیکی است پیدایش آنرامدیون اتفاقاتیم ۰ چه که روزی با یکی از رفقا مشغول گردش در کنار جاده بودیم۰ وملاحظه ایاب وذهاب یک حشره را می کردیم رفیق ما بطرف جلو خم شد و یک حرکت غیر ارادی ما را وادار کرد به اینکه دست خود را روی شانه ها و نزدیک قفای او قرار دهیم ۰ مشار الیه با فریادی برگشت و به تندی گفت مرا با سیگار خود سوزاندید دستتان را بکشید ۰ ومن به ملایمت به او ثابت کردم که ابداًسیگاری در دست خود نداشتم که او را بسوزانم ۰ وبرای اینکه خیال او را بهتر راحت سازم مجدداًدستها را به پشت او قرار دادم وباز همان تاثیر در وی ظاهر گشت ۰ بعلاوه همینکه دست خود را از وی برداشتم دیدم که به قهقرا رفت وبه عقب افتاده و ما برای امتحان این عمل را در پنجاه نفر دیگر از زن و مرد آزمایش کردیم و سی نفر آنها بدرجات مختلفه همان آثار و علائمی که در رفیقمان دیده شده بود بروزدادند ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">و در نتیجه امتحانات لاحقه ما توانستیم حکم بکنیم که کلیه اشخاص که در مواقع وضع دست چنین اثراتی را بروز می دهند اشخاص قابل مانیتیزم شدن می باشند ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">و در صورتی که مبنای کار خود را عملیات ما قرار دهند می توانند موفق به یک رشته تجربیات گردند ۰ و وقتیکه قابل تاثیر بودن شخص را فهمیدند بدواًمالش کوچکی در شرک ظهری او می دهند و دست را در انتهای پشت کشیده و دو دقیقه نگاه می دارند و اشخاص که کمی حساس باشند احساس خواب رفتگی در قسمت تحتانی بدن می نمایند ۰ و همچنین حس ضعف در مفصل زانو و لرزشهای عصبانی در اشخاصی که قوه مقاومتشان بیشتر است دست می دهد ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">و نیز حرکات صرعی ظاهر می سازند و بالاخره طوعاًو کرهاً بزانو در آمده      می افتند ۰ و برای اینکه از هر ماساژی بهتر استفاده می شود اگر مقاومتی در وی ظاهر شد تجدید نمایند و اعصاب خاسره را باید از مرکز آن فشار داد۰ و این وضعیت   بیش از سه یا چهار دقیقه وقت نمیخواهد و محتاج هیچ نوع اصطکاک دیگری برای تحصیل بعضی علامات دیگر از قبیل انقباضات و فقدان حواس و غیره نمی گردند۰ و غالباًبدون اینکه شخص مانیتیزم شده بخوابد به تمام سوالات جواب میدهد و هرچه مقاومت بخرج دهداز تاثیر عامل و سوال کننده جلوگیری نخواهد کرد ۰و در این حالت خواباندن آن شخص سهل است ۰ فقط کفایت می کند که دستی به پیشانی و دستی دیگر به پشت سر او قرار دهند و بخواب عمیقی مستغرق خواهد گشت.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/man/565.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/man/564.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/man/564.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 14:41:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[مانيه تيزم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/man/564.htm</guid>
		<description><![CDATA[در باب مانیه تیزم حیوانی :
درباب مانیتیزم حیوانی مجموعه آثار و علائمی است که در شخص تولید خواب سمنامبولی  می نماید و آنرا به سه دوره تقسیم کرده اند : 
حالت کرخی (کاتالپسی )حالت صرعی یا( لتارژی) و رونده خواب یا (سمنامبولیسم )۰ و این طبقه بندی است که (دکتر لوئی و شارکو ) باسرار [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h5><span style="color: #ff0000;">در باب مانیه تیزم حیوانی :</span></h5>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">درباب مانیتیزم حیوانی مجموعه آثار و علائمی است که در شخص تولید خواب سمنامبولی  می نماید و آنرا به سه دوره تقسیم کرده اند :<span id="more-564"></span><span id="more-1148"> </span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">حالت کرخی (کاتالپسی )حالت صرعی یا( لتارژی) و رونده خواب یا (سمنامبولیسم )۰ و این طبقه بندی است که (دکتر لوئی و شارکو ) باسرار مانیتیزم حیوانی قائل شده اند ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">کاتالپسی:یا حالت کرخی – بقول شاگردان شارکو اولین بروز مانیتیزم است و طریق وصول به آن این است که سوژه نگاهش را به شیء درخشانی خیره نماید یا بواسطه اهتزاز یک صدای رسائی ۰ و یا بواسطه شعاع نور الکتریک و یا بوسیله پرژکتور که در تاریکی جلب نگاه شخص را نماید حاصل می گردد ۰وبزودی سوژه بحالت کرخ در می آید و اعضای او متحجر گشته و چشمانش باز مانده و در این حالت هیچ احساس خستگی نکرده و به هر شکلی او را در می آورند متاثر نمی گردد حتی می توانند بدن او را سوزن زده  و محلی را بسوزانند ۰ وسوژه کرخ شده در دست عامل یک آلت بلا اراده حقیقی است و برای بیدار کردنش فقط کافی است که عامل دمی به چشمانش بدهد ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">لتارژی یا حالت صرع: رویهم رفته با حالت کرخی فرق دارد ۰ شخصی که بحالت صرعی در  می آید ۰ چشمانش بسته یا نیم بسته است حلقه هادر بالایو در داخل در خلجانند و بنظر می آید که بخواب عمیقی فرو رفته و اعضایش ساکن و بی حسند بنحویکه بدون خوف می توانند آنرا بسوزانند و بکنند وبرای اینکه بخواهند شخصی را از حالت کرخی به حالت صرعی درآورند مکفی است که چشمان باز او را بسته و پلکانش را بهم نهند۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">سمنامبول- حالتی است که شخص کاملا در تحت اختیار مانیتیزم کننده واقع میشود و دفعتاً باین حالت در می آید ۰ برای حصول حالت سمنامبولی اضافه بر اجرای عملیات فوق با تلقین هم حاصل میگردد ۰ در حالت سمنامبولی قوه عضله شخص بطور قابل ملاحظه نمو میکند۰ و هر شخص قوی که در حالت سمنامبولی است قادر به مخالفت باجرای احکامات صادره که باو داده میشود نیست وبزودی در تحت اراده یک وجود ضعیفی منکوب و مغلوب میگردد ۰ در حالت سمنامبولی قوای باصره و سامعه و شامه یک حالت حساسیت فوق العاده پیدا می کند ۰ شخصی ساکن (من پلیه ) دختری داشت که امتحانات حیرت انگیزی از بینائی خود در حالت خواب سمنامبولی می داد ۰ چنانچه در پاریس در مقابل عده ای از حضار نمایش داد که مورد تصدیق عموم گشت ۰ چه با چشمان بسته که پارچه ضخیمی روی اورا گرفته بود میخواند و بازی ورق میکرد بدون اینکه اشتباه کند ۰</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/man/564.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/man/563.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/man/563.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 14:40:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[مانيه تيزم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/man/563.htm</guid>
		<description><![CDATA[در باب امتحان مانیه تیزم در روی حیوانات:
در کتاب (لافننتن)حکایاتی می بینیم که بوسیله او امتحانات متعدده از عده ای از حیوانات به عمل آمده ویکی از آنها در سال ۱۸۴۳ در تالار والنتینوواقع گشته کهکاملا جلب دقت مینماید :میگوید – یک تازی شکاری کوچکی را به  حضار معرفی نموده و اظهار کردم که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><span style="color: #ff0000;">در باب امتحان مانیه تیزم در روی حیوانات:</span></h4>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در کتاب (لافننتن)حکایاتی می بینیم که بوسیله او امتحانات متعدده از عده ای از حیوانات به عمل آمده ویکی از آنها در سال ۱۸۴۳ در تالار والنتینوواقع گشته کهکاملا جلب دقت مینماید :میگوید – یک تازی شکاری کوچکی را به <span id="more-1146"> </span>حضار معرفی نموده و اظهار کردم که این سگ هشت روز است که به من داده شده بین حضار مجلس که هزار وپانصد نفر <span id="more-563"></span>بودند عده ای بدبین بودند که به این عملیات باور نمی کردند و اعتقادی به مانیتیزم نداشتند ۰ و به همین مناسبت همین که من شروع کردم به پاس دادن برای خواباندن آن حیوان ۰ شلیک تمسخر و استهزا از حضار بلند گشت و عده برای اینکه دقت مرا بجانب دیگر جلب کنند مرا صدا میکردند۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">معذالک من سگ را روی زانوی خود نگهداشته با یکدست پنجه های او را گرفته و با دستی دیگر پاسی از سر تا وسط بدن حیوان می دادم ۰پس از چند دقیقه سکوت کاملی در تالار حکمفرما شده بود ۰ زیرا دیدند سر سگ بطرفی متمایل گشته و بخواب عمیقی فرو رفته است ۰ و من ضمناً پنجه های اورا هم به حالت کاتالپسی یا کرخ در آورده در اینصورت بدن اورا می کندم ولی از حیوان هیچ حالت تاثری ظاهر نمی گشت ۰ اورا روی یک صندلی انداختم بدون اینکه حرکتی از وی ظاهرشود ۰ هفت تیری بطرف گوش او خالی شد ۰ بدون اینکه حس استماعی از او ظاهر گردد ۰چند نفر آمدند و به تمام بدن او سنجاق فرو کردند ابداً متاثر نشده و حقیقتاً چون جسم جامدی افتاده بود ۰و همینکه بیدارش کردم دو مرتبه بحالت جست وخیز خوشحالی سابقش برگشت و دماغش را رو به هوا کرده و هر صدائی که می کردند سرش را به آنطرف برمیگرداند۰پس باید تصدیق کرد که این موضوع از یک مواضعه ساختگی حاصل نگشته و عمل مانیتیزم در روی حیوانات هم موثر است ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">بعلاوه لافنتناز امتحانات و تجربیات مانیتیزمی که در روی سوسمارها و گربه هاو شیرها نموده بحث می کند ۰ و ما نمی توانیم اقوال او را مشکوکدانیم چه که امتحاناتش همگی در مقابل اجتماعاتی بوده است ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">دکتردانیلوسکی در نمره از مجله مانیتیزم خود در سال ۱۸۸۹ شرح مفیدی میدهد :</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">میگوید من خواب مغناطیسی را در حیوانات مختلفه به معرض امتحان گذاشته ام از قبیل : مرغ، خوک ، مار ، بزمچه آبی یا تمساح خرچنگ های بزرگ دریائی و قرباغه و غیره ۰ وسیله حصول به این امر سهل وساده است ۰ کافی است حیوانی را با فشاری بحالت بی حرکتی در آورند و پس از اینکه به این حالت عادی شد بی حسی کاملی در حیوان حاصل میشود ۰ قورباغه در موقع عملیات مانیتیزمی هر نوع حرکات دردناکی به او وارد شود مخالفت و عکس العملی از خود بروز نمی دهد ۰ با کلر فرم هم میتوان او را مدهوش  ساخت بدون اینکه مقاومت نماید ۰ و اگر با تکه کاغذی دماغ او را بگیرند همینکه آثار خستگی در او مشهود شود تشنجی در او حاصل می گردد و پس از افکندن کاغذ مجدداًبا تنفس هوا بحالت اول بر میگردد۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">بی حسی در مرغ نیمساعت و در خرچنگ دریایی بیست دقیقه و در سایر حیوانات ده تا پانزده دقیقه بطول می انجامد ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در سال ۱۶۴۶ (آتانازیوس کیر شر آلمانی )موفق به مانیتیزم کردن جوجه ها شده بود ۰ و طریقه متخذه او را تذکر می دهیم تا اشخاصی که مایل باشند بدینوسیله اقدام نمایند ۰ جوجه که دست و پایش را بسته باشید روی زمین قرار دهید ۰ حیوان مذکور همینکه حس عدم آزادی در خود نمود درصدد دفع بند و آزادی خود بر می آید بدین نحو که بالها و تمام جسم خود را در حرکت می آورد ۰ ولی پس از اینکه فهمید کوشش در فرارش بیفایده و موفق نخواهد شد راحت گشته و به اسیری تن در میدهد ۰و خود را در اختیار شما می گذارد در چنین موقعی با گچ یا با ماده ملونه دیگری یک خط راست و مستقیمی که از مقابل چشم جوجه شروع شود کشیده و امتداد دهید ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">و بعد حیوان را باز و آزادش کنید ۰ در چنین حالی اگر او را ترغیب و تشویق کنید که بر خواسته وبه آزادی خود ادامه دهد با این حالت به پرش  و جنبش لایق نیست و این علامت این است که حیوان مذکور در تحت تاثیر مانیتیزم واقع گشته است ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">کنستانتین بالاسا – در موقعی که به چشم اسب سر کشی بقوت نگاه می کرد و مالشهای ملایم و صلیب مانندی روی پیشانی حیوان می داد موفق میگشت او را ساکت ساخته و بدون هیچ مقاومتی تحت تسلط خود در آورد ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">همین عمل را (باری ) برای رام کردن درباره معیوبتر و شریر ترین اسبهای تخمی استعمال می کرد ۰</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">عملیات ذیل مصداق تازه ی در ثبوت مطالب مذکوره است :</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در حضور هانری شاهزاده ی  پرو  سی اسبی که متعلق به مدرسه بیطاری لیون بود ۰بدون اینکه دستی به او بزنند در تحت مانیتیزم در آمد ۰ در ابتدای عمل حرکات تدافعی که علامت رنج فوق العاده بود از خود ظاهر می ساخت ۰ و هنگامی که انگشتر مانیتیزم کننده بطرف حنجره حیوان اشاره شد بنا کرد بعطسه کردن ۰ چنانچه تصور می رفت که درد گلو دارد ۰پس از کشتن حیوان در همان محلی که انگشتر اشاره شده بود جراحت زیادی آشکار گشت ۰ در تعقیب عملیات فوق الذکر می توان افعال بعضی عشایری را که برای رام کردن اسبهایشان بکار میبرند ذکر کرد ۰و آن این است که دماغ اسبها را می گیرند وچند مرتبه در آن دم می دمند ۰ و مسافرینی که شاهد قضیه بوده اند اظهار میدارند که در این حالت سر کش ترین اسبها چنین رام و مطیع صاحبان خود می کردند که در آتیه ممکن نیست آثاری از سر کشی در آنها ظاهر گردد۰</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/man/563.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

