<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>موسسه مشاوره و تحقیقات متافیزیک بینش ماورائی &#187; تکنیکهای دگر هیپنوتیزم</title>
	<atom:link href="http://www.bineshmavara.com/category/hipnotise4/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.bineshmavara.com</link>
	<description>موسسه مشاوره و تحقیقات متافیزیک بینش ماورائی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 08 Feb 2012 12:14:28 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.6</generator>
	<language>en</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/657.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/657.htm#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 28 Dec 2009 16:01:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[تکنیکهای دگر هیپنوتیزم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/hipnotise4/657.htm</guid>
		<description><![CDATA[ تکنیکهای موثر در دگر هیپنوتیزم 
در مسابقه ای که از طرف یکی از مجلات هیپنوتیزم آمریکا برای شناخت و معرفی بهترین روشها و ابداعات درزمینه هیپنوتیزم کردن برنده جایزه شدند که در سه بخش اول این کتاب به معرفی آنها می پردازیم . 
در بخش اول ، یکی از جالبترین روشهای ایجاد هیپنوتیزم که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><span style="color: #0000ff;"> <span style="color: #ff0000;">تکنیکهای موثر در دگر هیپنوتیزم </span></span></h4>
<p><span style="color: #0000ff;">در مسابقه ای که از طرف یکی از مجلات هیپنوتیزم آمریکا برای شناخت و معرفی بهترین روشها و ابداعات درزمینه هیپنوتیزم کردن برنده جایزه شدند که در سه بخش اول این کتاب به معرفی آنها می پردازیم .<span id="more-490"> </span><br />
در بخش اول ، یکی از جالبترین روشهای ایجاد هیپنوتیزم که توسط دکتر آلبرت کلارک طراحی شده و بهترین جایزه <span id="more-657"></span>این مسابقه را کسب کرده است ، معرفی می شود . شما ممکن است احتمالا پیشتر با روش پرواز دست اریکسون آشنا شده باشید.<br />
بنیان و پایه روانشناسانه (سایکولژیک) این روش بر یک اصل شناخته شده به نام ایدئو موتور بنا شده است . بنابر این اصل اگر انسان به موضوعی فکر کند، تمایل به عملی ساختن آن فکر به صورت پیدایش حرکت غیر ارادی در او پدیدار میشود.<br />
روش پرواز دست یکی از راههای ترجیحی برای ایجاد هیپنوتیزم توسط پزشکان روانکاو است و در این روش خیلی بهتر از تکنیکهای دیگر ، قدرت پیدایش حرکات خود به خود بر اساس پدیده ایدئو موتور حاصل می شود.<br />
توجه شما عینا به مطالبی که توسط دکتر کلارک نوشته شده و در مقدمه آن به برخی از موضوعات تاریخی هیپنوتیزم اشاره کرده است جلب می کنم.<br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/657.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/656.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/656.htm#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 28 Dec 2009 16:01:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[تکنیکهای دگر هیپنوتیزم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/hipnotise4/656.htm</guid>
		<description><![CDATA[هیپنوتیزم «آن را پورت»
«نگارش : دکتر ا.ا. کلارک»
برگزاری مسابقه درزمینه طراحی و نوآوری در نحوه القای هیپنوتیزم باعث می شود تا افراد کارشناس در این رشته صحت و دقت روشهای کلاسیک را مورد تجدید نظر قرار داده و گاه به ارائه شکل جدیدی از آنها موفق می شوند. 
پژوهشگرانی که در این زمینه به تحقیق [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><span style="color: #ff0000;">هیپنوتیزم «آن را پورت»</span></h4>
<p><span style="color: #0000ff;">«نگارش : دکتر ا.ا. کلارک»<br />
برگزاری مسابقه درزمینه طراحی و نوآوری در نحوه القای هیپنوتیزم باعث می شود تا افراد کارشناس در این رشته صحت و دقت روشهای کلاسیک را مورد تجدید نظر قرار داده و گاه به ارائه شکل جدیدی از آنها موفق می شوند.<span id="more-488"> </span><br />
پژوهشگرانی که در این زمینه به تحقیق و بررسی می پردازند ، نه تنها بایستی دانش کافی در مورد ایجاد خلسه یا <span id="more-656"></span>ترانس داشته باشند، بلکه باید مطالعات کافی در زمینه روانشناسی و روانشناسی علمی را هم دارا بوده وقادر باشند با توجه به اصول و روشهای تحقیق، به انجام برخی از پژوهشهای مقایسه ای نیز بپردازند.<br />
پروفسور ویلیام جیمز تخمین زده بود که افراد تنها از ده درصد از استعدادهای ذاتی خود بهره می گیرند و نود درصد بقیه به صورت خفته و نهفته بلااستفاده باقی می ماند. این امر کاملا امکان پذیر است که با استفاده درست از هیپنوتیزم و خودهیپنوتیزم این نود درصد از انرژی نهفته ، بیدار و فعال شود و در راستای کارهای سازنده و خلاق به مصرف برسد.<br />
قدرت تلقین از آغاز آشنایی انسان با دانش پزشکی برای او مضمونی شناخته شده بوده است. این امر به زمانهایی برمی گردد که هنوز جادوگری، اندئولژیهای روحانی و پزشکی از هم تفکیک نشده بود و افرادی به نام شمن، کاهن یا جادوگر در هر سه قسمت فوق باهم ، به فعالیت میپرداختند. بسیاری از پدیده ها و مقولاتی که ساحری و جادوگری تلقی می گردند، محرک علما و دانشمندان در دست زدن به یک سلسله تحقیقات علمی پرثمر بوده اند. در میان افسانه های جذابی که از آغاز رستاخیز علمی نوین هیپنوتیزم به جا مانده است بحثها و جدالهای لفظی درباره مغناطیس ،قدرت آهن ربا ومانیه تیزم شایان توجه است. ماجرا نام تئوفراستوس تومباستوس فن هوهن هایم (۱۵۴۱-۱۴۹۳) پاراسلوس میشناسند.پاراسلوس را می توان پیشاهنگ تحقیقات درباره قدرت آهنربایی دانست. او تصور می کرد که با کشف انرژی مغناطیس یا مانیه تیزم، قدرت یا انرژی نهانی پاراسلوس از آنجا که هم پزشک و هم فیزیکدان بود،پس از آنکه به عنوان یک فیزیکدان متوجه شد که آهن ربا میتواند تمام ذرات آهن را به خود جذب کند ، به عنوان یک پزشک نتیجه گرفت که قدرت آهن ربا یا مانیه تیزم بایستی بتواند تمام بیماریها را هم از بدن بیماران به خارج جذب کند.یکی از کشیشهای ژزوئیت به نام پدر کرچر عمیقا به این عقیده دل بست و از آنجا که در آن زمان روحانیون مسیحی کارهای درماهنی را هم انجام میدادند ، او با نتایج درمانی بسیار خوب مغناطیس درمانی را به صورتی که در ذهن داشت، شروع و اجرا کرد . هر بیماری که به این کشیش مراجعه می کرد- بدون توجه به علت یا علایم بیماری- او ابتداء مقداری پودر آهن به بیمار می خورانید و پس از آن بر روی ناحیه درد یا متورم بیمار ضمادی مملو از پودر آهن را قرار می داد و سپس با قرار دادن چند آهن ربای قوی بر روی محل دردناک یا متورم، به تصور خود عوامل بیماری را از تن بیمار به خارج از بدن هدایت می کرد.<br />
درقرن هیجدهم میلادی این عقیده بدوی و ساده به یک مکتب فکری و درمانی بسیار پر قدرت تبدیل شده بود و زمانی که دکتر آنتوان مسمر پزشک اتریشی نظریه مهم«مغناطیس حیوانی»خود را عرضه داشت ، این هیجان و التهاب به اوج خود رسیده بود . به عقیده دکتر مسمر همانطور که در یک مغناطیس انرژی یا قدرت مغناطیسی وجود دارد ، در تمام سلولها و بافتهای بدن انسان نیز این استعداد یا خاصیت وجود دارد که می تواند نسبت به این انرژی عکس العملی از نوع جاذبه از خود نشان دهد.<br />
اکثریت عظیمی از انبوه بیمارانی که به دکتر مسمر مراجعه می کردند معالجه می شدند، همچنان که تعداد بی شماری از بیمارانی که به یک کشیش دیگر درمانگر به نام پدر هل مرا جعه می کردند درمان می گردیدند. این مسئله به وضوح روشن است که این درمانها نتیجه تلقین بود نه مانیه تیزم. اعتبار وشخصیت دکتر مسمر ، پدر هل و دیگران و مشاهده نتایج درمانی کارهای قبلی آنها و اعتماد به نفس ایشان در تلقین کردن به بیماران در زمینه درمان قطعی و فوری در پیدایش نتایج درمانی حاصله بسیار مؤثر بود.<br />
همه ما از آغاز تولد با تلقینات خواب کننده مادر که به آن نام «لالایی» داده ایم به خواب می رویم. نقش تلقین کننده موسیقی برای عده زیادی دست کم گرفته می شود، در حالی که یک ترانه غم انگیز در عرض چند دقیقه می تواند فردی را به گریه اندازد و ریتم تند طبلها جمعیت زیادی را به رقص وادارد. فرقی نمی کند که این افراد انسانهای بدوی و بومی جنگلهای آفریقا باشند و یا جوانان و دانشجویان بزرگترین و با اعتبارترین دانشگاههای آمریکا و اروپا . همانطور که حرکت تکراری و ریتمیک گهواره ما را خواب میکرد ، در بزرگی هم مشاهده تکراری آگهی های تجاری ، ما را به خرید اشیاء و لوازمی که چندان احتیاجی به آنها نداریم وا می دارد . زمانی که یک رمان جذاب را میخوانیم ، آنچنان تصورات و خیالپردازی بر وجود ما حاکم می شوند که خود را در سرزمینی دیگر و یا به جای فرد دیگری تصور می کنیم و گاهی این تفکرات در روز آنچنان بر وجود ما چیره می شوند که گویی در برابر چشمانمان تجسم یافته اند. در این حال است که که ما به یک وضعیت هیپنوتیزمی نزدیک می شویم.<br />
تلقیناتی که به سوژه هیپنوتیزم شده ارائه می شد ، همانند حقیقتی از سوی او مورد قبول قرار می گیرد و سوژه را تشویق یا وادار به انجام هر کاری می کند، مگر اینکه یک سد یا حائل اخلاقی وجود داشته باشد . اگر به فردی که در شرایط هیپنوز قرار گرفته تلقین شود که او شخصیت و انسان دیگری است، وی واقعا و صمیمانه به همان صورتی عمل میکند که از آن فرد خاص انتظار میرود . در برخی از موارد این بازی کردن نقش آنقدر طبیعی ، عادی و هندمندانه است که جدا هر فردی را غرق تعجب می سازد.<br />
مسلما برای کسانی که این کتاب را مطالعه میکنند ، اطلاعات و مطالعات مقدماتی کافی درباره پدیده های هیپنوتیزمی قبلا حاصل شده است و از این رو ما از تکرار آنها خودداری می کنیم . اگر فردی بخواهد برای هر یک از این تظاهرات و نمودها دلایل و توجیهات علمی و منطقی پیدا کند ، نیاز به مطالعه زیاد و مستمری دارد . کسی که توان و قدرت این پژوهش و بررسیهای ممتد و توانفرسا را ندارد ، به شکلی ساده می تواند در پناه نامهایی همانند انرژی مغناطیسی ، مانیه تیزم، انرژیهای ناشناخته، پرتوهای کیهانی و یا اسامی دیگری که به ظاهر پر ابهت و در باطن بی محتواهستند ، به رضایت و آرامش خاطر ساده لوحانه و زودباورانه ای دست یازد. در بسیاری از موارد انسانها وقتی به مضمون ناشناخته ای برمی خورند، برای پاسخگویی به سئوالاتی که در ارتباط با آن مضمون مطرح می شود، به جای اقامه و ارائه دلیل، به ذکر یک اصطلاح یا عنوان دلخوش می دارند و خاموش می شوند.<br />
هیپنوتیزم مانند پارسایکولژی یا روانشناسی غیرمتعارف ، بسیاری از افرادی را که دارای شخصیتی هیجانی و ناپخته هستند به خود جلب می کند . در اینجا برای کسانی که فاقد اطلاعات علمی هستند و یا با دوری جستن از علوم و با خرد ستیزی و اهمیت دادن به ناشناخته، پرده ای بر روی دانش محدود خویش می کشند، میدانی فراخ برای ماجرا جویی وجود دارد . این افراد در سایه دوران کودکی بسیار طولانی خویش ، هنوز به دنبال یک قدرت برای پناه جویی و حمایت می گردند . محدوده وسیع هیپنوتیزم و ادعاهای بسیار زیاد برخی از هیپنوتیزورهای فاقد صلاحیت علمی ، سراب جالبی را پدید می آورند تا این تشنه های قدرت را به خود جلب کنند و این جویندگان حمایت در پناه آنها قرار گیرند . از آنجایی که هر روز رئیس یاسرپرست گروه به ادعاهای بزرگتری روی می آورد و از آنجا که هر مطلبی که مکررا بیان شود پس از مدتی برای فرد صورت واقعیت پیدا می کند ، این افکار بیمار گونه به تدریج از فردی که زمینه گزاف گویی و عوام فریبی داشته، یک بیمار روانی واقعی می سازد که علائم و نشانه های روان پریشی در سخنان ، حرکات و نوشته های او به روشنی جلوه می کند. بنابراین کسی که قصد آموختن هیپنوتیزم را دارد ، اگر از همان ابتدا به هیپنوتیزم علمی و منطقی روی نیاورد، ناخواسته به صورتی تدریجی به دنیای توهمات و تخیلات وارد شده و در انتها به هذیان و جنون گرفتار می آید. افرادی که مسئولیت انجام و برگزاری دوره های آموزشی را به عهده دارند اگر در این راستا کوتاهی کرده و یا خود فاقد صلاحیت علمی بوده یا افکار بیمارگونه داشته باشند، به تدریج افراد معصومی را به دنیای جنون می کشانند. در هر کشوری انجمن هیپنوتیزم این رسالت را دارد که افرادی را تحت آموزش هیپنوتیزم قرار دهد که از صلاحیت علمی لازم و شخصیتی سالم برخوردار باشند .<br />
پس از هیجده سال کار در زمینه های روان درمانی ، من از طریق دوره های آموزشی آقای هاری آرونز با هیپنوتیزم علمی و کاربردهای آن در پزشکی آشنا شدم . پس از آن با مطالعات مستمر و تمرینات مداوم به اطلاعات خویش افزودم. در این مدت به ویژه تحقیقات زیادی در زمینه شناخت پدیده مبهم و اعجاب انگیز خلسه انجام دادم . در جریان کارهای درمانی موفق به ابداع روش نوینی برای القای هیپنوتیزم شدم که آن را هیپنوتیزم از طریق برقراری ارتباط با سوژه و یا به صورتی خلاصه هیپنوزیس آن راپورت نام نهاده ام . برای موفقیت در اجرای این روش ، هیپنوتیزور خود بایستی سوژه هیپنوتیزمی خوبی باشد.<br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/656.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/655.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/655.htm#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 28 Dec 2009 16:00:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[تکنیکهای دگر هیپنوتیزم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/hipnotise4/655.htm</guid>
		<description><![CDATA[روش انتخابی مناسب برای هیپنوتیزم کردن
روشی که من ابداع کرده ام،شکلی دیگر از تکنیک شناخته شده و معروف «روش پرواز دست» می باشد. من و سوژه در دو مبل راحت روبروی یکدیگر قرار می گیریم. من از سوژه خواهش می کنم راحت و ریلکس بر روی  مبل بنشیند و دستهایش را مانند من بر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><span style="color: #ff0000;">روش انتخابی مناسب برای هیپنوتیزم کردن</span></h4>
<p><span style="color: #0000ff;">روشی که من ابداع کرده ام،شکلی دیگر از تکنیک شناخته شده و معروف «روش پرواز دست» می باشد. من و سوژه در دو مبل راحت روبروی یکدیگر قرار می گیریم. من از سوژه خواهش می کنم راحت و ریلکس بر روی<span id="more-486"> </span> مبل بنشیند و دستهایش را مانند من بر روی رانهایش بگذارد . سپس از او خواهش می کنم نگاه خود را بر روی انگشتان دست راست من متمرکز کند و در عین حال احساسی را که در انگشتان دست راستش پیدا می شود ، برای من بیان کند. <span id="more-655"></span>سپس مطالب زیر را به عنوان تلقین به وی می گویم:<br />
«حالا تو در حالی که به انگشتان دست راست من نگاه میکنی ، درباره احساسها یی فکر می کنی که در انگشتان دست راست خودت به وجود می آید . به زودی من و تو هر دو بعضی از ادراکات غیر عادی را در دستها و انگشتانمان احساس می کنیم . بهتر است درابتدا به میزان وزن یا فشاری فکر کنیم که هر یک از انگشتان دست راست ما بر روی رانمان وارد می آودند. احساس کن! حالا بیایید میزان فشار وارده توسط انگشت شست دست راستمان را احساس کنیم…<br />
حالا فشار وارده توسط انگشت دوم یا نشانه را … حالا فشار وارده توسط انگشت سوم یا میانه را … حالا انگشت چهارم … حالا انگشت پنجم … حالا در شرایطی که انگشتان ما بر روی پارچه شلوارمان فشار وارد می کند ، سعی کنیم تا مشخصات پارچه زیر دست خودمان را حس کنیم. حالا به ادراکات غیر عادی که در دست راستمان به وجود می آید توجه کنیم. ببینیم این احساسهای جالب و غیر منتظره چه چیزهایی هستند . همینطور به دستهای من خیره شو و لحظه ای چشمانت را از روی دست من برندار. به زودی تو متوجه می شوی که در انگشتان من حرکتهایی به وجود می آید . پس از لحظه ای عین همین حرکات در انگشت حرکت می کند. کاملا به دست راست من توجه داشته باش . به صورتی تدریجی ولی مستمر و پیش رونده دستهای من و تو شروع به سبک شدن می کنند … خیلی سبک می شوند … همانطوری که به انگشتان دست راست من خیره شده ای، متوجه حرکت یکی از انگشتان من به طرف بالا و بعد انگشت خودت می شود، چون این دستها خیلی سبک شده اند سبک مانند پر. در همان حالی که مشاهده می کنی آهسته آهسته دست من سبک شده و به بالا می آید ، متوجه می شوی یک احساس شناوری یا رانش هم در دست راست تو پدید می آید که آن را به طرف بالا می برد … در این لحظه دست راست من و تو در هوا معلق شده اند. این حرکت یا پرواز دست ، به طرف بالا و صورتمان ادامه پیدا میکند . صورت هدف و نقطه پایان این حرکت است . در حالی که تو شاهد پرواز دست راست من به طرف با لا هستی ، به تدریج دست راست خودت هم سبک و سبکتر می شود … و به تدریج به طرف با لا حرکت می کند … دارد به صورتت نزدیک می شود .. . همانطور که دست راست من به صورتم نزدیک می شود . هر قدر دست تو به بالا و به طرف صورتت نزدیک و نزدیکتر شود ، خودت هم ریلاکس و ریلاکس تر می شوی … خسته و خسته تر … خواب آلوده و خواب آلوده تر … دست راست تو تنها در شرایطی به صورتت برخورد می کند که قبلا چشمان تو بسته شده باشند. در این شرایط بدن تو کاملا شل و کرخت می شود … خودت هم در یک حالت سستی و رخوت عمیقی غوطه ور می شوی… درست مانند وضعی که در شرایط خواب داری…».<br />
روش «هیپنوزیس آن را پورت» در بین کادرهای پزشکی طرفداران زیادی پیدا کرده است و در حال حاضر درچند دانشکده پزشکی در آمریکا دانشجویان علاقمند، تحقیقات زیادی درباره جنبه های مختلف آن انجام میدهند . هدف یکی از این گروههای پژوهشی کسب اطلاعات بیشتر درباره خود شرطی کردن است.<br />
در اینجا لازم میدانم به این نکته اشاره کنم که برا ی موفقیت در انجام تحقیقات در مورد هیپنوتیزم رعایت دو شرط اساسی ضروری است: شرط نخست، دارا بودن دانش و تجربه کافی اعضای تیم تحقیق است. شرط دوم نیز وجود وسایل و امکانات لازم و به ویژه تعداد افرادی است که به عنوان سوژه تحت بررسی قرار می گیرند.<br />
هیپنوتیزم یکی از علومی است که در سالهای آینده گروههای زیادی از صاحبان و تخصص در رشته های مختلف را به خود جلب خواهد کرد . در ضمیر ناخود آگاه ،این برهوت عظیم وپهناور که در تاریکی سنگین و سهمگین غنوده است،هنوز به زحمت چند کورسوی روشن به چشم می خورد . مسلما برای بسیاری از نکاتی که در طول تاریخ مورد سوال و پرسش قرار گرفته اند ، جوابهای قانع کننده در این دانش مرموز وجود دارد . بی شک روزی این رشته علمی دریچه گنجینه اسرار خود را در برابر پژوهشگران می گشاید . بی گمان نتیجه قرنها تفکر، تعمق، و ادراک میلیونها انسان اندیشمند روزی به نتیجه میرسد . در این راه پرتگاه های مهیب و ژرفی قرار دارد. کسانی که از کوره را ه باریکی که علم ، خرد، بصیرت و صلاحیت کشف کرده، منحرف شوند ، مسلما در این پیچ و خمهای جادویی گمراه شده و به سرزمین جهل ، خرافات ، روان پریشی و بالاخره جنون و هذیان می رسند.<br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/655.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/654.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/654.htm#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 28 Dec 2009 15:59:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[تکنیکهای دگر هیپنوتیزم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/hipnotise4/654.htm</guid>
		<description><![CDATA[روش پاندول شورول 
«نگارش : جوردون .ر. پولا»
این متد از ترکیب و تلفیق یک آزمون تلقین پذیری معروف و استفاده از قرار گرفتن برخی از اعضای بدن در بعضی از حالات سخت و فرسایش دهنده تشکیل شده است. 
سوژه در حالی که بر روی صندلی یا مبلی نشسته است ، پاندولی را با دستش به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><span style="color: #ff0000;">روش پاندول شورول </span></h4>
<p><span style="color: #0000ff;">«نگارش : جوردون .ر. پولا»<br />
این متد از ترکیب و تلفیق یک آزمون تلقین پذیری معروف و استفاده از قرار گرفتن برخی از اعضای بدن در بعضی از حالات سخت و فرسایش دهنده تشکیل شده است.<span id="more-484"> </span><br />
سوژه در حالی که بر روی صندلی یا مبلی نشسته است ، پاندولی را با دستش به با لای سرش می برد . به طوری که گلوله پاندول بالاتر از چشمان او قرار گیرد .<span id="more-654"></span><br />
واضح است که در این شرایط دست و چشمان سوژه در وضعیتی سخت و خسته کننده قرار می گیرند.<br />
در ابتدا شما به سوژه تلقین می کنید که این پاندول ساکن به زودی شروع به حرکت و نوسان کرده و مثلا در مسیری به جلو و عقب نوسان می کند. به سوژه بگویید که تمام توجهش را معطوف به گلوله یا وزنه پاندول کند . به سوژه تلقین کنید که لحظه به لحظه چشمان و دست او خسته و خسته تر می شوند و وی به آرامی به یک حالت هیپنوتیزم نزدیک و نزدیکتر می شود… با حرکت رفت و آمد پاندول چشمان سوژه به تدریج خسته و خسته تر می شوند … دست او لحظه به لحظه سنگین و سنگین تر می شود … در نتیجه دست به آرامی به طرف پایین می آید.<br />
از آنجا که دست سوژه در وضعیت خسته کننده ای قرار دارد ، خود به خود به صورت طبیعی خسته می شود و به طرف پایین متمایل می گردد. از سوی دیگر نگاه کردن به بالا باعث می شود تا عضلات پلک ها خسته شده و تمایل به بسته شدن در چشمها ظاهر شود . به سوژه تلقین کنید زمانی که گوی پاندول آنقدر به پایین آمد که به پای او برخورد کرد، چشمانش خودبه خود بسته شده وبه خواب شیرین فرو خواهد رفت.<br />
پس از آنکه این روند فیزیولوژیک به طور خود به خود صورت گرفت، شما حالت آمرانه ای به خود گرفته و با توجه به روشهای موجود برای عمیق کردن خلسه هیپنوتیزمی وجود دارند ، خواب سوژه را عمیقتر کنید . توجیه و تفسیر نحوه عملکرد این روش بدین قرار است : در ابتدا بر اثر تلقینات شما و با توجه به اصل «ایدئو موتور» ، دست سوژه خود به خود به حرکت در می آید . این وضعیت باعث می شود تا سوژه تصور کند که برخی از جریانات ، خارج از اراده او و تحت تاثیر فرمانهای شما قرار دارند . پس از آنکه به موقع تلقیناتی درمورد خسته شدن دست و چشمان به سوژه کردید، او به صورت فیزیولوژیک به این حالات دچار می شود . در این حال سوژه عوارض فوق الذکر را ناشی از تلقینات شما می پندارد. به این ترتیب در او نسبت به سایر تلقینات شما حالت تاثیرپذیری بیشتری به وجود می آید . بنابر این زمانی که به سوژه تلقین می کنید که او به تدریج خسته و خسته تر می شود ، این مطالب مورد قبول وی واقع می شوند. به این ترتیب تحت تاثیر سخنان شما ، چشمان سوژه خسته و بسته شده است و خود او نیز به یک حالت خواب هیپنوتیزمی فرو می رود.<br />
در این روش استفاده هوشمندانه از پیدایش خستگی طبیعی در دست و چشمها نقش مهمی را بازی میکند. البته در آغاز کار استفاده از حرکت خود به خود پاندول بسیار مفید است.<br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/654.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/653.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/653.htm#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 28 Dec 2009 15:59:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[تکنیکهای دگر هیپنوتیزم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/hipnotise4/653.htm</guid>
		<description><![CDATA[تکنیک کاربرد « دستگاه دروغین»
«نگارش : جن نیلسن»
من به سوژه دو الکترود می دهم تا با دستانش آنها را نگه دارد. این الکترودها بسیار شیک و مرتب هستند . در یک طرف هر یک از این الکترودهای پانزده سانتیمتری استوانه ای شکل فلزی ، یک گوی کوچک فلزی نسب شده است  که سوژه در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><span style="color: #ff0000;">تکنیک کاربرد « دستگاه دروغین»</span></h4>
<p><span style="color: #0000ff;">«نگارش : جن نیلسن»<br />
من به سوژه دو الکترود می دهم تا با دستانش آنها را نگه دارد. این الکترودها بسیار شیک و مرتب هستند . در یک طرف هر یک از این الکترودهای پانزده سانتیمتری استوانه ای شکل فلزی ، یک گوی کوچک فلزی نسب شده است<span id="more-482"> </span> که سوژه در موقع استفاده از آنها ، سست دست خود را بر روی آن قرار داده و بدنه الکترود را در میان انگشتان خود<span id="more-653"></span> می گیرد . در طرف دیگر این الکترودها دو سیم بلند نصب شده است که به اتاق دیگری می روند و در آنجا به «دستگاه اصلی» وصل می شوند.<br />
به سوژه گفته می شود که بر کف هر یک از دستهایش یکی از این الکترودهای لوله ای را قرار داده و انگشتان خود را برگرد آنها حلقه زند و دو انگشت شست دو دستش را که آزاد است ، قرار دهد . پس از آن هیپنوتیزور از سوژه در خواست می کند که کاملا درشرایط آرامش یا ریلاکس کامل قرار گیرد و به او اطلاع می دهد که به زودی یک احساس نوسان یا خارش در نوک انگشتان شست او که مجاور گوی فلزی قرار دارد به وجود می آید . به سوژه گفته می شود که این الکترودها به یک دستگاه جدید و مدرن الکترونیکی وصل شده اند که می تواند به سرعت هر سوژه ای را به خواب هیپنوتیزمی فرو ببرد .از آنجا که یک جریان الکتریکی ضعیف با فرکانس بالا به الکترودها وارد می شود ، به هیچ روی احتمال برق گرفتگی یا خطر دیگری وجود ندارد . اگر سوژه از واژه هیپنوتیزم خوشش نمی آید ، هیپنوتیزور می تواند به جای استفاده از این واژه به او بگوید که وی ریلاکس و آرام شده و در یک رخوت و آرامش مطبوعی فرو می رود. به سوژه گفته می شود که دستگاه اتوماتیک بوده و خود به خود در مدت کوتاهی او را آرام و در حالتی خواب گونه فرو می برد . از آنجا که دیگر نیازی به حضور هیپنوتیزور در کنار سوژه نیست ، او به ظاهر برای انجام کار لازمی برای مدت دو دقیقه به اتاق دیگری می رود. واضح است که تحت تاثیر تلقینات انجام شده ، پرستیژ و اعتبار پزشک و انتظار سوژه برای پیدایش آنچه که پزشک برای او بیان داشته، به زودی احساس خارش ، غلغلک و یا نوسانی در شستهای سوژه به وجود می آید و سپس حالت خواب آلوده و رخوت به او دست داده ، در یک آرامش عمیق و گسترده ای قرار می گیرد .<br />
البته همانطور که یادآور شدیم در طی جریان هیپنوتیزم شدن، پزشک برای مدت دو دقیقه به اتاق دیگری می رود . او پس از مراجعت به اتاق ، سوژه را در یک خلسه سبک هیپنوتیزمی مشاهده می کند. در این حالت پزشک با استفاده از روشهای معمول برای عمیقتر کردن خلسه، عمق خلسه سوژه را افزایش می دهد.<br />
نیازی به ذکر این نکته نیست که این الکترودها به دستگاهی وصل نیستند و ماشین مولد هیپنوتیزم هم در مطب وجود ندارد!<br />
پزشکان و دندانپزشکانی که مایلند به دلایل مختلف از جمله ازدحام بیماران و صرفه جویی در هزینه درمان وقت کمی را صرف القای حالت هیپنوتیزمی کنند ، می توانند از این روش استفاده کنند.<br />
پزشکان می توانند به یک رادیوساز یا کارشناس الکترونیک سفارش ساخت یک دستگاه را دهند که بر روی آن چند کلید ، پریز، و چراغ نصب شده باشد که در موقع اتصال به برق تعدادی از این چراغها روشن شود . بهتر است برای پیچیده تر و مرموزتر جلوه دادن دستگاه در آن مداری تعبیه شود که موقع وصل شدن دستگاه به برق صدای « اوم» از آن خارج شود . پزشک بهتر است پس از وصل کردن دستگاه به برق ، کلیدهای آن را دستکاری کرده و به اصطلاح آنها را میزان کند. دو سیم متصل به الکترودها بایستی به پریزی وصل شوند که هیچگونه اتصالی با برق نداشته باشند تا از بروز اتفاقات نا خواسته جلوگیری شود.<br />
در پایان ذکر این نکته ضروری است که هر قدر ساختمان دستگاه به ظاهر پیچیده تر و رفتار پزشک جدی تر و آرامتر باشد، شانس موفقیت او در ایجاد حالت هیپنوتیزم بیشتر است.<br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/653.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/652.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/652.htm#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 28 Dec 2009 15:58:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[تکنیکهای دگر هیپنوتیزم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/hipnotise4/652.htm</guid>
		<description><![CDATA[تکنیک استفاده از سایه 
«نگارش :ژرژ . ج . شاور»
از سوژه یا بیمار بخواهید که بر روی یک صندلی راحتی بنشینید . نور یک چراغ یا نور آفتاب از قسمت پهلویی ، ترجیحا با زاویه ۴۵ درجه نسبت به سطح زمین به گونه او بتابد . از سوژه بخواهید که کاملا آرام و ریلکس باشد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><span style="color: #ff0000;">تکنیک استفاده از سایه </span></h4>
<p><span style="color: #0000ff;">«نگارش :ژرژ . ج . شاور»<br />
از سوژه یا بیمار بخواهید که بر روی یک صندلی راحتی بنشینید . نور یک چراغ یا نور آفتاب از قسمت پهلویی ، ترجیحا با زاویه ۴۵ درجه نسبت به سطح زمین به گونه او بتابد . از سوژه بخواهید که کاملا آرام و ریلکس باشد و از قدرت و خلاقیت ذهنی خویش در تجسم بخشیدن<span id="more-479"> </span> به آنچه که به او گفته می شود ، نهایت استفاده را ببرد. به او بگویید: «تجسم کنید که در یک روز آفتابی در یک سبزه زار با صفا در زیر آفتاب گرم و مطبوع تابستان بر روی چمن مشغول<span id="more-652"></span> قدم زدن هستید . نفس عمیقی بکشید تا بیشترین استفاده را از این هوای دل انگیز ببرید . بعد در زیر یک درخت بلند بر روی علفها دراز بکشید . در این حالت شما میتوانید آسمان آبی و آفتابی را مشاهده کنید . همچنین می توانید از پوشش گیاهی نرمی که بر روی آن لمیده اید و هوای گرمی که به صوتتان می خورد، نهایت لذت را ببرید . در حالی که خورشید در مغرب غروب می کند ، چند تکه ابر پراکنده گاه و بیگاه جلوی خورشید را گرفته و برای لحظاتی سایه ای مطبوع به جای آفتاب گرم صورت شما را نوازش می کند . شما به آسمان آبی نگاه می کنید . چند تکه ابر به سفیدی برف به آرامی با وزش باد به این طرف و آن طرف حرکت می کنند.هر موقعی که وزش باد شدیدتر می شود،حرکت این ابرهای سفید تند تر می شود . همزمان با حرکت یک تکه ابر بزرگ در نزدیکی خورشید، یک سایه بزرگ هم در زمین به آرامی حرکت کرده و هر لحظه به شما نزدیکتر می شود . تا چند لحظه دیگر این سایه به شما نزدیک می شود . در این لحظه احساس می کنید صورت و بدنتان را خنکی مطبوعی فرا گرفته است . زمانی که سایه ابر بر روی صورت شما بیفتد، حتی اگر چشمتان بسته باشد، می توانید از ورای پلکهای بسته خود وجود آن را احساس کنید . در این موقع در یک حالت خواب آلودگی و آرامش عمیق قرار می گیرید. شما تنها در صورتی می توانید وجود این سایه را به خوبی احساس کنید که در یک حالت هیپنوتیزمی قرار گرفته باشید.»<br />
در این لحظات هیپنوتیزور دستش را دراز می کند و در حالی که انگشتان خود را دراز کرده و به هم چسبانیده است ، سطحی را به وجود می آورد که باید حائل بین منبع نور و چشمان سوژه باشد . با این کار هیپنوتیزور سعی می کند احساس قرار گرفتن در سایه ابر رابرای سوژه در حالت ریلاکس قرار دارد و به همین دلیل قدر ت تلقین پذیری وی افزایش پیدا کرده است، برای او این احساس پیش می آید که جریاناتی به همان صورت که هیپنوتیزور بیان می کنددر شرف وقوع است . شما می توانید این جریان را تا وقتی که لازم می دانید ادامه دهید .<br />
در دفعات بعدی هیپنو تیزوربا قرار دادن دست خود ما بین منبع نورانی و چشمان بسته شده سوژه ، تلقینات لازم برای عمیق تر کردن عمق خلسه را برای او بیان می کند.<br />
اگر می خواهید بدانید سوژه واقعا ابرها را می بیند ، می توانید به او بگویید زمانی که عبور ابر از روی خورشید را مشاهده کرد، یکی از انگشتان دست چپ خود را حرکت دهد.<br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/652.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/651.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/651.htm#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 28 Dec 2009 15:58:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[تکنیکهای دگر هیپنوتیزم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/hipnotise4/651.htm</guid>
		<description><![CDATA[یک استفاده  جدید از وسایل کمکی ایجاد کننده هیپنو تیزم 
«نگارش :آلبرت اسکریب»
آنچه که به عنوان یک روش جدید برای شما بیان می کنم ، در واقع یک روش قدیمی ایجاد هیپنو تیزم است که من تغییراتی در آن به وجود آورده و با موفقیت در چهار سال گذشته آن را به کار برده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><span style="color: #ff0000;">یک استفاده  جدید از وسایل کمکی ایجاد کننده هیپنو تیزم </span></h4>
<p><span style="color: #0000ff;">«نگارش :آلبرت اسکریب»<br />
آنچه که به عنوان یک روش جدید برای شما بیان می کنم ، در واقع یک روش قدیمی ایجاد هیپنو تیزم است که من تغییراتی در آن به وجود آورده و با موفقیت در چهار سال گذشته آن را به کار برده ام.<span id="more-477"> </span><br />
برای آزمایش این روش به یک صفحه مدور فلوئورسانت نیاز دارید که بر روی آن با مرکب سیاه معمولی یک مارپیچ<span id="more-651"></span> کشیده شده باشد. زمینه این صفحه می تواند به رنگ زرد ، قرمز ، سبز و یا آبی باشد . دیسکهای فلوئورسانت به قطر ۱۲ و ۲۷ اینچ از مغازه هایی که وسایل کمکی هیپنوتیزم به فروش می رسانند ، قابل ابتیاع است ، در صورت عدم دسترسی به این دیسکها ، خود می توانید به سادگی از آنها درست کنید .<br />
دیسکی که به قطر ۱۲ اینچ ساخته شده باشد را میتوانید با سرعت ۶۰ تا ۷۰ دور در دقیقه بچرخانید و در صورت تمایل می توانید سرعت آن را تا ۴۵ دور در دقیقه کاهش دهید. دیسکی را که به قطر ۲۷ اینچ درست کرده اید نیز می توانید با سدعت ۳۳ دور در دقیقه به حرکت در آورید.<br />
برای به حرکت در آوردن و چرخاندن این دیسکها می توانید از موتور گرامافون های کهنه استفاده کنید که در تعمیر گاه های وسایل صوتی و تصویری به راحتی یافت می شود. در کشوهایی که در آنها فروشگاه های مخصوص فروش لوازم کمکی هیپنوتیزم دایر است ، می توان وسایل فوق الذکر را به طور کامل خریداری کرد.<br />
برای استفاده از روش من بایستی اتاق را به صورت کامل یا نسبی تاریک کنید و فقط از یک چراغ یا لامپ مولد اشعه ماوراء بنفش به عنوان منبع نور استفاده نمایید . در این شرایط بدون آنکه اتاق زیاد روشن شود، صفحه فلوئورسانت کاملا روشن و درخشنده می گردد. در این حالت تنها مارپیچ داخل لامپ به خوبی دیده می شود. در چنین موقعیتی در حالی که از سوژه می خواهید که به مارپیچ متحرک نگاه کند ، همراه با حرکت دیسک به بیان تلقینات لفظی معمولی نیز اقدام کنید.<br />
نه تنها پزشکان ، دندانپزشکان و ماماها می توانند از این وسیله جالب استفاده کنند ، بلکه چشم پزشکان و اپتومتریست ها نیز می توانند برای ریلاکس کردن عضلات چشم این دستگاه را مورد استفاده قرار دهند .<br />
توضیحات مترجم:<br />
از زمان ترجمه این کتاب تا به حال در کلاسهای آموزش هیپنوتیزم که برای کادرهای پزشکی تهیه و تدارک دیده شده است، در حدود ۳۰۰ دندانپزشک ، ماما و پزشک تحت آموزش قرار گرفته اند . اینجانب به عنوان یکی از مدرسان هیئت آموزشی این نکته را ضروری می دانم که کوشش ما بر این اصل متکی بوده است که در طی مراحل آموزش هیپنوتیزم علمی به کادرهای پزشکی از وسایل کمکی هیپنوتیزم استفاده نشود و بیشتر از هر چیز دوستان و همکاران ما برای هیپنوتیزم کردن بیماران از قدرت تلقینات کلامی و یاتمرکز بر روی سقف اتاق و یا نوک مداد یا یک کلید استفاده کنند . برخی از وسایل کمکی مانند گوی بلورین در ایران موجود نبوده و تهیه آن از خارج نیز مستلزم صرف هزینه های گزافی است . لیکن به مرور زمان ، با افزایش تعداد افراد تحت آموزش و بالا رفتن سطح علمی آموزشها ، این امکان به وجود خواهد آمد که تعدادی از این وسایل کمکی از خارج وارد شده و مورد استفاده قرار می گیرند.<br />
در حال حاضر طراحی و ساخت بسیاری از وسایل کمکی هیپنوتیزم توسط مهندسان و صنعتگران با ذوق هموطن امکانپذیراست . از آنجا که تا به حال این وسایل در ایران نه تولیدشده است و نه امکان وارد کردن وسایل فوق از خاترج وجود داشته است ، بنابراین بازار فروش خوبی برای تولیدات داخلی که در زمینه و.سایل کمکی هیپنوتیزم باشد ، وجود دارد. در یک طرح پژوهشی که تا به حال فوق العاده موفقیت آمیز بوده ، اینجانب با استفاده از برخی از وسایل سمعی و بصری ساده ، عده زیادی از کادرهای پزشکی وبیماران را در مدت بسیار کوتاه – ده جلسه- برایخود هیپنوتیزمهای سریع، عمیق و بی خطر آموزش داده ام که زودی نتیجه و شرح آن به صورت یک کتاب منتشر و به عنوان روشی کاملا نو و بسیار موثر در اختیار هموطنان عزیز قرار می گیرد.<br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/651.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/650.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/650.htm#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 28 Dec 2009 15:57:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[تکنیکهای دگر هیپنوتیزم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/hipnotise4/650.htm</guid>
		<description><![CDATA[متد دست چپ
«نگارش :ژرژ . ت. دیکسون»
«همانطوری که من می گویم رفتار کنید . دست چپ مرا بگیرید ، مستقیما به چشمان من نگاه کنید و ریلاکس شوید . به زودی خسته می شوید ناگهان به خواب می روید.» 
جملات بالا ، مطلبی هستند که شما بایستی به زبان آورید تا بتوانید عده زیادی از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><span style="color: #ff0000;">متد دست چپ</span></h4>
<p><span style="color: #0000ff;">«نگارش :ژرژ . ت. دیکسون»<br />
«همانطوری که من می گویم رفتار کنید . دست چپ مرا بگیرید ، مستقیما به چشمان من نگاه کنید و ریلاکس شوید . به زودی خسته می شوید ناگهان به خواب می روید.»<span id="more-472"> </span><br />
جملات بالا ، مطلبی هستند که شما بایستی به زبان آورید تا بتوانید عده زیادی از افراد را به خواب هیپنوتیزمی عمیقی فرو برید. برای اینکه بتوانید به خوبی از این تکنیک استفاده کنید ، باید اطلاعات بیشتری در مورد این روش هیپنوتیزم <span id="more-650"></span>کردن کسب کنید و اصول آن را کاملا درک کنید . در غیر این صورت در استفاده از این تکنیک ناموفق خواهید بود .<br />
توضیحات لازم:<br />
ابتدا سوژه را بر روی صندلی راحتی بنشانید ، به طوری که کف پاهای او بر روی زمین قرار گیرند. پس از آن روبروی سوژه قرار بگیرید و روی یک صندلی بنشیند. در این موقع از او بخواهید که دست شما را بگیرد . معمولا افراد همیشه برای انجام این کار دست راست خود را دراز می کنند . به سوژه بگویید : «نه ، دست چپتان» برای لحظاتی او گیج و مبهوت می شود و به زودی دست چپش را به جلو خواهد آورد.<br />
سوژه علت این تغییر دست را نمی داند و نیازی هم ندارد که علت آن را بداند . تا اینجا شما شروع خوبی داشته اید . از آنجا که سوژه معمولا دست شما را به اصطلاح شل می گیرد ، به او بگویید :«دستم را محکم بگیرید». در همین موقع کمی دست وی را فشار دهید . با انجام این کار یک تلقین غیر لفظی به او می کنید. حالا سو ژه علاوه بر اینکه دستش سفت شده ، تمام بدنش نیز دریک حالت انقباض یا تونوس عضلانی قرار گرفته است . در این موقع شما میتوانید به او بگویید که دست خود را ریلاکس کند و بدنش را هم شل کند . شما هم با دقت سوژه را کنترل کنید تا مطمئن شوید دستوراتتان را انجام می دهد. البته توصیه می کنیم در این مرحله این کار را انجام ندهید.<br />
حالا به سوژه بگویید : « دقیقا به صورتی عمل کنید که من می گویم . مستقیما به چشمان من نگاه کنید .» در این مرحله شما هم به او خیره شوید ولی به چشمانش نگاه نکنید، بلکه به یک خال و یا یک چین پوستی در بالا یا پایین چشمان سوژه خیره شوید و یا به فرورفتگی بینی که بین دو چشم قرار دارد ، نگاه کنید . در هر صورت سوژه تصور می کند که شما مستقیما به چشمانش خیره شده اید . او مستقیما به چشمان شما خیره می شود ، هر چند شما به چشمان او نگاه نمی کنید . تا اینجا شما می توانید مطمئن باشید که تا این مرحله از کار پیشرفت خوبی داشته اید . بنابر این ادامه دهید :<br />
«حالا پلک هایتان را به هم نزنید و مستقیما همینطور به چشمان من خیره شوید . خودتان را ریلاکس کنید .» زمانی که واژه «ریلاکس» را بیان می کنید ، کمی دست سوژه را که تا به حال محکم گرفته بودید ، شل کنید . در نتیجه او هم دست شما را کمتر می فشرد . در این موقع طوری رفتار کنید که گویی دست سوژه می خواهد از دست شما رها شود .<br />
به او بگویید : «دست شما در حال سنگین شدن است.» و وانمود کنید که گویی وزنه سنگینی را نگه داشته اید. بنابراین ادامه دهید:« دست شما سنگین و سنگینتر می شود… چشمانتان هم سنگین می شود…» در این لحظه کمی از فشاری که به دست سوژه وارد می کنید ، کمتر کنید و دست او را مقداری به طرف پایین بیاورید به طوری که سوژه تصور کند دستش سنگین شده است.<br />
در این موقع سوژه کمی احساس سنگینی در بدن و در دستش می کند ، ولی علت پیدایش این پدیده را نمی داند و البته احتیاجی هم نیست که علت وقوع اتفاقاتی را که در حال شکل گیری هستند ، بداند . بنابراین شما به ارائه تلقینات ادامه دهید: « حالا چشمانتان را ببندید . در صورتی که سوژه چشمان خود را بست عملکرد شما برای هیپنوتیزم کردن او موفقیت آمیز بوده است . اما اگر جشمان سوژه همچنان باز ماند به ارائه تلقینات ادامه دهید : « از شما می خواهم که چشمانتان را ببندید . شما به یک خواب آرام و عمیق فرو می روید . حالا تمام عضلات بدنتان را ریلاکس کنید . شما الان به یک خواب بسیار عمیق فرو می روید . اما همانطور که به یک خواب شیرین فرو رفته اید ، تمام حرفهای مرا می شنوید و به سوالاتی که از شما می پرسم ، جواب مناسب می دهید . » در همان حالی که به تلقین کردن مشغول هستید ، به تدریج دست سوژه را به طرف پایین بیاورید . اگر دستهای او شل و ریلاکس شده بود، نشانه آن است که وی در حالت خلسه یا ترانس قرار گرفته است و کاملا آماده است تا به تلقینات شما جواب دهد.<br />
پس از آنکه اقدام درمانی دلخواه روی سوژه را انجام دادید ، به این صورت او را از خواب بیدار کنید :« حالا من تا عدد پنج می شمارم . وقتی که به عدد پنج رسیدم،از خواب بیدار می شوید . احساس می کنید که حالتان کاملا خوب است ، به طوری که مدت ها حالتان به این خوبی نبوده است . احساس می کنید که یک یک تجربه بسیار دل انگیز و مطبوعی را پشت سر گذاشته اید . زمانی که بیدار شدید ، کاملا سرحال و شاد خواهید بود . حالا من میشمارم . یک … خوابتان سبک شده است… دو… کمی بیشتر بیدار شده اید… سه … چشمانتان دارند کم کم باز می شوند … چهار … تقریبا بیدار شده اید … پنج … شما کاملا بیدار و سرحال هستید . راستی حالتان چطور است ؟» . معمولا پاسخ سوژه به سوال شما این است که : « عالیست!».<br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/650.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/649.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/649.htm#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 28 Dec 2009 15:56:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[تکنیکهای دگر هیپنوتیزم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/hipnotise4/649.htm</guid>
		<description><![CDATA[روش حرکت به دور صندلی و چرخش سر
«نگارش : فرانک جنکو»
یک صندلی را بردارید و آن را وسط اتاق قرار داده و یک سکه فلزی را در مرکز محل نشیمن آن بگذارید . حالا از سوژه بخواهید در حالی که نگاهش بر روی سکه متمرکز شده ، به آرامی و در مسیر حرکت عقربه های [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><span style="color: #ff0000;">روش حرکت به دور صندلی و چرخش سر</span></h4>
<p><span style="color: #0000ff;">«نگارش : فرانک جنکو»<br />
یک صندلی را بردارید و آن را وسط اتاق قرار داده و یک سکه فلزی را در مرکز محل نشیمن آن بگذارید . حالا از سوژه بخواهید در حالی که نگاهش بر روی سکه متمرکز شده ، به آرامی و در مسیر حرکت عقربه های ساعت به <span id="more-474"> </span>دور صندلی شروع به حرکت کند.<span id="more-649"></span><br />
پس از آنکه پنج یا شش بار به دور صندلی چرخید، از او بخواهید بایستد و بلا فاصله در جهت عکس حرکت عقربه های ساعت به حرکت دورانی خود ادامه دهد . بعد از آنکه سوژ] سه یا چهار دور در مسیر جدید چرخید، به او بگویید که دیگر نمی تواند متوقف شود و هر اندازه که تلاش کند قادر نیست بایستد .<br />
در این حالت سوژه به صورتی خود کار به حرکت به گرد صندلی ادامه می دهد. بگذارید او سه یا چهار دور دیگر (یا بیشتر) به دور صندلی چرخ زند.<br />
بعد از سوژه بخواهید که ایستاده و بر روی صندلی بنشیند . سپس خود را ریلاکس کند و به خواب فرو رود . اگر سوژه نتواند در مرحله قبل از نشستن به راحتی از حرکت باز ایستد، مسلما پس از توقف و نشستن بر روی صندلی راحتی ، به خواب راحتی فرو می رود.<br />
البته در زمانی که سوژه به دور صندلی می چرخد، شما باید تلقیناتی در مورد ریلاکس شدن ، خسته و خواب آلوده شدن و بالاخره به خواب فرو رفتن به او ارئه دهید تا زمینه لازم برای هیپنوتیزم شدن در سوژه به وجود آید و آثار آن پس از قرار گرفتن او بر روی صندلی آشکار شود.<br />
پس از آنکه سوژه بر روی صندلی نشست ، سر او را در دست بگیرید و شروع به چرخاندن آن کنید . بهتر است که مسیر حرکت سر سوژه در فضا شکلی مانند ۸ را به وجود می آورد . در عین حال باید در مورد فرو رفتن به یک خواب عمیق تلقینات لازم را به او ارائه دهید. اگر در جریان حرکت سر سوژه متوجه شدید که سر او به سختی حرکت می کند و گردن او به اصطلاح شل شده بود ، می توانید مطمئن باشید که وی به خواب رفته است . در این شرایط می توانید با توجه به روشهای رایج ، خلسه او را عمیق تر کنید .<br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/649.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/648.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/648.htm#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 28 Dec 2009 15:55:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[تکنیکهای دگر هیپنوتیزم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/hipnotise4/648.htm</guid>
		<description><![CDATA[متد رنگارنگ یا درهم و برهم 
« نگارش :ج. جندای»
به نظر من زمانی کار ما در برابر سوژه های هیپنوتیزمی به بهترین صورت ممکن انجام می گیرد که سوژه متوجه شود بر اثر تلقین تاثیراتی بر روی بدن او صورت گرفته است . البته فرقی نمی کندد که میزان این تاثیرا ت به چه  [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><span style="color: #ff0000;">متد رنگارنگ یا درهم و برهم </span></h4>
<p><span style="color: #0000ff;">« نگارش :ج. جندای»<br />
به نظر من زمانی کار ما در برابر سوژه های هیپنوتیزمی به بهترین صورت ممکن انجام می گیرد که سوژه متوجه شود بر اثر تلقین تاثیراتی بر روی بدن او صورت گرفته است . البته فرقی نمی کندد که میزان این تاثیرا ت به چه<span id="more-470"> </span> مقدار باشد . نتیجه این تغییرات این است که سوژه به درجات متفاوتی از خلسه هیپنوتیزمی فرو می رود . این تحولات در اکثریت عظیمی از انسانها ، به ویژه در افراد تلقین پذیر پدیدار می گردد.<span id="more-648"></span><br />
زمانی هیپنوتیزور کاملا از کار خود راضی می شود که سوژه به راحتی و به خوبی به خلسه هیپنوتیزمی فرو برود .<br />
من شخصا کمتر از روشهای خشن و به شدت آمرانه لذت می برم که درآنها از فریاد کشیدن و یا وارد آوردن شوک به بیماران استفاده می شود.<br />
زمانی که من بخواهم در میان جمعی یک نمایش هیپنوتیزمی انجام دهم ، معمولا چند سوال زیر را از حضار می کنم . وقتی که به نشانه جواب مثبت دستهای زیادی به بالا می رود، من مطمئن می شوم که با گروهی سرو کار دارم که به خوبی می توانم با آنها کار کنم :<br />
(۱) آیا کسی از شما تا به حال به فال بین مراجعه کرده است؟<br />
(۲) آیا تاکنون کسی از روی خطوط کف دستانتان به تجزیه و تحلیل روحیات شما پرداخته است؟<br />
(۳)آیا تا به حال هیپنوتیزم شده اید؟<br />
من برای هیپنوتیزم کردن دسته جمعی ، گروهی از این افراد را انتخاب می کنم. در ابتدا برای گرم کردن مجلس یک آزمون گروهی چسبیدن دستها به هم را انجام می دهم. البته آنقدر به نتیجه گزینش قبلی خود اعتماد دارم که اگر بعضی از این افراد توانستند دستهایشان را از هم باز کنند ، هنوز دلیلی برای کنار گذاشتن آنها نمی بینم و می گویم : «اشکال ندارد ، حرکات عضلات صورتهایتان نشان می دهد که استعداد و قدرت زیادی برای هیپنوتیزم شدن دارید. باز شدن دستها از هم اهمیت چندانی ندارد.» قبل از آنکه به انجام هیپنوتیزم دسته جمعی بپردازم ، یکی از بهترین سوژه ها را انتخاب می کنیم و به او می گویم : « من می خواهم روش فوق العاده جالبی را روی تو پیاده کنم کمه نیاز به قدرت تفکر و خلاقیت ذهنی زیادی دارد و خوشبختانه تو این استعدادها و قابلیتها را داری».<br />
در این موقع من به انجام یک تست تلقین پذیری یا هیپنوتیزم پذیری شناخته شده می پردازم که مطابق آن سوژه با قرارگرفتن بر روی پاشنه یا کف پا بدن خود را متناوبا به طرف جلو و عقب حرکت میدهد.<br />
در این موقع من با کمی فاصله در پشت سر سوژه ، سمت چپ او می ایستم ،طوری که دست راست من پشت شانه راست سوژه قرار گیرد. در این حالت دست چپ خود را به جلو صورت سوژه می برم و در حالی که تمام انگشتان – به جز انگشت نشانه- بسته شده اند ، ازاو می خواهم که بر روی ناخن انگشت فوق تمرکز کند . سپس از وی می خواهم همانطور که انگشتم را حرکت می دهم ، به تمرکز بر روی ناخن انگشتان ادامه دهد. به تدریج دست چپم را به طرف بالا ، روی سر سوژه می برم ، به طوری که چشمان تعقیب کننده او کمی به سمت عقب و به طرف بالا متوجه شوند.<br />
در این لحظه از سوژه می خواهم که چشمانش را ببندد و ریلاکس شود . این وضعیتی سخت و طاقت فرسا برای سوژه است ریرا او نمیتواند بفهمد که آیا به طور معمول ، راست ایستاده است، و یا کمی به طرف جلو یا عقب متمایل شده است. در این موقع من شروع به ارائه این تلقینات می کنم که او در حال متمایل شدن به طرف عقب است و به زودی از پشت می افتد . ضمنا به سوژه این اطمینان را می دهم که پیش از افتادن ، او را گرفته و از سقوطش جلو گیری می کنم. اگر سوژه به سمت عقب متمایل نشد ، با دست راستم کمی او را به سمت جلو می رانم . در چنین وضعیت نامتعادل و ناپایداری که سوژه پیدا کرده است، مجبور می شود که به سمت عقب متمایل شود تا بتواند تعادل خهود را حفظ کند و راست باقی بماند. در این لحظه اگر دست راستم را به عقب بکشم ، سوژه به طرف عقب حرکت می کند . ابتدا من این مکان را برای سوژه فراهم می آورم که در خدود پانزده سانتیمتر به طرفف عقب منحرف شود. سپس در صورت لزوم ، تست خم شدن به سمت جلو را هم به صورت بالا با تغییرات جزئی انجام می دهم .<br />
در این موقع از سوژه میخواهم که دستهایش را در هم قلاب کند ، به طوری که شست دست راست دربین شست و انگشت اشاره دست چپ قرار گیرد. از آنجا که دستهای قلاب شده به هم ، پایین تر از چشمها قرار دارند ، تمرکز نگاه سوژه بر روی شست دست راست، به راحتی صورت می گیرد .<br />
در این موقع از سوژه درخواست می شود که تمرکز خود را بر روی انگشت دست راست همچنان حفظ کند. در این هنگام من دست راستم را بر روی شانه سوژه گذاشته و به او تلقین می کنم که وی به سمت عقب متمایل می شود و به محض آنکه به سمت عقب تمایل پیدا کرد ، چشمانش بسته خواهند شد . در این لحظه با کوچکترین تمایلی به بسته شدن پیدا خواهند کرد . اگر سوژه کاملا به سمت عقب متمایل گشته و بر رو ی دست راست من بیفتد، چشمان او کاملا بسته خواهد شد. وقتی که چشمان سوژه بسته شدند ، به او تلقین می کنم که پلکهایش کاملا به هم چسبیده است و نمی تواند آنها را به اراده خود باز کند ، مگر آنکه من از او بخواهم که چینن کاری را انجام دهد. در این موقع بهتر است که با دست راست به پشت سوژه فشار بیاوریم تا او برای حفظ تعادل خود کمی به عقب متمایل شود و با عقب بردن ناگهانی دست راست ، سوژه به یکباره به سمت عقب متمایل می شود.زمانی که سوژه به سمت عقب متمایل میشود ، من می کوشم که او را به وضع عادی در حالت ایستادن برگردانم تا بالاخره دریک زمان مناسب از وی خواهش کنم که به طرف یک صندلی برود و بروی آن بنشیند.<br />
در این هنگام میتوانم بار دیگر تست باز کردن چشمها را تکرار کنم ، بنابراین به سوژه می گویم که تا عدد سه می شمارم و او چشمانش را باز می کند ، ولی همچنان در حالت آرامش باقی می ماند، و به محض اینکه با انگشتانم یک بشکن زدم ، فورا چشمان وی دوباره بسته می شوند و او به خواب عمیقتر فرو می رود. به تجربه دریافته ام که در این لحظات نباید به سوژه بگویم که او دیگر نمی تواند چشمانش را باز کند ، زیرا تعداد قابل توجهی ا ز سوژه ها چشمان خود را با ز کرده بیدار شده اند . بنابراین عمل باز کردن و دوباره بستن چشمها بهتر از هر کار دیگری است.<br />
جذابیت و اهمیت روش من در این است که پس از آنکه با تست تلقین پذیری متمایل شدن سوژه به سمت عقب ، او کمی به طرف عقب تمایل پیدا کرده ، ادامه طبیعی جریان هیپنوتیزم شدن که همان بسته شدن چشمان است با سهولت بیشتری صورت می گیرد . اگر برای مدتی شما این روش رابه کار برید ، از آمار بسیار جالب کسانی که به راحتی و به سرعت به خواب می روند ، متعجب و در عین حال خوشنود خواهید شد.<br />
متد رنگارنگ که در بالا ذکر آن رفت ، نه روشی کاملا جدید است و نه از ابداعات من ، بلکه هر بخشی از این روش را میتوانید در دیگر تکنیکهای ایجاد هیپنوتیزم پیدا کنید. این روش را که حاصل ترکیب جالب و جدید بعضی ا ز قسمتهای قدیمی و شناخته شده تکنیک های گذشتگان است ، من بارها در برابر عده زیادی از افراد انجام داده ام و تاکنون موفقیتهای زیادی نیز در استفاده از این روش کسب کرده ام . امید وارم شما هم در استفاده از این روش ، چون من موفق باشید.<br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/hipnotise4/648.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

