<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>موسسه مشاوره و تحقیقات متافیزیک بینش ماورائی &#187; هیپنوتراپی</title>
	<atom:link href="http://www.bineshmavara.com/category/hipnotise2/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.bineshmavara.com</link>
	<description>موسسه مشاوره و تحقیقات متافیزیک بینش ماورائی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 08 Feb 2012 12:14:28 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.6</generator>
	<language>en</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/525.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/525.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 14:09:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[هیپنوتراپی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/hipnotise2/525.htm</guid>
		<description><![CDATA[مقدمه 
هدف ازهیپنوتیزم درمانی( Hypnotherapy) : هیپنوتیزم درمانی، رویکرد جدیدی است که چگونگی تلقین به کاربردن هیپنوتیزم ، بالینی را به خواننده نشان می دهد . این رویکرد جدید ، برای متخصصین   بالینی(Clinician) نوشته شده است در خصوص درمان بیماران به وسیله ی هیپنوتیزم دانش و یا آگاهی قبلی ، داشته و یا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>مقدمه</strong></span><strong> </strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">هدف ازهیپنوتیزم درمانی<strong>(</strong></span><span style="color: #0000ff;"> </span><span style="color: #0000ff;"><strong>Hypnotherapy</strong></span><span style="color: #0000ff;"><strong>)</strong></span><span style="color: #0000ff;"> : هیپنوتیزم درمانی، رویکرد جدیدی است که چگونگی تلقین به کاربردن هیپنوتیزم ، بالینی را به خواننده نشان می دهد . این رویکرد جدید ، برای متخصصین <span id="more-773"> </span> بالینی<strong>(</strong><strong>Clinician</strong><strong>)</strong> نوشته شده است در خصوص درمان بیماران به وسیله ی هیپنوتیزم دانش و یا آگاهی قبلی ، <span id="more-525"></span>داشته و یا نداشته باشند . درمان و القاء هیپنوتیسمی به شیوه های مرحله به مرحله ای تقسیم می شوند . نسخه هایی از شیوه های القاء هیپنوتیسمی ، تلقینات درمانی و عمل مقابل درمانگر و درمانجو در سراسرکتاب فراهم آمده و توجه خاصی به تکنیکهای بالینی شده است . نمونه های موردی  نیز برای نشان دادن طرز استفاده ی روشهای هیپنوتیسمی ذکر    شده اند .</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/525.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/524.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/524.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 14:09:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[هیپنوتراپی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/hipnotise2/524.htm</guid>
		<description><![CDATA[رویکردهای هیپنوتیزم درمانی
چارچوب بالینی ما در این کتاب بر اساس تلفیق روشهای هیپنوتیزم درمانی سنتی و امروزی است به عنوان مثال گاه درمانجویان به ترکیبی از روش اریکسوتن(Ericksonian Method) و روش رفتاری – شناختی(Cognitive-behavioral Method) درمان می شوند . اگر خوانندگان را با هر یک از رویکردهای هیپنوتیزم درمانی که به نحوی برای ما موثر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><span style="color: #ff0000;"><strong>رویکردهای هیپنوتیزم درمانی</strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">چارچوب بالینی ما در این کتاب بر اساس تلفیق روشهای هیپنوتیزم درمانی سنتی و امروزی است به عنوان مثال گاه درمانجویان به ترکیبی از روش اریکسوتن(Ericksonian Method) و روش رفتاری – شناختی(Cognitive-behavioral Method) درمان می شوند . اگر خوانندگان را با هر یک از رویکردهای هیپنوتیزم درمانی که به نحوی برای ما موثر بوده اند، آشنا خواهیم کرد .</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/524.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/523.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/523.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 14:08:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[هیپنوتراپی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/hipnotise2/523.htm</guid>
		<description><![CDATA[هیپتونیسم درمانی سنتی(Traditional Hypnotherapy) 
هدف هیپتونیسم درمانی سنتی ایجاد علائم سکون و آرامش به طریق تلفیق مستقیم است . به عنوان مثال یک هیپنوتیزور سنتی ممکن است برای تسکین و تخفیف درد ، به بیمار هیپنوتیزم شده ، آموزش زیر را  بدهد : 
«تا ده که بشمارم، دردتان بطور کامل برطرف خواهد شد» نیز ممکن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h5 dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">هیپتونیسم درمانی سنتی(Traditional Hypnotherapy) </span></h5>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">هدف هیپتونیسم درمانی سنتی ایجاد علائم سکون و آرامش به طریق تلفیق مستقیم است . به عنوان مثال یک هیپنوتیزور سنتی ممکن است برای تسکین و تخفیف درد ، به بیمار هیپنوتیزم شده ، آموزش زیر را  بدهد :<span id="more-523"></span><span id="more-769"> </span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">«تا ده که بشمارم، دردتان بطور کامل برطرف خواهد شد» نیز ممکن است هیپنوتیزور ، تصویر ذهنی هدایت شده ای را در این خصوص بکار ببرد مثلاًممکن است درمانجو رابه تجربه ی بی هوشی شدید هدایت سازد که این بی هوشی شدید دربرگیرنده ی احساس کرختی و کاهش درد بشود . خود هیپنوتیزم <strong>(</strong><strong>Self -Hypnosis</strong><strong>) </strong> ممکن است آموزش دیده شود گرچه فعال درمانجو در این حالت مورد نیاز نمی باشد علاوه بر این ، اکثر هیپنوتیزورهای سنتی سعی می کنند علائم تخفیف درد را بدون کشف علل زیر بنایی آن علائم به دست بیاورند. با این وجود تعدادی از هیپنودرمانگران <strong>(</strong><strong>Hypnotherapists</strong><strong>)</strong> سنتی(برنهایم ۱۸۹۵، پرنس و کوریات<strong>(</strong><strong>Bernheim</strong><strong>)</strong> ، ۱۹۰۷) دریافتند که روشهای تشخیص بینش<strong>(</strong><strong>Insight-Oriented Methods</strong><strong>)</strong> که مبتنی به ترغیب ، استدلال و بازآموزی هستند بعضی وقتها در بدست آوردن علائم تسکین درد ضروری می باشند . تاکید آنان بر ارزیابی مجدد منطقی (بازسازی شناختی<strong>(</strong><strong>Cognitive restructuring</strong><strong>)</strong>) اغلب دربر گیرنده ی تلقینات هیپنوتیسمی جهت تغییر الگوهای فکری با علائم بالینی می شد .</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/523.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/522.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/522.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 14:07:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[هیپنوتراپی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/hipnotise2/522.htm</guid>
		<description><![CDATA[تحلیل هیپنوتیسمی(Hypnoanalysis): 
فروید(Freud) (1920) کارآئی تلقین مستقیم را در درمان هیپنوتیسمی مورد سئوال قرار داده و نتیجه گرفت که:
تلقین مستقیم صرفاً در بعضی موارد می تواند به کار گرفته شود و در موارد دیگر نمی تواند مورد استفاده واقع شود با  بعضی از تلقینات ، نتایج بهتری به دست می آید و با بعضیها [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><span style="color: #ff0000;"><strong>تحلیل هیپنوتیسمی</strong><strong>(</strong><strong>Hypnoanalysis</strong><strong>)</strong><strong>: </strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">فروید<strong>(</strong><strong>Freud</strong><strong>)</strong> (1920) کارآئی تلقین مستقیم را در درمان هیپنوتیسمی مورد سئوال قرار داده و نتیجه گرفت که:</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">تلقین مستقیم صرفاً در بعضی موارد می تواند به کار گرفته شود و در موارد دیگر نمی تواند مورد استفاده واقع شود با <span id="more-522"></span><span id="more-767"> </span>بعضی از تلقینات ، نتایج بهتری به دست می آید و با بعضیها ، نتایج کمتری و هیچ کس نمی داند که چرا وضع چنین است اما بدتر از ماهیت متغیری تلقین مستقیم ، بی ثباتی آن در نتایج است که بعد از مدتی از بیمار شنیده می شود که درد مزمن او دوباره برگشت و یا درد دیگری جای درد قبلی را گرفته است (۱۹۲۰) .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">انتقاد شدید فروید تعدادی از شاگردانش را از دخالت دادن هیپنوتیزم در روان درمانی باز نداشت . تحلیل هیپنوتیسمی حاصله، تکنیکهای هیپنوتیسمی را با روانکاوی آمیخت و چنین استنباط شد که هیپنوتیزم مستقیماً می تواند از ضمیر ناخودآگاه بهره برداری کرده و به همین خاطر فرایند روانکاوی کشف و تفسیر مقاومتها ، دفاعها، رویاها و انتقال سرعت بخشد .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">علاوه بر این ، روشهای تحلیلی استاندارد از قبیل تداعی آزاد <strong>(</strong><strong>Free association</strong><strong>)</strong> و تعبیر رویا<strong>(</strong><strong>Dream interpratation</strong><strong>)</strong> تحت تاثیر هیپنوتیزم سودمند به نظر رسیدند . به عنوان مثال تلقینات هیپنوتیسمی توانستند در ایجاد رویا یادآوری و فهم آن موثر واقع شوند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">درمان موثرتر و کوتاه مدت از طریق تحلیل هیپنوتیسمی مبتنی بر این فرضیه است که هیپنوتیزم به متخصصین بالینی اجازه می دهد که به وطور مستقیم با ضمیر ناخودآگاه درمانجو رابطه برقرار نموده و بدین وسیله بهبودی ماده ی ضمیر ناخودآگاه را سهولت بخشید در نهایت پرداختن به تعارضات ضمیر ناخودآگاه و راه حل های آن ، زمینه را برای دیرپایی تغییر درمانی فراهم می آورد .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">«هیپنوتیزم درمانی جدید» بر تسکین علائم و هم براصلاح بینش تاکید دارد و برخلاف تحلیل پیتنوتیسمی ، هیپنوتیزم درمانی جدید «بینش» را از طریق علم به شناختهای ناسازگارانه از قبیل خود تلقینات منفی و اثرات آنها روی رفتار و هیجانات به دست می آورد . این گونه شناختهای متناقض ، همان چیزیهایی هستند که روانکاوان ممکن است بدانها به عنوان ماده ی نیمه هشیار اشاره کرده باشند، به این معنا که به عنوان افکاری اشاره شده اند که هر وقت لازم گردد می توانند به قسمت آگاه ذهن آورده شوند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">علاوه بر بازیابی مواد ناخودآگاه ، تکنیکهای تحلیل هیپنوتیسمی از قبیل بازگشت سنی و یادآوری توسعه یافته ، می توانند در روشن کردن عقاید ، نگرشها و افکار ناسازگارانه یاری نمایند .</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/522.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/521.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/521.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 14:07:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[هیپنوتراپی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/hipnotise2/521.htm</guid>
		<description><![CDATA[هیپنوتیزم درمانی اریکسون(Ericksonian Hypnotherapy):
 هم روش اریکسون و هم روش سنتی، بیشتر بر علائم تسکین تکیه دارند تا بینش(Insight) درمانجو نسبت به مشکل در این روش برعکس تمایل هیپنوتیسمی ، هیچ تلاشی در هیچ یک از دو الگو جهت غلبه به تعارضات ضمیر ناخودآگاه صورت نمی گیرد.  گذشته از این روش اریکسون در ارجحیت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><span style="color: #ff0000;"><strong>هیپنوتیزم درمانی اریکسون</strong>(Ericksonian Hypnotherapy):</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"> هم روش اریکسون و هم روش سنتی، بیشتر بر علائم تسکین تکیه دارند تا بینش<strong>(</strong><strong>Insight</strong><strong>)</strong> درمانجو نسبت به مشکل در این روش برعکس تمایل هیپنوتیسمی ، هیچ تلاشی در هیچ یک از دو الگو جهت غلبه به تعارضات ضمیر ناخودآگاه صورت نمی گیرد.<span id="more-765"> </span> گذشته از این روش اریکسون در ارجحیت دادن به تلقینات غیر مستقیم با روش <span id="more-521"></span>هیپنوتیزورهای سنتی فرق می کند . اریسکون اعتقاد داشت ، احتمال کمتری دارد تلقینات غیر مستقیم مقاومت درمانجو را برانگیزند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">برای کاهش آگاهی و هوشیاری درمانجو نسبت به تلقینات و مقاومت احتمالی در برابر این تلقینات ، تلقینات غیر مستقیمی از قبیل آموزشهای تناقضی ارائه می گردد . به عنوان مثال ، برای دستیابی به تسلیم درمانجو، درمانگر اریکسونی احتمالاً به درمانجوی مخالف یاد می دهد تا به مقاومت خود ادامه دهد .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در یکی از موارد ، درمانجوی مقاوم به تلقین هیپنوتیسمی اولیه با بازکردن چشمان خود در اواسط تلقین و بااظهار این که «تاثیر نمی کند» پاسخ داد . درمانگر پاسخ درمانجو را با موافقت کردن و با اظهار این که تلاش بعدی او در هیپنوتسیم نیز احتمالاً با شکست مواجه خواهد شد ، مورد استفاده قرار داد . درمانجو اعتراض کرد که درمانگر دارد تسلیم او می شود ، اما درمانگر به او اطمینان داد که چنین نیست و بدین ترتیب در تلاش بعدی با موفقیت هیپنوتیزم را با اندک تغییری در شیوه ی تلقین ، ایجاد کرد .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">یکی از مفاهیم مهم اریکسون که فرایند متقابل درمانگر و درمانجو را توصیف می کند«همگی و هدایت»<strong>(</strong><strong> Pacing and Leading</strong><strong>)</strong> نامیده می شود. زمانی که تلقینات با تجارب و رفتار درمانجو سازگاری داشته باشد می توان گفت که درمانگر در حال همگامی با درمانجو است وقتی که بیمار ، همگامی را پذیرا می شود ، هیپنوتیزور            می تواند نقش هدایت کننده ای را ایفا کرده و دستور دهی بیشتری داشته باشد . به عنوان مثال ، درمانگر ممکن است درمانجو را وقتی که دارد نفسش را بیرون می دهد ، با گفتن این که «دارید نفس خود را بیرون می دهید» همگامی کرده و با اضافه کردن این جمله که « شروع به تن آرامی خواهد کرد» درمانجو را هدایت کند .</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/521.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/520.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/520.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 14:06:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[هیپنوتراپی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/hipnotise2/520.htm</guid>
		<description><![CDATA[الگوی رفتار هیپنوتیسمی:
 سالتر(salter) (1949) هیپنوتیزم را بر حسب تعریف پاولف توضیح داد : او چنین می پنداشت که کلمات اساساً محرکهای شرطی شده ای هستند که پاسخ شرطی هیپنوتیزم را استخراج می کنند .  کاربردهای بالینی سالتر از  هیپنوتیزم شامل شرطی سازی تقابلی ترس، هراس(Phobia) و اموزش درمانجویان برای استفاده از تلقین به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><span style="color: #ff0000;"><strong>الگوی رفتار هیپنوتیسمی</strong>:</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"> سالتر<strong>(</strong><strong>salter</strong><strong>)</strong> (1949) هیپنوتیزم را بر حسب تعریف پاولف توضیح داد : او چنین می پنداشت که کلمات اساساً محرکهای شرطی شده ای هستند که پاسخ شرطی هیپنوتیزم را استخراج می کنند .  کاربردهای بالینی سالتر از<span id="more-520"></span><span id="more-763"> </span> هیپنوتیزم شامل شرطی سازی تقابلی ترس، هراس<strong>(</strong><strong>Phobia</strong><strong>)</strong> و اموزش درمانجویان برای استفاده از تلقین به خود مثبت می شد . روشهای سالتر شباهت زیادی به روشهای رفتاری و شناختی اخیر از قبیل تن آرامی ، حساسیت زدایی و بازسازی شناختی دارد .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">گروگر و فزلر<strong>(</strong><strong>Koger &amp; Fezler</strong><strong>)</strong> (1976) نیز هیپنوتیزم را با تکنیهای رفتار درمانی در هم آمیختند از آنجا که شیوه های هیپنوتیزم درمانی و تکنیکهای رفتار درمانی شباهت زیادی با هم دارند (وینزنهفر<strong>(</strong><strong>Wetizenhoffer</strong><strong>)</strong> 1972) لذا نوعی یکپارچگی طبیعی بین این دو رویکرد می توان به عمل آورد. به عنوان مثال ، تکنیکهای تن آرامی و تصویر سازی ذهنی هم در هیپنوتیزم و هم در رفتار درمانی مشترک هستند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>هیپنوتیزم درمانی رفتاری- شناختی</strong><strong>(</strong><strong>CBH</strong><strong>)</strong>: هیپنوتیزم درمانی رفتار-شناختی یک اصطلاح کلی برای رویکردهای رفتاری – شناختی درهیپنوتیزم درمانی است .روشهای هیپنوتیزم درمانی رفتاری-شناختی بر این فرض مبتنی است که اغلب اختلالات روانی از یک نوع خودهیپنوتیزم مخرب ناشی می شوند که توسط آراازه <strong>(</strong><strong>Araoz</strong><strong>)</strong><strong> </strong><strong> </strong>(1981 و۱۹۸۲ و۱۹۸۵)خودهیپنوتیزم منفی<strong>(</strong><strong>Negitzenhoffer(1972)</strong><strong>) </strong><strong> </strong>نامیده شده است . آرااز روشن ساخت که افکار و تصورات منفی که بدون ارزیابی انتقادی توسط فردی پذیرفته شوند شبیه هیپنوتیزم عمل خواهند کرد. به درمانجوی هیپنوتیزم درمانی رفتاری – شناخت نشان داده می شود که چگونه محتویات خود هیپنوتیزم ، تصاویر ذهنی منفی و افکار خود شکن<strong>(Self-defeating)</strong> می توانند توسط فرآیند صحیح خود هیپنوتیزم مثبت تغییر داده شوند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">بدین ترتیب ، درمانجو چگونگی کنترل فرایند خود هیپنوتیسمی را یاد می گیرند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">به عنوان مثال ، افکارخودشکن از قبیل «نمی توانم سیگار کشیدن را متوقف سازم» «همیشه گرفتار سیگار خواهم بود» تلقیناتی هستند که با تلاشهای درمانجو برای ترک سیگار در تعارض هستند . خود تلفینات مشابه دیگری چون « شکست خوردم پس آدم سست عنصری و ضعیف النفسی هستم » می توانند احساس ناامیدی و یأس را در شخص ایجاد نمایند . در این حالت به درمانجو یاد داده<br />
می شود که چطور خود تلقینات سازنده ای را جایگزین خود تلقینات منفی نماید مثل این تلقینات « می توانم سیگار را ترک کنم چون خویشتن داری زیادی دارم » به درمانجویان همچنین گفته می شود که این تلقینات مثبت را در طول تمرین خود هیپنوتیزم و نیز در مشکلات زند گی واقعی خود ، تکرار کنند . بعد ، متخصص بالینی توضیح می دهد که چنانچه درمانجو نیاز به کمک فوری برای کاهش اضطراب و یا رفع پر خوری و ترک سیگار داشته باشد . القاء هیپنونیسمی قبل برای موفقیت آمیز بودن خود تلقینات درمانی ، لازم نیست .</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/520.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/519.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/519.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 14:06:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[هیپنوتراپی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/hipnotise2/519.htm</guid>
		<description><![CDATA[آموزش مهارتهای هیپنوتیسمی(Hepnotic – Skills training) : 
مفهــوم آموزش مهارتهای هیپنوتیسمی مبتنی بر این قضیه است که تلقین پذیری هیپنوتیسمی ؛ یک مهارت آموزشی است و یک خصیـــصه غیر قابل تغییر نمی باشد . در مانجو یاد می گیرد که توسط شیوه های آموزش مهارتها به تلقینات پاسخ دهد .  این شیــــوه ها عبارتند [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><span style="color: #ff0000;">آموزش مهارتهای هیپنوتیسمی(Hepnotic – Skills training) : </span></h4>
<p><span style="color: #0000ff;">مفهــوم آموزش مهارتهای هیپنوتیسمی مبتنی بر این قضیه است که تلقین پذیری هیپنوتیسمی ؛ یک مهارت آموزشی است و یک خصیـــصه غیر قابل تغییر نمی باشد . در مانجو یاد می گیرد که توسط شیوه های آموزش مهارتها به تلقینات پاسخ دهد .<span id="more-761"> </span> این شیــــوه ها عبارتند از : سرمشق گیری ؛ آموزش چگونگی  تفکر و تصــور توأم با تلقینات ؛<span id="more-519"></span> تکنیکهای متوقف کننده فکر برای قطع رفتـار مغشوش کننده از قبیل «نمی توانم آن را انجام دهم » و روشهای شکل دهی که آزمودن <strong>(Subject)</strong>را در پیشرفتهــــای تدریجی در پاسخدهی هیپنوتیسمی تقویت می کند . پژوهش در زمینه عملکرد هیپنوتیسمی ( به عنوان مثال ، دیاموند<strong>(Diamond)</strong> 1974 و ۱۹۷۷ گارگیلو(Gargiulo) 1983 ، کاتز<strong>(Katz)</strong> 1979 ) نشان می دهد که الف) توانائی هیپنوتیسمی معمولاً در میان افراد مختلف فرق می کند ، بعضی از آزمودنیها توانائی هیپنوتیسمی بالائی دارند و بعضیها تقریباً اصلاً ندارند و اکثریت دارای توانائی هیپنوتیسمی متوسط هستند و ب) توانائی هیپنوتیسمی می تواند توسط آموزش مهارتهای آن تغییر داده شود . ( نمونه ای از آموزش مهارتهای هیپنوتیسمی را در فصل دوم این کتاب می توان یافت ) ج) اکثر اقدامات هیپنوتیزم درمانی صرفاً مستلزم خلسه سبک تا متوسط است ، به نحوی که توانائی هیپنوتیسمی بالائی مورد نیاز نیست .</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/519.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/518.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/518.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 14:05:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[هیپنوتراپی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/hipnotise2/518.htm</guid>
		<description><![CDATA[هیپنوتیزم درمانی جدید 
رویکردی یکپارچه 
اکنون الگوهای خلاصه شده قبلی هیپنوتیزم را به صورت یک رویکرد بالینی عملی ، یکپارچه خواهیم کرد و تشابهات مهم مفاهیم زیربنائی و تکنیکهای درمانی را روشن خواهیم نمود . در سراسر این کتاب ، روشهای هیپنوتیزم  درمانی را از رویکردهای مختلف انتخاب کرده و برای به دست آوردن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><span style="color: #ff0000;"><strong>هیپنوتیزم درمانی جدید </strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>رویکردی یکپارچه</strong><strong> </strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">اکنون الگوهای خلاصه شده قبلی هیپنوتیزم را به صورت یک رویکرد بالینی عملی ، یکپارچه خواهیم کرد و تشابهات مهم مفاهیم زیربنائی و تکنیکهای درمانی را روشن خواهیم نمود . در سراسر این کتاب ، روشهای هیپنوتیزم <span id="more-759"> </span>درمانی را <span id="more-518"></span>از رویکردهای مختلف انتخاب کرده و برای به دست آوردن اثرات درمانی بیشتر ، بکار خواهیم برد. مــــــا رویکردی را که به بهترین روش توصیف شده باشد به عنوان « گلچیــن تکنیکها<strong>(</strong><strong>Technical eclecticism</strong><strong>)</strong> » قبول می کنیم در گلچین تکنیکها ، درمانگر از رویکردهای درانی مختلف آزادانه استفاده می کند بدون این که ضرورتاً نظریه هائی را که این تکنیکها از آنها مشتق شده اند ، بپذیرد .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>همکـــاری و انگیزش</strong><strong>(</strong><strong>Cooperation and Motivation</strong><strong>)</strong><strong> : </strong>به همان انـــدازه که الگوهای فکــــری مختلف به نظر می رسد به همان اندازه در مورد متغیرهای آزمودنی که عملکرد هیپنوتیسمی را تحت تأثیر قرار می دهد ، درجه سازگاری مهمی وجود دارد . یکی از مهمترین عوامل مشترک در اغلب الگوهای اصلی هیپنوتیزم ، تمایل            آزمودنی برای همکاری با هیپنوتیزور می باشد (اسپانوس و باربر<strong>(</strong><strong>Spanos and Barber</strong><strong>)</strong> 1974 ) بررسی نوشتاری تجربی و نظری که به کشف عوامل مرتبط با عملکرد هیپنوتیسمی پرداخته اند ( اسپانوس و باربر ۱۹۷۴ ، ۱۹۷۶ ) اهمیت همکاران و انگیزش آزمودنی را تأیید کرده است . اخیراً رااز (۱۹۸۱ ، ۱۹۸۲ ، ۱۹۸۵ ) نیز اهمیت انگیزش درمانجو را در الگوی « هیپنوتیزم جدید » <strong>(</strong><strong>New hypnosis model</strong><strong>)</strong> خود تأیید نموده است .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">با این وجود ، فرمهائی از هیپنوتیزم بالینی هستند که ممکن است نیاز به همکاری آگاهانه درمانجو نداشته باشد. به عنوان مثال، به نظر می رسد تکنیکهای غیر مستقیم اریکسون به همکاری آگاهانه درمانجو بستگی نداشته باشد .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در کار بالینی ، برای هیپنوتیزور اهمیت دارد که تکنیکهای هیپنوتیسمی مخصوص درمانجو را تشخیص داده و آنها را طوری انتخاب نماید که بتواند شامل تکنیکهایی باشد که از بیش از یک الگوی مفهومی مشتق شده باشد . هر وقت که امکان داشته باشد سعی<br />
می کنیم همکاری آگاهانه درمانجو را بر شماریم . هر وقت که این همکاری ممکن نباشد ، مثلاً به علت اضطراب و یا مقاومت – روشهای غیر مستقیم را بکار می گیرم .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>تفکر و تصور : </strong>علاوه بر همکاری آزمودنی ، اسپانوس و باربر (۱۹۷۴) ضمن بررسی تشابهات موجود در بین الگوهای فکری هیپنوتیزم به این نتیجه رسیدند که سطح درگیری آزمودنی در افکار و تصویر سازیهای ذهنی مرتبط با تلقین ؛ قویاً عملکرد هیپنوتیسمی را تحت تأثیر قرار می دهد . به همین ترتیب ، هیپنودرمانگر رفتاری – شناختی بین شناختها و یا خود تلقینات و پیامدهای رفتاری و هیجانی یک رابطه علی مستقیم ، فرض می کند . به عنوان مثال ، اگر کسی از آزمودنی بخواهد تا مزه ای را تجربه کند ممکن است به آزمودنی یاد دهد تا خوردن غذای مورد علاقه اش را تصور نماید .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">اریکسون نیز چگونگی مشمول فرآیندهای شناختی را در هیپنوتیزم شرح داده است . وی مفهوم فرآیندهای فکری پویا <strong>(</strong><strong>Ideodynamic</strong><strong>) </strong> را برای توضیح این موضوع به کاربرد که چطور تصویر سازیهای ذهنی ، افکار و عقاید به جانشین های حسی و ادراکی و واکنش های هیجانی ، رفتار حرکتی ، رؤیاها و غیره (اریکسون و راسی ۱۹۷۹ ) تبدیل می شوند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">به عنوان مثال ، یک تلقین حسی فکری<strong>(</strong><strong>Ideo sensory</strong><strong>) </strong> به این نحو خواهد بود که « یک نسیم خنک می تواند شخص را به احساس آرامش واداشته و در او خارش پوستی را ایجاد نماید » تلقین فکری حرکتی<strong>(</strong><strong>Ideomotor</strong><strong>)</strong> حرکتی برای شناوری دست در هوا به این شکل می باشد که « اغلب مردم می توانند چنین تجربه ای را بکنند که مثلاً یک دست آنها نسبت به دست دیگری سبکتر است »</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">درحالیکه هیپنودرمانگر رفتاری شناختی به درمانجو یاد          می دهد تا از رابطه بین افکار و احساسات و چگونگی کنترل آنها باخبر باشد ، هیپنودرمانگر اریکسون ، بدون این که درمانجو از فرآیند باخبر باشد برای تبدیل کردن افکار به احساسات تلقین غیر مستقیم و توانائی طبیعی درمانجو را بکار می برد . بجای تلقین مستقیم این که درمانجو مزه را تجربه کند آن طوری که هیپنودرمانگر رفتاری-شناختی ممکن است انجام دهد ، درمانگر اریکسونی،تلقین غیرمستقیم را برای ایجاد یک پدیده حسی فکری بکار می برد : « بعضی از مردم غذای خود را چنان خوب تصور می کنند که گوئی در واقع می توانند آن را مزه کنند » ( اریکسون و راسی ، ۱۹۷۹  صفحه ۲۳ ) تلقین چه مستقیم باشد و چه غیر مستقیم ، هم تلقینات اریکسونی و هم تلقینات رفتاری – شناختی ، درمانجو را به راهبرد<strong>(</strong><strong>Strategy</strong><strong>)</strong> باروری شناختی مجهز می نماید . به نظر ما بسیاری از اشکال آسیب شناسی روانی حداقل تا حدودی نتیجه خود تلقینات منفی و یا نتیجه خود هیپنوتیزم منفی است . بسیاری از تکنیکهای پیشنهادی این کتاب به منظور یاری کردن در مانجو جهت آگاهی از این شناختهای منفی و تغییر آنها طرح می شوند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>همانندی تکنیکها : </strong>علاوه بر قضایای نظری مشابه ، تکنیکهای بالینی دیگری وجود دارند که در بین الگوهای مختلف ، مشترک          می باشند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">تلقینات و تصویر سازی ذهنی برای ایجاد و حفظ حالت هیپنوتیسمی ، ابزارهای اساسی بحساب می آیند . علاوه بر این ، تصویر سازی ذهنی و تلقین اغلب برای تشخیص و درمان مشکلات بالینی مورد استفاده قرار می گیرند ؛</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">به عنوان مثال ، تصویر سازی ذهنی می تواند درمانجو را برای مقابله با موقعیتهای اضطراب زا آماده و مجهز سازد . یکی دیگر از تکنیکهای غالب ، تن آرامی می باشد که بخشی از شیوه های تلقینات هیپنوتیسمی به شمار می آید .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">یکی از استثنائات در این مورد ، « هیپنوتیزم هشیارانه               <strong>(</strong><strong>Alert hypnosis</strong><strong>)</strong> » است که در درمان افسردگی بکار می رود و در فصل سوم این کتاب درباره آن بحث خواهیم کرد .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">دو تکنیک بالینی مشابه ؛ همگامی و هدایت اریکسون و روش رفتاری تقریبهای متوالی<strong>(</strong><strong>Successive approximations</strong><strong>)</strong>است که هر دو برای تقویت درمانجو جهت پیشرفت تدریجی و تسریع بهبودی او بکار           می روند . با تقریبهای متوالی ، درمانگر هر گونه اقدام کوچکی را که درمانجو جهت نیل به هدفی خاص اتخاذ می کند تقویت و تشویق              می کند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">به عنوان مثال ، اولین هدف برای درمانجویی که از اضطراب علمکرد جنسی رنج می برد این خواهد بود که در مقابل نوازش و لمس بدون تهدید ، احساس آرامش و راحتی نماید . مرحله ی بعدی درمان این خواهد بود که تدریجاً درمانجو را به تماسهای جنسی نزدیکتر هدایت کند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">این گونه تکنیکها تدریجی از هیپنودرمانگر می خواهد که در عملکرد خود طوری گام بردارد که برای درمانجو ، راحت و پذیرفتنی بوده و او را باتلقیناتی که مشکلات غیر قابل حلی را بوجود می آورند ، غافلگیر نسازد .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>نشانه های هیپنوتیزم درمانی</strong><strong>(</strong><strong>Indications for hypnotherapy</strong><strong>)</strong><strong>: </strong>تجربه بالینی ما حاکی از آن است که هیپنوتیزم عموماً برای درمانجویانی که بدان علاقمندی نشان می دهند به کار گرفته شود . وقتی درمانگری ، درخواست درمانجوئی را جهت استفاده از هیپنوتیزم برای درمان ، به جای استفاده از سایر روشها ، محترم می شمارد و در واقع احتمال موفقیت را افزایش می دهد . بنابراین برای درمانجویی که مخالف استفاده از هیپنوتیزم برای درمان  باشد ، استفاده آن را توصیه نمی کنیم . استفاده از هیپنوتیزم درمانی برای فرد مردد ، احتمالاً با اعتماد و پیشرفت درمانجو در تعارض خواهد بود . ما همچنین استفاده از هیپنوتیزم را در خصوص افرادی که مبتلا به حالت پارانویایی<strong>(</strong><strong>Paranoid</strong><strong>)</strong> شدید هستند محتاط هستیم . حتی اگر بخواهند از هیپنوتیسم استفاده شود ، ممکن است در این مورد که افکار آنها توسط  درمانگر کنترل می شود حالت پارانویا<strong>(</strong><strong>Paranoia</strong><strong>)</strong> از خود نشان دهند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">برای این که احتمال پیش آمدن چنین حالتی کاهش یابد . توصیه می کنیم که خویشتن داری درمانجو در مورد فرایند هیپنوتیسمی مورد تأکید قرار گیرد .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">وادن <strong>(</strong><strong>Wadden</strong><strong>)</strong> و آندرتون<strong>(</strong><strong>Anderton</strong><strong>)</strong> (1982) پژوهش تجربی مربوط به کاربردهای بالینی هیپنوتیزم را بررسی کرده و دریافتند که هیپنوتیزم سنتی برای رفع تنگی نفس و درد بالینی موثر می باشد . باربر<strong>(</strong><strong>Barber</strong><strong>)</strong> (1981) در خلاصه بندی نوشتارهای مربوط به هیپنوتیزم درمانی ، نتیجه گرفت که اقدامات هیپنوتیزم درمانی خصوصاً برای تسکین سردردهای تنشی<strong>(</strong><strong>Tension headaches</strong><strong>)</strong> ، میگرن<strong>(</strong><strong>Migraine</strong><strong>)</strong> ، بیخوابی<strong>(</strong><strong>Insomnia</strong><strong>)</strong> و فشار خون<strong>(</strong><strong>Hypertension</strong><strong>)</strong> مؤثر   می باشند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">اما برعکس ، هیپنوتیزم درمانی سنتی برای درمان « عادات بد » از قبیل فربهی ، سیگار کشیدن ، و مصرف مشروبات الکلی ؛ نتایج مأیوس کننده ای را نشان داده است . دریافته ایم که هیپنوتیزم<br />
می تواند برای بسیاری از مشکلات بالینی از قبیل اضطــــراب ، هراس ، اختلالات جنسی ، افســــردگی ، درد و حتی اختلالات عـــادت <strong>(</strong><strong>Habit disorders</strong><strong>)</strong> مؤثر واقع شود بشرطی که به طوری که در این کتاب توضیح داده شده بطور یکپارچه به کار روند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">خلاصه این که هیپنوتیزم درمانی ، شمول گسترده ای را در مشکلات بالینی نشان می دهد . بسیاری از رویکردهای هیپنوتیزم درمانی شکلهای نسبتاً خلاصه درمان بوده و در جهت تسکین درد بکار می روند . به نظر ما ، اگر علائم و نشانه های بهبودی شامل تغییر افکار ، احساسات و الگوهای رفتاریی باشند که علائم را حفظ می کنند نتایج درمان دیرپایی بیشتری خواهند داشت .</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/518.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/517.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/517.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 14:04:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[هیپنوتراپی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/hipnotise2/517.htm</guid>
		<description><![CDATA[تلقین هیپنوتیسمی 
خلسه چیست ؟ 
بعضی از نظریه پردازان مدعی هستند که خلسه یکی از جنبه های مهم هیپنوتیزم نیست در حالی که بعضی دیگر از نظریه پردازان معتقدند که خلسه یکی از جنبه های مهم هیپنوتیزم است . حل و فصل این موضوع برای مقصود ما  ضروری نیست . یک گروه پژوهشی برجسته [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>تلقین هیپنوتیسمی</strong></span><strong> </strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>خلسه چیست ؟ </strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">بعضی از نظریه پردازان مدعی هستند که خلسه یکی از جنبه های مهم هیپنوتیزم نیست در حالی که بعضی دیگر از نظریه پردازان معتقدند که خلسه یکی از جنبه های مهم هیپنوتیزم است . حل و فصل این موضوع برای مقصود ما<span id="more-517"></span><span id="more-757"> </span> ضروری نیست . یک گروه پژوهشی برجسته ( باربر ، ۱۹۷۰ ، باربر ، اسپانوس و کیوز ، ۱۹۷۴ ) نشــــــان داده است که شیوه های القائات هیپنوتیسمی رسمی که در برگیرنده تلقینات تن آرامی و یا خواب آلودگی باشند همیشه برای تجربه پدیده هایی از قبیل برگشت سنی <strong>(</strong><strong>Age regression</strong><strong>)</strong> ، یاد زودگی<strong>(</strong><strong>Amnesia</strong><strong>) </strong> ، جمود خلسه ای<strong>(</strong><strong>Catalepsy</strong><strong>)</strong> ، بی دردی<strong>(</strong><strong>Analgesia</strong><strong>)</strong> ،            و احساس شناوری دست<strong>(</strong><strong>Hand levitation</strong><strong>)</strong> ، توسط آزمودنیها لازم نیستند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">با این وجود به نظر می رسد بعضی از مردم بعد متحمل شدن اولین شیوه های القاء خلسه هیپنوتیسمی که باعث احساس تن آرامی و خواب آلودگی می شود ، پاسخدهی بیشتری به تلقینات داشته باشند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">علاوه براین ، حتی اگر القاء هیپنوتیسمی رسمی برای به وجود آوردن بعضی از پدیده ها در تحقیقات آزمایشی هیپنوتیزم ، ضروری نباشد ولی خلسه هنوز هم بخشی از هیپنوتیزم درمانی است که درمانجویان انتظار دارند در درمان از آن استفاده شود .          تئدورایکس باربر <strong>(</strong><strong>Theodore x . Barber</strong><strong>)</strong> که یکی از نظریه پردازان برجسته غیر خلسه ای است ، اهمیت انتظارات درمانجویان را به عنوان یکی از عوامل تعیین کننده پاسخ درمانجو به تلقینات ، مورد تأکید قرار می دهد . احتمالاً به این دلیل است که باربر در کار بالینی هیپنوتیزم ، شیوه های القاء هیپنوتیزم را بکار میبرد . ( باربر ۱۹۸۴ ).</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">تفاوتهای فردی زیادی در بین افراد از لحاظ تجربه هیپنوتیزم وجود دارد . بعضیها احساس خواب آلودگی می کنند در حالی که بعضی دیگر احساس هشیاری و افراد زیادی می گویند که فقط احساس تن آرامی می کنند  . به نظر می رسد آنچه که شخص در طول هیپنوتیزم تجربه می کند بستگی دارد به نحوه اداء تلقینات و نیز بستگی دارد به آنچه که شخص انتظار احساس آن را در طول هیپنوتیزم دارد . اگر می خواهید درمانجو در طول هیپنوتیزم احساس تن آرامی کند بنابراین به عنوان بخشی از القاء ، تن آرامی را به او تلقین کنید و اگر می خواهید درمانجو احساس خواب آلودگی نماید ، به او تلقین خواب بکنید . اما اگر می خواهید درمانجو ، حالت انرژی زائی بیشتر را تجربه کند ، به پدیده ای بنام هیپنوتیزم هشیاری <strong>(</strong><strong>Alert hypnosis</strong><strong>) </strong>علاقمند خواهید شد . ورزشکاران و ورزش دوستان برای به دست آوردن قدرت و تحمل از هیپنوتیزم هشیاری استفاده<br />
می کنند . این روش می تواند برای مرتفع ساختن افسردگی هم به کار رود . نحوه تلقین و استفاده از هیپنوتیزم هشیاری در درمان افسردگی در فصل سوم این کتاب بطور کامل ملاحظه می شود .</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><strong> </strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>مراحل هیپنوتیزم درمانی </strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">درمان هیپنوتیسمی به پنج مرحله تقسیم می شود که عبارتند<br />
از : الف) آماده سازی درمانجو برای هیپنوتیزم ب) القاء هیپنوتیسمی ج) تکنیکهای عمیق سازی د) استفاده از هیپنوتیزم برای مقاصد درمانی و هـ )پایان دادن به هیپنوتیزم . اکنون به توضیح آن که در هر مرحله رخ می دهد خواهیم پرداخت  .</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/517.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/516.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/516.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 14:04:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[هیپنوتراپی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/hipnotise2/516.htm</guid>
		<description><![CDATA[آماده سازی درمانجو برای هیپنوتیزم 
آماده سازی درمانجو برای هیپنوتیزم ، مستلزم ایجاد تفاهم و ارتباط ، سنجش مشکلات درمانجو ، برداشت های نادرست موجود در زمینه هیپنوتیزم است و بستگی به رویکرد خاصی دارد که توسط هیپنودرمانگر یا برای آزمایش  استعداد هیپنوتیسمی و یا آموزش مهارتهای هیپنوتیسمی اتخاذ می گردد . نکات اول [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>آماده سازی درمانجو برای هیپنوتیزم</strong></span><strong> </strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">آماده سازی درمانجو برای هیپنوتیزم ، مستلزم ایجاد تفاهم و ارتباط ، سنجش مشکلات درمانجو ، برداشت های نادرست موجود در زمینه هیپنوتیزم است و بستگی به رویکرد خاصی دارد که توسط هیپنودرمانگر یا برای آزمایش <span id="more-755"> </span>استعداد هیپنوتیسمی و یا آموزش مهارتهای هیپنوتیسمی اتخاذ می گردد . نکات اول و سوم و چهارم دراین فصل و <span id="more-516"></span>سنجش بالینی در فصول مربوط به مشکلات خاص ، بحث خواهد شد .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>تفاهم و ارتباط</strong><strong>(</strong><strong>Rapport</strong><strong>)</strong><strong> </strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">اولویت در هیپنوتیزم ایجاد تفاهم و ارتباط با درمانجو برای بالا بردن همکاری و انگیزش است . در هیپنوتیزم درمانی جدید ، ارتبــــاط درمانی دربرگیرنده همکاری بین درمانگر و درمانجوست . آرا از (۸۵-۱۹۸۲) در هیپنوتیزم درمانی ، رویکردی بنام رویکرد   (تی ئی ای ام ) (Team) را توصیف کرده است که توسعه کرده است که توسعه اعتماد(Trust) ، انتظارات(Expectations) و نگرشهای (Attitudes) مثبت در خصوص هیپنوتیزم و استفاده از انگیزش (Motivation) درمانجو را مورد تأکید قرار می دهد . ارتباط و           تفاهم بین درمانگر و درمانجو می تواند بعنوان توسعه رویکرد     فوق الذکر ( تی ئی ای ام ) تعریف گردد .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">بعضی از درمانجویان با انگیزه بسیار زیاد و با انتظارات و نگرشهای مثبت برای درمان مراجعه می کنند که در خصوص این دسته از درمانجویان ، برقراری ارتباط عموماً آسان است .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">ولی بسیاری از درمانجویان با ترس و نگرشهای منفی و توأم با برداشتهایی نادرست در زمینه هیپنوتیزم برای معالجه روی<br />
می آورند و اغلب در مورد درمان و احتمال رخ دادن تغییر ، احساس دوگانه ایی دارند که درمانگر برای ایجاد ارتباط با این گونه درمانجویان نیاز به دقت خاصی دارد .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">ایجاد ارتباط با درمانجو به طرق مختلف می تواند صورت گیرد که به درمانجو بستگی دارد . در مورد بعضی از درمانجویان ، ارتباط زمانی بطور مؤثر ایجاد می شود که درمانگر ، صمیمیت و دقت و همدردی از خود نشان دهد  . بعضی دیگر از درمانجویان احتمالاً بجای توانائی درمانگر در ابراز علاقه و درک درمانجو بیشتر بر اساس پرستیژ ، تخصص و قدرت درمانگر به او اعتماد می کنند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">تعیین این که کدام یک از اینها برای درمانجوی مورد نظر ، مهم بوده و می تواند بطور مؤثر در مورد او به کار می رود بستگی دارد به این که درمانگر از توانائی بالایی برای گوش دادن و مشاهده کردن بهره داشته باشد . ارتباط ، اغلب توسط همگامی<strong>(</strong><strong>Pacing</strong><strong>)</strong> و پیوستن به درمانجو ، بهتر ایجاد می شود .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">پیوستن<strong>(</strong><strong>Joining</strong><strong>)</strong> به درمانجو ، زمانی به وقوع می پیوندد که هیپنوتیزور در سبک گفتار خود ، انعطاف پذیر بوده ( و به زبان خود درمانجو ) سخن بگوید یعنی اگر درمانجو غیر تشریفاتی عمل کند او نیز متقابلاً چنین رفتار کند و اگر درمانجو تشریفاتی برخورد نماید درمانگر نیز خود را چهره ای با نفوذ نشان داده و تشریفاتی برخورد کند . ( پیوستن ) همچنین زمانی به تحقق می پیوندد که خود درمانگر نسبت به همکاری با درمانجو تمایل نشان دهد . ( همگامی ) نیز زمانی صورت می گیرد که سخنان درمانگر با رفتار و تجربه درمانجو مطابقت داشته باشد . همگامی از طریق ارائه تلقینات بازپاسخی ( بعداً بحث خواهد شد ) که مستلزم تعمیم و ابهام است هم صورت<br />
می گیرد و برای درمانجو ، چندین طریق پاسخدهی را فراهم<br />
می آورد .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">این موضوع ، این احتمال را افزایش می دهد که تلقینات درمانگر با تجربه درونی درمانجو سازگاری داشته باشد .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">یکی دیگر از روشهای ایجاد ارتباط بین درمانگر و درمانجو که به مفاهیم همگامی و پیوستن مربوط می شود این است که درمانگر ، درمان را مطابق انتظارات درمانجو تنظیم نماید . زمانی درمان مؤثر خواهد بود که درمانگر ، روشهای درمانی خود را با درخواست ها و انتظارات درمانجو  منطبق سازد . لازاروس<strong>(</strong><strong>Lazarus</strong><strong>)</strong> (1973) در مطالعه ای مطلب فوق را روشن می سازد . درمانجویانی که خواستار استفاده از هیپنوتیزم در درمان بودند مکلف به درمانی شدند که یا تن آرامی و یا هیپنوتیزم نام داشت . گرچه شیوه درمانی در واقع برای هر دو گروه یکسان بود ولی با این وجود ، درمانجویانی که بنا به درخواست خودشان هیپنوتیزم شده بودند بهبودی بیشتری را نسبت به گروهی که تن آرامی را درخواست کرده بودند از خود نشان  دادند . بر اساس این یافته ها و نیز براساس تجارب بالینی ، توصیه می کنیم که هر وقت ممکن باشد به درخواست های درمانجو احترام بگذارید و به آنها اهمیت دهید . دریابید که آنها چه انتظاری از هیپنوتیزم دارند و چه شیوه هائی می توانند مؤثر و کارساز باشند . در حد معقول ، تلقینات خودتان را و روشهای القائی و توضیحات مشکلات آنان را با انتظارات و تعبیرهای خود آنها مطابقت دهید .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">ولی در این که درمانگر تا چه اندازه ای می تواند در استفاده از انتظارات درمانجو پیش برود محدودیتهایی وجود دارد . اگر انتظارات درمانجو نامعقول و واقع بینانه نباشد مثلاً از هیپنوتیزم ، انتظار درمان فوری ، سحر آمیز و آسان برای مسائل مشکلی مثل فربهی داشته باشد بنابراین بهتر خواهد بود که چنین بدفهمی هایی تصحیح گردند . بعضی وقتها ، درمانگر حالتی را می تواند اتخاذ کند که تا حدی بین انتظارات درمانجو و درمانگر باشد . به عنوان مثال ، به درمانجوئی که درصدد یافتن نتایج آنی برای مشکل افزایش وزن است می توان گفت :</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">بله ، هیپنوتیزم می تواند نتایج آنی داشته باشد و اغلب بیشتر از شیوه های دیگردرمانی ، نتایج فوری در بر دارد ولی با وجود این جادو نمی کند . به تلاش شما نیاز دارد بنابراین چیزهائی هستند            که از شما می خواهم تا آنها را انجام دهید . مثل تمرین هیپنوتیزم و مجبوریم به صورت گروهی کار کنیم .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">بنابراین در می یابیم که پیوستن به درمانجو همان طوری که در این مثال توضیح داده شده در واداشتن درمانجو به همکاری ، کارائی بیشتری دارد تا در طبقه بندی کردن صرف انتظارات و سوء برداشتهای آنها دارد  . مفهوم « هدایت و همگامی » در اینجا مصداق پیدا می کند . ابتداء درمانگر نکات مورد توافق را پیدا می کند مثلاً         می گوید که : بله « هیپنوتیزم می تواند نتایج آنی داشته باشد » ولی بعد می گوید که با وجود این « هیپنوتیزم جادو نمی کند و از ناحیه شما به تلاش نیاز دارد »</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در مورد این که آیا وجود ارتباط و تفاهم بین درمانگر و درمانجو برای تجربه هیپنوتیزم ضرورت دارد یانه، هنوز جای  بحث باقی است (کلارک<strong>(</strong><strong>Clarke</strong><strong>)</strong> وجکسون<strong>(</strong><strong>Jackson</strong><strong>)</strong> 1983؛یانگ(<strong>Young</strong><strong>)</strong> 1927 )</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">شخص ممکن است فکر کند که اگر فردی بتواند خود هیپنوتیزم را از طریق خواندن کتاب یاد بگیرد در این صورت نیاز به ارتباط با هیپنوتیزور نخواهد داشت . اگر ارتباط و تفاهم بین درمانگر و درمانجو و ایجاد نگرش مثبت و اعتماد به هیپنوتیزم تعریف کرده و آن را انگیزه ای در جهت نیل به اهداف درمان هیپنوتیزم در خوانندگان خواهند داشت .ارتباط هم چنین زمانی که فرد بخواهد هیپنوتیزم در خوانندگان خواهند داشت . ارتباط هم چنین زمانی که فرد بخواهد هیپنوتیزم را از طریق نوار ضبط صورت یاد بگیرد و یا در تحقیقات آزمایشی مربوط به هیپنوتیزم شرکت کند ممکن است لازم باشد . در این گونه موقعیتها ، تلقین پرستیژ می تواند عملی باشد . افراد زیادی بدون اندیشه به هر چیزی که منتشر می شود و یا از طرف دانشگاهی مورد حمایت قرار می گیرد ، اعتماد می کنند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">از طرف دیگر وقتی نمونه هائی از افرادی مثل اریکسون را که پدیده خود هیپنوتیزم را بدون کمک هیپنوتیزور و یا کتاب راهنمای خود هیپنوتیزم کشف کرد در نظر می گیرم . ضرورت وجود ارتباط در خود هیپنوتیزم جای بحث و منازعه پیدا می کند . بنابراین<br />
می توان نتیجه گرفت که در خود هیپنوتیزم ، فرایند ارتباط با خود فرد برقرار می شود ( سالتر ۱۹۴۱ ) . احتمالاً از طریق فرایند آزمایش و خطا معلوم می شود که بضی از افراد تجارب خود انگیخته ای دارند که باعث ترفیع انتظارات مثبت شده و باعث می شود که افراد به توانائیها و مهارتهای تصوری ، شناختی خودشان اعتماد کنند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">به نظر می رسد تجارب اولیه اریکسون در زمینه خود هیپنوتیزم انتظارت مثبتی را به او بخشیده و او را در غلبه کردن بر معلولیت بدنی خود مطمئن ساخته و در ادامه تلاش به او انگیزه داده است .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">عملاً مفهوم ارتباط از لحاظ بالینی بسیار پر معنی به نظر می رسد گرچه ممکن است توافق برای تجربه کردن هیپنوتیزم برای فردی لازم نباشد ولی احتمالاً همین ارتباط  است که کارآئی درمان را سهولت می بخشد .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">برای بعضی از درمانجویان ، ارتباط ، قطعی و ضروری بنظر می رسد بسیاری از آنها گزارش می کنند که نمی توانند با درمانر قبلی خود همکاری کنند چرا که اعتمادی به او ندارند و یا توسط  او درک نمی شوند و یا این که احساس می کنند در حال و هوایی هستند که درمانگران قبلی شان از آن آگاهی نداشته اند . احتمالاً یکی از دلایل این که چرا روشهای اریکسون در مورد درمانجویان مقاوم و سرسخت ، موفقیت آمیز بوده ، این است که بسیاری از تکنیکهای اریکسون ، راهبردهائی برای ایجاد ارتباط و تفاهم هستند  . خصوصاً آنچه که بیشتر ارزش توجه دارد تکنیکهای بیشمار اریکسون برای پیوستن به درمانجو و استفاده از چارچوب های داوری اوست که بعداً بحث خواهد شد .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>روشنگری در زمینه بدفهمی ها </strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">بدفهمی های رایجی در مورد هیپنوتیزم وجود دارد . بعد از اینکه ارتباط حاصل می شود درمانگر اطلاعات زیر را برای آموزش و مطمئن ساختن درمانجو در مورد این بدفهمی ها استفاده می کند :</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>اسطوره اول :</strong> هیپنوتیزم یک جور خواب است : زمانی ، هیپنوتیزم حالتی شبیه خواب تصور می شد . در حقیقت ، واژه هیپنوتیزم از ریشه یونانی هیپنوتیکس<strong>(</strong><strong>Hipnotkos</strong><strong>)</strong> به معنی خواب کردن گرفته شده است . اغلب هیپنوتیزورها ، تلقین خواب را به عنوان بخشی از شیوه القاء هیپنوتیسمی به کار می برند . پیوندی که بین مفهوم خواب و هیپنوتیزم تدریجاً به وجود آمده ، مایه تأسف است . مردم اغلب چنین انتظار دارند و یا چنین ترسی را دارند که در حین هیپنوتیزم از خود بی خود خواهند شد در صورتی که هیپنوتیزم ، خواب نیست بلکه بیشتر شبیه حالتی است که در آن توجه بسیار زیادی به یک چیز بدون توجه به چیزهای دیگر می شود . تلقین هیپنوتیسمی می تواند برای ایجاد هوشیاری ، تمرکز و نیز تن آرامی و خواب آلودگی بکار برده شود . حتی زمانی که شخص توسط تلقین خواب به حالت خلسه می رود در این وضعیت نیز حالتی شبیه خواب را تجربه نمی کند . آزمایشاتی که در آنها پاسخهای فیزیولوژیکی</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">سنجیده می شوند نشان می دهند آزمودنیهایی<strong>(</strong><strong>Subjects</strong><strong>)</strong> که تجربه خلسه را گزارش می کنند معمولاً نشانه ها و علائم بیداری تن آرام یافته را از خود نشان داده و نشانه های حال خواب را نشان نمی دهند  ( رک : ویتز نهفر<strong>(</strong><strong>Weitzenhoffer</strong><strong>)</strong><strong> </strong>1963 ) برای این که از تقویت این بدفهمی که هیپنوتیزم یک جور خواب است ، جلوگیری کنیم توصیه می شود در طول تلقین هیپنوتیسمی بجای خواب آلودی ، تن آرامی تلقین شود .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>اسطوره دوم :</strong> شخص ممکن است از هیپنوتیزم بیدار نشود : از آنجایی که هیپنوتیزم نوعی خواب نیست بنابراین شخص مجبور نیست در مورد بیدار شدن نگران باشد . معمولاً هیپنوتیزم دربرگیرنده یک جور احساس خواب آلودگی و یا تن آرامی است ، گرچه با توجه به نوع تلقیناتی که داده می شود می تواند حالتی که توأم با بیداری و هشیاری باشد ایجاد گردد . برای پایان دادن به تجربه هیپنوتیسمی نهایت کاری که لازم است این است که به فرد مورد نظر تلقین هشیاری و دستور باز کردن چشمانش را بدهیم .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">شخص می تواند برحسب اتفاق در طول هیپنوتیزم به خواب طبیعی رود که در آن بخودی خود بیدار گردد . به خواب رفتن معمولی زمانی صورت می گیرد که شخص خیلی خسته یا خیلی ملول باشد . به خواب رفتن در طول هیپنوتیزم اهمیت بیشتری از به خواب رفتن در حین تماشای تلویزیون ندارد .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>اسطوره سوم :</strong> هیپنوتیزم می تواند برای وادار کردن افراد به انجام اعمال ضد اجتماعی بکار برده شود . مطالعات پژوهشی به طور ضمنی نشان داده است که هیپنوتیزم می تواند در واداشتن افراد به اعمال و رفتار خطرناک و ضد اجتماعی نقش داشته باشد ولی در آزمایشاتی که در آنها گروههای گواه<strong>(</strong><strong>Control groups</strong><strong>)</strong>مناسب به کار گرفته شدند،معلوم شد که بسیاری ازآزمودنیهای هیپنوتیزم نشده مثل آزمودنیهای هیپنوتیزم  شده،نسبت به دستورالعملهائی که  آنها را واداربه انجام اعمالی می کرد که ظاهراًبرای خود فرد و یادیگران مضر بودند ، فرمانبرداری نشان دادند.ارن واوانس<strong>(</strong><strong>Orne &amp; Evans</strong><strong>)</strong>(1965)،</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">فرمانبرداری آزمودنیهای هیپنوتیزم شده و هیپنوتیزم نشده را چنین شرح داده اند که چون آزمودنیهای مورد نظر چنین فرض می کنند که احتیاطهای مناسب در مطالعات علمی در جهت تضمین عدم آسیب رسی به فرد اتخاذ می گردد بنابراین از دستورالعملها پیروی می کنند . ارن و اوانس توسط بررسی های بعد از آزمایش ، کشف کردند که اغلب آزمودنیها در حقیقت عقیده دارند که موقعیت برای آنها خطرناک نیست . بنابراین ، انجام مطالعه مشخصی که بتواند توانائی هیپنوتیزم را در وادار کردن افراد به رفتار ضد اجتماعی که بدون هیپنوتیزم انجام نمی دهند ، رد یا ثابت کند احتمالاً غیر ممکن است . برای مرور و بحث ادبیات پژوهشی در زمینه استفاده ضد اجتماعی هیپنوتیزم به گلدن (۱۹۸۶) نگاه کنید .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">عملی نخواهد بود که همه جزئیات نوشتارهای فوق را با درمانجویانتان در میان بگذارید . بسیاری از هیپنودرمانگران صرفاً به درمانجویانشان می گویند که هیپنوتیزم نمی تواند برای وادار کردن آنها به انجام دادن کاری که خلاف میلشان است ، به کار برده شود . این توضیح گرچه ساده و مختصر است ، اما در زمینه مطمئن ساختن درمانجو مفید است .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">یکی از نگرانیهای درمانجو در مورد هیپنوتیزم این است که هیپنوتیزم بالینی ممکن است شخص را در مقابل نفوذ هیپنوتیزور غیر اخلاقی افزایش دهد . واتکینس (۱۹۵۱) گزارش کرده است که بعضی از آزمودنیها نمی توانند با تلقین هیپنوتیسمی مقاومت کنند خصوصاً اگر قبلاً هم هیپنوتیزم شده باشند . از طرف دیگر ، یانگ (۱۹۲۷) دریافت که  آموزش خود هیپنوتیزم توانائی آزمودنی را در مقاومت کردن در برابر تلقین پذیری تقویت می کند . همچنین آرااز (۱۹۸۱ ، ۱۹۸۲ ، ۱۹۸۵ ) بحث و بررسی کرد که چگونه آموزش خود هیپنوتیزم می تواند در غلبه کردن به خود هیپنوتیزم منفی شخص – یعنی پذیرش غیر انتقادی خود تلقینات منفی – بکار برده شود . در سراسر فصول این کتاب ، نمونه هائی را در مورد این که چگونه درمانجو می تواند تلقینات منفی اش را مشخص کرده و تلقینات مثبت را جایگزین آنها کند ، نشان خواهیم داد . مدعی هستیم که رویکردهای خویشتن داری در هیپنوتیزم – آن گونه که در این کتاب توضیح داده شده – قطع نظر از این که تلقینات به صورت هیپنوتیزم باشند و یا به صورت غیر هیپنوتیزم و یا این که تلقیناتی از ناحیه دیگران باشند و یا از ناحیه خود شخص ، می توانند به درمانجو کمک کنند که در برابر تلقینات منفی مقاومت نمایند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>اسطوره چهارم :</strong> هیپنوتیزم ، ذهن را کند و ضعیف می کند . درست عکس قضیه صادق است .همانطوری که در بالا اشاره<br />
کردیم ، آموزش خود هیپنوتیزم می تواند به شخص کمک کند تا خویشتنداری زیادی را به دست آورده و در برابر اثرات تلقینات منفی مقاومت خود را افزایش دهد . علاوه بر این ، شیوه های هیپنوتیسمی می توانند برای غلبه بر افسردگی و ترک عادات بد و غلبه بر ترس و هراس و برطرف کردن هیجانات و رفتارهای ناسازگارانه بکار گرفته شوند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>اسطوره پنجم :</strong> تنها افراد ساده لوح به هیپنوتیزم پاسخ<br />
می دهند . این عقده هم درست نیست چرا که پژوهشها ، نتوانسته است رابطه ای را بین پذیرندگی<strong>(</strong><strong>Submissiveness</strong><strong>)</strong> شیوه هائی هیپنوتیسمی وخصیصه های منفی شخصیتی ازقبیل ساده لوحی و وابستگی وسلطه پذیری پیدا کند (به هیلگارد،۱۹۶۸نگاه کنید).تنها توانائی که به پاسخدهی هیپنوتیسمی مربوط می شود توانائی غرق شدن درفعالیتهائی از قبیل تماشای فیلم،خواندن رمان و پرداختن به نقش گزاری که مستلزم کارهای تخیلی است (اسپانوس وباربر،۱۹۷۴)</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>اسطوره ششم :</strong> « تنها اشخاص کم هوش پاسخدهی به هیپنوتیزم دارند » پژوهش ، عکس قضیه را تأیید می کند . همبستگی تقریباً مثبتی بین نمرات عالی آزمونهای هوشی و تأثیر پذیری از هیپنوتیزم وجود دارد ( به ویتزنهفر ۱۹۶۳ نگاه کنید .) این که چرا افرادی که عقب ماندگی ذهنی شدیدی دارند در برابر تلقینات هیپنوتیسمی پاسخدهی زیادی ندارند بدین خاطر است که هیپنوتیزم نیازمند توانائی تمرکز کردن است .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>اسطوره هفتم :</strong> « تنها افرادی که آشفتگی هیجانی دارند به هیپنوتیزم پاسخ می دهند » این عقیده هم غلط است . تقریباً هرکسی می تواند تکنیکهای هیپنوتیزم را یاد گرفته و از آنها استفاده کند ولی افرادی که اختلال خیلی زیادی از قبیل حالات روان پریشی              <strong>(</strong><strong>Psychotic states</strong><strong>) </strong>دارند معمولاً استفاده از شیوه های هیپنوتیزم بسیار آشفته و حواس پرت هستند .</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/hipnotise2/516.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

