<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>موسسه مشاوره و تحقیقات متافیزیک بینش ماورائی &#187; ادراک فراحسی</title>
	<atom:link href="http://www.bineshmavara.com/category/extrasensory/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.bineshmavara.com</link>
	<description>موسسه مشاوره و تحقیقات متافیزیک بینش ماورائی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 08 Feb 2012 12:14:28 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.6</generator>
	<language>en</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/367.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/367.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 07:55:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادراک فراحسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/extrasensory/367.htm</guid>
		<description><![CDATA[ادرکات فراحسی:
 ادرکات فراحسی شامل علومی میباشد نظیر سایکومتری، روشن بینی، نهان بینی، تله پاتی ،سایکو کنیزی و………..که در لیمکهای مختلف به بررسی آنها پرداختیم. اما تو این قسمت میخواهیم تحقیقات دانشمندان را در رابطه با ادراکات فراحسی بررسی کنیم.


]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h5><span style="color: #ff0000;">ادرکات فراحسی:</span></h5>
<p><span style="color: #0000ff;"> ادرکات فراحسی شامل علومی میباشد نظیر سایکومتری، روشن بینی، نهان بینی، تله پاتی ،سایکو کنیزی و………..که در لیمکهای مختلف به بررسی آنها پرداختیم. اما تو این قسمت میخواهیم تحقیقات دانشمندان را در رابطه با ادراکات فراحسی بررسی کنیم.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/367.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/366.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/366.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 07:55:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادراک فراحسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/extrasensory/366.htm</guid>
		<description><![CDATA[آزمایشات تله پاتی
رنه وارکولیه[۱] شیمی دان فرانسوی از سال ۱۹۰۹ ، آزمایش های جالب در زمینه ی تله پاتی وپیش گویی ، نخست به صورت خصوصی، و سپس به عنوان رئیس موسسه متافیزیک در پاریس ، انجام داد . او در آزمایش ها اغلب نقش  فرستنده را بازی می کرد یعنی با تمرکز روز [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h5 dir="rtl"><span style="color: #ff0000;"><strong>آزمایشات تله پاتی</strong></span></h5>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">رنه وارکولیه<a name="_ftnref1" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1126.htm#_ftn1">[۱]</a> شیمی دان فرانسوی از سال ۱۹۰۹ ، آزمایش های جالب در زمینه ی تله پاتی وپیش گویی ، نخست به صورت خصوصی، و سپس به عنوان رئیس موسسه متافیزیک در پاریس ، انجام داد . او در آزمایش ها اغلب نقش<span id="more-1126"> </span> فرستنده را بازی می کرد یعنی با تمرکز روز تصویری ، سعی می کرد آن را به طریق تله پاتی به یک یا چند دریافت کننده منتقل کند یک بار وارکولیه به یک ماندالای<a name="_ftnref2" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1126.htm#_ftn2">[۲]</a> تبتی یا هندی که شمعی در آن بود ، نگاه می کرد . او روی <span id="more-366"></span>تعدادی اشکال زنگوله ای و مارپیچی از شعله ی شمع در پس زمینه سرخ رنگ آن ایجاد شده بود ، تمرکز کرد . یکی از گیرندگان گفت : ماده ای سرخ رنگ که با نقره کار شده ، درخشان ، یک چیز ابریشمی، خیلی نرم، مثل حلزون سیاه رنگی با حرکات موجی ، احساس لطافت ، یک هندی یا جوکی که ماری را در دست گرفته است ، صحنه ای از هند، شاید نوازندگان یا رقاصان هندی که دور مچ پاهایشان ، زنگوله های کوچک بسته اند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در همین مرحله ی ابتدایی وارکولیه متوجه شد که گیرندگان بر اساس سیستمی خاص، در چند مرحله تصویر را دریافت می کنند و فهمید که اطلاعات ، بخش – بخش دریافت می شود و عناصر متحرک زودتر در دسترس قرار می گیرند . ظاهراً تصاویر متحرک ، سریع تر از تصاویر ساکن پدیدار می شوند . علاوه بر آن به این نتیجه رسید که رسم تصاویر از توصیف شفاهی بهتر است ، زیرا تاثیرات فرا حسی پیش از آن که به زبان بیایند ، در ذهن نقش می بندند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">بعدها، در مشاهده از دور ، برای احتراز از تله پاتی ، شخصی که در محل هدف استقرار می یافت ، خذف شد . با وجود این پدیده ای که اینگوسوان پوشش تله پاتی می نامید . باز هم بیش تر اوقات مشاهده می شود . یعنی اجزایی که لزوماً ارتباطی با تصویر مورد نظر نداشت و افکار احساساتی که از شخص فرستنده سرچشمه می گرفت ، دریافت می شد .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در یک مورد ، واریکوله ، مشعول تماشای تصویر یک ستون آیین سرخپوستان<a name="_ftnref3" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1126.htm#_ftn3">[۳]</a> آمریکا بود و اشتباهاً تصور کرد ستون، کار سیاپوستان آفریقایی است . جالب این که یکی از گیرندگان اظهار کرد ، طبل های سیاهپوستان .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در موردی دیگر ، وارکولیه تصاویری از سربازان جنگ جهانی اول را تماشا می کرد که خودش هم جزو آنان بود . در حین تماشای تصویر سربازان سرنیزه به دست و در تلاش برای انتقال تله پاتیک تصویر ، به یاد سنگرها ، سیم های خاردار و منظره ی دلگیر و سرزمین گچی ناحیه ی شامپانی در شمال فرانسه افتاد که عکس در آن جا گرفته شده بود . هیچ یک از این ها در عکس دیده نمی شد . تصویر ، فقط سربازان به خط شده ی یک واحد نظامی را نشان می داد. زنان بسیاری در این آزمایش شرکت کرده بودند ، یکی از آنان چنین گفت : بر خورد سلاح ها احساس قدرت ، جنگ ، اشیای تیزی که سوراخ می کنند و فرو می روند در عقب مقدار زیادی تور سیمی چهار گوش. و دیگری گفت : خورشید واترلو میدان جنگ ، شمشیر ، تفنگ ، اسب های مرده ، احساس مرگ . تپه هایی پوشیده از برف ، چشم اندازی سفید در سفید با نقطه های سیاه رنگ شاید مردم این توصیف دقیقاً با آنچه وارکولیه در مورد شامپانی فکر می کرد، مطابقت داشت . هر دو مورد ، نمونه هایی است از آنچه سوان پوشش تله پاتیک می نامید .</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"> چیز دیگری هم در SRI دوباره کشف شد -این که محتوای فرا حسی اغلب به صورت وارونه مجسم می شود . شکل صحیح اشیاء جذب و در طرح ها بازسازی می شود ، اما تفسیر آن ها درست نیست . به گفته ی اینگو سوان : آن ها پوشش تحلیلی دارند .<br />
</span></p>
<hr size="1" /><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn1" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1126.htm#_ftnref1"></a>۱-Rene Warcollier</span></p>
<p align="right"><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn2" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1126.htm#_ftnref2"></a>2-در بودیسم و هندوئیسم، نمادی به شکل دایره مربع یا ترکیبی از دایره و یک شکل هندسی دیگر که در مراقبه به کار می رود . (م)</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn3" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1126.htm#_ftnref3">[۳]</a> -Totem</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/366.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/365.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/365.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 07:54:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادراک فراحسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/extrasensory/365.htm</guid>
		<description><![CDATA[آزمایشات تله پاتی ۲
این ویژگی عجیب به شکل بارزتری در آزمایش های تله پاتی که آپتون سینکلر[۱] (۱۹۶۸-۱۸۷۸) نویسنده ی آمریکایی با همسرش مری کریگ[۲] در دهه ی ۱۹۲۰ انجام می داد ، مشاهده می شود . سینکلر به عنوان فرستنده ی تله  پاتی شکل ساده ای رسم می کرد . همسرش ، که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h5 dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">آزمایشات تله پاتی ۲</span></h5>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">این ویژگی عجیب به شکل بارزتری در آزمایش های تله پاتی که آپتون سینکلر<a name="_ftnref1" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1124.htm#_ftn1">[۱]</a> (۱۹۶۸-۱۸۷۸) نویسنده ی آمریکایی با همسرش مری کریگ<a name="_ftnref2" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1124.htm#_ftn2">[۲]</a> در دهه ی ۱۹۲۰ انجام می داد ، مشاهده می شود . سینکلر به عنوان فرستنده ی تله <span id="more-1124"> </span>پاتی شکل ساده ای رسم می کرد . همسرش ، که در فاصله ی دور قرار داشت باید سعی می کرد تا تصویر را دوباره بکشد و یک بار ، گیرنده ، تصویر یک بیل کج را به درستی کشید، اما تصور می کرد قسمتی از یک عینک یا <span id="more-365"></span>قیچی است . مری کریگ سینکلر از تصویر یک گوزن ، به وضوح شاخ هایش را کشید، اما فکر می کرد آنها شاخه های درخت کاج هستند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در اصطلاح شناسی جدید، می توان گفت که تفسیر اشتباه در هنگام انجام این آزمایش به این دلیل است که در اثر اغتشاش ذهنی که ناشی از خطرات دوران اولیه ی کودکی گیرنده است ، غلافی تحلیلی در ذهن ایجاد می شود . مری کریگ سینکلرکریسمس را اغلب در محیطی گذرانده بود که درآن از شاخه های این درخت برای تزیین استفاده می شد و گوزن های اهلی نیز در آن جا وجود داشتند همین مسئله اثر ماندگاری در ذهن او به جا گذاشته بود . ظاهراً اطلاعات psi با تجربیات عاطفی لایه های عمیق تر روان ، در هم می آمیخت و به شکل رویا گونه ی فشرده ای ، به خود آگاه راه می یافت.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">نمونه دیگری از تفسیر نادرست اطلاعات psi ، در آزمایش های وارکولیه دیده می شود تصویر مورد نظر ، کارت پستالی بود از دریچه ای با رنگ آبی بسیار پر رنگ و یک جزیره ی کوچک چهار قایق با بادبان های سه گوش . دریافت گیرنده چنین بود ، دریاچه ای بسیار آبی رنگ احساس آرامش ، ابدیت ، سطحی صاف با سوراخی در وسط ، برف ، دشتی پر از برف . جزیره به شکل یک سوراخ و ابرها به صورت برف اداراک شده بودند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">مدت ها بود که همه می دانستند شناخت غیر متعارف ، روند بسیار پیچیده ای دارد که در آن ، تداعی (الگوهایی که اشیا بر طبق آن ها در حافظه ثبت و نگهداری می شوند ) عواطف و چیزهای دیگر، با علایم psi تداخل می کنند . وارکولیه و گادرنر مورفی<a name="_ftnref3" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1124.htm#_ftn3">[۳]</a> روان شناس برجسته ی آمریکایی هر دو در تجزیه و تحلیل چگونگی ارتباط به صورت تله پاتی ، بر وجود پدیده های دریافت بخش – بخش ، تکرار و پیوستن تصاویر تاکید داشتند . آنان دریافتند که در بین اطلاعات دریافت شده ، بعضی از عناصر معنی دار اغلب تکرار می شوند، گویی هدف این است که بر آن ها تاکید خاص شود . ضمیر خود آگاه سعی می کند با کنار هم چیدن این جزئیات و ربط منطقی آن ها به هم ، تصویری بسازد .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">با مشاهده ی این توصیف ، بی اختیار به یاد مرحله مشاهده از دور سوان تا چهارمین مرحله می افتیم.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">درواقع ، ظاهراً به کارگیری مختصات چندان اثری در کیفیت مشاهده از دور نداشت . زمانی که پوتاف مختصات را با استفاده از علایم رمزی ، به رمزی غیر قابل کشف ، که برای مشاهده گر خوانده می شد ، تبدیل کرد ، نتایج به دست آمده توسط مشاهده گران از دور در SRI ، کیفیت خود را از دست نداد . حتی کیت هراری یکی از ناراضیان پیشنهاد کرد هیچ گونه اطلاعاتی داده نشود و تصویر مورد نظر در پاکتی مهر و موم و در مکان امنی گذاشته شود .پوتاف به اتاق آزمایش می آمد و فقط می گفت : هدف اظهارات هراری همچنان دقیق بود ظاهراً مراحل دریافت ما فوق طبیعی ، هدف ، محور است و نیازی به یک آدرس کیهانی ندارد .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در اوایل دهه ی ۱۹۸۰ اختلاف نظر ها در SRI به اوج خود رسید و چیزی نمانده بود که تحقیقات به اشخاصی محدود شود که هر کدام باندی تشکیل داده بودند و سعی می کردند رویاهای خود را پیش ببرند . در میان گروه استادان psi  که در SRI به عرصه رسیده بودند ، ادعاهای شخصیت های گوناگون ، ادامه ی کار ارزشمند و مبتکرانه را مختل کرده بود ، اینگو سوان خود را مرشد به حساب می آورد و می خواست رهبر گروه شود . ادمی می خواست پروژه های تحقیقاتی خود را دامه دهد ، و راسل تارگ میل داشت معروف شود .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">هال پوتاف ، دانشمند پایه گذار گروه، که صداقتش غیر قابل تردید بود ، در بین این خواسته های متضاد، گیر افتاده بود . او در بازگشت از سفری به چین ، که در خلال آن تارگ می بایست گزارشی در مورد تعدادی آزمایش تهیه کند ، با فاجعه ای روی میز کارش مواجه شد . سازمان اطلاعات دفاعی ، تارگ را متهم به ارائه گزارش تحقیقی سر هم بندی شده ای کرده و تصمیم گرفته بود نامش را از فهرست حقوق بگیران پروژه ی شعله ی مشبک خط بزند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">تارگ در همایش های psi حضور می یافت و ادعا می کرد به دلایل اخلاقی پروژه را ترک کرده است . ادعا می کرد از تحقیقات psi در SRI برای مقاصد نظامی استفاده می شود و او با این کار مخالف است ، در حالی که پوتاف را شخصیتی منفی نشان می داد که به همکاری مشکوک خود با ارتش ادامه می دهد البته تردیدی نیست که تحقیق در زمینه ی psi برای مقاصد نظامی انجام می شد ، اما مسلماً کشف اسرار مشاهده از دور ، غیر اخلاقی نبود . مدت ها بعد روشن شد که اشخاص انگشت شماری درپروژه  شرکت داشتند و محققان و شرکت کنندگان در آزمایش ها، نقش خود را در ماجرا بزرگ جلوه می دادند هر چه باشد ، مسئله ی اصلی ترساندن دشمنان کشور در سراسر جهان بود کار علمی به حاشیه رانده شد و شخصیت سازی عرصه را به خود اختصاص داد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">هلاحمید و کیت هری ، به این نتیجه رسیدند که آزمایشگاه را ترک کنند هراری مدتی با تارگ کار کرد به سراسر اتحاد جماهیر شوروی سفر کردند ، کتاب پر فروشی نوشتند و کاری کردند که آرزوی هر تاجری به تحقق برسد ، بسیار ماهرانه به کمک شیوه ی مشاهده از دور نوسانات قیمت نقره را در بازار پیش بینی کردند -از قضا پیش بینی شان درست بود . این اتحاد نامبارک زودتر از انتظار، طی دعواهای حقوقی و قانونی به پایان رسید . ظاهراً شهرت و ثروت با مزاج هیچ کدام چندان سازگار نبود .</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<hr size="1" /><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn1" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1124.htm#_ftnref1">[۱]</a> -Upton Sinclair</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn2" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1124.htm#_ftnref2">[2]</a> -Mary Craig</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn3" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1124.htm#_ftnref3">[3]</a> -Gardner Murphy</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/365.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/364.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/364.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 07:54:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادراک فراحسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/extrasensory/364.htm</guid>
		<description><![CDATA[ژنرال قاشق خم کن 
وقتی سرتیپ تامپسن در سال ۱۹۸۱ در پست جدیدی شروع به کار کرد، گروه فورت مید به وحشت افتاد که مبادا برنامه ی مشاهده از دور تعطیل شود . جانشین او ، سرتیپ ویلیام اودم[۱] هیچ علاقه ای به این واحد نداشت و آن را به  فرماندهی اطلاعات و امنیت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h5 dir="rtl"><span style="color: #ff0000;"><strong>ژنرال قاشق خم کن </strong></span></h5>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">وقتی سرتیپ تامپسن در سال ۱۹۸۱ در پست جدیدی شروع به کار کرد، گروه فورت مید به وحشت افتاد که مبادا برنامه ی مشاهده از دور تعطیل شود . جانشین او ، سرتیپ ویلیام اودم<a name="_ftnref1" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1122.htm#_ftn1">[۱]</a> هیچ علاقه ای به این واحد نداشت و آن را به <span id="more-1122"> </span>فرماندهی اطلاعات و امنیت منتقل کرد. در آن جا گروه از حمایت غیر منتظره ی رئیس جدید ، سرتیپ آلبرت استابل باین<a name="_ftnref2" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1122.htm#_ftn2">[۲]</a> برخوردار شد استاباین که شباهت بی حدش به لی ماروین هنر پیشه باعث شده بود به صورت نمونه<span id="more-364"></span> یک نظامی آبدیده به نظر آید ، در واقع آماده بود هر چیزی را در مورد psi  باور کند . او به همراه سرهنگ جان الکساندر<a name="_ftnref3" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1122.htm#_ftn3">[۳]</a> مهمانی هایی موسوم به مهمانی قاشق خم کنی ترتیب می داد. در این گردهمایی ها که در محیطی دوستانه تشکیل می شد ، شرکت کنندگان سعی می کردند مانند سوری گلر اسراییلی ستاره ی علوم فراوانی در تلویزیون ، با نیروی فراوانی قاشق و چنگال را خم کنند. استابل باین به خاطر اعتقاد غیر عادی اش به psi ژنرال قاشق خم کن لقب گرفته بود . برای واحد فورت مید ، انتصاب استابل باین کاملاً به موقع بود . او نقشه های بزرگی در سر داشت . با شوقی همچون مبلغان مذهب ، قصد داشت تحقیقات psi برای مقاصد نظامی را در همه ی زمینه های ممکن گسترش دهد . او به خصوص به حرکت اجسام با نیروی مافوق طبیعی (روان – جنبشی یا PK) علاقمند بود و در مهمانی های قاشق خم کنی اش به دنبال اشخاص مستعد برای این کار می گشت . او هال پوتاف و ادمی در psi را وادار کرد تا آزمایش هایی نیز در زمینه ی PK انجام دهد و برای شکوفا شدن برنامه ی psi به ارتباطات سیاسی خود متوسل شد .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">تحقیق گسترده در مورد PK منطقی بود ، به خصوص که هیچ کس مطمئن نبود آزمایش های تاثیر گذاری بر اشخاص از دور ، بر پایه ی اصل تله پاتی است یا روان – جنبشی . اینگوسوان، در انجمن تحقیقات فراوانی آمریکا در نیویورک نشان داده بود که توانایی حرکت دادن از دور را هم دارد و در نتیجه هیچ کس نمی دانست آیا مشاهده از دور هم دارای یک بعد فیزیکی یا به عبارت دیگر روان – جنبشی است یا نه . آزمایش ستوان با مغناطیس سنج دانشگاه استنفورد ، تاییدی است بر این مشاهده از دور بعد فیزیکی دارد . در گزارشی که اخیراً توسط سرویس های اطلاعاتی منتشر شده است، پوتاف و تارگ آزمایش دیگری را شرح دادند که هدف آن کشف این موضوع بوده است که آیا مشاهده از دور ، جنبه ی دیگری هم دارد؟ آیا می توان انرژی را از شخصی به شیئی دور منتقل کرد؟ هدف مورد نظر در این آزمایش یک مغناطیس سنج بود .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">دستگاه را در آزمایشگاه مجاور محل آزمایش گذاشته بودند . مشاهده گر، ده بار ، هر بار به مدت ۵۰ ثانیه کوشید با مشاهده از دور شیء مورد نظر را حدس بزند در این آزمایش ، مغناطیس سنج واکنش هایی معنی دار از نظر آماری نشان داد و محققان به درستی ، نتایج آن را مهم دانستند . آشفتگی در دستگاهی حساس ، در حین مشاهده از دور ، نشان می دهد که شناخت غیر متعارف و روان – جنبشی هر دو فرایند مشابهی دارند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">استانبل باین ادامه ی چنین تحقیقاتی را بسیار حیاتی می دانست و چندین نماینده ی مجلس از جمله چارلی رز<a name="_ftnref4" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1122.htm#_ftn4">[۴]</a> و کلربورن پل<a name="_ftnref5" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1122.htm#_ftn5">[۵]</a> نمایندگان دموکرات، حمایت از او را پذیرفتند . پل حتی دستیاری تمام وقت استخدام کرد که تنها وظیفه اش ، آگاه کردن او از آنچه در تحقیقات فراوان شناختی می گذاشت ، بود.او با گروه کثیری از اشخاص دارای نیروی ما فوق طبیعی و پیش گویان غیر حرفه ای تماس داشت که گاه و بیگاه ماموریت های عملیاتی برای اعضای سازمان های اطلاعاتی انجام می دادند . کم کم ، اشخاص دیگری با نیروی ما فوق طبیعی به دو مرکز اصلی ، یک گروه تحقیق در منلوپارک و دیگری ماموریت های عملیاتی در فورت مید اضافه شدند. علاقه ی بی حدی که مقامات بلند پایه به psi نشان دادند ، باعث شد مردم در همه جا مخالفت و حالت دفاعی خود را نسبت به انواع ارتباطات ما فوق طبیعی کنار بگذارند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">با افزایش حمایت ها استابل باین مشغول جمع آوری اشخاص مستعد شد .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">مثلاً لئونارد لین بوکانان<a name="_ftnref6" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1122.htm#_ftn6">[۶]</a> تگزاسی ، که در دوازده سالگی ، تجربه ای ما فوق طبیعی برایش پیش آمده بود، به عنوان زبان شناس به INSCOM پیوست. هنگامی که او در آگسبورک آلمان مستقر بود ، پدیده ی عجیبی پیش آمده بود – گفته می شد با نیروی ذهنش ، رایانه ای را منجمد کرده است . شک نبود که وی مرد ایده آل ژنرال قاشق خم کن بود . اعضای جدید دیگر عبارت بودند از : پل اسمیت<a name="_ftnref7" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1122.htm#_ftn7">[۷]</a> افسر اطلاعاتی نظامی که مشاهده گر از دور ماهری از آب در آمد و تام نانس<a name="_ftnref8" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1122.htm#_ftn8">[۸]</a> که کم کم شاگرد محبوب سوان شد عده ی دیگری هم می خواستند به هر قیمتی شده به این واحد منتقل شوند، از جمله ادوارد دیمز<a name="_ftnref9" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1122.htm#_ftn9">[۹]</a> که مدتی در شرق دور در ماموریت های سازمان امنیت ملی شرکت کرده و بعد به آلمان فرستاده شده بود تا در ارتباطات رادیویی شوروی و چک ، اختلال ایجاد کند در سال ۱۹۸۱ واحدش ماموریت یافت تا اجزای یک سلاح بیولوژیکی شوروی را شناسایی کند . به دلیل غیر ممکن بودن کسب هر گونه اطلاعات، تصمیم داشت از شخصی با نیروی مافوق طبیعی کمک بگیرد که فهمید پیش از او ، ارتش مشغول کار با چنین اشخاصی شده است . دیمز برای پیوستن به برنامه ی مشاهده از دور ، دست به هر کاری زد و عاقبت پشتکارش به نتیجه رسید .</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<hr size="1" /><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn1" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1122.htm#_ftnref1">[۱]</a>-William Odom</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn2" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1122.htm#_ftnref2">[2]</a> -Albert Stubblebine</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn3" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1122.htm#_ftnref3">[3]</a>-John Alexander</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn4" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1122.htm#_ftnref4">[4]</a> -Charile Rose</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn5" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1122.htm#_ftnref5">[5]</a> -Clairborne Pell</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn6" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1122.htm#_ftnref6">[6]</a> -Leonard Lyn Buchanan</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn7" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1122.htm#_ftnref7">[7]</a> -Paul Smith</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn8" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1122.htm#_ftnref8">[8]</a> -Tom Nance</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn9" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1122.htm#_ftnref9">[9]</a> -Edward Dames</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/364.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/363.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/363.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 07:53:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادراک فراحسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/extrasensory/363.htm</guid>
		<description><![CDATA[سایه هایی از گذشته : تحقیقات جدید از پاراسایکولوژیpsi در روسیه 
پیش کسوت فراروان شناسی در روسیه، الکساندر دوبروف[۱] در کتابخانه ی علوم طبیعی فرهنگستان علوم روسیه در مسکو مشغول به کار است . 
او سخنگوی نگرش جدید نسبت به psi و بیش از نظریه پرداز است تا تجربه گر در این مقام او هم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h5 dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">سایه هایی از گذشته : تحقیقات جدید از پاراسایکولوژیpsi در روسیه </span></h5>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">پیش کسوت فراروان شناسی در روسیه، الکساندر دوبروف<a name="_ftnref1" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1120.htm#_ftn1">[۱]</a> در کتابخانه ی علوم طبیعی فرهنگستان علوم روسیه در مسکو مشغول به کار است .<span id="more-1120"> </span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">او سخنگوی نگرش جدید نسبت به psi و بیش از نظریه پرداز است تا تجربه گر در این مقام او هم فرمولی را که در طی دو دهه ی اخیر مکرراً غرب به تفصیل شرح داده شده است ، دنبال می کند : علوم طبیعی دستخوش تعغییری بنیادین شده که در جریان آن فراوان شناسی هم جایگاه خود را در ساختار نوین در حال تکامل پیدا خواهد کرد . دوبروف پدیده ی psi و ساختار آگاهی را فرایندی کوانتمی مکانیکی و بشر را شیئی کوانتمی <a name="_ftnref2" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1120.htm#_ftn2">[۲]</a> تلقی می کند ، در نتیجه مستقیماً به تضادی که <span id="more-363"></span>در بطن بحث درباره ی تحقیقات نوین در مورد آگاهی وجود دارد ، می رسد . او بر این عقیده است که علم باید به بررسی وجه فیزیکی psi و روان – فیزیک <a name="_ftnref3" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1120.htm#_ftn3">[۳]</a> حالات متغیر آگاهی بپردازد تا درک بهتر پدیده های ما فوق طبیعی میسر شود .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">اما هنوز راه درازی در پیش است تا هر آنچه که منطقی ، جدید و تقریباً غربی به نظر می آید به مرحله ی برنامه ریزی برسد . این مسئله هنوز به صورت یک آرزوست . تحقیقات psi در روسیه باید ابتدا از دام میراث گذشته رهایی یابد تا بتواند به صورتی جدید ، بدون وجود محدودیت های ایدئولوژیکی و دستور العمل های سیاسی ، مطرح شود . به کار گرفتن واژگان جدید و ایجاد ارتباطات تازه ، به تنهایی کافی نیست . هنوز بسیاری از برنامه های جدید بر نظریه ی قدیمی تاثیر گذاری از فاصله و مطالعه ی میدان های انرژی بشر متمرکز شده است ؛ اگر چه اکنون در روسیه نا جدید میدان های انرژی – اطلاعاتی<a name="_ftnref4" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1120.htm#_ftn4">[۴]</a> را به آن ها داده اند . در روسیه ادراک فراحسی قدیمی، که اکنون در غرب به شناخت غیرمتعارف تبدیل شده است ، ریشه های بیولوژیکی – فیزیکی خود را نفی نمی کند . در آن جا انتقال نامیده می شود و یکی از موسسه های جدیدی که از تحقیقات در این زمینه حمایت می کند کمیته ی بررسی فرآیندهای انرژی – اطلاعاتی طبیعی نام گرفته است . پدیده های روانی غیر متعارف رشته ی علمی جدیدی به شمار می آید که در زمینه ی پدیده ی درمان که بیوانرژتیک<a name="_ftnref5" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1120.htm#_ftn5">[۵]</a> نام گرفته است ، تحقیق می کند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">اکنون سازمان های پزشکی رسمی ، از درمان گران با استعداد استفاده می کنند و انجمن درمانگران روسی تاسیس شده است در همایش های بسیاری شاهد علاقه ی روز افزون به این مبحث هستیم ، اما در عین حال کیفیت کارهای انجام شده در این زمینه بسیار متفاوت است . شکی نیست که در این بخش هم مانند بسیاری بخش های دیگر ، روسیه مرحله ای انتقالی را پشت سر می گذارد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"> این امیدواری وجود دارد که در آینده، جهت تحقیقات تغییر کند و حالت مثبت به خود بگیرد . علوم شوروی ، به دلیل سابقه ی طولانی شان در زمینه ی تاثیر گذاری از فاصله می توانند تجربیات گران بهای خود را برای  حل مسائل پیچیده ی موجود در زمینه ی درمان گری ، به مشارکت بگذارند . خلاصه ای از بهترین و مهم ترین برنامه های جاری تحقیقاتی در دست است که در بر گیرنده ی گوشه ای از تحقیقات روسیه در زمینه ی psi در فاصله زمانی بین نمونه های قدیم و جدید است .<br />
</span></p>
<hr size="1" /><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn1" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1120.htm#_ftnref1">[۱]</a> -Alexander Dubrov</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn2" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1120.htm#_ftnref2">[2]</a> -quantum subject</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn3" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1120.htm#_ftnref3">[3]</a> -psychophysic</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn4" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1120.htm#_ftnref4">[4]</a> -Energo-Informational Fields</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn5" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1120.htm#_ftnref5">[5]</a> -bioenergetics</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/363.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/362.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/362.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 07:52:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادراک فراحسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/extrasensory/362.htm</guid>
		<description><![CDATA[تحقیقات ذهنی
اخیراً در انجمن رادیو- الکترونیک و ارتباطات ای اس پوپوف در مسکو، آناتولی آرلاشین[۱] آزمایشی انجام داد که طی آن ، افراد آموزش دیده ی دارای نیروی ما فوق طبیعی سعی کرده اند ، از فاصله ای در جریان ذهن شخص دیگری  اختلال ایجاد کنند. به دانشجویان داوطلب برای این آزمایش گفته نشده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h5 dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">تحقیقات ذهنی</span></h5>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">اخیراً در انجمن رادیو- الکترونیک و ارتباطات ای اس پوپوف در مسکو، آناتولی آرلاشین<a name="_ftnref1" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1117.htm#_ftn1">[۱]</a> آزمایشی انجام داد که طی آن ، افراد آموزش دیده ی دارای نیروی ما فوق طبیعی سعی کرده اند ، از فاصله ای در جریان ذهن شخص دیگری <span id="more-1117"> </span>اختلال ایجاد کنند. به دانشجویان داوطلب برای این آزمایش گفته نشده بود جریان از چه قرار است . فقط از آنان خواسته شده بود با چشمان بسته و بدون استفاده از مداد وکاغذ ، چند مسئله ریاضی را حل کنند . گروهی دارای<span id="more-362"></span> نیروهای مافوق طبیعی که در زمینه ی شیوه های خاص تجسم آموزش دیده بودند ، مامور ایجاد اختلالات ذهنی<a name="_ftnref2" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1117.htm#_ftn2">[۲]</a> شده بودند دانشجویان را ابتدا، به ظاهر برای پاسخ گفتن به چند سئوال به داخل اتاقی بردند که اشخاص دارای نیروی ما فوق طبیعی در آن جمع شده بودند ، اما هدف اصلی این بود که اشخاص دارای نیروی ما فوق طبیعی از نزدیک با هدف های خود آشنا شوند تا بتوانند با آنان ارتباط برقرار کنند . در جریان آزمایش ، اشخاص دارای نیروی ما فوق طبیعی ، دانشجویان را به طور ذهنی به اعداد بمباران کردند و در عین حال سعی کردند حالت ترس ، عدم امنیت و عدم اعتماد به نفس در آنان ایجاد کنند . دو گروه در دو اتاق جداگانه بودند . دانشجویان به گروه هایی دسته بندی شده بودند. در یک گروه ، اختلال در حین سه مسئله ی اول پیش آمد ، در گروه دیگر ، در جریان حل سه مسئله ی آخر و در گروه سوم ، در حین حل مسائل شماره ی دو ، چهار و شش ، گروه چهارم را هم به عنوان گروه کنترل نگه داشته و در معرض هیچ نوع اختلال ذهنی قرار نداده بودند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">گروه اول، که می بایست سه مسئله ی اول را تحت اثر اختلال ذهنی حل می کردند ، به زمان نسبتاً طولانی تری در مقایسه با گروه هایی که به طرز غیر متعارف نشده بودند ، احتیاج داشتند . ۴۲% بیش تر طول کشید تا آن ها توانستند مسائل را به طور ذهنی حل کنند جالب این که دو نفر از اشخاص دارای نیروی ما فوق طبیعی ، یعنی لودمیلاکورابل نیکوا<a name="_ftnref3" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1117.htm#_ftn3">[۳]</a> و کارل نیکلایف که پیش تر با او در آزمایش مربوط به ایجاد حالت خفگی آشنا شدیم ، توانستند اثرات بسیار پر قدرتی ایجاد کنند . زمان لازم برای حل مسائل ، تحت نفوذ ذهنی آنان به میزان ۶/۷۱% رسید .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">هنگام ایجاد اختلال ذهنی در حین حل سه مسئله ی آخر باز هم زمان طولانی تر شد ، اما فقط به میزان ۲۱% جالب این که اثر با میزان اختلال عادی در حین حل ذهنی مسائل یکسان است. هنگام آماده شدن برای حل مسئله ای که نیاز به تمرکز دارد ، هر گونه انحراف ذهن بر روند کار و نتیجه زمان لازم برای حل مسئله اثر می گذارد . اگر پیش از بروز اختلال ، تا حدودی در حل مسئله جلو رفته باشیم ، در واکنش به این اختلال تمرکزمان بیش تر می شود .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">این آزمایش ها یادآور گزارش هایی است که در آن ها ادعا شده است در جلسات مذاکرات سیاسی ، اشخاص دارای نیروی ما فوق طبیعی شوروی ، در جریان های ذهنی سیاستمداران غربی وبلند پایه اختلال ایجاد می کردند .</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<hr size="1" /><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn1" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1117.htm#_ftnref1">[۱]</a> -Anatoli Arlashin</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn2" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1117.htm#_ftnref2">[2]</a> -mental interference</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn3" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1117.htm#_ftnref3">[3]</a> -Ludmilla Korabelinkova</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/362.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/361.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/361.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 07:52:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادراک فراحسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/extrasensory/361.htm</guid>
		<description><![CDATA[میدانهای مغناطیسی:
 آندره یی لی[۱]مدیر بنیاد فراروان شناسی لئونید واسیلی یف یکی از پرکارترین محققان فراروان شناسی نوین روسیه است . او در مورد تغییر حالت آگاهی ناشی از میدان های مغناطیسی ، الکترومغناطیسی و آکوستیکی که گفته می شود انتقال  غیر متعارف اطلاعات را سرعت می دهد ، تحقیق می کند .
یوری دولن[۲] [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h5 dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">میدانهای مغناطیسی:</span></h5>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"> آندره یی لی<a name="_ftnref1" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1115.htm#_ftn1">[۱]</a>مدیر بنیاد فراروان شناسی لئونید واسیلی یف یکی از پرکارترین محققان فراروان شناسی نوین روسیه است . او در مورد تغییر حالت آگاهی ناشی از میدان های مغناطیسی ، الکترومغناطیسی و آکوستیکی که گفته می شود انتقال <span id="more-1115"> </span>غیر متعارف اطلاعات را سرعت می دهد ، تحقیق می کند .<span id="more-361"></span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">یوری دولن<a name="_ftnref2" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1115.htm#_ftn2">[۲]</a> که یکی از درست کار ترین محققان در زمینه ی فراروان شناسی نوین روسیه است نیز در حال حاضر روی تاثیر گذاری از طریق ذهن کار می کند در یکی از آزمایش هایش ، می بایست در شخص که در اتاق دیگری بود ، به تناوب حالات فعالیت و آرامش به وجود می آوردند . شخص را در اتاق تاریک ، که از نظر صدا و نیروی الکتریسیته عایق بوده قرار داده بودند و امواج مغزی اش مرتباً ثبت می شد . او نمی دانست ه مرحله ، مرحله ی کنترل است یا مرحله ی آزمایش ، دولن میخواست بداند آیا فرمان ذهنی فعال شدن باعث کاهش امواج آلفا و فرمان ذهنی آرام شدن باعث افزایش امواج آلفا می شود ؟ در مرحله ی فعال شدن ، امواج آلفا در هر دو نیمکره ی مغز به مقدار فاحشی کاهش پیدا کرد . در این مرحلة آرامش هم ، فرکانش امواج آلفا در هر دو نیمکره افزایش یافت .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">آنچه در مورد تحقیقات جاری در مورد ادراک فراحسی در کشورهای مستقل اتحاد جماهیر شوروی سابق جالب توجه است ، گرایش شدید به الگوی تاثیر گذاری است . در محققان ، گرایش آشکاری برای میل به خلاصه کردن همه ی پدیده های ما فوق طبیعی در روان – جنبشی دیده می شود . از این واقعیت چنین نتیجه می گیریم که در آزمایش های تله پاتی ، روی ها بیشتر بر فرستنده تاکید دارند تا گیرنده .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">به همین دلیل فرستنده را القا کننده می نامند یعنی شخصی که اثری ایجاد می کند از طرف دیگر ، در فراروان شناسی غربی ، توجه ، بیش تر بر گیرنده معطوف می شود این مطلب را آشکارا می توان در تکامل روند مشاهده از دور دید ، روندی که در ابتدا آزمایشی کلاسیک در زمینه ی تله پاتی  با شرکت آزمایش گری در فاصله ی دور ، به عنوان فرستنده بود به مرور زمان ، فرستنده حذف شد و فرآیند شناخت غیر متعارف در درجه ی اول از دیدگاه گرفتن اطلاعات اهمیت پیدا کرد و انتقال اطلاعات اهمیت خود را از دست داد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<hr size="1" /><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn1" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1115.htm#_ftnref1">[۱]</a> -Andrei Lee</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn2" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1115.htm#_ftnref2">[2]</a> -Juri Dolin</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/361.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/360.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/360.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 07:51:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادراک فراحسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/extrasensory/360.htm</guid>
		<description><![CDATA[موجودات زنده به عنوان هدف 
در زمینه ی روان -جنبشی می توان به زیست – روان جنبشی[۱] (روان-جنبشی بر موجودات زنده) اشاره کرد که از روش کلاسیک روسیه سرچشمه می گیرد . گرایش تحقیقات به سمت کشف امکانات استفاده از درمان گری از طریق پدیده  های ما فوق طبیعی نیست، بلکه محور آن ، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h5 dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">موجودات زنده به عنوان هدف </span></h5>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در زمینه ی روان -جنبشی می توان به زیست – روان جنبشی<a name="_ftnref1" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftn1">[۱]</a> (روان-جنبشی بر موجودات زنده) اشاره کرد که از روش کلاسیک روسیه سرچشمه می گیرد . گرایش تحقیقات به سمت کشف امکانات استفاده از درمان گری از طریق پدیده <span id="more-1113"> </span>های ما فوق طبیعی نیست، بلکه محور آن ، تحقیقاتی بنیادین است و مسئوله اصلی این است که مشخص شود موجودات زنده چه واکنشی نسبت به تاثیر گذاری ذهنی نشان می دهند . در مقایسه با غرب ، تاکید بسیار زیادی بر یافتن ردیاب های psi درون ارگانیسم ها می شود و فرض بر این است که psi در درجه ی اول ، مکانیسمی بیولوژیکی است که در سیستم های زنده «بازتاب» بسیار قوی تری در مقایسه با دیگر سیستم های مادی دارد .<span id="more-360"></span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">«گئورگی گور تویوف»<a name="_ftnref2" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftn2">[۲]</a> رئیس آزمایشگاه کاربرد ایزوتوپ در چشم پزشکی ، در مسکو و الکساندر پارخوموف<a name="_ftnref3" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftn3">[۳]</a> فیزیکدان، تمام تحقیقات خود را به بررسی تاثیر گذاری از فاصله بر سیستم های فیزیکی ، که منجر به ایجاد نوسانات نا منظم می شود ، اختصاص داده اند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">آنان موفق شده اند اثرات ریز روان -جنبشی<a name="_ftnref4" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftn4">[۴]</a> را حتی میان مسکو و نووسیبیر سک، فاصله ای در حدود ۳۰۰۰ کیلومتر، ثبت کنند. اما این دو آزمایش هایی نیز با سیستم های زنده ، (از جمله روی نوعی ماهی به نام ناتونه موس پترسی)<a name="_ftnref5" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftn5">[۵]</a>به عنوان هدف هایی برای آزمایش تاثیر گذاری غیر متعارف از فاصله انجام داده اند . این ماهی ها به وسیله ی علایمی الکتریکی که به شکل پالس می فرستند، راه خود را پیدا می کنند . ظاهراً اشخاص دارای نیروی ما فوق طبیعی توانسته اند میزان پالس ها را کاهش دهند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">تاتیانا کرندلوا<a name="_ftnref6" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftn6">[۶]</a>و سرگئی پوگسیان ،<a name="_ftnref7" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftn7">[۷]</a> از بخش بیوفیزیک دانشگاه دولتی مسکو نیز آزمایش های جالبی در مورد تاثیر گذاری ذهنی بر سیستم های زنده انجام داده اند ، در آزمایشی پیچیده  ایگور و ربیتسکی<a name="_ftnref8" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftn8">[۸]</a>درمان گرا دارای نیروی ما فوق طبیعی موفق شد قابلیت واکنش بعضی از سلول ها را نسبت به ترکیبی (لاتکس) که محرک فعالیت سلول است ، افزایش دهد . این کار با افزایش تولید اشکال فعال اکسیژن انجام شد .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">سرگئی اسپرانسکی<a name="_ftnref9" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftn9">[۹]</a> سم شناس موسسه ی بهداشت و نو و سیبیرسک هم آزمایش های psi جالبی روی حیوانات انجام داده است. در یک آزمایش گروهی موش را که در یک قفس با هم بزرگ شده بودند ، از هم جدا کردند ، یک گروه را تغذیه کردند و به گروه دیگر گرسنگی دادند . موش هایی که به صورت عادی تغذیه می کردند، ناگهان به دلیل غیر قابل توضیحی شروع به بیش تر خوردن کردند و وزنشان به مقدار چشمگیری افزایش یافت .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">اسپرانسکی عقیده داشت که آزمایش ، شرایطی طبیعی را بازسازی کرده است که در آن گروهی از موش ها احساس می کنند ، که گروه دیگر گرسنگی می کشد و در نتیجه برای جبران رفتاری بر پایه ی psi در پیش می گیرند و بیش تر می خورند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">بر اساس این آزمایش ها ، اسپرانسکی به این نتیجه رسید که تله پاتی نوعی کارکرد زیست شناختی طبیعی برای تامین نیازهای اولیه ی بقاست به این معنی که موش های گرسنه علایمی مبنی بر نایاب بودن غذا می فرستند ، در نتیجه موش هایی که غذای کافی در دسترس دارند ، برای ذخیره ی غذا ،بیش تر از نیاز خود می خورند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">سرآلیسترهاردی<a name="_ftnref10" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftn10">[۱۰]</a>زیست شناس برجسته ی انگلیسی در دانشگاه آکسفورد ، پیش تر نظر داده بود که ارتباط تله پاتی میان حیوانات بر روند تکاملی و سازگاری با محیط اثر می گذارد بنابر نظریه ی او ، فرآیند ، شبه تله پاتی<a name="_ftnref11" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftn11">[۱۱]</a> باعث گسترش عادات حیوانات می شود و سرمایه گذاری ما فوق طبیعی زیستی یک نژاد به روشی شبیه به تله پاتی عمل می کند . جدیدترین نظریه های بحث انگیز روپرت شلدریک<a name="_ftnref12" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftn12">[۱۲]</a>زیست شناس انگلیسی هم بر همین اساس است . شلدریک مدعی است که در هستی میدان های ژنتیکی هم ساختار <a name="_ftnref13" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftn13">[۱۳]</a> (مورفوژنتیک) نوعی همبستگی شکلی وجود دارد که باعث به وجود آوردن اثرات غیر بومی در نژاد حیوانات می شود (انواع ارتباطات کشف نشده ای که ماورای زمان و مکان است).</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">سرگئی اسپرانسکی اخیراً با همکاری لئونیدپروین<a name="_ftnref14" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftn14">[۱۴]</a> مهندس برق، آزمایش دیگری انجام داد که در آن از فاصله ای حدود ۳۰۰۰ کیلومتر، بر عادات تغذیه ای موش اثر گذاشته شد . ۵ گروه موش مورد آزمایش و ۵ گروه کنترل (به عنوان شاهد) در نووسیبیرک بودند و پروین در مسکوبه «پروین» تصاویر بعضی از گروه های موش ها نشان داده شد . به حیوانات ۱۸ ساعت غذا ندادند، اما پس از آن ، مقادیر زیادی آب و غذا در اختیارشان گذاشته شد. «پروین» یکی از تصاویر را به صورت افقی انتخاب کرد و ذهن خود را بر افزایش یا کاهش وزن موش های آن گروه متمرکز کرد . نتایج آماری ۷۰ آزمایش مستقل، با نیات «پروین» کاملاً همخوان بود .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">ناتالیایانوا<a name="_ftnref15" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftn15">[۱۵]</a> در بخش فیزیولوژی حیوانات و انسان در دانشگاه دولتی سیمفروپل<a name="_ftnref16" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftn16">[۱۶]</a>نیز آزمایش هایی روی حیوانات به عنوان هدف، انجام داد . یانوا به الگوی پیچیده ی ارتباط اجتماعی موش ها و اثر نیات یک شخص دارای نیروی مافوق طبیعی بر آن ، علاقه داشت در یک گروه مرکب از شش موش ، معمولاً یکی غالب ، دو یا سه موش فرمان بر و بقیه خنثی هستند . اگر تک تک موش ها را پس از شکل گرفتن الگوی روابط اجتماعی ، از گروه جدا کننده و مدتی مجزا نگه دارند، آنان دوباره ی برای اثری شناخته شده برای زیست شناسان منجر می شود -یعنی حیوانات غالب ، غالب و حیوانات زیر دست ، زیر دست باقی می مانند اما رفتار گروه دوم مشخص تر می شود  زیرا به صورت انفرادی نگهداری شده اند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در چنین شرایطی ، «یانوا» سه سری آزمایش مختلف برای شناخت اثر میدان های مغناطیسی ، همراه با ناظر، انجام داد . ناظر باید با ایجاد اثری محرک ، احساسات مثبت را از فاصله ی ۴ متری بر می انگیخت . تحت نفوذ میدان مغناطیسی ، حیوانات فرودست ، غالب شدند و میزان ستیزه جویی همه ی حیوانات به صورت قابل ملاحظه ای افزایش یافت .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">تحت تاثیر نیروی ناظر، سلسله مراتب از بین رفت و دیگر تشخیص حیوانات غالب و فرودشت از یکدیگر ممکن نبود . تحت تاثیر مشترک میدان مغناطیسی و ناظر، رفتار حیوانات مانند زمانی بود که زیر نفوذ ناظر قرار داشتند . به عبارت دیگر ، باز هم سلسله مراتب از بین می رفت .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">این آزمایش را می توان تلاش برای یافتن راهی برای مقابله با تاثیرات زیان بار و مخرب احتمالی میدان های الکترومغناطیسی با کمک تاثیر ذهنی تمرکز یافته ، به شمار می  آورد ، و همان طور که معاینه بیوشیمیایی حیوانات نشان داد، موفقیت آمیز نیز بود. مقدار نور آدرنالین<a name="_ftnref17" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftn17">[۱۷]</a> و دوپامین<a name="_ftnref18" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftn18">[۱۸]</a> در مغز حیواناتی  که در معرض میدان های مغناطیسی قرار گرفتند ، افزایش یافت ، این مواد انتقال دهنده های عصبی کنترل کننده ی رفتار در حیوانات و انسان هستند  و افزایش آن ها باعث افزایش میزان ستیزه جویی می شود . جالب این که در حیواناتی که تحت تاثیر شخص دارای نیروی ماورای طبیعی قرار گرفته بودند، هنوز مقدار نور آدرنالین زیاد بود، اما دیگر مانند حیوانات غالب رفتار نمی کردند . تحت تاثیر میدان مغناطیسی و ناظر ، مقدار «نور آدرنالین» و «دوپامین» با مقدار این دو ماده در حالت اثر میدان مغناطیسی برابر بود ، اما ستیزه جویی افزایش نیافته بود .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">دانشمندان تصور می کنند تاثیر اشخاص دارای نیروی ما فوق طبیعی  مانند عمل تنظیم کننده ی قشر مخ انسان است . شخصی که میزان «نورآدرنالین» در در بدنش زیاد باشد ، معمولاً رفتاری ستیزه جویانه از خود نشان نمی دهد ظاهراً اعمال اثر تنظیم کننده ی غیر متعارف و کاملاً ذهنی روی نمی دهد . ظاهراً اعمال اثر تنظیم کننده ی غیر متعارف و کاملا ًذهنی روی رفتار حیوانات امکان پذیر است . در این مطالعات میزان تاثیر پذیری رفتار حیوانات در اثر تبادل اطلاعات به طریقه ی تله پاتی ، پس از گذراندن مدت زمانی در انزوا، بررسی نشده است گسترش تحقیقات psi در روسیه ، برای بررسی این مسئله کار ارزشمندی است .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در سال های اخیر ، آزمایش هایی از این نوع در فرانسه نیز انجام شده است . «رنه پوش»<a name="_ftnref19" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftn19">[۱۹]</a> زیست شناس فرانسوی اهل «سن ژان دوبرار»<a name="_ftnref20" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftn20">[۲۰]</a> آزمایش گر مبتکری است که دست به این کار زده است . «پوش» برای آزمایش هایش از خرگوش استفاده کرد ، زیرا این حیوان به سرعت دچار ترس می شود و ترسش را می توان به سادگی از راه های فیزیولوژیک اندازه گیری کرد . خرگوش حتی در حالت آرامش هم ، گاه و بیگاه واکنش های ناشی از ترس از خود نشان می دهد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">پوش از میان بچه خرگوش ها، تعدادی ماه را انتخاب کرد و دوتا دوتا به مدت ۸ ماه جدا از هم  پرورش داد . او با استفاده از فتوپله تیزموگرافی<a name="_ftnref21" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftn21">[۲۱]</a> جریان خون محیطی آن ها را اندازه گیری کرد. هنگام آزمایش حیوانات را از هم جدا کرد و به مدت ۱۶ دقیقه در قفس هایی عایق در مقابل صدا قرار داد . در چنین قفس هایی، حیوانات به مراتب بیش از زمانی که در فضای باز قرار دارند ، احساس آرامش می کنند . وقتی حیوان را از محیط عادی خود جدا می کردند ، تغییر مشخص جریان خون که دست کم ۶ ثانیه به طول می انجامید ، نشان می داد که حیوان دچار ترسی ناگهانی شده است معلوم شد در حیواناتی که با هم پرورش یافته اند ، بیش تر اوقات ترس به فاصله های زمانی نزدیک به هم (در کمتر از ۱۰ ثانیه) به وجود می آید . در حیواناتی که با هم پرورش نیافته اند ، تناسب زمانی دفعات ترس بسیار کمتر و با یک الگوی نامنظم اتفاقی است  این نتیجه ی مهم آماری نشان می دهد که در میان حیواناتی که با هم بزرگ شده اند ، نوعی تبادل غیر متعارف اطلاعات صورت می گیرد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">تحقیقات psi در مورد موجودات زنده طبیعتاً شامل گیاهان نیز می شود. گزارش هایی که تیم تحقیقاتی به ریاست «یوری دولن» در همایش بین المللی انجمن فراروان شناسی در سال ۱۹۹۳ ارائه داد، می توانست پرونده ی مربوط به «اثر بکستر»<a name="_ftnref22" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftn22">[۲۲]</a>(رجوع کنید به بخش اول فصل ۲) راه دوباره به جریان اندازد .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">«دولن» تغییرات الکتروفیزیولوژیک نهال های خیار ۷ تا ۱۵ روزه را ثبت کرده بود. گیاهان و دستگاه اندازه گیری در جعبه های فلزی روی زمین قرار داشتند . از اشخاص دارای نیروی ما فوق طبیعی ، که در اتاق دیگری بودند، خواسته شد تا واکنش فیزیولوژیک گیاهان را نسبت به محرکی خارجی ، افزایش یا کاهش دهند . عامل محرک خارجی تغییر میزان نور بود . گیاهان را چندین بار ، هر بار به مدت ۳ دقیقه در تاریکی نگه می داشتند . پیش از هر نوبت ، شخص دارای نیروی ما فوق طبیعی می گفت میخواهد واکنش گیاه را افزایش یا کاهش دهد . نتایج به دست آمده را با اندازه گیری های نمونه ی شاهد که در آن ها هیچ شخص دارای نیروی ما فوق طبیعی حضور نداشت ، مقایسه کردند تفاوت میان افزایش و کاهش ، همواره با نیات شخص  دارای نیروی ما فوق طبیعی همخوانی داشت و نتایج قابل توجه آماری نشان می داد که  تبادل ذهنی متقابلی با واکنش الکتروفیزیولوژیکی گیاه ، برقرار شده است .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در این سری آزمایش ها، آزمایش دیگری که در آن در یکی از دو گیاهی که به فاصله ی ۴۰ سانتیمتر از هم قرار داشتند تحت تاثیر قرار می گرفت . معلوم شد که تبادل ذهنی متقابل را می توان هدایت کرد و از این طریق فقط در گیاه مورد نظر ، اثر مطلوب ایجاد می شود .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در آزمایشی که یوگنی بوندارنکو<a name="_ftnref23" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftn23">[۲۳]</a> آب یاب و معدن یاب با تجربه ، انجام داد دقت کامل تاثیرات زیست- روان بخشی مورد تایید قرار گرفت . بوندارنکو ، در اوایل دهه ی ۱۹۹۰ در سن پترزبورگ در نیروی دریایی ، از راه های ما فوق طبیعی ، محل کشتی ها و زیر دریایی های دشمن را مشخص می کرد . حتی ارتش روسیه تا آن جا پیش رفت که در دوره های آموزش استفاده از میله های آب یاب و پاندول را برای سربازان ترتیب داد و بوندارنکو زمانی که در سن پترزبورگ بود ، در اختیار «یوری تیاگوتین»<a name="_ftnref24" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftn24">[۲۴]</a> زیست شناس ، می توانست از دور ، بر یک کشت سلولی ، که به طور تصادفی از میان ۲۴ تا ۹۶ کشت سلولی انتخاب شده است ، اثر بگذارد. بر کشت های مجاور، که فقط ۲ سانتیمتر با کشت مورد نظر فاصله داشتند ، هیچ اثری دیده نمی شد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<hr size="1" /><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn1" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftnref1">[۱]</a> -bio-psychokinesis</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn2" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftnref2">[2]</a> -Georgi Gurtoyov</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn3" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftnref3">[3]</a> -Alexander Parkhomov</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn4" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftnref4">[4]</a> -micro PK-effects</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn5" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftnref5">[5]</a> -Gnathone</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn6" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftnref6">[6]</a> -Tatjana Kerndeleva</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn7" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftnref7">[7]</a> -Sergei Pogosyan</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn8" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftnref8">[8]</a> -Igor Verbitsky</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn9" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftnref9">[9]</a> -Sergei Speransky</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn10" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftnref10">[10]</a> -Sir Alister Hardy</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn11" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftnref11">[11]</a> -quasi-telepathic</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn12" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftnref12">[12]</a> -Rupert Sheldrake</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn13" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftnref13">[13]</a> -morphogenrtic</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn14" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftnref14">[14]</a> -Leonid Porvin</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn15" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftnref15">[15]</a> -Natalia Yanova</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn16" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftnref16">[16]</a> -Simferopol</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn17" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftnref17">[17]</a> -Noradernaline</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn18" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftnref18">[18]</a> -Dopamine</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn19" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftnref19">[19]</a> -Rene Peoch</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn20" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftnref20">[20]</a> -Sain Jean de Boireau</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn21" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftnref21">[21]</a> -Photoplethysmography</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn22" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftnref22">[22]</a> -Backster Effect</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn23" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftnref23">[23]</a> -Yevgeny Bondarenko</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn24" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1113.htm#_ftnref24">[24]</a> -Yuri Tyagotin</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/360.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/358.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/358.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 07:50:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادراک فراحسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/?p=358</guid>
		<description><![CDATA[اعمال استثنایی بدن انسان[۱]
بر اساس شایعات ، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۸۹، زمانی که در بازار سیاه ، انتقال چنین اطلاعاتی کسبی سود آور تلقی می شد ، روس ها پرونده های psi خود را یک جا به ژاپنی ها فروختند . و آن طور که دست  اندرکاران ، می [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h5 dir="rtl"><span style="color: #ff0000;"><strong>اعمال استثنایی بدن انسان</strong><a name="_ftnref1" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1110.htm#_ftn1"><strong><strong>[۱]</strong></strong></a></span></h5>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">بر اساس شایعات ، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۸۹، زمانی که در بازار سیاه ، انتقال چنین اطلاعاتی کسبی سود آور تلقی می شد ، روس ها پرونده های psi خود را یک جا به ژاپنی ها فروختند . و آن طور که دست <span id="more-1110"> </span>اندرکاران ، می گویند روس های زرنگ یک نسخه از پرونده ها را هم به چینی ها فروختند .<span id="more-358"></span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">داستان چین ، به عنوان تهدیدی جدی در مسابقه psi چه زاییده ی تخیل باشد (که عقیده ی من بر این است) و چه تلقی سرویس های اطلاعاتی آمریکا ، تا کنون به صورت راز باقی مانده است به هر حال، از زمان به قدرت رسیدن کمونیست ها در چین ، به نظر می آمد که نهال نورس فراروان شناسی از ریشه کنده شده است پس آیا واقعاً ترس موجبی دارد؟</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">مدت ها پیش از آن که شایع شود پرونده های psi شوروی به چنگ چینی ها افتاده است ، توفانی از فعالیت های علوم غیبی ، که پیش از آن سابقه نداشت ، در چین بر پا شد در یازدهم مارس ۱۹۷۵، روزنامه ی چینی «سچوان دیلی»<a name="_ftnref2" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1110.htm#_ftn2">[۲]</a></span> گزارشی در مورد پسری دوازده ساله به نام تانگ یو ، چاپ کرد که می توانست با گرفتن نوشته ای کنار گوشش، آن را بخواند . دوماه بعد ، در سراسر چین ، کودکانی پیدا شدند که همین کار را به خوبی انجام می دادند . این کودکان پیش گو، جنجالی بر پا کردند ، درست مثل جنجالی که قاشق خم کردن «یوری گلر» در غرب بر پا کرد آیا این یک حقه بود یا پدیده ای ما فوق طبیعی؟</p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در اکتبر ۱۹۸۱ «استنلی کریپنر» <a name="_ftnref3" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1110.htm#_ftn3">[۳]</a> فراروان شناس موسسه ی سی بروک<a name="_ftnref4" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1110.htm#_ftn4">[۴]</a> در سان فرانسیسکو ، به همراه تعدادی از همکارانش، از جمله «پوتاف»، به چین سفر کرد . در آن جا کودکان پیش گو و نتایج آزمایشات انجام شده در خصوص پدیده های فیزیکی توضیح ناپذیر را به آنان نشان دادند . آن ها الفبای چینی را روی تکه کاغذی از ساقه های برنج نوشتند و در جعبه ای ،ردیاب های الکتریکی- نوری قرار دادند تا پدید آمدن فوتون ها را ثبت کنند . به محض اینکه این کودکی سعی می کرد حروف را بخواند یا به تعبیر «پوتاف» از دور مشاهده کند ، ردیاب های نوری، نوسانات نوری ملایمی را ، هم بر مادون قرمز و هم بر باند مرئی ثبت کردند . نوسانات نوری برای ظهور فیلم و پدیدار شدن حروف الفبا کافی بود .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">اما این مسئله فقط در مورد حروفی که درست تشخیص داده  شده بود ، صدق می کرد . این مشاهدات باعث شد «پوتاف» به بررسی این مسئله بپردازد که آیا فرایند مشاهده از دور با اثرات روان جنبش همراه است ؟ در غرب، توجه محافل علمی دیگر ، زمانی به این مسئله جلب شد که در کنفرانس انجمن فراروان شناسی در کمبریج در سال ۱۹۸۲ ، دو دانشمند پکنی «چن هه سین»<a name="_ftnref5" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1110.htm#_ftn5">[۵]</a>و «می لی»<a name="_ftnref6" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1110.htm#_ftn6">[۶]</a> گزارشی در مورد دستاوردهای باور نکردنی کودکان چینی ارائه کردند. ظاهراً این کودکان می توانستند با نزدیک کردن کاغذهای تا شده به قسمتی از بدنشان ، اعداد، علایم و طرح های روی آن ها را به طور دقیق بازسازی کنند . دانشمندان چینی این عمل را پیش گویی به حساب نمی آوردند بلکه آن را تحت عنوان اعمال استثنایی بدن انسان (EFHB)طبقه بندی می کردند و از ان پس  تحقیقات psi در چین ، تحت این عنوان رسمی انجام شده است . پدیده های خارق العاده ی نادری در ارتباط با توانایی های بدن انسان و مکانیسم سیستم اعصاب مرکزی وجود دارند . تحقیقات دانشمندان در این زمینه ، چیزی بیش تر از گسترش دامنه ی علوم شناخته شده ای مانند پزشکی ، فیزیولوژی و زیست شناسی نیست .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">کمی پس از کنفرانس کمبریج ، دکتر «وی ننگرون»<a name="_ftnref7" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1110.htm#_ftn7">[۷]</a> معاون انجمن فراروان شناسی چین و عضو هیئت علمی دانشگاه ووهان<a name="_ftnref8" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1110.htm#_ftn8">[۸]</a> به دیدن ما در موسسه ی علوم حاشیه ای روان شناسی و بهداشتی روانی در فرایبورگ آمد و گزارش دستاوردهایی باور نکردنی را ارائه کرد . در شرایط علمی کنترل شده ، بعضی از کودکان می توانستند در بیش از ۸۰ % موارد ، اشکال ، اعداد و حروفی را که مقابل گوششان می گذاشتند ، به درستی شناسایی کنند . چنین موفقیت چشمگیری ، اطلاعات به دست آمده از تحقیقات فراروان شناسی را نقض می کند . شاید بتوان گفت که در این آزمایش ها ، شرایط همیشه کاملاً بدون رخنه نبوده است و امکان ادراک از طریق حواس عادی  وجود داشته است .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">اشتفان بوخمان <a name="_ftnref9" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1110.htm#_ftn9">[۹]</a> پزشک آلمانی، در بعضی از این آزمایش ها که تحت نظارت وی ننگرون انجام می شد ، شرکت داشته است. دو دختر دارای نیروی ما فوق طبیعی به نام های «سیونگ جی» و «لی هونگ وو» آشکارا ناظران را حیرت زده کردند، زیرا نه تنها به راحتی اشکال ، اعداد و حروف چینی ، بلکه حروف لاتین را هم با آن ها نا آشنا بودند ، شناسایی کردند . آزمایش کنندگان کاغذ را طوری تا کردند اشکال دیده نشوند و سپس در گودی زیر بغل یا پشت زانوان دختران جوان چینی گذاشتند ، بعد از مدت کوتاهی ، آن ها آنچه را که درک کرده بودند ، رسم کردند . میزان دقت ، شگفت اور ، و اغلب ناقص این مسئله بود که اطلاعات غیر متعارف ، معمولاً به صورت بخش – بخش به دهان می آید اگر چه این مسئله در جریان مشاهده از دور ، دوباره کشف شد .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">دختران می توانستند نه فقط حروف ، بلکه طرح پرسپکتیو یک خانه ، حرف پی لاتین و حروف لاتین EKG را به صورت EAG دقیقاً بازسازی کنند . در یک مورد اشتفان بوخمان عدد ۲۸ را روی کاغذ نوشت و آن را چنان با دقت تا کرد تا سیونگ جی نتواند آن را بخواند و کاغذ را در گودی پشت زانوی او قرار داد . حدود ۵ دقیقه بعد ، دختر ابتدا عدد ۲ و سپس حرف Q را نوشت ، اشتفان بوخمان بعداً گفت : اگر چه این دقیقاً همان عددی که من نوشته بودم نبود ، اما باید اذعان کنم که نوعی ادراک صورت گرفته است .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">با این که این اقدامات حیاتی انجام گرفته در مورد این آزمایش ها ، چندان مطلوب نبود ، اما چیزی نگذشت که مشخص شد چین ارتشی غیر قابل تصور از چنین اشخاصی با استعداد و دارای نیروی  ما فوق طبیعی در اختیار دارد ، که البته چندان هم تعجب آور نبود . بررسی های جمعی در SRI نشان داده بود که حدود ۱ % از کل جمعیت ، دارای توانایی های psi است اگر چه ۱% به نظر زیاد نمی آید ، اما با توجه به جمعیت بیش از یک میلیارد نفری چین ، به ۱۰ میلیون نفر می رسد . موج علاقه به اعمال استثنایی بدن انسان است باعث به وجود آمدن گروه های مطالعه ی این پدیده در همه ی دانشگاه ها و حتی مدرسه ها گردید . بیش از ۵۰۰ دانشمند این چالش را برگزیدند از همان ابتدا ، یکی از معتبر ترین نشریات علمی چین به نام «زیران زاجی»<a name="_ftnref10" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1110.htm#_ftn10">[۱۰]</a> (مجله طبیعت ) مقالات فراوانی در مورد آزمایش های انجام شده در این زمینه چاپ کرد . پس از کشف این که بعضی از کودکان می توانند بر اشیای فیزیکی اثر بگذارند ، دامنه ی بررسی گسترش پیدا کرد و روان – جنبشی را هم در بر گرفت به عنوان مثال ، این کودکان می توانستند چوب کبریت ها را خم کنند یا عقربه های ساعت را به حرکت وادارند . به چنین گزارش هایی باید تا حدودی با تردید نگریست هر چه باشی ، یکی از حقه های شعبده بازی حرکت دادن عقربه های ساعت مچی ، به طریقی چنان استادانه و سریع است که حتی دارنده ی ساعت هم متوجه نمی شود اما با خواندن گزارش های مربوط به چنین آزمایش هایی تردید ، به سرعت تبدیل به حیرت می شود مانند آزمایش هایی که جویی یی یی <a name="_ftnref11" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1110.htm#_ftn11">[۱۱]</a> زیست شناس در شانگهای که بعد ها هم سردبیر نشریه ای علمی در مورد چنین تحقیقاتی شد ، در بسیاری از آن ها شرکت داشت اشخاص دارای نیروی ما فوق طبیعی پشت به ساعت و ناظران رو به ساعت ایستادند ناظران حرکت عقربه ساعت را به خوبی می دیدند . خوشبختانه من توانستم چندین بار شاهد این آزمایش ها در آزمایشگاه یون نان باشم . باید میزان شگفتی مرا درک کنید وقتی دیدم عقربه های ساعت بدون این که کسی به آن ها دست بزند ، با سرعت زیاد شروع به چرخیدن کردند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">تنها این شگفتی نبود که جویی یی یی با ان رو به رو شد او یک بار دختر ۱۳ ساله ای را آزمایش کرد که مدعی بود می تواند فقط با نیروی ذهن ، قفل های بسته را باز کند. در این آزمایش او با قفلی که به همین منظور از شانگهای با خود آورده بود دری را قفل کرد ، کلید را برداشت و در جیب کت خود گذاشت و تا پایان آزمایش ، دستش را محکم روی جیبش نگه داشت .پس از ۱۴ دقیقه تمرکز شدید ، دختر اعلام کرد که قفل باز شده است و واقعاً هم باز شده بود !</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">دانشمندان چینی به دلیل انزوا و جدایی دراز مدت از بقیه ی دنیا، کودکان گمشده ی فراروان شناسی محسوب می شدند و رفتارشان مانند «کاسپار هاوزر»<a name="_ftnref12" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1110.htm#_ftn12">[۱۲]</a> بود .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">آنان کار بررسی پدیده های ما فوق طبیعی را از هیچ شروع کردند . از آن جا که هیچ اطلاعی در مورد نتایج این قرن تحقیقات فشرده در مورد psi در غرب نداشتند ، دیدگاهی کاملاً تازه پیدا کردند . آنان برای ثبت تابش های مادون قرمز منظم و فوتون های گاما، از دستگاه های مختلفی به عنوان ردیاب و از ردیاب های شیمیایی و بیولوژیکی برای تابش های غیر توضیح دیگر استفاده می کردند. محققان به زودی دریافتند که پدیده های اعمال استثنایی بدن انسان چقدر ضعیفند و تحقیق در مورد psi  چقدر می تواند دشوار و پیچیده باشد .</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<hr size="1" /><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn1" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1110.htm#_ftnref1">[۱]</a> -Exceptional Functions of the Human Body (EFHB)</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn2" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1110.htm#_ftnref2">[2]</a> -Sechuan Daliy</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn3" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1110.htm#_ftnref3">[3]</a> -Stanly Kripper</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn4" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1110.htm#_ftnref4">[4]</a> -Saybrook</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn5" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1110.htm#_ftnref5">[5]</a> -Chen Hsin</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn6" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1110.htm#_ftnref6">[6]</a> -Mei Lei</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn7" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1110.htm#_ftnref7">[7]</a> -Wei Nengrun</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn8" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1110.htm#_ftnref8">[8]</a> -Wuhan</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn9" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1110.htm#_ftnref9">[9]</a> -Stefan Buchman</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn10" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1110.htm#_ftnref10">[10]</a> -Ziran Zazhi</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn11" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1110.htm#_ftnref11">[11]</a> -Zhu Yi Yi</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn12" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1110.htm#_ftnref12"></a>1- Kaspar Houser پسری در یکی از روستاهای آلمان که تا سنین نوجوانی در اتاق کوچکی حبس بود ، تکلم نیاموخته و هیچ کس  و هیچ چیز را ندیده بود . (م)</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/358.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/356.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/356.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 07:05:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[ادراک فراحسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/extrasensory/356.htm</guid>
		<description><![CDATA[چیان سوئه سن[۱]و بازار گرم psi 
در این دوره ، که علاقه به این رشته ی جدید تحقیقات به اوج رسیده بود ، وجود یک مرد ، سرنوشت این علم رو به شکوفایی را رقم زد. این مرد کسی جز چیان سوئه چین پدر فن آوری فضایی چین نبود . او در دهه ی ۱۹۳۰ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h5 dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">چیان سوئه سن<a name="_ftnref1" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1108.htm#_ftn1">[۱]</a>و بازار گرم psi </span></h5>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در این دوره ، که علاقه به این رشته ی جدید تحقیقات به اوج رسیده بود ، وجود یک مرد ، سرنوشت این علم رو به شکوفایی را رقم زد. این مرد کسی جز چیان سوئه چین پدر فن آوری فضایی چین نبود . او در دهه ی ۱۹۳۰ در موسسه ی <span id="more-1108"> </span>تکنولوژی ماساچوست (MIT) در بوستون تحصیل کرده بود و بعد هم در آزمایشگاه نیروی محرک جت <span id="more-356"></span>در موسسه ی تکنولوژی کالیفرنیا مشغول به کار شد و در آنجا به مقام پرفسوری «گودارد»<a name="_ftnref2" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1108.htm#_ftn2">[۲]</a> در نیروی محرک و جت یکی از پیشگانمان تکامل موشک رسید . در سال ۱۹۵۵ چیان در خواست بازگشت به وطنش را کرد. دولت ایالات متحده، با بی میلی تصمیم گرفت در مقابل بازگشت ۱۱ خلبان آمریکایی جنگ کره، به این دانشمندان اجازه ی برگشت به چین را بدهد .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">گفته می شود و دولت ایالات متحده بعد ها از این تصمیم پیشمان شد عقیده بر این بود که بدون وجود چیان سوئه سن چین هرگز نمی توانست به این سرعت به جرگه ی کشورهایی دارای قدرت هسته ای و تکنولوژی سفرهای فضایی بپیوندد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">چیان سوئه سن تاکید کرد که پدیده های فراحسی و روان – جنبشی، تنها اثرات جانبی منبع اصلی انتقال اطلاعات یعنی انرژی حیاتی چی<a name="_ftnref3" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1108.htm#_ftn3">[۳]</a> هستند . او در سال ۱۹۸۰ در صحبتی خصوصی، به ناشریه ی «زیران زاجی» اظهار کرد، هیچ کس هرگز به دنبال بررسی توانایی های بالقوه ی بدن انسان نرفته است . در نتجیه ما باید برای بررسی توانایی های بالقوه بدن انسان ، از علم و تکنولوژی استفاده کنیم و در کنار آن به مطالعه ی نظریه های پزشکی سنتی چین، (چی گونگ)<a name="_ftnref4" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1108.htm#_ftn4">[۴]</a> اعمال استثنایی بدن انسان و غیره نیز می پردازیم در انتها همه ی این تحقیقات منجر به تکامل اعمال استثنایی ای می شود که شما مشغول بررسی آن هستید .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">پس از این اظهار نظر عمومی اولیه که کاملاً خوش بینانه بود ، اختلافاتی میان چیان و دانشمند جزم اندیش چین یوگوانگ یوان<a name="_ftnref5" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1108.htm#_ftn5">[۵]</a> که سمت های بی شماری از جمله رئیس موسسه ی مارکسیسم لنینیسم و اندیشه های مائوتسه دونگ را داشت پیش آید . یو ادعا می کرد که پدیده های ما فوق طبیعی با مارکسیسم ، لنینیسم ماتریالیسم دیالکتیک و قوانین شناخته شده ی علم زمانه در تضاد است و در نتیجه نمی تواند حقیقت داشته باشد . علاوه بر آن ، از شرکت در آزمایش های EFHB سرباز زد . بحث بالا گرفت ، چیان که علم جدید را علم جسمی (علم سوماتیک)<a name="_ftnref6" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1108.htm#_ftn6">[۶]</a> می نامید ، پیش بینی کرد که این علم گامی جدید ، به سوی انقلابی نوین در علم و فن آوری خواهد بود و آینده ی بشر را کاملاً تغییر خواهد داد ، و این تغییر بسیار بنیادی تر از انقلاب های علمی اوایل قرن بیستم که در اثر پیدایش نسبیت و نظریه ی کوانتوم پیش آمد ، خواهد بود .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در کشوری با حکومت مرکزی ، درباره ی چنین اختلافاتی به طور روشنفکرانه تصمیم گیری نمی شود ، بلکه قضاوت سیاسی تعیین کننده است . از آن جا که هیچ یک از دو طرف نمی خواست بازنده شود ، قضاوت را به عهده ی حزب گذاشتند . در ۱۳ ماه مه ۱۹۸۲ ، دبیر کل حزب کمونیست جمهوری خلق چین ، هویائوبانگ،<a name="_ftnref7" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1108.htm#_ftn7">[۷]</a> به نفع یو رای داد ، اما شهرت فراوان چیان به تصمیم سیاستمدارانه ای منجر شد . تحقیقات psi در رده ی رشته های تحقیقاتی غیر رسمی طبقه بندی شد ، و گروه کوچکی از دانشمندان اجازه یافتند بررسی در مورد این پدیده ها را ادامه دهند .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">هر نوع اشاره به این پدیده ها در مطبوعات ممنوع شد و دانشمندان فقط می توانستند نتایج به دست آورده ی خود را به شکل مقالاتی در گروه پخش کننده . از آن پس ، دیگر مقاله ای در مورد psi در نشریه ی زیران زاجی چاپ نشد و موضوع از صفحه ی روزنامه ها و رادیو و تلویزیون حذف شد . به زودی ، افکار عمومی یا تمام جریان را فراموش کرد و یا مردم به غلط پذیرفتند که پدیده های psi ساختگی بوده و حزب ، بررسی آن ها را ممنوع کرده است .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">بررسی های در هم و برهم و پرشور بی شماری که در طول چهار سال کشور را به هیجان آورده بود ، جای خود را به پروژه های تحقیقاتی بی سر و صدایی داد که در پشت در های بسته ی چند موسسه ی منتخب انجام می شد . مهم ترین پروژه ها درموسسه ای تحت نظر ارتش در پکن انجام می شد . ناپدید شدن ناگهانی psi از صحنه ی اجتماعی به همراه این واقعیت که ارتش تحقیقات را در خفا دنبال می کرد ، باعث به وجود آمدن این تصور در آمریکاییان شد که چین هم به مسابقه ی تسلیحاتی psi پیوسته است .</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<hr size="1" /><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn1" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1108.htm#_ftnref1">[۱]</a> -Qian Xuesen</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn2" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1108.htm#_ftnref2">[2]</a> -Goddard</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn3" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1108.htm#_ftnref3">[3]</a> -Chi</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn4" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1108.htm#_ftnref4">[4]</a> -Chikong</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn5" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1108.htm#_ftnref5">[5]</a> -Yu Yuang Yuan</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn6" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1108.htm#_ftnref6"></a>3-Somatic Seience علم مربوط به قابلیت های جسمی انسان در مقابل علم مربوط به روح</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><a name="_ftn7" href="http://www.bineshmavara.com/extrasensory/1108.htm#_ftnref7">[۷]</a> -Hu Yaobang</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/extrasensory/356.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

