<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>موسسه مشاوره و تحقیقات متافیزیک بینش ماورائی &#187; طب سوزنی</title>
	<atom:link href="http://www.bineshmavara.com/category/acupuncture/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.bineshmavara.com</link>
	<description>موسسه مشاوره و تحقیقات متافیزیک بینش ماورائی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 08 Feb 2012 12:14:28 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.6</generator>
	<language>en</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/acupuncture/267.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/acupuncture/267.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 26 Dec 2009 16:03:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[طب سوزنی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/?p=267</guid>
		<description><![CDATA[آشنائی اجمالی با طب سوزنی
طب سوزنی یا acupuncture، شاخه ای از طب سنتی چین یا TCM (Traditional chines medicine) می‎باشد و در گروه بندی طب تکمیلی قرار می‎گیرد. طب تکمیلی یا طب کمکی ترجمه واژه alternative medicine است.  طب سوزنی، طب گیاهی، هوموپاتی و مواردی از این قبیل در گروه طب تکمیلی قرار می‎گیرند. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h5 dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">آشنائی اجمالی با طب سوزنی</span></h5>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">طب سوزنی یا acupuncture، شاخه ای از طب سنتی چین یا TCM (Traditional chines medicine) می‎باشد و در گروه بندی طب تکمیلی قرار می‎گیرد. طب تکمیلی یا طب کمکی ترجمه واژه alternative medicine است.<span id="more-1494"> </span> طب سوزنی، طب گیاهی، هوموپاتی و مواردی از این قبیل در گروه طب تکمیلی قرار می‎گیرند. نقطه مشترک این موارد تفاوت آنها با طب جدید است.<span id="more-267"></span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">طب سوزنی از طریق وارد کردن سوزنهای نازک مخصوص در نقاط مشخصی از بدن باعث تسکین دردها یا درمان تعدادی از بیمارها می‎شود. برای اجرای طب سوزنی، طبق تعریف فوق موارد زیر باید مورد توجه قرار گیرند:</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">۱٫ تشخیص بیماری و نوع درد</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">۲٫ انتخاب نقاط سوزن خور</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">۳٫ انتخاب سوزن مناسب و سوزن زدن صحیح</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">از بین موارد ذکر شده، تشخیص بیماری و نوع درد، اساس کار طب سوزنی است.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">تشخیص بیماریها در طب سنتی چین براساس مشاهده، معاینه و تئوریهای حاکم بر این طب صورت می‎گیرد. تشخیص صحیح بیماری مبتنی بر TCM زمانی میسر است که آگاهی، اشراف و درک صحیح از تئوریهای حاکم بر این طب وجود داشته باشد. مهمترین تئوری در طب سنتی چین، خصوصاً طب سوزنی، تئوریهای یین – یان می‎باشد. این تئوریها سالها قبل از میلاد مسیح تبیین شده است و به گفتة یکی از دانشمندان، اهمیت و زیبایی آن کمتر از دیوار چین نیست. بعد از گذشت سالها، هنوز این تئوری حاکمیت تقریباً مطلق خود را بر طب سنتی چین حفظ کرده است.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">تئوری مهم دیگر تئوری پنج عنصر (five elements) است. براساس این تئوری انسان به عنوان جزء جدائی ناپذیر طبیعت در نظر گفته می‎شود و تأثیر طبیعت و طبایع پنجگانة آن بر انسان توجیه و تفسیر می‌شود. همچنین در این تئوری، ارتباط ارگانهای بدن و تأثیر متقابل آنها با یکدیگر مورد بحث قرار می‎گیرد. عامل مهم دیگری که در تشخیص بیماریها نقش داشته و آنشائی با آن بسیار مهم است انرژی حیاتی یا qi (خوانده می‎شود «چی») می‎باشد. درک واژة qi یا انرژی حیاتی از اهمیت خاصی برخوردار است. Qi انرژی حیاتی اولیه است که خلقت در هر جانداری را به ودیعه گذاشته است. ایجاد انرژی حیاتی که رمز حیات است، پس از تولد به تدریح تقویت می‎شود و در دوران چیی به تدریج رو به زوال می‎رود. خارج شدن کامل انرژی حیاتی از بدن مرگ را به دنبال دارد. (البته لازم به تذکر است که انرژی حیاتی روح نیست). Qi دیده نمی‎شود و قابل لمس نیست. همان فلسفه‎ای که انرژی حیاتی را اینگونه تعریف می‎کند در رابطه با روح می‎گوید: «روح تظاهر خارجی فعالیتهای عالی بدن و نیز تظاهر خاص فعالیتهای فکری بدن است. موجود زنده روح دارد و روح بعد از مرگ بدن را ترک می‎کند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">برای تشخیص صحیح بیماری علاوه بر مطالب فوق آشنائی با ارگانهای بدن از دیدگاه TCM نیز ضروریست. از این دیدگاه ارگانهای داخل بدن انسان به دو گروه عمده تقسیم می‎شوند:</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">۱٫ ارگانهای اصلی شامل قلب، ریه، کبد، طحال و پریکارد</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">۲٫ ارگانهای فرعی شامل رودة کوچک، رودة بزرگ، معده، کیسة صفرا، مثانه و حفره‎های سه گانة داخلی.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">ارگانهای اصلی به نام ارگانهای زانگ (Zang) وارگانهای فرعی به نام ارگانهای فو (Fu) خوانده می‎شوند. در این رابطه باید با عملکرد ارگانها آشنا شده و ارتباط بین آنها را دانست.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">عامل مهم دیگر که در تشخیص و درمان از آن استفاده می‎شود مریدینها و کولترالها هستند. انرژی حیاتی که قبلاً مختصراً مورد بحث قرار گرفت در جویهایی فرضی جریان دارند به نام مریدین (Meridian)و نقاط سوزن خور روی همین مریدینها قرار دارند. در حقیقت مریدین‎ها، جویهای انرژی هستند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">با اطلاعات فوق و در نهایت با مشاهده و معاینه به تشخیص بیماری می‎رسیم. اصول مشاهده در طب سنتی چین مبی بر مشاهدة فنی از تمام قسمتهای بدن است. در معاینه علاوه بر مشاهده و ملاحظة تمام نقاط بدن، معاینة زبان و نبض از اهمیت برجسته‎ای برخوردار است. در معاینة زبان به پوشش (coating) و تنه (body) توجه خاصی می‎شود. در معاینة نص که نیاز به مهارت خاص دارد، نبض در هر دو دست و در هر دست در سه قسمت و در هر قسمت با سه فشار ضعیف، متوسط و شدید مورد بررسی قرار می‎گیرد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">بعد از محرز شدن تشخیص نقاط سوزن‎خور روی مریدین‎های مناسب انتخاب می‎شوند و عمل سوزن زدن انجام می‎شود. سوزنها باید حدود ۱۰ تا ۳۰ دقیقه در بدن باقی بمانند و بعد از آن از بدن خارج شوند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در مقایسه طب سوزنی و طب کلاسیک می‎توان گفت انتخاب نقاط مشابه تجویز دارو یا روش درمان است.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">خاستگاه طب سوزنی کشور کهنسال چین است و مردم چین طی هزاران سال از این روش درمانی برای تسکین دردها و آلام خود استفاده کرده و می‎کند. هم اکنون نزدیک به ۹۰٫۰۰۰ تخت در بیمارستانهای چین به طب سنتی چین اختصاص دارد. برخی از این بیمارستانها اختصاص به طب سنتی چین داشته و در بیمارستان‎های غیرسنتی بخشی برای مداوای بیماران با روشهای طب سوزنی وجود دارد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">طب سوزنی در قرن شانزدهم میلادی توسط کشور فرانسه به اروپا معرفی شد ولی تا این اواخر مورد توجه قرار نگرفت. ولی در سالهای اخیر خصوصاً از سال ۱۹۷۵که سازمان جهانی بهداشت طب سوزنی را مورد توجه قرار داد. نقد و بررسیهای علمی قابل توجهی در این رابطه صورت گرفته است. شاید علت بی توجهی سالهای گذشته غرب به طب سوزنی معلول تفاوت دیدگاه غرب و شرق در رابطه با پدیده ها باشد. طب غربی براساس روابط علیتی و تئوریهای علمی و قوانین خطی بنا گردیده است. در حالیکه طب چینی به عنوان یک طب شرقی، بر طرح فراگیر، روابط غیر علیتی، قوانین غیرخطی و پدیده شناسی کلی استوار است.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">طب چینی پدیده‎ها را برای اینکه با مادر طبیعت هماهنگ باشند انتخاب می‎کند. اگر فرو کردن یک سوزن در دست باعث تسکین درد دندان می‎شود برای او کافی است، اما برای طب غرب این مسئله در چارچوب روابط علیتی وتئوریهای رایج وموجود جایگاهی ندارد و به سرعت رد می‎شود. برای سالها این فلسفه در برخورد با طب سوزنی حاکمیت داشته و اثرات آن را به خاصیت پلاسبو یا گول‎دارو نسبت می‎دادند. این نگرش طی بیست سال گذشته تغییر کرده است.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">بررسیهای بالینی کنترل شده ثابت کرده است که طب سوزنی به ۵۵ تا ۸۵ درصد بیماران برای تسکین درد کمک می‎کند. در حالیکه گول‌دارو فقط ۳۰ تا ۳۵ درصد بیماران را کنترل کرده است. علاوه بر این در بسیاری از نشریات معتبر غربی نیز بسیاری از مکانیسم‎های مربوط به اثرات طب سوزنی چاپ و منتشر شده است (برای مثال آزاد شدن اندورفینها، سروتونین و کورتیزول). نتایج علمی در تحقیقات طب سوزنی از یک طرف و عوارض جانبی درمان دردهای مزمن با داروهای رایج از طرف دیگر، کاربرد طب سوزنی را بطور حیرت‎آوری در دهة اخیر در کشورهای غربی افزایش داده است.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">تخمین زده می‎شود که بیش از یک میلیون نفر در خارج از چین برای درمان دردهای مزمن از طب سوزنی استفاده می‎کنند که بیش از سیصد هزار نفر از آنها پزشک هستند. در بررسیهای اخیر درمانگاههای آلمان گفته می‎شود که ۹۰ درصد پزشکان برای تسکین درد از طب سوزنی استفاده می‎کنند.در بیست و دومین اجلاس FDA در سال ۱۹۹۶ مقالات و بررسیهای به عمل آمده در زمینه طب سوزنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و دانشمندان شواهدی از مطالعات بالینی در پنج مقولة درد، وابستگی دارویی، سکته، آسم و تهوع ارائه دادند و مطالعات استاندارد نشان داد که طب سوزنی در دستان ورزیده و ماهر کاملاض بی خطر بوده و اثرات درمانی قابل توجه دارد. به دنبال این اجلاس FDA در تقسیم بندی خود، طب سوزنی را از کلاس III به کلاس II منتقل کرد. تقسیم‎بندی FDA به صورت زیر است:</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">کلاس I – وسایلی هستند مطمئن و مؤثر در درمان بیماریها</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">کلاس II – وسایلی هستند مطمئن و مؤثر ولی کاربرد آنها محدود به موارد تحقیق شده است.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">کلاس III – وسایلی هستند که کاربرد و اثربخشی آنها نیازمند تحقیق و بررسی است.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/acupuncture/267.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/acupuncture/266.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/acupuncture/266.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 26 Dec 2009 16:03:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[طب سوزنی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/?p=266</guid>
		<description><![CDATA[طب سوزنی چگونه عمل می‎کند؟
ده‎ها سال پیش در آزمایشگاه به همراه بالغ بر صد مقالة علمی در ادبیات علمی غرب منجر به ارائه یک فرضیه شد که در شکل ۱-۱ و ۲-۱ خلاصه شده است. شکل ۱-۱ چگونگی انتقال پیام درد را از پوست به قشر مغز تشریح می‎کند. در سمت چپ  و پائین، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h5 dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">طب سوزنی چگونه عمل می‎کند؟</span></h5>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">ده‎ها سال پیش در آزمایشگاه به همراه بالغ بر صد مقالة علمی در ادبیات علمی غرب منجر به ارائه یک فرضیه شد که در شکل ۱-۱ و ۲-۱ خلاصه شده است. شکل ۱-۱ چگونگی انتقال پیام درد را از پوست به قشر مغز تشریح می‎کند. در سمت چپ<span id="more-1491"> </span> و پائین، پوست با یک عضله در زیر آن نشان داده شده است که یک سوزن عضله را سوراخ کرده است. مستطیل بعدی طناب نخاعی است و در سمت راست آن مستطیل‎هایی وجود دارند که ساختمانهای مختلف مغز رانشان می‎دهند که عبارتند از : مغز میانی، تالاموس، هیپوفیز، هیپوتالاموس و قشر مغز. آسیب وارده به پوست، <span id="more-266"></span>گیرنده‎های حسی رشته‎های عصبی نازک آوران (شماره ۱) را فعال می‎کند. سلول ۱ به سلول راه نخاعی تالاموسی در نخاع سیناپس می‎دهد (شماره ۲). راه نخاعی تالاموسی اکسون خود را به تالاموس می‎فرستد تا با سلول شمارة ۳ سیناپس برقرار کند. این سلول نیز به نوبة خود پیامها را به قشر می‎فرستد تا در قشر مغز، سلول شمارة ۴ را فعال کد. برای عملکرد باقی سلولها (شماره ۵ تا ۱۴) بهتر است به شکل شماره ۲-۱ مراجعه کنیم.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در این شکل مشاهده می‎کنیم که سوزن طبی، یک گیرندة حسی را در داخل عضه تحریک کرده و این کار پیامهائی را از طریق سلول شماره ۵ به طناب نخاغی می‎فرستد. سلول شماره ۵ در نخاع به یک سلول راه قدامی جانبی (به شماره ۶) سیناپس می‎دهد که به یک یا سه مرکز می‎رود (نخاع، مغز میانی، مجموع هیپوفیز و هیپوتالاموس). در داخل نخاع، سلول ۶ یک انشعاب کوچک به سلول ۷ می‎فرستد که خود یک سلول تولیدکنندة اندورفین است (حرف E). اندورفینهای نخاع سبب مهار پیش سیناپسی سلول ۱ می‎شود (جلوگیری از انتقال پیام درد از سلول ۱ به ۲). بنابراین اندورفین انتقال درد را در سطح نخاع مهار می‎کند. همچنین سلول شماره ۶ از طریق راه قدامی جانبی به مغز میانی نفوذ می‎کند. در این مکان سلولهای موجود در مادة خاکستری اطراف قنات (سلولهای ۸ و ۹) را تحریک می‎کند که منجر به آزادسازی انکفالین می‎شود و این امر نهایتاً سلول ۱۰ را تحریک می‎کند. این کار سلول ۱۱  را فعال می‎کند که منجر به فرستادن پیامهایی به سمت پائین و به راه خلفی جانبی برای آزاد کردن مونوآمینها در سلولهای نخاعی می‎گردد. (سروتونین و نوراپی نفرین که با حرف M مشخص شده‎اند). سلول ۲ بصورت پس‌سیناپسی مهار می‎شود، در حالیکه سلول ۱ با واسطة سلول ۷ بصورت پیش‌سیناپسی مهار می‎گردد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">بطور خلاصه طب سوزنی رشته‎های عصبی را در عضله فعال می‎کند و بدین وسیله پیامهای را به نخاع فرستاده و سه مرکز (نخاع، مغزمیانی و هیپوفیزهیپوتالاموس) را برای القای بی دردی فعال می‎سازد. زمانی که سوزن در نزدیک محل درد یا در نقاط حساس (نقاط سب سوزنی) قرار داده شود چرخه‎ای را با سلول ۷ در نخاع بوجود می‎آورند. وقتی سوزنها در نقاط دورتر و دور از محل درد قرار داده شوند سبب فعال شدن مغز میانی و هیپوفیزهیپوتالاموس (سلولهای ۱۱ و ۱۴) می‎شوند، بدون اینکه اثر مفیدی بر قطعة موضعی در سلول ۷ داشته باشند. سلولهای ۱ و ۱۴ باعث بی دردی در تمام بدن می‎شوند ولی سلول ۷ ایجاد بی دردی موضعی می‎کند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">پژوهشهای انجام شده در کشورهای غربی نشان داده است که تجویز نالوکسون اثر طب سوزنی را مهار می‎کند و این امر  نشان می‎دهد که طب سوزنی تولید اندورفین ها را برای اثر ضد دردی تحریک می‎کند. همچنین ترشح مونوآمینها سروتونین و نوراپی نفرین در هنگام انجام طب سوزنی در مغز میانی افزایش می‎یابند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/acupuncture/266.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/acupuncture/265.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/acupuncture/265.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 26 Dec 2009 16:02:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[طب سوزنی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/?p=265</guid>
		<description><![CDATA[آیا نقاط طب سوزنی و مریدینها واقعاً وجود دارند؟
پاسخ به این سؤال از چند طریق تحت بررسی قرار گرفته است. 
الف- با مقایسة اثرات سوزن زدن در نقاط واقعی نسبت به نقاط غیرواقعی: پژوهشهای فراوان نشان داده‎اند که در نمونه‎های انسانی برای دردهای حاد آزمایشگاهی، زدن سوزن در نقاط واقعی، بی دردی بسیار قابل توجهی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h5 dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">آیا نقاط طب سوزنی و مریدینها واقعاً وجود دارند؟</span></h5>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">پاسخ به این سؤال از چند طریق تحت بررسی قرار گرفته است.<span id="more-1488"> </span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">الف- با مقایسة اثرات سوزن زدن در نقاط واقعی نسبت به نقاط غیرواقعی: پژوهشهای فراوان نشان داده‎اند که در نمونه‎های انسانی برای دردهای حاد آزمایشگاهی، زدن سوزن در نقاط واقعی، بی دردی بسیار قابل توجهی دارد. در حالیکه سوزن زدن در نقاط غیرواقعی اثرات بسیار ضعیفی دارد.<span id="more-265"></span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">ب- با مطالعة ساختمانهای آناتومیک در روی نقاط : علیرغم مطالعات بافت شناسی متعددی که بر روی پوست و ساختارهای زیر پوستی نقاط طب سوزنی انجام شده است هیچ ساختمان خاصی پیدا نشده است. سیمون و همکاران با تزریق مادة رادیواکتیو تکنزیوم ۹۹ به داخل نقاط طب سوزنی و مقایسة حرکت آن با حالتی که به نقطة غیر طب سوزنی تزریق شده بود، تفاوت قابل ملاحظه‎ای مشاهده نکردند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">ج- با مطالعة خصوصیات الکتریکی پوست در روی نقاط: گزارشهای متعددی نشان می‎دهند که مقاومت  الکتریکی پوست (impedance) بر روی نقاط طب سوزنی کمتر از پوست اطراف آنهاست. این مشاهدات منجر به ساخت دستگاههای نقطه یاب شد. بعدها مشخص گردید که به هنگام بیماری اعضاء مقاومت نقاط طب سوزنی بطور غیرطبیعی افت پیدا می‎کند و به کمتر از مقدار طبیعی آن می‎رسد. دو تجربة دقیق برای سنجش روائی (validity) نقطه یاب‎های گوشی انجام شده است. اولسون و همکاران، ۴۰ بیمار را جهت مقایسة تشخیص بیماری به کمک نقطه‎یاب‎های گوشی با روشهای تشخیصی طب غربی در پژوهشی شرکت دادند. خودپرسشگران از تشخیص پزشکی بی‎خبر بودند. نکتة عجیب اینکه همبستگی بین تشخیص با نقطه‎یاب گوشی و تشخیص غربی ۵/۷۲ بود که خیلی معنی‎دار می‎باشد. ملزاک و کااتز نیز با اصلاح وسایل مورد پژوهش خود نتیجه نگرفتند که مقاومت پوست در روی نقاط طب سوزنی کمتر از پوست اطراف می‎باشد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">د- با مطالعة اعصابی که با طب سوزنی تحریک می‎شوند: شواهد الکتروفیزیولوژیک بیان می‎کنند که تحریک رشتههای آوران عضله تولید احساس خاص می‎کند که به نوبة خود پیامها را به مغز می‎فرستد تا مواد شیمیایی عصبی (اندورفینها، مونوآمینها، کورتیزول) ترشح شوند. در حقیقت نقاط طب سوزنی محل تجمع رشته‎های عصبی نازک هستند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/acupuncture/265.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/acupuncture/264.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/acupuncture/264.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 26 Dec 2009 16:01:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[طب سوزنی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/?p=264</guid>
		<description><![CDATA[تاریخچه مختصر طب سوزنی در چین
الف) مبدأ طب سوزنی
طب سوزنی مهمترین دستاورد ملت چین است که در زمانهای بسیار دور و در جامعة اولیه چینی ابداع شده است. آثار باقیمانده از انسانهای اولیه در چین، به یک میلیون و هفتصد هزار سال پیش برمی‎گردد و جامعه چینی حدود صد هزار سال پیش  تشکیل شده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h5 dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">تاریخچه مختصر طب سوزنی در چین</span></h5>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">الف) مبدأ طب سوزنی</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">طب سوزنی مهمترین دستاورد ملت چین است که در زمانهای بسیار دور و در جامعة اولیه چینی ابداع شده است. آثار باقیمانده از انسانهای اولیه در چین، به یک میلیون و هفتصد هزار سال پیش برمی‎گردد و جامعه چینی حدود صد هزار سال پیش <span id="more-1485"> </span>تشکیل شده که تا هزار سال پیش ادامه داشته است. در ادبیات کهن چین، روایات متعددی در مورد مبدأ طب سوزنی و تجهیزات آن زمان طب سوزنی که از سنگ ساخته می‎شده است، وجود دارد.<span id="more-264"></span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">جامعه اولیه چینی به دو دوران، عصر حجر قدیم (از ابتدا تا ده هزار سال پیش) و عصر حجر جدید (از ده هزار سال پیش تا چهار هزار سال پیش) تقسیم می‎شود. اجداد چینی‎ها در عصر حجر قدیم، روش کار با تیغ‎ها و سوزنهای سنگی برای شکافتن آبسه‎ها و درناژ چرک و خون را می‎دانستند. تدریجاً ، با کسب تجارب، اندیکاسیون‎های درمان با سوزنهای سنگی افزایش یافت و مجربین قادر به استفاده‎های تخصصی‎تر از سوزنهای سنگی شدند (در عصر حجر جدید). سوزن سنگی بدست آمده از آن زمان حدود cun5/4 طول دارد. یک سر آن به شکل بیضی با یک لبه نیم دایره برای برش دمل‎ها و آبسه‌ها بود. سوزنهایی از اواخر عصر حجر جدید کشف شده است که طول آنها به ترتیب ۳/۸ و ۱/۹ سانتی متر بوده که سرهای سه لبه و مخروطی داشته و برای حجامت و تنظیم جریان qi مورد استفاده قرار می‎گرفته‎اند. بدین ترتیب ملاحظه می‎شود که مبدأ طب سوزنی در چین به اوایل جامعه اولیة چین بازمی‎گردد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">ب- تشکیلات آکادمیک طب سوزنی</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">از قرن بیست و یکم پیش  از میلاد تا سال ۴۷۶ قبل از میلاد، طب سوزنی وارد مرحله پیشرفته‎تری شد و با کشف برنز، سوزنهای برنزی نیز به بازار طب سوزنی آمد. ولی سوزنهای سنگی همچنان بعنوان ابزار اصلی در درمان بیمارها به کار می‎رفتند. در این دوره، افکار فیلسوفانه در مورد یین – یان و پنج عنصر، شکل گرفته و پزشکان مفاهیم اولیة نبض، خون، مایعات بدن، qi (خوانده می شود «شی») ، اکسیر پنج صدا، پنج رنگ، پنج طعم، شش qi، هشت نَفَس ، و ایدئولوژی تطابق بدن انسان با طبیعت اطراف را می‎آموختند. بدین ترتیب نظریه مقدماتی طب سنتی چین متولد شد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">از سال ۴۷۵ قبل از میلاد تا ۲۴ بعد از میلاد که همزمان با تقویت و تشکل جامعه فئودالی در چین بود، آهن کشف شد و سوزنهای آهنی جای سوزنهای آهنی جای سوزنهای سنگی را گرفت. این انقلاب، زمینه تحقیق در طب سوزنی را وسیع کرده و باعث تسریع در تکامل آن شد. در این دوران از نه گونه سوزن فلزی استفاده می‎شد، که اشکال و کاربرد متفاوتی داشتند. این سوزنها که با عنوان سوزنهای نه گانه نامیده می‎شدند، برای سوراخ کردن، برش دادن و ماساژ مورد استفاده قرار می‎گرفتند. پزشکان این دوره، بیماریها را با تکنیک‎های متعدد و مختلف درمان می‎کردند. برای مثال پزشک مشهوری بنام Qin Yuere که حدود قرون پنج و چهار قبل از میلاد می‎زیست، در رشته‎های بالینی مختلف، دانش کامل و فراوانی داشت و بیماران خود را با روشهای سوزن زدن، گرما درمانی، طب گیاهی، ماساژ و کمپرس حرارتی، تحت درمان قرار می‎داد و شاهزاده بسیار بدحالی را بدین طریق از مرگ حتمی نجات داد و به همین سبب نامش در تاریخ جاوید ماند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">تدریجاً بین سالهای ۴۷۵ و ۲۲۱ قبل ازمیلاد، پزشکان، تخلیص اطلاعات پزشکی  دارویی، و ثبت تجارب  و ابداعات خود را در زمینه طب سوزنی آغاز کردند. در حفاریات انجام شده دو طومار ابریشمی بدست آمده، که حاوی مطالبی در مورد مردین‎ها و کولترالها در قرن سوم پیش از میلاد بوده است. اکثر کتابهای معتبر در مورد طب سوزنی، در این دوران به رشتة نگارش درآمده‎اند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">از سال ۲۵ تا سال ۲۶۵ بعد از میلاد، تعمیم و تخلیص‎های دیگری به طب سوزنی اضافه شد و خیلی از پزشکان مشهور توجه مفرطی به بررسی و تحقیق در طب سوزنی نشان دادند. برای مثال Hua Tuo که پیشگام کاربرد بی حسی گیاهی، برای اعمال جراحی بود، فقط از یک تا دو نقطه برای درمانهای طب سوزنی استفاده می‎کرد و توجه خود را بیشتر به افزایش و انتشار اثر حسی درمانی سوزن معطوف داشت.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">بین سالهای ۲۶۵ تا ۵۸۱ بعد از میلاد، طب سوزنی مورد تأیید بسیاری از پزشکان قرار گرفت و خبرگان زیادی در این علم پدیدار گشتند، که جداول و نمودارهایی نیز برای نقاط و مریدینها تشکیل دادند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در سالهای ۵۸۱ تا ۹۰۷، چین تحت سلطة جامعه فئودالی قرار داشت و در اقتصاد و تمدن پیشرفت چشمگیری کرد. طب سوزنی نیز از این پیشرفت مستثنی نبود و دچار تحولات شگرفی شد و پزشکان مشهوری مثل Sun Simiao و Zhen Quan، هر دو نظرات و اطلاعات قابل ملاحظه‎ای در زمینه طب سنتی چین داشتند و بررسیهای عمیقی در طب سوزنی انجام دادند و با همت این افراد و اشخاص نظیر آنها، کتابی گردآوری شد که با تکیه بر کتابهای معتبر قبلی در زمینه طب سوزنی و تحقیقات و بررسیهای جدیدتر، حاوی مطالب بسیاری در مورد طب سوزنی بود. همچنین کتاب دیگری تهیه شد که تمام مریدینها (دوازده مریدین منظم و هشت مریدین اضافی) و ۶۵۰ نقطه، با رنگهای مختلف را از سه جهت در نمودارهای متفاوت نشان میداد. این نمودارها، اولیه تصاویر رنگی از مریدینها و نقاط تا آن زمان بود. این کتاب در حال حاضر در دسترس نبوده و از بین رفته است. در این دوره کتابهای تخصصی‎تری در زمینه تک درمانی‎های طب سوزنی (مثل درمان سل) پدید آمد. قرن هفتم بعد از میلاد، طب سوزنی بعنوان یک شاخه تخصصی در پزشکی مطرح شد. همینطور برای آموزش پزشکی، ۵ کرسی پیش‎بینی شد که ۴ تای آن مختص به تخصصهای پزشکی و یک کرسی آن فارماکولوژی بود، و کرسی طب سوزنی نیز یکی از تخصصهای مطرح شده بود.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در بین سالهای ۹۰۷ تا ۱۳۶۸ بعد از میلاد، کاربرد وسیع تکنیک چاپ، باعث رشد جمع‎آوری ادبیات و تاریخ پزشکی، و تسریع، انتشار و تکامل طب و فارماکولوژی چینی شد. این قبیل اقدامات و پیشرفتها، وحدت دانش نظریه نقاط سوزن خور، و مریدینها را تقویت کرد. در این دوره از تاریخ، طب سوزنی شاهد وجود تعداد زیادی از پزشکان دانا و مجرب بود که برخی از آنها بیشتر بر نظریه و تکنیک یک جنبه خاص از آن تأکید داشتند و بدین ترتیب، شاخه‎های مختلف طب سوزنی پدید آمد. همچنین در این دوره، انتخاب نقاط سوزن خور در زمینة آناتومی بدن مورد تأیید قرار گرفت.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">بین سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۶۴۴ میلادی، طب سوزنی به نقطه اوج خود رسید و بسیاری از مشکلات بطور عمیقی‎تر و جدی‎تر مورد بررسی قرار گرفت. پزشکان مشهوری در این دوران وجود داشتند که سه تن از آنها در سرتاسر چین کاملاً شناخته شده بودند. این پزشکان عبارت بودند از Ling Yun, Chen Hui و Jizhou Yang. از مهمترین پیشرفتهایی که در این دوران پدید آمد می‎توان به موارد زیر اشاره کرد:</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">۱- بازنگری و جمع‎آوری وسیع اطلاعات طب سوزنی، از تکوین تا زمان معاصر خود.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">۲- انجام تحقیقات وسیع در زمینه روشهای سوزن زدن و چرخانش (manipulation) آن و ایجاد آکادمی مباحثه و تبادل نظر درباره روشهای مختلف سوزن زدن و چرخانش آن.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">۳- دسته بندی گزارشات پیشین در مورد نقاط سوزن‎خور و خارج از مریدینهای چهارده‎گانه و خلق گروه جدیدی از نقاط بنام نقاط اضافی.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">پس از این دوره و در بین سالهای ۱۶۴۴ تا ۱۸۴۰، توجه پزشکان معطوف به طب گیاهی شد و طب سوزنی تدریجاً کم رنگ گشت. با این حال تا آغاز قرن نوزدهم، همچنان تلاشهایی در جهت پایدار نگه‎داشتن طب سوزنی وجود داشت و در کتابهایی که در این دوره تألیف می‎شد، قیاسهایی بین طب سوزنی و طب گیاهی، و تأکید بر اهمیت طب سوزنی به چشم می‎خورد. در کنار این کتابها، نشریه‎هایی نیز از طب سوزنی حمایت می‎کردند، ولی هیچیک از آنها مؤثر واقع نشد و بالاخره در سال ۱۸۲۲، مقامات آن زمان (سلسلة Qing)، امر بر حذف دائمی کرسی طب سوزنی از دانشگاه پزشکی امپراطور دادند. علت این اقدام، عدم کارآیی مؤثر طب سوزنی در درمان امپراطور وقت بود.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>ج- تولد دوباره طب سوزنی </strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">پس از جنگ تریاک در سال ۱۸۴۰، چین، بصورت نیمه فئودالی و نیمه مستعمراتی اداره شد و انقلاب سال ۱۹۱۱، قوانین سلسله Qing را ملغی کرد. با این حال، توده‎های کثیری از ملت چین، همچنان تا ظهور چین جدید، از مداوای خود با روشهای طب سوزنی واهمه داشتند و طب سوزنی مورد بی اعتنایی قرار می‎گرفت. با وجود اینکه ورود طب غرب به چین، بعنوان یک تحول جدید، مورد تقدیر بود، ولی برای مسعمره‎نشین‎ها دستاویزی جهت غارت و تجاوز قرار گرفت. آنها ادعا می‎کردند که طب غرب، طلایه‎دار مسیحیت است و مسیحیت، پیشگام تجارت  فروش کالاهاست، و با این نیت طب سنتی چین را متهم کرده و حقیر شمردند و حتی طب سوزنی را به بهانة شکنجه‎آمیز و دردناک بودن، مورد استهزاء و رسوایی قرار دادند. از سال ۱۹۱۴، حکومت مرتجع چین، دائماً سعی در محدود کردن طب سوزنی و تصویب یک سری قوانین دست و پاگیر برای جلوگیری از پیشرفت طب سوزنی داشت که همین اقدامات منجر به افول چشمگیر طب سنتی چین و از جمله طب سوزنی شد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">به علت نیاز درمانی فراوان مردم چین، طب سوزنی این موقعیت را داشت که در بین مردم عامی، گسترش یابد. بسیاری از متخصصان طب سوزنی، تلاش بی‎وقفه‎ای را جهت حمایت و گسترش این میراث عظیم طبی آغاز کرد و در این زمینه دست به تأسیس مؤسسات طب سوزنی، نشر کتب و مجلاتی درباره طب سوزنی زده و آموزش آن را رواج دادند. علاوه بر این، تلاشهایی در جهت توجیه و توصیف نظریه طب سوزنی با علو م و تکنولوژی جدید صورت گرفت و بدین ترتیب طب سوزنی زندگی دوباره‎ای را آغاز کرد. با این حرکت جدید، بسیاری از پزشکان تحصیل کرده فرنگ، مشتاق به یادگیری و تحقیق در زمینه طب سوزنی شدند  در آوریل ۱۹۴۵، یک درمانگاه طب سوزنی در بیمارستان بین‎المللی صلح بنام دکتر Norman Bethune آغاز به کار کرد و این اولین بار بود که طب سوزنی وارد بیمارستان می‎شد  در سال ۱۹۴۷، نیز کتابی با نام طب سوزنی کاربردی انتشار یافت. همینطور در سال ۱۹۴۸ تحت نظارت مدرسه بهداشت، رشته آموزش طب سوزنی در شمال چین فعالیتهای خود را در جهت آموزش طب سوزنی آغاز کرد. تمام این تلاشها به سرعت در اکثر نقاط چین گسترش یافته و حتی باعث جذب پزشکان تحصیل کرده فرنگ به طب سوزنی می‎شد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>د- تجدید حیات طب سوزنی در چین جدید</strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">از زمان پایه‎گذاری جمهوری خلق چین، حزب کمونیست چین، توجه زیادی به بازیافت و تکامل میراث طبی و دارویی، در طب سنتی چین مبذول داشته است. در سال ۱۹۵۰، رهبر جمهوری خلق چی، Mao Zendong، سیاست مهمی را برای وحدت مدارس طب سنتی و طب غربی در پیش گرفت و کتابهای جدیدی با نامهای طب سوزنی جدید و طب سوزنی نوشکفته انتشار یافت که پیشگفتار آنها حاوی مطالبی در جهت تقدیر از طب سنتی چین و فواید آن در بیماریها و زمینه‎های مختلف بوده و همینطور وحدت مدارس طب سنتی و طب غرب را متذکر شده بود. با حمایت و توجه رهبران حزب و حکومت،  اقداماتی در زمینه فراگیر ساختن طب سنتی چین صورت گرفت. به نحوی که حتی برای طب سوزنی، بخش‎های جداگانه‎ای در هر بیمارستان در نظر گرفته می‎شد و بسیاری از مؤسسات و دانشکده‎های طب غرب، طب سوزنی را جزو رشته‎های تدریسی خود قرار داده بودند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در اوایل دهه ۱۹۵۰، بیشتر بر روی هماهنگ‎سازی نظریة طب سوزنی، اندیکاسیونهای بالینی آن و همینطور تلفیق طب سوزنی با روشهای جدید، کار می‎شد و از اواخر دهه ۵۰ تا پایان دهه ۶۰ فعالیتهای زیر در زمینه طب سوزنی انجام شد:</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">بررسی عمیق در ادبیات گذشته، خلاصه بندی وسیع در زمینه اثر بالینی طب سوزنی بر بیماریهای مختلف، توسعه کاربرد بالینی طب سوزنی و سهم بیهوشی و بی حسی و تحقیق وسیع در زمینه اثر طب سوزنی بر عملکرد هر یک از سیستم‎ها  ارگانهای بدن</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">از دهه ۷۰ تا به امروز، بررسی در زمینه‎های زیر همچنان ادامه دارد:</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">مکانیسم طب سوزنی در بیهوشی و بی‎حسی از نقطه نظر جراحی، نوروآناتومی، فیزیولوژی، بیوشمی، سایکولوژی و الکترونیک پزشکی؛ طبیعت مریدینی از زاویه انتقال اثر سوزن و زوایای دیگر، ارتباط بین نقاط سوزن‎خور و حس ناشی از سوزن خوردن و ارتباط بین نقاط سوزن‎خور و ارگانهای زاگ فو.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>هـ – طب سوزنی و سازمان جهانی بهداشت </strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در قرن ششم طب سوزنی  به کره و ژاپن معرفی شد و در قرن هفتم، تعداد کثیری از پزشکان ژاپنی از طرف حکومت وقت برای تحصیل طب سنتی چین به این کشور فرستاده شدند. تدریجاً با تبادل تمدن‎ها بین چین و کشورهای جنوب شرق آسیا و شبه جزیره هند، طب سوزنی به این نقاط هم اشاعه پیدا کرد و در قرن شانزدهم به اروپا معرفی شد و اولین کشور اروپایی در این زمینه فرانسه بود که سهم به سزایی در گسترش طب سوزنی به سایر کشورهای اروپایی داشت. پس از برپایی جمهوری خلق چین، گسترش طب سوزنی به جهان سرعت بیشتری گرفت و در دهه ۱۹۵۰، چین به تربیت متخصصانی از کشورهای اروپای شرقی همت گماشت. از سال ۱۹۷۵ به درخواست سازمان جهانی بهداشت، چین به تعلیم طب سوزنی به پزشکان خارجی داوطلب از کشورهای مختلف پرداخته است و تا بحال بیش از ۱۰۰ کشور صاحب متخصصین طب سوزنی شده است که در برخی از این کشورها تعلیم و تحقیق در زمینه طب سوزنی انجام شده و نتایج خوبی نیز در برداشته است.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/acupuncture/264.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.bineshmavara.com/acupuncture/262.htm</link>
		<comments>http://www.bineshmavara.com/acupuncture/262.htm#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 26 Dec 2009 16:01:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>arash</dc:creator>
				<category><![CDATA[طب سوزنی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://174.142.31.33/~bineshmava/?p=262</guid>
		<description><![CDATA[یین - یان و پنج عنصر 
الف- چکیده 
تئوری یین – یان پایه و اساس مکتب دائوئیسم چین است و اصول طب سنتی چین نیز بر این پایه استوار است. طب سنتی با یین و یان آغاز می‎شود. همچنانکه آغاز جهان نیز با یین و یان است. در یکی از کتب بسیار قدیمی چینی به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h5 dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><span style="color: #ff0000;"><strong>یین </strong><strong>-</strong><strong> یان و پنج عنصر</strong></span><strong> </strong></span></h5>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">الف- چکیده </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">تئوری یین – یان پایه و اساس مکتب دائوئیسم چین است و اصول طب سنتی چین نیز بر این پایه استوار است. طب سنتی با یین و یان آغاز می‎شود. همچنانکه آغاز جهان نیز با یین و یان است. در یکی از کتب بسیار قدیمی چینی به نام دائو دِ جینگ،<span id="more-1482"> </span> یین در غالبسرودی زیبا اینگونه تعریف می‎شود:<span id="more-262"></span></span></p>
<p dir="rtl" align="center"><span style="color: #0000ff;">«آفریدگار یک را تولید می‎کند و یک به نوبة خود دو را »</span></p>
<p dir="rtl" align="center"><span style="color: #0000ff;">«  این دو همان یین و یان هستند»</span></p>
<p dir="rtl" align="center"><span style="color: #0000ff;">« و کل خلقت از تقابل و حرکت این دو نیرو زائیده می‌شود »</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">از دیدگاه فلسفی روح و جوهرة این دو وجود یعنی یین و یان، در جان هر چیزی که در این جهان موجود است، فارغ از اینکه وجود خارجی داشته یا نداشته باشد، وجود دارد و هر شیء  یا هر چیز که قابل تصور باشد، یا یین است و یا یان، و هر شیء نیز دو جوهرة یین و یان را در خود دارد و این جوهره‎ها نیز به یین و یانهای دیگر تقسیم می‌شوند و این تقسیم‎بندی تا به نهایت ادامه دارد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">یین و یان دو نوع حالت و تعلق جداگانة اشیاء هستند و در کثرت موجودات این جهان، خود موجودیت عینی ندارند، بلکه مصادیق و حالت‎های گوناگون می‎یابند و رابطة اشیاء  و  امور این جهان با آنها یک رابطة تعلقی است. این دو دو جنبة هر چیزی هستند و در حالیکه متضادند مکمل یکدیگرند و و جود یکی دبون دیگری معنی ندارد. این دو دائماً در حال تغییر و تبدیل به یکدیگرند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">برای مثال شب و روز را در نظر بگیرید. از نظر تعقلات به این دو نیرو، شب یین است و روز یان. شب نیز دو جنبه یین و یان را در خود دارد و این یین و یان نسبت به یکدیگر در تمام طول شب حالتهای مختلفی پیدا می‎کنند. آیا شبیت شب در اوایل شب و در اواخر آن یکسان است. خیر، این تفاوت مربوط به حالت‎هایی استکه یین و یان شب نسبت به هم پیدا می‎کنند. در اوج شب جنبة یین نسبت به یان قویتر است. یان وجود دارد اما ضعیف است و هرچه به روز نزدیکتر می‎شویم از جنبة یین شب کاسته شده و به جنبة یان افزوده می‎شود، تا جائیکه یان غالب گشته  وروز پدیدار می‎گردد. همین حالت برای روز نیز متصور است. در قالب این مثال ساده می‎بینیم که این دو نیرو یا این دو جنبه یعنی یین و یان هیچگاه ثابت نیستند، سکون ندارند و در هر لحظه در حال رشد و یا کاهش می‎باشند و این رشد و کاهش مداوم فعالیتی است برای ایجاد یک تعادل. عدم حرکت این دو به معنای مرگ این پدیده است. انسان به عنوانی جزئی از جهان طبیعت مشمول تئوری یین و یان است. انسان مجموعه‎ایست از نیروها، ارگانها، اندامها و …. و هر یک از این‎ها در حالتهای کلی  جزئی دو جنبه یین و یان را در خود دارند. هرگاه تعادل این دو نیرو در کل بدن یا هر کدام از ارگانها، اندامها، نیروها و … از بین برود بیماری بوجود می‎آید. در قالب تئوری یین و یان است که می‎توان این تعادل از دست رفته را بازیافت و بیماری را درمان کرد. برای درمان یک بیماری در چاچوب تئوری یین و یان باید به مسائل زیر توجه شود:</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">۱٫ باید اندامها، ارگانها و نیروهای موجود در بدن را شناخته و تعلق هر یک از آنها به نیروهای یین و یان را بدانیم. مثلاً اینکه قلب یک ارگان یان یا روده یک ارگان یین است.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">۲- عوامل بیماریزای داخلی یا خارجی را شناخته و تعلق هر کدام از آنها را به نیروی یین و یان بدانیم مثلاً عوامل بیماریزای خارجی یان هستند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">۳- درمانها، خاصیتهای درمانی و داروهای گیاهی و تأثیر هرگونه دارو را و تعلق آنها به دو نیروی یین و یان را بدانیم.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">با این آشنائی می‎توانیم تعادل از دست رفته بین یین و یان را مجدداً برقرار کنیم، یعنی بیماری را درمان کنیم.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">برای درک بهتر کاربرد تئوری یین و یان به یک مثال توجه فرمائید:</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">قلب یک ارگان یان است و نیروی حیاتی قلب (Vital energy) یا qiی قلب همان انرژی حیاتی است که هر ارگان برای انجام کار و زنده بودن به آن نیاز دارد. انرژی حیاتی قلب دو جنبه یین و یان را در خود دارد. قلب زمانی کار خود را خوب انجام می‎دهد که این دو نیرو یعنی یین و یان در حال تعادل با یکدیگر باشند. حال اگر یک عامل بیماریزا تعادل این انرژی حیاتی را مختل کند، قلب نمی‎تواند کار خود را صحیح و خوب انجام دهد. علائمی که متعاقب این تخریب بوجود می‎آیند بستگی به این دارد که در این تخریب تعادل کدام یک از دو نیروی یین و یان کاهش یا افزایش یافته باشد. در حالت کاهش یین، که در حقیقت به معنای افزایش جنبه یان می‎باشد، قلب پرکارتر شده و علایم پرکاری قلب بارز می‎شود. چنانچه جنبه یان کاهش و یین افزایش یافته باشد، قلب کم کار می‎شود و علائم کم کاری بارز می‎شود. در هر دو صورت برای درمان باید تعادل از دست رفته بین دو نیروی یین و یان را برقرار کرد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">حال با شناختی که از بیماری پیدا کردیم و با شناخت عامل بیماری‎زا که ایجادکنندة این بی‎تعادلی بوده روش درمانی مناسبی را انتخاب می‎کنیم که بتواند یین کاهش یافته یا یان افزایش یافته را متعادل کند و قلب مجدداً به وضعیت طبیعی خود بازگردد. این روشهای درمانی می‎تواند دارو، تحریک نقاط سوزن‎خور و غیره باشد. مهم اینست که تأثیر روش درمانی را روی یین و یان انرژی حیاتی قلب بدانیم.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">لازم به ذکر است که یین و یان به عنوان نیروی مثبت و منفی تلقی نمی‎شوند و به معنای خوب و بد نیستند. نظریه خیر و شر که در فلسفة ایران باستان با عنوان سپنتامینو و انگره‎مینو وجود دارد با یین و یان متفاوت است. شب یین است و روز یان، که به معنی بد بودن شب یا خوب بودن روز نیست. همینطور در این تئوری زن یین است و مرد یان، که به معنی برتری مرد به زن یا زن به مرد نمی‎باشد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">نظریة یین – یان و پنج عنصر، برداشت‎هایی از پدیده‎های طبیعی هستند که تفکر زایندة آنها متعلق به چین باستان است. این نظریه‎ها، بیانگر تصوری اولیه از ماده‎گرائی و دیالکتیک بوده و نقش مؤثری در تقویت و تکامل علوم طبیعی چین داشته‎اند. پزشکان دورة باستان چین، در زمینة طب از این نظریه‎ها استفاده کرده که همین موضوع سبب تشکل و تکامل طب سنتی چین در هدایت طبابت بالینی تا زمان حاضر شده است.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">ب- یین و یان (Yin – Yang)<strong> </strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">نظریة یین – یان یک تصور فلسفی در جهت مشاهده و تجزیه جهان مادی در چین باستان بوده است. پایه‎گذاری این نظریه از قرن ۱۶ قبل از میلاد تا سال ۲۲۱ قبل از میلاد بوده است. یین و یان تمام اشکال و خصوصیت‎های موجود در جهان هستی را شامل هستند. در واقع یین و یان دو اصل متضاد را در برمی‎گیرند که این دو اصل در تمام پدیده‎های مزدوج در جهان هستی موجودند. این دو اصل ممکن است پدیده‎های جداگانه با سرشتهای متفاوت بوده  و یا جنبه‎های متفاوت و مخالف درون یک پدیده باشد. مردم چین باستان در سیر زندگی روزمرة خود متوجه این حقیقت شده بودند که پدیده‎های جهان هستی، بصورت مزدوج با یکدیگر در ارتباطند. برای مثال می‎توان روز و شب، حرکت و سکون، جهان بالا و پایین و گرمی و سردی را ذکر کرد. اصطلاحات یین و یان برای بیان این کیفیتهای تزویج و تضاد به ار می‎رود. فرضاَ  آب و آتش نمادهایی از یین و یان هستند. این موضوع بدین معنی است که آب و آتش جنبه‎های اولیة تضاد در یک تناقض هستند. براساس خصوصیات آب و آتش، هر چیزی در جهان اطراف را می‎توان یین یا یان دسته‌بندی کرد. خصوصیات آتش از قبیل حرارت، حرکت، روشنی، حرکت به سمت بالا و اطراف ، هیجان و قدرت تماماً به یان نسبت داده شده و خصوصیات آب از قبیل سردی، سکون، تیرگی، حرکت به سمت پایین و درون، مهار و ضعف به یین نسبت داده می‎شود. برهمین اساس در زمینه طب هم خصوصیات و عملکردهای مختلف بدن بصورت یین و یان دسته‎بندی می‎شوند. برای مثال qiی موظف به ایجاد گرما و تحرک در بدن، یان بوده و qiی موظف به انجام اعمال تغذیه و رطوبت زایی در بدن، یین است.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">سرشت یان و یین یک پدیده مطلق نبوده بلکه نسبی است. این حالت نسبیت به دو طریق بیان می‎شود. از یک طرف تحت شرایط خاصی، یین ممکن است به یان تبدیل شود و عکس آن هم صادق است (طبیعت تبدیل داخلی یین و یان). از طرف دیگر، هر پدیده‎ای می‎تواند به میزان نامحدود به جنبههای یین و یان خود تبدیل شود که این موضوع نشاندهندة ارتباط درونی یین و یان است. برای مثال ، روز یان است و شب یین، که هر یک از آنها را می‎توان بصورت زیر تجزیه کرد: صبح، یان درن یان است، بعدازظهر، یین درون یان است. نیمة اول شب یین درون یین است و نیمه دوم شب، یان درون یین است. افتراق عالم طبیعی به اجزای متضاد را می‎توان به میزان نامحدود انجام داد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">بدین ترتیب مشاهده می‎شود که یین و یان در آن واحد متضاد بوده ولی وابستگی درونی دارند. این دو با یکدیگر رقابت داشته و یکدیگر را کامل می‎کنند و در درون تمام پدیده‎های طبیعی وجود دارند. اصول ارتباط درنی و تبدیل مداوم یین و یان به یکدیگر، در طب سنتی چین برای توجیه فیزیولوژی ، پاتولوژی و راهنمایی تشخیص بالینی و درمان کاربرد دارد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>۱</strong>- شناخت پایه در مورد نظریه یین و یان </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">تضاد یین و یان </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">تضاد یین و یان در توانایی و تقلای آنها بر کنترل و تبدیل به یکدیگر بارز می‎شود. برای مثال، گرمی و حرارت (یان)، ممکن است به سردی گراییده و یا سردی (یین) به گرما تبدیل شود. در حالت طبیعی، در بدن انسان تعادل نسبی فیزیولوژیک بین تضاد دو طرفه یین و یان برقرار است در صورت برهم خوردن این تضاد دو طرفه به هر دلیل و برهم خوردن تعادل بین یین و یان، تعادل نسبی فیزیولوژی بدن نیز برهم خورده و بیماری پدیدار می‎شود.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">وابستگی درونی یین و یان </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">یین و یان، هیچیک وجود مستقل و جدا از دیگری ندارد. هر حرکت به سمت بالایی (یان)، حرت به سمت پایین (یین) خواهد داشت و بدون وجود سرما (یین)، گرما (یان) معنی ندارد. این واقعیت تحت عنوان وابستگی درون یین و یان خوانده می‎شود. یین قرار درونی داشته و محافظ یان است و یان با قرار بیرونی خود، خادم یین است. تعمیم این جمله در فیزیولوژی بدن انسان، یین را مسئول تغذیه و یان را مسئول فعالیت اعضاء میداند. مواد غذایی درون بدن قرار دارند ولی فعالیتهای بدن تظاهر برونی دارند. بدون یان، یین تولید نمی‎شود  و بدون یین، یان وجود نخواهد داشت.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">ارتباط و تأمین و مصرف بین یین و یان</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">فعالیتهای مختلف بدن (یان)، لزوماً نیاز به مصرف مقدار مشخصی مواد غذایی (یین) دارد. این روند مصرف یین، باعث تأمین یان می‎شود. از طرف دیگر، تولید مواد غذایی مختلف (یین ) لزوماً نیازمند صرف انرژی (یان) است و این روند مصرف یان باعث تأمین یین می‎شود. در مورد سایر پدیده‎های جهان هستی نیز همواره چنین ارتباطی بین یین و یان وجود دارد. تحت شرایط طبیعی، ارتباط تأمین و مصرف بین یین و یان، در یک تعادل نسبی باقی می‎ماند. درصورتیکه این ارتباط از حدود ظرایط طبیعی خارج شود، تعادل بین یین و یان به هم خورده و کمبود یا زیادبود این دو باعث بروز بیماری می‎گردد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">تبدیل یین و یان به یکدیگر</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">وجود یین یا یان در یک پدیده، وجود ثابت یا پایداری نیست. تحت شرایط خاص، این دو می‎توانند به یکدیگر تبدیل شوند. اگر ارتباط تأمین و مصرف را یک تغییر کمی در نظر بگیریم ارتباط تبدیلی یین و یان یک ارتباط کیفی است. نهایت یین، باعث تولید یان و نهایت یان، اجباراً باعث تولید یین می‎شود. برای مثال گرمای شدید ناشی از یک بیماری تب‎دار، qiی آنتی‌پاتوژنیک را مصرف و تخریب می‎کند. پس از برجاماندن تب بالا، ممکن است سرما و لرز شدید عارض شود. در صورتیکه درمان فوری، سریعاً انجام گردد، وضعیت پاتولوژیک از بین می‎رود.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">تقسیمات یین و یان </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">همانطور که قبلاً ذکر شد یین و یان دائماً در حال تغییر و تبدیل به یکدیگر هستند و همین موضوع سبب می‎شود که همواره بطور نسبی مقادیر متفاوتی از یین و یان وجود داشته باشد. براساس شرایط مختلف یین و یان را می‎توان به ترتیب به سه جزء تقسیم کرد: یین بزرگتر ، Taiyin (سومین یین) نامیده می‎شود؛ یین کوچکتر ، Shaoyin (دومین یین) نامیده می‎شود؛ یان بزرگتر، Taiyang(سومین یان) نامیده می‎شود؛ یان کوچکتر، Shaoyang (اولین یان) نامیده می‎شود؛ بزرگترین یان، Yaging (دومین یان) و کوچکترین یین Jueyin (اولین یین ) نامیده می‎شود. سه یین و سه یان ذکر شده بسط بیشتر یین و یان هستند که با وحدت یین و یان منافاتی ندارند و ارتباط تأمین ومصرف یین و یان را به وضوح نشان می‎دهد. این تقسیمات، در دسته بندی بیماریها و سندرومهای تبدار به کار می‎روند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">مطالب ذکر شده در مورد یین و یان، اصول پایة و اساسی در مورد این نظریه می‎باشد که اصول کلی آن با شکل یک به خوبی توصیف می‎شود (شکل یین – یان یا Taijitu) در این تصویر، بخش سفید، معرف یان و بخش سیاه معرف یین است. تضاد و وابستگی درونی یین و یان در شکل با خط منحنی نمایش داده شده است که نشاندهنده ارتباط تأمین و مصرف نیز می‎باشد. ناحیه سفید یان ، حاوی یک نقطه سیاه (یین) و ناحیه سیاه حاوی یک نقطه سفید (یان) است که این موضوع نشاندهنده قدرت بالقوه تبدیل یین به یان و یان به یین است. این تصویر نشان می‎دهد که تمام پدیده‎های عالم وجود مستقل نداشته و از درون در حال تبدیل و تغییر و تکامل است.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>۲</strong>- کاربرد نظریه یین و یان در طب سنتی چین </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">نظریه یین و یان تمام جنبه‎های نظریه طب سنتی چین را دربرمی‎گیرد و برای توجیه ساختمان ارگانی، وظایف فیزیولوژیک و تغییرات پاتولوژیک بدن انسان و همینطور راهنمای تشخیص بالینی و درمان کاربرد دارد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">یین – یان و ساختمان ارگانی بدن انسان </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">مجموعه بدن انسان بعنوان یک کل در نظر گرفته می‎شود و تمام ارگانها و بافتهای بدن از لحاظ ارگانی، با یکدیگر در ارتباط بوده که می‎توان آنها را به دو جنبه متضاد یین و یان تفسیم کرد. از نظر آناتومی، بخش بالای بدن، یان و بخش پایین یین است. بخش بیرونی بدن، یان و بخش درونی یین است. براساس طبیعت فعالیتهای اعضای بدن، ارگانیک زانگ، یین و ارگانهای فو، یان هستند. علاوه بر این، درون هر یک از ارگانهای زانگ – فو نیز جنبه‎های یین و یان وجود دارد. سیستم مدیریتی نیز به دو دسته تقسیم می‎شود که عبارتند از مریدینهای یین و مریدینهای یان. بنابراین تضاد یین و یان در تمام ساختمانهای ارگانی بدن وجود دارد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">یین – یان و وظایف فیزیولوژیک بدن انسان </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">براساس نظریه یین – یان، فعالیتهای حیاتی بدن انسان به سبب هماهنگی یین و یان، با وحدت تضادها انجام می‎شود. فعالیتهای مختلف بدن انسان نیاز به تأمین مواد مغذی دارد و همزمان با آن، فعالیتهای بدن برای تولید مواد مغذی در بدن لازم و ضروری‎اند. به عبارت دیگر، بدون عملکرد ارگانهای زانگ – فو، آب و غذا به مواد مغذی بدن تبدیل نخواهد شد. بنابراین یین و یان در بدن انسان بصورت دو طرفه یکدیگر را حمایت و تأمین می‎کنند. یین و یان با همکاری یکدیگر، بدن انسان را از تهاجم عوامل بیماری‌زا حمایت کرده و یک تعادل نسبی را در بدن انسان برقرار می‎سازند در صورتیکه در این همکاری نقصی ایجاد شده و یین و یان از یکدیگر مجزا شوند، فعالیتهای حیاتی بدن پایان می‎پذیرد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">یین &#8211; یان و تغییرات پاتولوژیک بدن انسان </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">نظریه یین – یان برای توصیف و توجیه تغییرات پاتولوژیک بدن انسان کاربرد دارد. طب سنتی چین، وقوع بیماری را ناشی از فقدان تعادل نسبی بین یین و یان و بنابراین افزایش یا کمبود یکی از این دو می‎داند. وقوع و پیشرفت بیماری به قدرت qiی آنتی پاتوژنیک و عوامل بیماری‎زا بستگی دارد. Qiی آنتی‌پاتوژنیک از مایع بین و qiی یان استفاده می‎کند. هر زمان که عوامل بیماری‎زای یان باعث بیماری شوند، این تهاجم می‎تواند منجر به افزایش یان شود که به نوبة خود، باعث مصرف یین و بروز سندروم‎های گرمی (heat syndromes) شود. در صورتیکه عوامل بیماری‎زا از جنس یین باشند، سنگین شدن کفة ترازو به نفع یین، یان را تخریب کرده و سندرومهای سردی Cold syndroms بارز می‎شوند. در صورتیکه کمبود یان قادر به کنترل یین نباشد، سندروم‎های کمبود و سردی ظاهر می‎گردد که در آنها کفة ترازوی یین سنگین‎تر است و در صورتیکه کمبود مایع یین قادر به مهار یان نباشد، سندروم‎های کمبود و گرمی ظاهر می‎گردد که در آنها کفة ترازوی یان سنگین‎تر است.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">علاوه بر این، کمبود هر یک از qiهای یان یا یین ممکن است باعث مصرف دیگری شود که این موضوع تحت عنوان «مصرف دوجانبه یین و یان» شناخته می‎شود. برای مثال، بی اشتهایی مدید، ناشی از ضعف qiی طحال (یان) بوده و منجر به ناکفایتی خون (یین) می‎شود. این موضوع تحت عنوان «کمبود qi و خون به علت ضعف اثر یان بر یین» شناخته می‎شود. مثال دیگر خونریزی است که باعث بروز سندروم‎های کمبود یان با علائمی مثل لرز و سردی اندامها عارض می‎شود. این موضوع نیز تحت عنوان کمبود یین و یان ناشی از کمبود تقویت یان توسط یین شناخته می‎شود. تمام این تغییرات پاتولوژیک را می‎توان غالباً در درمانگاه مشاهده کرد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">یین و یان بعنوان راهنمای تشخیص بالینی و درمان </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">علت ریشه‎ای بروز و پیشرفت بیماری، عدم تعادل بین یین و یان است. یین – یان، اساس افتراق سندروم‎ها توسط هشت اصل زیر است: یین و یان، درونی و برونی (exterior)، سردی و گرمی، کمبود و زیادبود، بیرونی، گرمی و زیادبود، یان بوده و درونی، سردی و کمبود یین می‎باشند. با استفاده از این اصول می‎توان وضعیت‎های بالینی مختلف را ساده کرده و به تشخیص صحیح رسید. روش درمانی در طب سوزنی که همان سوزن زدن به نقاط مناسب است، برای تنظیم تعادل qiی یین و یان می‎باشد. کاربرد بالینی نظریه یین – یان هم برای انتخاب نقاط مهم بوده و هم اصول درمان را تعیین می‎کند. برای مثال، انتخاب چند نقطه از مریدینهایی که بصورت داخلی و خارجی با یکدیگر در ارتباطند، و  همینطور استفاده توأم از نقاط Yuan-Primary و Luo-Connecting در طبابت بالینی، کاربرد وسیعی دارد. در هر دوی این روشها نقاطی از مریدینهای یین و یان انتخاب شده است. علاوه بر این نقاط Back – Shu و نقاط Front – Mu غالباً برای درمان بیماری ارگانهای زانگ – فو انتخاب می‎شوند، که نقاط اول مخصوص ارگانهای زانگ و نقاط دوم مربوط به ارگانهای فو است.  به همین ترتیب، استفاده توأم از نقاط Back-Shu و Front-Mu برای تنظیم زیادبود یا کمبود یین و یان به کار می‎رود (نقاط اول مربوط به بیماریهای یان و نقاط دوم مخصوص بیماریهای یین می‎باشند). برای بیمارهای یین سوزن را عمیقاً فرو برده و مدتی نگه می‎داریم ولی برای بیماریهای یان، عمق ورود سوزن کم بوده و نیاز به نگه داشتن ندارد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">بدین ترتیب مشاهده می‎شود که در طب سوزنی، مریدین‎ها، نقاط و تکنیکهای سوزن زدن، ارتباط نزدیکی با نظریه یین و یان داشته و بر نقش حیاتی یین و یان در عمل و نظر هر دو تأکید می‎کنند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">ج &#8211; پنج عنصر </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">در تاریخ فلسفة چین، پنج عنصر به پنج مادة اصلی موجود در طبیعت اطلاق می‎شود که عبارتند از : چوب، آتش، خاک، فلز و آب. نظریة پنج عنصر، سرش تمام پدیده‎های موجود در جهان هستی را مرتبط با سرشت چوب، آتش، فلز، خاک یا آب می‎داند و این عناصر را در یک وضعیت دائمی حرکت و تغییر فرض می‎کند. این نظریه در زمان سلسله یین و Zhou (قرن شانزدهم تا ۲۲۱ قبل از میلاد) عنوان شده است و جرقة ذهنی آن ناشی از ساده نگرشی مردم باستانی چین در زندگی و مشاهدة پدیده‎های جهان هستی بوده است. مردم چین باستان با نگاه به تظاهر سادة طبیعت درسهای بزرگ می‎گرفتند. در کتاب دائو دِ جینگ که مربوط به صدها سال قبل از میلاد مسیح می‎باشد در قالب سرودی آب و طبیعت و خصلت آب را اینگونه توضیح می‎دهد:</span></p>
<p dir="rtl" align="center"><span style="color: #0000ff;">«در جهان رامترین آبست»</span></p>
<p dir="rtl" align="center"><span style="color: #0000ff;">«اما سپهداری است سرکش»</span></p>
<p dir="rtl" align="center"><span style="color: #0000ff;">«بر سخت چیره آید و بر سرکش رام»</span></p>
<p dir="rtl" align="center"><span style="color: #0000ff;">«کیست کین نداند »</span></p>
<p dir="rtl" align="center"><span style="color: #0000ff;">«کیست این به کار نبندد»</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">و در قالب چنین تصوری از طبیعت بود که چینی‎ها بعد از دریافت این مطلب ساده که طبیعت از پنج عنصر آب، چوب، فلز، خاک و آتش تشکیل یافته است، تئوری گسترده و جالب پنج عنصر را تبیین کردند. پنج عنصر علیرغم سرشت‎های متفاوت و مستقل از یکدیگر، به یکدیگر وابسته بوده و انفکاک ناپذیرند. تصور اولیة پنج عنصر بعداً بصورت کاملتر و پیچیده‎تری درآمده و همراه با نظریه یین – یان، بعنوان یک روش دست‌مایة فرضی برای فهم و تجزیه تمام پدیده‎ها درآمده ووارد تفکر تمام فرقه‎های آکادمیک آن زمان شد. به همین ترتیب، این نظریه در طب سنتی چین هم رسوخ کرده و در توصیف سرشت ارگانهای زانگ – فو ، ارتباط بین آنها و ارتباط بین انسان و پدیده‎های طبیعی، به کار رفت. طبق این تئوری هر یک از این پنج عنصر    سرشت، طبیعت و خصلت مخصوص به خود دارد که باید به آنها توجه شود. مثلاً فلز تنها به عنوان یک شیء دیده نمی‎شود بلکه طبع و خصلت آن در برندگی، سختی، سنگینی و زاده شدن از خاک و غیره نیز باید مورد توجه قرار گیرد. اشیاء و موجودات از ترکیب این عناصر بوجود آمده‎اند و بسته به این که کدام یک از  عناصر تشکیل دهندة برتری داشته باشد خصوصیات و رفتار آن را بروز می‎دهد.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">انسان نیز به عنوان جزئی از طبیعت مشمول این تئوری می‎شود و ارگانها و اندامهای بدن انسان هر یک نشاندهندة یکی از عناصر و طبایع پنجگانة فوق است. این پنج عنصر بصورت چرخه‎ای در ارتباط با یکدیگر قرار گرفته و بر هم اثر می‎گذارند و در حقیقت دارای حرکت می‎باشند. این حرکت و تأثیرگذاری به چهار فرم دیده می‎شود که دو فرم آن تأثیرگذاری طبیعی (فیزیولوژیک) و دو فرم آن تأثیرگذاری مرضی (پاتولوژیک) می‎باشد که در جای خود مورد بحث قرار خواهد گرفت.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>۱</strong>- دسته بندی پدیده ها براساس پنج عنصر </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">مردم چین متوجه شده بودند عناصر چوب، آتش، خاک، فلز و آب که برای زندگی روزمرة آنها لازم و ضروری هستند ، سرشتهای متفاوت دارند. برای مثال خاصیت چوب، رشد و باروری است. خاصیت آتش تولید حرارت و شعله است، خاصیت خاک اهداء زندگی به همه چیز است. خاصیت فلز، نزول (descend) و صافی است و خاصیت آب، سرد بودن و جریان رو به پایین است. پزشکان آن زمان، نظریة پنج عنصر را در زمینة فیزیولوژی و پاتولوژی بافتها و ارگانهای زانگ – فو در بدن انسان، گسترش داده و تمام پدیده‎های موجود در جهان طبیعت را به نوعی مرتبط با زندگی انسان دانستند و با استفاده از علم قیاس، تمام آنها را براساس شباهت طبیعت،عملکرد و شکلشان به پنج عنصر ، تقسیم بندی کردند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;"><strong>۲- قانون حرکت پنج عنصر </strong></span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">قانون حرکت پنج عنصر به پنج طریق زیر نمایان می شود: تقویت فیمابین (interpromoting) کنترل کنندگی (interacting)، بیش تأثیری (overacting)، تأثیر معکوس (counteracting)،و تداخل متقابل بین مادر و پسر .</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">رابطة اول رابطة تقویت و زایندگی است. یعنی هر عنصر طبق چرخة نشان داده شده در شکل ۳-۲ عنصر بعدی خود را تقویت می‎کند. تقویت، اشاره بر تحریک رشد دارد. آب چوب را، و چوب آتش را تقویت می‎کند و آتش از طریق ایجاد خاکستر خاک را و خاک فلز را و فلز با ذوب شدن آب را تقویت می‎کند. این تقویت فیمابین، بعنوان ارتباط مادر و پسر شناخته شده است به ترتیبی که هر عنصر ، «پسر» عنصری است که آن را تقویت کرده است و «مادر» ، عنصر تقویت کننده است. رابطة بعدی رابطة کنترل کنندگی است یعنی هر عنصر یک در میان عنصر دیگر را کنترل طبیعی می کند. تأثیرگذاری (acting)، به معنی تحت کنترل درآوردن یا محدود کردن است، در رابطة کنترل کنندگی عناصر، چوب بصورت گیاه و درخت از طریق گرفتن انرژی از خاک، خاک را، خاک آب را، آب آتش را و آتش فلز را و فلز در قالب یک ابزار ، چوب را کنترل می‎کند. در اینجا هر یک از ۵ عنصر، قادر به کنترل عنصر دیگر و تحت کنترل قرار گرفتن عنصری دیگر می‎باشند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">براساس تئوری پنج عنصر، کلیه طبیعت آب، کبد طبیعت چوب، قلب طبیعت آتش، طحال طبیعت خاک و ریه طبیعت فلز دارد. بنابراین ارگانهای ذکر شده نیز طبق چخة نشان داده شده بر یکدیگر اثر تقویت و کنترل کنندگی دارند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">تقویت و کنترل ، دو خاصیت جدا نشدنی و ضروری در بین پنج عنصر هستند که بدون وجود آنها رشد و تکاملی وجود نخواهد داشت و رشدها کنترل نخواهد شد. هر زمان که یکی از پنج عنصر دچار نقصان یا فزونی شود، تقویت و تأثیر فیمابین دچار اختلال و ناهنجاری خواهد شد، که تحت عناوین بیش‌تأثیری و کم‌تأثیری شناخته می‎شوند. تأثیر متقابل بین عنصر مادر و عنصر پسر عبارتست از تأثیر تقویت کنندگی غیرطبیعی از طرف مادر بر پسر و یا از طرف پسر بر مادر اعمال می‎شود. مثلاً در حالت طبیعی، آب اثر تقویت‎کنندگی بر چوب دارد و چوب توسط آب تقویت می‎شود، ولی در صورت بروز تأثیر متقابل، هم آب بر چوب تأثیر مضر دارد و هم چوب بر آب تأثیر مضر خواهد داشت.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">برای درک بهتر روابط بیش‌تأثیری (overacting) و رابطة تأثیر معکوس (counteracting) ذکر چند مثال ضروری به نظر می‎رسد . فرض کنیم بناب به دلایلی نیروی حیاتی قلب کاهش یابد. یعنی کبد بنا به دلایلی نتواند تأثثر تقویت کنندگی را روی قلب اعمال کند. در این تأثیر کنترل‎کنندگی کلیه روی قلب تعادل خود را از دست می‎دهد و چون نیروی حیاتی قلب ضعیف شده است، نیروی حیاتی کلیه یک تقویت‌شدگی کاذب و غیرطبیعی پیدا می‎کند. این رابطه (بیش تأثیری) یک رابطة پاتولوژیک است. همچنین اگر به دلایلی نیروی حیاتی ارگانی افزایش یابد، ارگان تعدیل کنندة این ارگان بطور کاذب  و غیرطبیعی تضعیف می‎گردد. مثلاً اگر انرژی حیاتی قلب به دلیلی افزایش یابد و کنترل نشود، انرژی حیاتی ارگان تعدیل کنندة قلب یعنی کلیه به طور بیمارگونه‎ای تضعیف می‎شود (تأثیرمعکوس ).</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">برای درک بهتر چهار تأثیر بحث شده بهتر است به مثال زیر توجه فرمائید:</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">همانطور که ذکر شد کلیه، کبد و کبد قلب را کنترل می‌کند (رابطة تقویت کنندگی). اگر بنا به دلایلی نیروی کبد افزایش یا کاهش یابد، ریه آن را تعدیل می‎کند (رابطة کنترل کنندگی). حال اگر نیروی کبد کاهش پیدا کند و از طریق رابطة کنترل کنندگی تعادل بوجود نیاید، نیروی حیاتی ریه بطور فرضی افزایش می‎یابد (رابطة بیش تأثیری). چنانچه نیروی کبد به طور مرضی افزایش پیدا کند، از نیروی طحال کاسته شده و ریه تضعیف می‎شود (رابطة تأثیر معکوس).</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">می‎بینیم که ارگانها از طریق تئوری پنج عنصر یک درهم آمیختگی عجیب دارند و کوچکترین مشکل در یک ارگان، بر سایر ارگانها تأثیر می‎گذارد. با توجه به شکل ۳-۲ می‎توانیم ارتباط ارگانها را با یکدیگر به خوبی درک کنیم.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">ارتباط یک عنصر با ارگان مربوط به آن را نیز می‎توان با یک مثال مشخص کرد:</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">طبق تئوری پنج عنصر، قلب طبیعت و خصلتی شبیه به آتش دارد. رنگ مربوط به آن سرخ، فصل مربوط به آن تابستان، ارگان حسی آن زبان، احساس مربوط به آن لذت است. قلب قدرت کنترل عروق را نیز در دست دارد. شخصی که احساس لذت و نشاط می‎کند از قلب سالمی برخوردار بوده و تظاهر قلب را می‎توان در زبان ببینیم (در بیماریهای قلب نوک زبان رنگ طبیعی خود را از د ست می‎دهد). اگر قلب خوب کار نکند رگهای بدن دچار اشکال می‎شوند.</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">با استفاده از تئوری پنج عنصر می‎توان تمهیدات درمانی مناسب را نیز انتخاب کرد. مثلاً اگر قلب دچار بیماری شده و انرژی آن از تعادل خارج شده باشد، باید براساس تأثیرات بیش تأثیری و تأثیر معکوس، علت واقعه را علاوه بر قلب در سایر ارگانها نیز جستجو کرده و  نسبت به رفع آن اقدام کرد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><br />
</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bineshmavara.com/acupuncture/262.htm/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

