نسخه قابل چاپ
تو سعه علم احکام نجوم
یکی از مهمترین دلائلی که اینک آسترولوژی ، در غرب علی الخصوص در بین مردم ، از محبوبیت بیشتری برخوردار شده ، انطباق مسائل مختلف آن با علم و در نتیجه صحت پیشگوئی هایی است که انجام می گیرد . به ویژه که بعد از سال ۱۹۶۲ و با توجه به محاسبات قبلی منجمین در مورد ترقی های روز افزون تکنولوژی و غیره این دانش طرفداران بیشتری پیدا کرد .
طلایه داران آسترولوژرهائی که امروزه در روزنامه ها و مجلات و نشریان گوناگون قلم می زنند ، همانا مردان بزرگی از قرن هفدهم چون ویلیام لیلی ، جان گادیوری ، جورج وارتان و جان پارتریج هستند . ویلیام لیلی به خاطر پیش بینی دقیق آتش سوزی لندن چنان مشهور شد که به خاطر اطلاع و دست داشتن در این فاجعه مورد اتهام و سوء ظن قرار گرفت ولی به هر حال در دادگاه عالی لندن به خاطر اثبات این موضوع که اطلاعات قبلی او چیزی جز محاسبات نجومی نبوده تبرئه شد .
توسعه انتشارات ادبی ، فنی و اوضاع نامناسب سیاسی در ممالک مختلف زمینه مساعدی را برای منجمین و ارائه پیش بینی هایشان فراهم آوردند . توسعه و رشد نشریات و کتب مخصوص به این علم در انگلستان نسبت به دیگر کشورهای اروپائی بیشتر بود و علم آسترولوژی به این علم در انگلستان نسبت به دیگر کشورهای اروپایی بیشتر بود ، و علم آسترولوژی از اعتبار بیشتری برخوردار بوده است . تعداد کتب و تقویم های نجومی که در قرن شانزدهم در انگلستان منتشر شدند همگی راهگشا و مراجع بهره برداری برای دیگر کشورهای اروپائی گردیدند .
شرکت های انتشاراتی در انگلستان ، انجمن های خاصی برای اعضاء و همچنین شعبات متعددی برای نشر و پخش و تقویم های نجومی تأسیس نموده و مسئولیت های گوناگونی را در این زمینه عهده دار گشتند ، از جمله کتابهای مرلینوس لیسبراتوس از جان پارتریج ، اسپکولیوم آنی از هنری سیزن و وکس استلاریوم از فرانسیس مور و از میان همه اینها نشریات مور موفق تر بوده و هنوز هم تحت نام آلمونک قدیمی مور انتشار می یابد .
این پیش بینی ها و تقویم های نجومی علاقه مردم و در نتیجه علم احکام نجوم را در طی قرون هفدهم و خصوصاً هجدهم زنده نگاه داشت تا اینکه در اوائل قرن نوزدهم آسترولوژی تجدید حیات نوینی یافت . در سال ۱۸۰۳ نشریه مور تیراژی در حدود ۳۹۳۷۵۰ داشت . در دهه ۱۸۲۰ با ظهور روبرت کروس اسمیت که در سال ۱۸۲۴ سر دبیری مجله « منجم دوره گرد » را به عهده داشت اتفاق بسیار مهمی در تاریخ آسترولوژی به وقوع پیوست . از این مجله فقط چند شماره انتشار یافت و تنها مجله ای بود که تا آن زمان و برای اولین بار به طور هفتگی چاپ می شد و پیشگوئی های نجومی را در مورد مسائلی مثل عشق ، تجارت ، مسافرت ، و غیره منتشر می ساخت .
زمانی که مجله منجم دوره گرد تعطیل شد آقای اسمیت به سردبیری مجله دیگری بنام پیام آور پیشگو منصوب شد و در این مجله تحت نام مستعار رافائل مقاله می نوشت . در این نشریه او برای هر روز سال پیشگویی می کرد یعنی کاری که تا به آن موقع انجام نداده بود . بعد ا مرگ او در سال ۱۸۳۲ مجله همچنان توسط یکی دیگر از جانشین های او و به همان نام رافائل منتشر شد و اکنون نیز بعد از حدود دو قرن همچنان تحت نام تقویم نجومی رافائل پیام آور پیشگو و پیش بینی هوا منتشر می شود .
در همان زمانی که رافائل اول فوت نمود سردبیر نجومی دیگری پا بر روی صحنه گذاشت . او آر.ج موریسان بود که تحت نام « زادکیل » مقاله می نوشت . او نسبت به آقای اسمیت از تحصیلات و معلومات بالاتری برخوردار بود و به همین دلیل سعی فراوانی در جهت تطبیق مسائل احکام نجوم و علم از خود نشان داد .
موضوع مورد علاقه او پیش بینی اوضاع هوا بود . او در سال ۱۸۴۴ « انجمن انگلیسی توسعه نجومی و دیگر علوم » را بنیان گذاشت ، البته عمر انجمن کوتاه بود ولی نمونه ای شد از انجمن های پیشرفته و پابرجایی که در قرن بیستم تأسیس گردیدند .
نشریه موریسان که بنام تقویم نجومی زادکیل بود به زودی با استقبال شایانی مواجه گردید ، و حتی تا سال ها بعد از وفاتش منتشر می شد .
در اواخر قرن نوزدهم در کار احکام نجوم وقفه افتاد تا بعد از چندی ناگهان یک تمایل و رغبت خاصی که ویژه انگلیسی هاست در مورد علم احکام نجوم سراسر قاره اروپا را فرا گرفت و به طور کلی بحث روز شد .
اما تا سال ۱۹۳۰ احکام نجوم به وسیله نشریات ملی به چاپ نمی رسیدند اما در ماه اوت سال ۱۹۳۰ اولین نشریه رسمی و ملی که از یک آسترولوژر دعوت به همکاری کرد روزنامه معروف ساندی اکسپرس به چاپ می رساند . دیری نپائید که او به خاطر پیشگوئی های صحیح و دقیقش معروف خاص و عام گردید . آقای ج.آر.گوردن سردبیر وقت روزنامه بر یکی از کتابهای « نایلور » مقدمه ای نوشت و چنین شرح داد : اولین بار در همان ساعات اولیه روز یکشنبه معروف بود که آر یکصدویک (۱۰۱) به زمین سقوط کرد و ضمن به بار آوردن خرابی های فراوان تمام کارکنان آن نیز کشته شدند . من شبانه خود را به اداره روزنامه رساندم و یکی از روزنامه هایی را که در حال چاپ شدن بود همانطور که با مرکب خیس برداشته و به ستون مربوط به آقای نایلور نگاه کردم و با کمال تعجب دیدم که او تحت عنوان مقاله ای بنام « یک تقدیر عجیب » قبلاً از فاجعه ۱۰۱ خبر داده بود .
آقای گوردن ادامه می دهد که دومین بار در یک بعدازظهر روز شنبه ای بود که من در دفتر کار خود با لردکاسل رس مشغول صحبت بودم و ناگهان آقای ناپلور سرزده وارد اطاق من شد و سئوال کرد که آیا می تواند مطلبی را بر مقاله خود اضافه کند ، من در جواب او گفتم به دلیل اینکه همه کارهای حروف چینی تمام شده و روزنامه زیر چاپ است این کار عملی نیست ، آقای نایلور سرش را تکان داد و گفت متأسفم ولی به زودی زلزله ای به وقوع خواهد پیوست و سپس دفتر مرا ترک کرد .
دوازده ساعت بعد تلفن اتاقمزنگ زد و شخصی از اداره مرکزی روزنامه به طور واضح و دقیق شرح زمین لرزه ای را که یک ساعت قبل نیمی از انگلستان را تکان داده و خسارات زیادی را بار آورده بود به من گزارش داد .
در کشورهای اروپایی و آمریکایی علاوه بر توسعه روز افزون پاورقی های روزنامه ها در مورد احکام نجوم افراد زیادی هم هستند که برای مشاوره های خصوصی خود به آسترولوژرها مراجعه می کنند و این ازدیاد علی الخصوص در آمریکا چشمگیر است . طبق یک آمار برآورد شده در حال حاضر در ایالات متحده آمریکا حدود دوازده هزار منجم متخصص تمام وقت و پنجاه هزار منجم نیمه وقت وجود دارند . بسیاری از شرکت ها و کمپانی های بزرگ برای بررسی روحیه و حالات پرسنل خود و یا بعضی از مشاغل تجاری از کامپیوتر استفاده می کنند . یک شرکت آمریکایی کامپیوتری ساخته که در عرض دو دقیقه یک زایجه را با ۱۰۰۰۰ ( ده هزار ) کلمه جمله سازی کرده و جواب می دهد استفاده کامپیوتری احکام نجوم به سرعت سراسر اروپا را اشغال کرده است . حتی تبلیغ کنندگان مصنوعات نیز از عوامل بالقوه احکام نجون غافل نمانده اند و اجناسی همچون عطرها ، کفش ها و حتی خوراکی هائی را در رابطه با سمبل های منطقه البروج به بازار عرضه کرده اند .
البته با تمام این وجود لعنت و تکفیر و خوار و خفیف شمردن آسترولوژی و مشتاقان آن نیز به نوبه خود شبوع دارد و عده بسیاری از این افراد مایلند که واژه یا معنای دیگری را جانشین علم احکام نجوم کنند . ولی در آلمان مدتها قبل توانستند کلمه « بیولوژی کیهانی » را جانشین اسم سنتی و به نظر خرافی احکام نجوم بنمایند . جدی ترین اتحاد علم احکام نجوم در محافلی همچون انجمن آسترولوژی و لژآسترولوژی جامعه عرفانی به منطقه ظهور رسیده است . اعضاء این محافل از طبقات مختلف مدرم با مشاغل گوناگونی همچون ، پزشکی ، مهندسی ، وکالت و غیره هستند و از هر سن و سالی هم می توان در آنجا دید . مدارس عالی آموزشی احکام نجوم در اروپا و آمریکا به دانشجویان فارغ التحصیل خود مدارکی در سطح گواهی نامه ، لیسانس حتی دکتری اعطاء می کنند که برای دو مرحله آخر البته نیاز به مطالعات علمی فراوان و صرف وقت چندین ساله است .
بسیاری از مفسرین احکام نجوم معتقدند که این علم در حوزه شناسی ، جرم شناسی ، تشخیص امراض طبی ، راهنمایی مشاغل و دیگر علوم وابسته کاربرد بالقوه و شگرفی دارد و این مفسرین در اثبات ادعای خود همیشه متکی به تجارب دکتر کارل گوستاویونگ بوده و او را مرشد خود می دانند .
یونگ معتقد بود که تمام شیوه های پیشگویی بر مبنای همگامی یا همزمانی است او اینگونه اتفاقات را به عنوان ربط یک واقعه به دیگری بدون امری مهم تلقی می کرد و تعبیر رؤیا و ادراک مافوق حسی یا ESP و امثالهم را نیز از همین مقوله می شمرد .
دکتر یونگ برای اثبات مدعای خود دنبال راه های بسیاری رفت تا به آسترولوژی برخوردار نمود . او به این نتیجه رسید که ازدواج دو نفر با توجه به زایچه آنها منوط است به مقارنه بودن آفتاب یکی به ماه دیگری و یا بالعکس و یا مقارنه ماه هر دو زوج . یونگ با کمک یک متخصص آمار و با رسم و مطالعه زایجه های چهارصد زن و شوهر نتایج فوق را حاصل کرد و اعلام داشت این مقارنه حکمی واقعی است که بر اساس شانس و تصادف نمی تواند باشد و در شاخص آماری خود دریافت که در مورد نظرات کواکب برای ازدواج گرچه بعضی دیگر از حالت های مقارنه نیز دخالت دارند ولی به طور کلی مقارنه ماه و خورشید در رأس جدول قرار می گیرد و با این باور اعلام داشت علم احکام نجوم اتفاقی و غیرمهم نیست چون در غیر این صورت من « یونگ » نمی توانستم چنین شاخاص آماری دقیقی به دست آورم اما می توان آنها را بر قاعده همزمانی یا نوعی « تطابق معنی دار » تشریح کرد .
نتیجه مطالعه او در مورد همزمانی در مقاله ای تحت نام « یک اساس ارتباطی بی دلیل » چنین انتشار یافت : غرب برای متروک ساختن این فرضیه کهنه ی « همزمانی » دست به هر عملی می زنند ولی موفق نشده ، البته انواع تفال و غیبگوئی به نظر رو به خاموشی می روند اما آسترولوژی که در عصر ما به رتبه والایی رسیده به حیات خود ادامه خواهد داد و نفوذ علمی عصر جدید نیز قادر به خاموش کردن قدرت اغوا کننده اساس همزمانی نخواهد بود . چون برای آخرین ملجاً ، این علم دیگر یک سئوال خرافی در مقابل حقیقت نیست و علت مخفی بودن و عقب افتادگی آن فقط به خاطر این است که جنبه های فیزیکی آن در مقایسه با اثرات روانی آن کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است .
طرفداری و تحقیقات دکتر یونگ در مورد آسترولوژی ، کیمیاگری و دیگر علوم قدیمی به او کمک کرد تا در روانشناسی سرآمد و طلایه داری شود که تا قبل از او هیچ کس جرأت آن را نداشت . امروز بسیاری از روانشناسان ، مدیران ، مددیاران زندانیان و دیگر افرادی که به نحوی با رفتارهای شخصی دیگران سروکار دارند آسترولوژی را به عنوان یک علم مؤثر و کارآمد برای شناخت افراد و محیط اطراف خود انتخاب می کنند .
این پیشرفت و توسعه علم احکام نجوم نتیجه راه جالبی بوده که این دانش در طی قرون متمادی پیموده است . علمی که در آغاز فقط در انحصار کاهنان و موبدان و خوابگزاران بوده و سپس به صورت حرفه ای درآمد که مورد استهزاء و تمسخر افراد تحصیل کرده شد ولی اکنون از درون خود و طرفدارانش در حال فوران کردن می باشد و مورد توجه دقیق افراد هوشمند و دانش پژوه قرار گرفته است .
در سال ۱۹۷۵ ، یکصد و هشتاد و شش دانشمند که هجده نفر آنها از برندگان جایزه نوبل بودند ، سرانجام تصمیم خود را بر علیه « احکام نجوم » « آسترولوژی » گرفته و با امضاء یک اعلامیه همه آن چیزهایی را که به عنوان « کهنه پرستی » می نامیدند ، از جمله احکام نجوم و افکار غیرمنطقی و خرافی را در این رابطه محکوم کردند . اولین مقاله جنجالی و مخالفت آمیز آنها در نشریه پاییزی مجله هیومنیست انتشار یافت . دکتر جوگوداویج ستاره شناس و منجم آمریکایی می گوید ، نمی دانم که آیا شخص سردبیر مجله آقای پاول کورتز نیز در این ماجرا شرکت داشته است یا خیر ، ولی حمله ی جدل آمیز و پر سروصدایی بود . این دانشمندان که اعلامیه را امضاء کردند به احکام نجوم هر آنچه که به بود و نبود از قبیل ، مزخرف ، گنداب ، و بسیاری از واژه های ناروای دیگر منسوب گردند .
جالب اینجاست که این این آقایان محترم که مانیفست شد احکامی را امضاء کردند هیچ کدامشان هرگز مراتب احکام نجوم و بطن علمی آن را مطالعه نکرده اند و بلکه هیچ وقت هم علاقه ای به این کار نداشته اند . فقط بدون مطالعه واقعی چون دانشمند بودند !! می دانستند که آسترولوژی یک اصل مردود است . اعضاء کمیته ی پروفسور کورتز هم که مأمور تحقیقات علمی در مورد اظهارات غیر معمولی و غیر علمی هستند هرگز و هرگز در این مورد بخصوص پژوهشی نکرده اند .
گوداویج که خود از متخصصین برجسته احکام نجوم است می گوید : من در تجربه شخصی خودم به خاطر آزادی عمل که در « مناسبات علمی » به آن پایبند می باشم برای هر کس و برای اکثر این آقایان دانشمند از طریق آسترولوژی چیزهائی را فقط یک مرتبه و برای همیشه ثابت نمودم که بدون پژوهش و تتبع دیگر سخن نگویند ، از جمله مواردی که از زایجه نجومی آنها استخراج کردم ، خصائص شخصیتی و مهمترین اتفاقات زندگی شان بدن هایشان ، زمان و مکان ازدواج ، اعمال جراحی ، جای زخم یا سوختگی بر روی بدن هایشان ، زمان و مکان ازدواج ، تولد بچه هایشان ، طلاق ، مسافرتهای طولانی ، مشاغل ، ترفیعات ، تغییر خانه و چیزهای مشابه دیگر ، بود و به نظرم رسید که اینهایی را که برشمردم کافی می باشند ولی متأسفانه بعد از چند سال پژوهش مشتاقانه به علت بی توجهی مردم چنین یافتم که به هیچ جا نخواهم رسید . ولی خوشبختانه روزی بدون هیچ انتظار قبلی نامه ای از نیویورک هرالد تریبون دریافت کردم که برای یک پژوهش سه ساله در فیلادلفیا در مورد اینکه آیا شرایط جوی چیزهایی دارد که بر روی سلامت فکری و جسمی مردم تأثیر بگذارد ، دعوت به همکاری شدم .
با این تیم تحقیقاتی که به سرپرستی انستیتوی پزشکی ـ هوائی آمریکا یا (AIMC) بود ، مراکز بسیاری از منطقه فیلادلفیا مجبور به همکاری بودند که از جمله : اداره پلیس آتش نشانی ، بعضی کارخانه های بزرگ ، دانشگاه پنسیلوانیا و چند بیمارستان بزرگ را می توان نام برد ، شگفت انگیز اینجاست که سرانجام تیم تحقیقاتی (AIMC) کشف کرد که هوا و تغییرات دائمی یون های جو « اتمسفر » به راه های مختلف و عجیبی بر روی انسان تأثیر می گذارد . دکتر گوداویج می گوید که در طول مصاحبه ها و پژوهش هایش ارتباط خاصی را بین رفتار انسان ها و اهله ماه در می یابد که مجبور می شود در مورد « دوقلوهای همزمانی » بیشتر تحقق کند .
دوقلوهای همزمانی به افرادی گفته می شود که در یک روز و یک ساعت معین در دو نقطه جداگانه از کره ارض متولد می شوند که چنانچه زوایای کواکب برای عرض جغرافیایی این متولدین ( طول جغرافیایی زیاد مهم نیست ) همسان باشد قاعدتاً سرنوشت های خلی متشابهی دارند .
یکی از اعضاء گروه تحقیقاتی در عرض این سه سال آقای فورست پی اسپیچر رئیس کارشناسان محقق در کارخانه فیلکو بود که ضمن آشنایی و علاقه مند شدن به آقای گودائویج یک ژنراتور مولد یون منفی نیز ساخته بود . با جلب موافق دکتر ایگو.اچ.کورنیلو در بیمارستان فرانکفورت ( که سپس این دکتر رئیس تیم AIMC شد ) با وارد کردن یون منفی به مدت طولانی به چادر اکسیژن افرادی که از سوختگی بیش از نود درصد رنج می بردند این نتیجه حاصل شد که مشقت جانگاه آنان تا حد بسیار زیادی کاهش یافته و از درد و الم آسوده می گردند .
در جریان این آزمایش در بیمارستان فرانکفورت مشاهده شد که این بیماران و حتی بسیاری از بیماران سرطانی که مبتلا به دردهای شدید بودند بعد از نیم ساعت تنفس از یون های منفی وارد شده به چادر اکسیژنشان قادر می شوند برای مدت زیادی بدون استفاده از مسکن های قوی به آرامی خوابیده و یا استراحت کنند . ناگفته نماند که ابتکارات آقای فورست اسپیچر به پیشنهادات گوداویج صورت می گرفت و چون او هم به احکام نجوم علاقه مند بود در طول دوره با آقای گودآویج به پژوهش های نجومی و بازتاب آنها بر روی مردم می پرداخت و سرانجام آقای دکتر کورنیلو از آقای گوداویج درخواست کرد به طور رسمی عضو AIMC شود .
چون آقای گوداویج ضمن کارهای پژوهشی خودش در مورد اتمسفر ، درباره دوقلوهای همزمانی نیز تحقیق می کرد سعی می نمود که با جمع آوری ساعت و تاریخ تولد بچه ها به نتیجه مطلوب خود برسد . ولی مهمترین چیزی را که آقای دکتر گوداویج در مورد دوقلوهای همزمانی صادق می داند این است که تولد آنها اگر در مقارنه پنج کوکب ، مریخ ، و زهره و عطارد و مشتری و زحل همراه با کسوف و یا خسوف نیرین در همان برج قران باشد ، شباهت سرنوشت ها صددرصد خواهد بود و به همین خاطر سعی نموده است که « ساعت و روز » تولد بچه هایی را که در چهارم و یا پنجم فوریه ۱۹۶۲ که قران این کواکب همراه با کسوف کامل در برج دلو بوده است گردآوری کرده و محاسبات خویش را انجام دهد ، بعضی از روزنامه ها و مجلات پرتیراژ شمار بسیاری از این زایجه ها و تشریحات نجومی ایشان را در مورد دوقلوهای همزمانی چاپ کرده اند که بد نیست به تعدادی از آنها اشاره کنیم .
مجله نیویورک تایمز هیجدهم مارس ۱۹۷۳ : دو مرد که هر دوی ایشان به اسامی جیمز ادوارد تایلور می باشند و یکی بازرس منطقه بهزیستی و دیگری کارمند اداره پست است هم برای خودشان و هم برای سازمان بیمه های اجتماعی موجب دردسر شده اند ، این دو مرد نه تنها دارای یکسان بوده بلکه هر دو عیناً متولد بیست و سوم جولای ۱۹۱۹ در ایالت ویرجینیا می باشند ، اما مهمترین اشکالی که فعلاً سازمان بیمه های اجتماعی با آن روبروست این است که شماره پرسنلی خدماتی این افراد مانند یکدیگر است .
این دو نفر آقایان تایلور که هر دو به فاصله یکصد و پنجاه و چهار مایلی دور از یکدیگر متولد شده اند تا سال ۱۹۶۰ از وجود « قلوی » خود هرگز مطلع نبوده اند . تا آنکه برای اداره رانندگی اشکالی پیش آمد و متوجه شد که برای دو نفر دو گواهی نامه رانندگی با یک شماره سریال صادر کرده است .
جالب و خواندنی :
عجیب ترین تقارن تاریخی : کینگ آمبرتو اول (۱۹۰۰-۱۸۴۴) پادشاه ایتالیا همزادی داشت به نام آمبرتوسان تی تی که از هر نظر به یکدیگر شباهت داشتند . آنها در یک روز در تورینو متولد شدند ، در همان روزی که کینگ آمبرتو به پادشاهی رسید آمبرتوسان تی نی به رستوران داری رسید . اسم همسران هر دوی آنها مارگریتا بود و هر کدام یک پسر بنام ویتوریو داشتند ، هر دو در یک روز در شهر مونزا به ضرب گلوله کشته شدند ، شاه ترور شد ولی آمبرتو رستوران دار بر اثر اشتباه تیراندازی کردن شخص دیگری از پا درآمد .
نشریه نیویورک ورلد تلگرام ۲۵ مارس ۱۹۶۴ : دو دوست که متولد یک روز بودند هر دو در یک روز در یک تصادف کشته شدند . هر دو آنها متولد نوزدهم جولای ۱۹۴۴ بودند ، یکی به اسم فرد از ایالت نبراسکا و دیگری به نام بارت از ایالت اوکلند . فرد در بچگی به اوکلند رفت و هر دو کودک با هم در یک دبستان و دبیرستان و دانشکده تحصیل کردند . مهمترین چیزی که برای آنها مطرح بود دوستی و روابط آشنایی شان بود . روز دوشنبه شب این دو دوست همزاد با هم قرار داشتند و به مقصد مرکز شهر حرکت کردند ، در میان راه اتومبیل از کنترل خارج شده و پس از برخورد با موانع جدول وسط بزرگراه به دور خود چرخید و به شدت با یک کامیون تصادف نمود ، هر دو جوان از داخل اتومبیل به بیرون پرت شده و هر دو کشته شدند .
گوداویج می گوید بعضی اوقات در مورد دوقلوهای همزمانی « قران » شوم و بدیمن است ولی گاهی هم شادی بخش و خوش یمن .
تطبیق علم و احکام نجوم یا دانش جدید ستارگان :
آیا علم و احکام نجوم مجدداً می توانند با هم منطبق شوند و یا جدائی آنها ابدی خواهد بود ؟ در پاسخ به این سئوال یک آسترولوژر معمولی می گوید : علم و احکام نجوم آشتی ناپذیر و غیرقابل تطبیق می باشند چون آسترولوژی با علائم و سمبل ها سر و کار دارد نه با حقایق و یک دانشمند علوم مادی و آزمایشگاهی هم می گوید این دو مسئله هرگز سر سازگاری نخواهد داشت چون واژه « احکام نجوم » مترادف با بی معنی ترین عقاید خرافی است . اما اجازه دهید سئوال فوق را به گونه ای دیگر مطرح کنیم و بپرسیم : آیا ما هرگز قادر خواهیم بود که تأثیرات اجرام سماوی را بر روی انسان و پدیده های مشخص طبیعی بر یک پایه علمی چنان بنا کنیم که بتوانیم در پیشگوئی رفتارها و یا اتفاقات قدم صحیح و مطلوبی برداریم ؟
البته پاسخ به این سئوال مثبت است چون با توجه به بسیاری از کشفیات و مشهودات علمی جدید ( دانش جدید ستارگان ) کاملاً به روش های آسترولوژی « احکام نجوم » بیشتر شباهت داشته تا به آسترونومی « دانش ستاره شناسی » .
ستاره شناسان اخیراً پس از تحقیقات فراوان به این نکته معترف شده اند که نیروی جاذبه در سیستم منظومه شمسی یک امر اصلی و زیربنائی است و خوشبختانه به کشفیات جالبی نیز فائق آمده اند . یکی از حقایق علمی و ثابت شده ای که دانشمندان به آن واقف گردیده اند این است که مرکز گرانشی مدار چرخشی سیارات همیشه بر مرکز خورشید منطبق نیست ، یعنی در حقیقت خورشید و بقیه سیارات حول یک مرکز معمولی گرانشی دوران می کنند و این مرکز نیز پیوسته ثابت نمی باشد چون به دلیل تغییر موضع سیارات و در نتیجه نیروهای گرانشی آنها در جابجایی دائم می باشد .
به دلیل اینکه خورشید از هر کدام از سیارات دیگر خود به مراتب صدها بار بزرگتر می باشد این مرکز گرانشی در او و یا در حول و حوش او می باشد ولی همیشه به طور ثابت در یک نقطه متمرکز نیست ، به طوری که گاهی منطبق است با مرکز آن ، گاهی بین سطح و مرکز و گاهی هم حدود هزاران کیلومتر در ماوراء سطح آن می باشد.
این حرکات جابجایی در مرکز گرانشی اثرات شگرف و قابل ملاحظه ای را در منظومه شمسی پدید می اورد و از جمله شراره های خورشیدی و بی نظمی های حوزه های مغناطیسی خورشید و سیارات وابسته ، مثلاً یکی از تأثیرات این
بی نظمی حوزه مغناطیسی خورشید نفوذ آن به طبقات بالایی جو زمین و ایجاد دگرگونی در هوا و دیگر شرایط زمینی است .
و حال آن چیزی که برای آسترولوژرها در این مورد حائز اهمیت است بی نظمی های مغناطیسی مختلفی است که توسط گروه مختلف سیارات ایجاد می شود. در اوایل سال ۱۹۶۲ مرکز گرانشی خورشید با تأثیر مرکب مجموع سیارات عطارد ، زهره ، مریخ ، مشتری و زحل که همگی در یک طرف خورشید و در یک راستا قرار گرفته بودند چنان تغییر کرد که تا آن زمان آنچنان دیده نشده بود . حتی سیاره کوچک عطارد نیز به تنهایی می تواند به مرکز گرانشی تأثیر عمده و به سزایی بگذارد چون اولین و نزدیکترین سیاره به خورشید محسوب می شود . قانونی هست که می گوید نیروی گرانشی هر جسم با مربع فاصله اش از جسم دیگری که بر او اثر می گذارد کاهش می یابد . بنابراین عطارد نسبت به مشتری بسیار کوچک است اما به واسطه قرب بعدش به خورشید نیروی گرانشی بیشتری را اعمال می کند.
در مقاله ای در مجله انالوگ در دسامبر ۱۹۶۸ در رابطه با این موضوع چنین آمده بود : ( از تمام سیارات ، عطارد سریع الدوران در واکنش های هوائی مؤثرتر است و در گردش هشتاد و هشت روزه خود به دور خورشید به طور ریتمیک در پخش و نشت تأثیرات ناشی از پلاسمای خورشیدی مؤثر است و به همین جهت آسترولوژرهای قرون وسطی به آن « لنز » یا « عدسی » می گفتند . )
اما سیارات تنها بر آب و هوای کره زمین تأثیرگذار نیستند بلکه تا آنجا که برآورد شده بر تمام شئونات زمینی مؤثرند . چندی پیش رصدخانه نیروی دریایی آمریکا اعلام کرد که عقربه دستگاه فشارسنج با تغییر فاصله کواکب دچار نوسان می شود. در همان موقع دکتر هاری.بی.مارویس ستاره شناس رصدخانه نیروی دریایی آمریکا به انستیتوی فیزیک امریکا اعلام داشت « برای پیش بینی صحیح وضعیت هوا به مداخله تأثیر ستارگان بر تغییرات هواسنج باید توجه نمود . »
البته قبلاً هم روش های نجومی برای پیش بینی وضع هوا مورد استفاده قرار می گرفته است مثلاً کمپانی الکترو ـ ودر که متخصص پیش بینی گردبادهای شدید در کانزاسسیتی می باشد با محاسبه زمان خسوف و کسوف و حالت های مقارنه و مقابله توانسته است زمان وقوع طوفان گردباد را پیش بینی کرده و با اطلاع دادن به اهالی از خطرات احتمالی بکاهد .
مراکز تحقیقاتی دیگری هم در ایالات متحده به این کشف رسیده اند که یکی از دلایل زلزله می تواند بازتاب اندرکنشی سیارات بر روی زمین باشد . ثابت شده است که زلزله ها همیشه بعد از تغییرات ناگهانی حوزه مغناطیسی زمین که بر اثر حرکات سیارات ایجاد می شود به وقوع می پیوندند ، مثلاً ۱۴ ساعت قبل از وقوع زلزله در آنکوریج ، آلاسکا در ماه مارس سال ۱۹۶۴ دستگاه های نشان دهنده جریان الکتریکی زمین در کانزاس بی نظمی مغناطیسی بسیار شدیدی را در منطقه آنکوریج ، آلاسکا نشان دادند .
محاسبه صحیح و درک درست از وضعیت سیارات در رابطه با ایجاد زمین لرزه می تواند هشداری به ساکنین ان منطقه خاص باشد تا قبل از وقوع حادثه آنجا را ترک کنند .
هر سیکل وجودی ساختار زنده ، چه بیولوژی چه روانی ـ عاطفی مستقیماً در رابطه با حوزه مغناطیسی زمین و دیگر انرژی های غامض مؤثر بر این میدان می باشد و رفتار انسان ناشی از جریان مستقیم سیستم کنترل مغز است که به وسیله میدان مغناطیسی زمین ، خورشید ، سیارات و نیروهای ساطعه از کیهان متأثر می شود .
یکی از تأثیرات جالب ماه که توسط دو نفر دکتر از اهالی فلوریدا کشف شد در مورد خونریزی بود ، دکتر کارل اس مک لیمور و دکتر ادسون اندروز بعد از آزمایشات فراوان برروی بیمار نشان که هر کدام از نوعی خونریزی خاص شکایت داشتند رابطه عجیبی بین زمان و مقدار خون ریزی واهله قمر پیدا کردند . آنها گزارشات خود را در مجله انجمن پزشکی فلوریدا منتشر کرده و خاطرنشان ساختند که خونریزی در ایام ماه وقتی کهماه و خورشید در مقابله هستند به ماکزیمم و زمانی که ماه در هلال اول « چند روز اول ماه » و محاق می باشد حداقل است .
به هر حال تمام این کشفیات دال بر این مطلب مهم می باشند که زندگی روی زمین شدیداً تحت تأثیر ریتم های کیهانی هستند که از آن میان سیکل های خورشیدی و قمری کاملاً مشهود و ثابت شده باشند . به هر تقدیر شاید بتوان گفت که احتمالاً برجسته ترین شخصیت محض دراینگونه علوم و تأثیرات بیولوژیکی سیکل های سیاره ای پروفسور فرانک.ا.براون از بخش علوم بیولوژیکی دانشگاه نورث و سترن در ایلی نویز می باشد . او در حین مطالعه عادات جانوران گوناگون از خرچنگ گرفته تا موشهای بزرگ به این نتکه مهم که تمام ذیحیاتان به تعداد بی شماری از ریتم های غامض و پیچیده جوابگو هستند پی برد .
پروفسور براون اظهار می دارد که این ریتم ها را به دو دسته خاص می توان تقسیم کرد ، « الف » ریتم های محیط اطراف که در رابطه با عواملی همچون نور ، درجه حرارت وبرنامه های غذایی هستند و در ضمن قابل تغییر می باشند . « ب » ریتم هایی که در رابطه با سیکل های کیهانی بوده و تداخل و تشریح آنها فعلاً خیلی مشکل است .
آشناترین ریتم موجود همان گردش شبانه روزی کره زمین به دور خورشید به مدت ۲۴ ساعت و نهایتاً یک پریود خواب و بیداری است ، اما باید توجه داشت که ریتم های قمری نیز مهم می باشند ، پروفسور براون در مقاله ای تحت عنوان بیولوژی فضایی می گوید : تمام « انواع » دارای ریتم های همزمانی ویژه خود هستند به طوری که نقطه اوج تولید و تناسل در همه آنها تقریباً در یک زمان در هر ناحیه خاصی که باشند اتفاق می افتد و تناسل در همه آنها تقریباً در یک زمان در هر ناحیه خاصی که باشند اتفاق می افتد و می توان باور داشت که قاعدگی ماهانه زنان نیز پدیده ای بر مبنای همین ریتم است چون تمام زنان در هر نقطه دنیا که باشند در زمان معین به خود رگل می شوند .
همچنین ریتم های ناشی از ماه را می توان خصوصاً در جانوران آبزی مشاهده کرد. نوعی از صدف های دریایی بیشترین فعالیت های خود را هنگام مد دارند در صورتی که پرندگان ساحلی و نوعی از خرچنگ ها این ماکزیمم فعالیت را در هنگام جذر دارند . پژوهش های مختلف نشان داده است که اگر چنانچه خرچنگی را از ساحل دریا برداشته و آن را در آزمایشگاه قرار دهند ( حتی اگر این آزمایشگاه کیلومترها ازدریا فاصله داشته باشد) باز هم زمان حقیقی فعالیت های بیولوژیکی و رفتاری او در حد ماکزیمم و می نیمم مطابق ساعات جذر و مد است.
پروفسور براون می گوید این حالت رابا هیچ یک از تعاریفی که در مورد مکانیسمزمان داخلی بدن حیوان بیان شده نمی توان توضیح داد ، این آزمایش حتی با جا دادن حیوانات در محفظه های بسته و لاک و مهر شده نیز به اثبات رسیده است البته این گونه تحولات در محیط طبیعی تا گونه بسیار زیادی می توانند تحت شرایط جوی قرار گیرند .
براون ادامه می دهد که تحقیقاتش به وسیله یکی از همکاران او بنام فرانکلین بارنول دنبال شده ، بارنول با قرار دادن تعدادی حلزون در همان شرایط محفظه های بسته و دور از دریا مشاهده نموده است که زمان فعالیت های بیولوژیکی و رفتاری آن ها همزمان با تغییرات میدان مغناطیسی زمین است . این مطالب اثبات می کند که بعضی از نیروهای نافذ که ذاتاً مربوط به سیستم خورشیدی هستند بر ارگانیسم های زنده تأثیر می گذارند .
کسی که این گزارشات را می خواند ممکن است پیش خود تصور نماید که زبان علم جدید طنینی از افسانه های قدیمی است . حال آیا می توان چنین انگاشت که این « نیروی نافذ » که پروفسور براون از آن صحبت می کند همان نیروئی است که منجمین در طول قرن ها به آن اعتقاد داشته اند ؟ شاید بتوان گفت که بطلمیوس از وجود این نیرو آگاهی داشته او به نیوری اِتِری مانندی در طبیعت قائل بود که سراسر جو زمین را فرا گرفته و به آن نام فلک اثیری داده بود و معتقد بود که این ماده ناقل نیروهای آسمانی به اطرفا و اکناف عالم هستند .
ممکن است که یک دانشمند بر این مطلب ایراد بگیرد که استنتاج بطلمیوس که اکنون در اختیار مامی باشد یک پروسه غیر علمی بوده و حتی با توجه به پژوهش های قرن حاضر هم در مورد تئوری فلک اثیری او فقط می توان گفت که تراوشاتی از حقیقت را در خود داشته است و برای اکثر تئوری های احکام نجوم با توجه به تأویلات علمی و دقیق امروزی از حرکات کواکب دیگر مبنای علمی و صحیحی باقی نمی ماند .
اما در جواب عبارت فوق یک متخصص احکام نجوم می گوید آنچه مسلم است و تاریخ ثابت کرده اساطیر امروز علوم فردا هستند . مثلاً هیپنوتیزم یکی از موارد آن است . وقتی که دکتر اتریشی مِسمِر سیستم هیپنوتیکی خود را در جهت شفای بیماران در قرن هیجدهم میلادی به کار گرفت و عمل کرد و تئوری او به وسیله جوامع و صاحب نظران پزشکی نفی شد . ولی جنبه مثبت و علمی هیپنوتیزم امروزه به وسیله دانشمندان به کشف و ثبوت رسیده و کاربرد آن در پزشکی نیز بسیار عادی و معمولی شده است .
بنابراین شاید روزی سوای تمام این کشفیات « علم جدید تأثیرات کیهانی » نمایان شود. البته ممکن است که این دانش جدید کاملاً با احکام نجوم قدیم منطبق نباشد اما ذاتاً شکلی از استرولوژی خواهد بود .
تا اینجا در مورد تأثیرات کواکب بر عوامل طبیعی همچون آب و هوا و زلزله و غیره صحبت شد اما در مورد تأثیرات این سیارات بر زندگی نوع انسان در هنگام تولد چه می توان گفت ؟ آیا می توان دلیلی علمی مبنی بر اینکه موقعیت تولد بسایر مهم است ارائه داد ؟ مردی که بهترین تحقیق را دراین باره نموده و آمارشناس فرانسوی میشل گوکلن است . او زایچه بیست و پنج هزار نفر از مردم سراسر اروپا را مورد مطالعه قرار داد و در مورد هر کدام خودش به اظهار نظر پرداخت ، یکی از کارهای کوکلن این بود که ببیند آیا نفوذ کواکب بخصوصی در هنگام تولد بر حسب زایجه « تأثیر ویژه و مشخصی » بر روی رفتار و به طور کلی زندگی افراد می گذارد یا نه ؟
شگفتاکه او به نتیجه جالبی رسید . برای مثال او دریافت که افرادی که تحت تأثیر نافذ و مثبت سیاره مریخ هستند اکثراً دارای مشاغلی چون پزشکی ، ورزشی ، افسری ارتش ، هنرپیشگی و سیاستمداری می شوند.
گوکلن با توجیه این پدیده بدون انطباق ان با علم سنتی احکام نجوم تئوری « وراثت سیاره ای » را بنا نهاد . با یک قیاس منطقی در رابطه با زایجه فرزندانی که تحت شرایط مشابه سیاره ای والدین خود متولد شده اند گوکلن تشابهات ژنتیکی خاصی را به اثبات رساند . او توجیه کرد که نیروهای سیاره ای در هنگام تولد بنا به شدت و ضعف خود ( سعدی و نحوست ) در پیشرفت و پس رفت زحمات مولودو تطبیق او با والدینش دخالت دارند.
این گونه پژوهش ها ممکن است کاملاً مانند محاسبات احکام نجوم سنتی نباشد ولی به طور جدی بیانگر این مطلب است که دانشمندان بسیاری مشتاقانه در یافتن پاسخی به چگونگی تأثیرات نیروهای کیهانی بر ابناء بشر هستند و این ها همه توسعه ای از یک علم جدید می باشد که فعلاً مابین « آسترولوژی و آسترونومی » ( نجوم و احکام نجوم ) قرار گرفته است .
پیشگویی اقتصادی با فضا ـ زمان :
آیا تأثیر اینده بر زمان حال بیش از زمان گذشته است ؟ آیا تپش های سی و شش ساله خورشیدی مؤثر بر اقتصاد جهانی است ؟ آیا برآورد و محاسبه تغییر و تحولات بازار بورس امکان پذیر است ؟
با توجه به یک فرمول بسیار مرموز و عجیبی که در طول ده ها سال به طور موفقیت آمیزی مورد استفاده قرار گرفته است ، جواب هر سه سئوال فوق مثبت است . از سال ۱۹۶۵ که سیستم پیشگویی فضا ـ زمان یا S.T.F مورد بهره برداری قرار گرفته متحیرانه دقت عمل خاصی را نشان داده است .
ضربه و نزول اقتصادی امریکا در سال های ۱۹۷۳ و ۱۹۷۴ و کوشش های نیکسون رئیس جمهوری آمریکا برای جلوگیری از تورم ، یک سال جلوتر توسط کارشناسان اعلام شده بود .
البته بیان این مطلب هم که بوالهوسی های سهامداران بازار بورس به دلیل اینکه بتوانند جیب خود را بیشتر پر کرده و ثروت های کلان تری به دست بیاورند منطقی و قابل قبول است ولی از طرفی هم هر کدام از سرمایه داران بزرگ آمریکا مشاورانی دارند که آنها را در مورد بورس اجناس روز همچون زغال سنگ ، فولاد ، پلاستیک ، حبوبات و غله ، دام پروری ، الکترونیک و انواع روغن های مایع یاری می دهند.
البته برای این قانون نیز استثنایی موجود است .
همانطور که قبلاً گفته شد سیستم غامض و ثابت شده STF که توسط زوج باهوش ، لوئیس و موریل هاس بروک ابداع شده در تمام موارد اقتصادی مورد بهره برداری بوده است . این زوج عالم و مشتاق دارای سوابقی بسیار گستردهدرعلم احکام نجوم ( استرولوژی ) و دیگر علوم روزهستند خانم و آقای هاسبروک هنوز هم با توجه به مراجعین بسیاری که دارند باز هم وقت زیادی را در توسعه روش های اساسی در شناخت ترقی و تنزل بازار مصروف می دارند و واقعاً هم که خوب پیش می روند .
تمام سرمایه داران و سهامدارانی که به خانواده بروک مراجعه می کند و آنها را می شناسند می دانند که اینها نه افرادی سودجو و کلاش هستند و نه کولی دوره گرد ، آنها نه پیرو عواطف و احساسات خود هستند و نه جاه طلب و از هر گونه برخورد عمومی در اجتماع اجتناب می ورزند . یکی از سرمایه داران وصاحبان تراست در آمریکا آقای مک گروهیل که در کارش بسیار موفق بوده اظهار داشته است ( خانواده بروک مدت زیادی است که به طور خیلی صحیح به من کمک کرده اند اما من خیلی دوست دارم که زمان انفجار مجدد کوه آتشفشان اتنا در سیسیل را نیز بدانم ، البته ان ها زمان وقوع زلزله در نیکاراگوئه و الاسکا را پیش گوئی کرده بودند . )
راجع به اینکه این افراد چگونه این کار را انجام می دهند ، آقای بروک می گوید که آنها از وضعیت و حرکت دقیق و حقیقی سیارات استفاده می کنند ، اما این مسئله خیلی غامض تر از آن است که بتوان با قوانین احکام نجوم سنتی تشریح کرد . او می افزاید نتیجه گیری از پژوهش های مستقل و مطالعات طاقت فرسای آنها حدود سی سال به طول انجامیده است .
دکترین STF در وهله اول براین مبناست که زمان حال متشکل از گذشته نیست بلکه متأثر از آینده است و دیگر اینکه پیشگوئی فضا ـ زمان شامل تعدادی مسائل ثقیل التعریف است ، از جمله آنکه فعالیت هماهنگ منظومه شمسی بر ذهن بشر تأثیر می گذارد. نتیجه سالها تحقیقات و مطالعات خصوصی آنها رابطه و بستگی تپش های سی و شش ساله خورشیدی را با ( تناوب اقتصادی ) دنیا اثبات کرد . چیزی که در قرون متمادی قبل اتفاق افتاده و آنها با بهره وری از این مسئله و هماهنگ کردن آن نوشتند روند اقتصادی آینده را ترسیم کنند . خانواده بروک سالها قبل از ارائه فرمول STF یعنی در سال ۱۹۵۹ تنزل دلار و تعلیق سیستم بین المللی پولی را در دهه ۱۹۷۰ پیش بینی کرده بودند .
اما فرمول STF کلاً بر مبنای احکام نجوم سنتی نیست و در اصل برای چهار عنصر اصلی آتش و باد و آب و خاک ، بیان شده و این مسئله حاصل همان ریتم سی و شش ساله خورشیدی است و در واقع سیستم STF پلی است بین علوم قابل قبول فعلی و علوم غیرقابل قبول احکام نجوم و فرمول اصلی در مورد علوم قابل قبول فعلی تئوری متحدالشکل کردن میدان های گرانشی انیشتین است .
حال آیا تئوری نسبیت ستارگان صحیح باشد یا غلط ، به هر حال نادیده گرفتن انگاشتن پیشگویی های STF در خلال سالیان متمادی برروی روند اصلی اقتصاد جهانی مشکل است و تشریح مکانیزم این سیستم نیز یک اجبار منطقی به نظر
می رسد . خانم لوئیس بروک می گوید : خورشید تنها چیز حیات بخش این منظومه است و بدین خاطر در تمام جوانب میدان های انرژی را ساطع می نماید و این انرژی نامرئی به طرف ما می آیند و در حقیقت مرکزشان بر خط استوای خورشیدی منطبق می باشند و در ضمن هر کدام از سیارات دیگر نیز برای خود میدان مغناطیسی خاصی دارند که این میادین به میدان مغناطیسی خورشید دائماً در تداخل هستند و درنتیجه از این تداخل ( امواجِ ) منظم با تناوب های ( معین ) حاصل می گردد .
گراف STF متشابه ایناست که ریتم ( ضربان قلب ) خورشید را رسم کرده باشیم و با توجه به این حقیقت که واقعاً خورشید هستی بخش منظومه ما می باشد و همه موجودات دیگر به هر شکل و نوعی که باشند حیات و زندگی خود را از نو می گیرند پس میادین مغناطیسی سیارات دیگر را که میدان مغناطیسی اصلی ( خورشید ) تداخل می کنند باید مزاحم بدانیم ، پس ناچاراً این مزاحمت ها در بعضی اوقات به شدت بیشتری و در بعضی اوقات در حد خیلی کمتری می رسند که رسم گراف این مطلب کلی ( که از روی حرکت تمام سیارات منظومه شمسی می باشد ) ماکزیمم و می نیمم موارد اقتصادی را به دست می دهد . در جهت روشن شدن تداخل میدان های مغناطسی مثالی میزنم ، اگر توجه کرده باشید گاهی اوقات که از نزدیک تلویزیون خود عبور می کنید نوعی از تغییر تصویر مانند ( سایه ، دوتا شدن و غیره … ) بر روی صفحه تلویزیون مشاهده می کنید این امر به علت تداخل میدان بیومغناطیسی بدن شما با میدان الکترومغناطیسی تلویزیون است .
در اینجا جدال اصلی با علم این است که دانشمندان از قبول تأثیر طبیعت بر روی فعالیت های فکری بشر اجتناب می ورزند ، و علیرغم علاقه گسترده و روز افزون مردم به مسائل فرا روانشناسی ، باز هم دانشمندان کلاسیک معتقدند که ذهن بشر و فعالیت های عاطفی از دسترس پژوهش های علمی دور می باشند . هاس بروک می گوید ، آنچه را که ما اظهار می داریم این است که افکار و احساسات انسان ها با تأثیرات کواکب منظومه شمسی و خورشید تغییر پذیر است . همچنانکه این تأثیرات پدیده های جوی ، امواج رادیویی و یا خیلی چیزهای دیگر را متأثر می سازند و ثابت کرده ایم که بازار بورس ، کشاورزی ، صنعت و غیره و غیره مستقیماً متأثر از فکر و رفتار مردم است ، یعنی تأثیرات کیهانی بر افکار مردم بر جریانات روزمره ، هاس بروک می افزاید ثابت کرده ایم و نشان داده ایم که انسان از لحاظ جسمانی و روانی تابع میدان های مغناطیسی خورشید و کواکب منظومه شمسی است . ما که همه چیزمان در اصل حیات و نشأت گرفته از سیستم خورشیدی است ، حالا چطور می تواند از آن جدا باشد ؟
آقای هاس بروک شخصی تحصیل کرده است او در جنگ جهانی اول و دوم خلبان نیروی هوائی آمریکا بوده و در ضمن مهندس ساختمان می باشد و در نیویورک زندگی می کند . او قبل از رکود اقتصادی دهه ۱۹۳۰ آمریکا در نیویورک بر روی سرمایه گذاری مطالعه می کرده و سپس مشاور خصوصی بسیاری از سرمایه داران بزرگ گردیده ، در سال ۱۹۲۹ که سقوط اقتصادی بازار آمریکا به وقوع پیوست او به خودش گفت ( اکنون باید تحقیق کرد که علت این امر چیست؟ ) و چه قانونی در طبیعت در پس پرده اقتصادی تأثیر گذار است .
یکی از موفقیت های خانواده بروک همکاری آنها با خانواده ساخت هواپیماهای بوئینگ و همچنین مشاوره با شرکت خطوط هوائی یونایتد می باشد ، دیگر آنکه یکی از مقامات مهم که در مورد مسائل STF و شراره های خورشیدی بسیار نگران بود ضمن راهنمایی گرفتن از آنها اکنون این روش را به دقت مورد مطالعه قرار دادهاست . سیستم STF و دیگر روش های بروک از جمله ، تخمین دقیق شراره های خورشیدی و علل جوی و ژئو مغناطیسی آن بر روی زمین ، مسائل ژئوفیزیکی از جمله پیشگوئی زلزله و انفجارات آتشفشانی از طرف سازمان هوائی آمریکا ناسا و مرکز فضایی در کلرادو ، و مرکز ملی پژوهشی اوضاع جوی در بولدر موردمطالعه و بررسی قرار گرفته است . البته برای فراگیری این علوم ـ احکام نجوم STF ـ سالها مطالعه و صرف وقت و تمرین لازم است ضمناً باید توجه داشت که خیلی از تشعشعات نامنظم خورشیدی هم هستند که باید مورد مطالعه و بررسی بیشتر قرار بگیرند .
خانم و آقای هانس بروک به خاطر ارائه سیستم دقیق خود از طرف کمیته مخابرات فدرال آمریکا به عنوان کارشناس درجه یک ( محاسبات اقتصادی ) پذیرفته شده اند هاسبروک ها می گویند : ( ما به خاطر اینکه سیستم اقتصادی خود را ثابت کنیم در وهله اول مجبور بودیم از خلقیات و حوادث زندگی افراد سخن بگوئیم ) خانم هاس بروک علاوه بر مطلاعات عمیقی که در آسترولوژی دارد فارغ التحصیل رشته فلسفه تطبیقی نیز می باشد . مضافاً بر اینکه کتاب مفصلی راجع به آسترولوژی و تمام درجات بروج منطقه البروج نوشته که واقعاً بی نظیر است .
خانم و آقای هاس بروک با استفاده از معلومات وسیع خود ضمن کار فراوان متدی را کشف کردنئد که زمان دقیق انحرافات و اشکالات مخابرات رادیویی را بیان می دارد . این روش در سال ۱۹۴۰ به وسیله شرکت تلفن بل و سپس به وسیله شبکه مخابراتی جهانی RCA آزمایش و موردتصدیق و بهره برداری فرا گرفت .
انگیزه این براورد ان بود که درست در هنگام فوران شراره های خورشیدی طوفان هایی در قسمت یونیسفر و در قسمت بالای آتمسفر زمین ایجاد می شود ، این طوفان ها بر روی امواج کوتاه رادیویی تأثیر گذاشته و باعث می شوند که از لایه یونیسفر گذشته و به وراء انحناء زمین که گیرنده در آنجا قرار دارد برسند و در نتیجه اختلال دریافت رخ می دهد ، علیرغم این مسائل علمی و حتی علیرغم این مطلب کمپانی RCA استفاده از محاسبات احکام نجوم را علناً در سال ۱۹۵۰ برای کارهای مخابراتی خود اعلام داشت . هنوز هم عده ای از اصطلاح دانشمندان کله شق که هیچگونه مطالعه عمیق و کلاسیکی دراین موضوع ندارند با این امر مخالفت ورزیده و می گویند که کواکب آنقدر دور هستند که نمی توانند انرژی یا تأثیری بر شئونات زندگی ما بگذارند . البته در جواب اینگونه افراد باید گفت تصدیق می شودکه راه اثباتی برای تأثیر مستقیم کواکب نیست ولی آنچه مسلم است و از نظر علمی هم نشان داده شده میدان های مغناطیسی سیارات بر میدان مغناطیسی خورشید تأثیر گذاشته و موجب اختلالاتی در آن می شوندو چون خورشید تنها موجود هستی بخش منظومه ماست و همه ما به واسطه او در پویش زندگی هستیم پس این تأثیر بر روی جسم و خصوصاً روان ما نیز بازتاب پیدا می کند.
میدان های مغناطیسی بی شمار ساطع شدهاز خورشید در تمام جهات در فضا منتشر می شوند ، و همزمان با تشعشعات هماهنگی از انرژی هائی توأم است که دامنه و طول موج آنها نیز کم و زیاد می شوند. خطوط اصلی این نیرو به محاذات کمربندی که به عنوان خط استوای خورشیدی فرض می شود قرار دارند . برای مثال می توانید متشابهاً حلقه زحل را در نظر بگیرید اما به شکلی نامرئی که در تمام جهات عالم پخش می شود و قوی ترین این حوزه ها نیز به محاذات و منطبق بر کمربند فرضی دایره البروج هستند یعنی محلی که مدار اغلب کواکب بر آن می گذرد.
این میدان های مغناطیسی خورشیدی به فواصل بسیار دور و حتی به ماوراء سیاراتی که تاکنون شناخته نشده اند می رسند و عمیقاً به وسیله حوزه های بین سیاره ای و مراکز گرانشی متأثر می شوندو با شناور شدن در اطراف خورشید و با تداخل میدان های مغناطیسی سیارات دگرگونی های مختلفی از لحاظ تشعشع پیدا کرده و بر تمام چیزهای روی زمین تأثیر می گذارند .
دامنه و پریود و نقاط ماکزیمم و مینیمم این امواج انرژی قابل تخمین است ، و بدین واسطه زمان و نوع تأثیرات را بر روی بازار اقتصادی و اخلاق عمومی می توان پیشگویی کرد.
همچنان که حوزه مغناطیسی خورشید به زمین می رسد حوزه ژئومغناطیسی آن را به شدت تغییر داده و متأثر می سازد و ضمناً بر خلقیات و رفتار انسان ها چه فرداً و چه جمعاً اثر می گذارد . البته باید دانست که تغییرات حوزه مغناطیسی بر تمام افراد بشر در یک زمان تأثیر می کند ولی نوع تأثیر به دلیل زمان تولد افراد بنا به شرایط مولودی ایشان نسبت به آن حوزه های خاصی که در هنگام تولد داشته اند ، متفاوت است .
تفاوت در زمان تولد موجب تغییرات اساسی در رفتارهای شخصیتی افراد است حتی در مورد دوقلوها ( چون گرچه مکان آنها یکی است ولی زمان فرق می کند و تفاوت ۴ دقیقه و بیشتر خیلی مؤثر است ) . حال تعجب در اینجاست که آسترولوژرهای عهد باستان از کجا این مطلب را می دانستند ؟
جان نلسون رئیس RCA یک مرتبه آسترولوژی را به عنوان مطلبی غیر علمی اعلام کرده بود اکنون خودش از اعضاء فدراسیون منجمین آمریکایی می باشد . این شخصاً با مطالعات خودش متوجه شد همانطور که منجمین قدیمی در مورد زو.ایای مخالف صحبت کرده بودند درست همان حالات تأثیرات بدی بر انتقال امواج خورشیدی ، رادیویی و هوا می گذارند ، این زوایای ناجور که ( قبلاً هم توضیح داده شده ) و و درجه هستند ، این زوایا با تحولات فاحشی بر یونیسفر خورشید و زمین مصادف می باشند و به همان مرسومات قدیمی احکام نجوم زویای خوب و و درجه می باشند که منتقل کننده فعالیت های آرام خورشیدی بوده و برای امواج رادیوئی نیز خوب می باشند .
لوئیس هاس بروک می گوید : هر عنصر اصلی متشکل ازشارژهای میدان الکتریکی است و هر موجود زنده در حقیقت یک ناقل الکتریکی است و مادامی که ما بر روی زمین و در حوزه مغناطیسی آن زندگی می کنیم و غذا و آب و هوایی که استفاده می کنیم منشعب از این عناصر هستند ، پس همه ما در کل عضوی و جزئی ازاین تصویر کلی و بزرگ زندگی هستیم . میدان انرژی سیارات کلاً در تأثیرگذاری و تغییرات ابدی هر چیزی هستند که به آن بتابند .
در بیان چگونگی تأثیر آینده بر حال و یا به عبارتی دیگر کشش زمان حال و صوب آینه هاس بروک با ترسیم طول موج های سی و شش ساله خورشیدی و تأثیرات آن بر اقتصاد جهانی به وسیله تأثیرپذیری شعور توده مردم مطلب را ادا می کند . اتفاقاً بر حسب تصادف مشاده می شود که زایجه های ترسیم شده به وسیله هندیان و عبریان عهد باستان نیز به سیکل های سی و شش ساله منقسم بوده اند و این خیلی جالب است که نشان می دهد دانشمندان و متخصصین آن عهد به چیزی دست یافته بودند که در دنیای جدید امروز تازه ما آن را کشف کرده ایم .
شاید بتوان گفت که در این امر ادوارد.آر.دیوی رئیس مؤسسه مطالعاتی ( سیکل ها ) از نظر علمی تنها کارشناس پیش قدم می باشد . او برای ادعای این مهم که چرا نبردهای خارجی بر ذهن بشر و در نتیجه فعالیت های او مؤثر است چهار دلیل می آورد :
۱- تقریباً هر چیزی در دنیا دارای ارتعاش است .
۲- بسیاری از چیزها به صورت امواج و یا سیکل ها نوسان دارند .
۳- بسیاری از این امواج خیلی منظم و نافذ تکرار می شوند به طوری که نمی شود آنها را فقط در تحت قوانین امکانات یا شانس تعریف کرد .
۴- پس اگر امواج یا سیکل با ( قانون شانس ) تکرار نمی شود ، پس باید چیزی ، نیرویی و یا یک انرژی خاصی ان را ساطع کرده باشد و وقتی که نیرو یا نیروهائی که باعث ایجاد این امواج شده اند کشف گردید آن وقت معمای ما نیز حل می شود . فضای اطراف ما سرشار از نیروهایی است که متناوباً در تحریک و یا افسرده کردن انسان هاست ، آنها را گاهی بدبین گاهی خوش بین و یا زمانی وحشت زده می کند این نیروها ما را کنترل نمی کند و اثر می گذارد .
