موضوع: آسترولوژی

نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

روایاتی در صحت علم نجوم وتجویز نظر در آن

۱-در النجوم به اسنادی که بریان بن صلت می رسد گوید : محضری از دانشمندان در حضور مأمون برپا شد و حجت امام رضا (ع)  بر همه روشن گردید ، و صباح بن نصر هندی هم حضور داشت،  و مسائل بسیاری از امام (ع) پرسید و امام درباره ی علم نجوم فرمود : آن علم در اصل درست است و گفته اند : نخست کسی که در علم نجوم سخن گفته ادریس (ع) است ، و ذوالقرنین در آن استاد بوده و اصل این علم از طرف خدا عزوجل است .

و گفته اند : خدا ستاره ای را که بدان مشتری گفته شده به صورت مردی به زمین فرستاد و یک شور عجم آمد و در ضمن حدیثی طولانی بدانها نجوم آموخت و آنرا به طور کامل نیاموختند ، و به کشور هند آمد و به مردی هندی آموخت و از این رو این علم در آنجا پدید شد ، و مردمی گفته اند : آن از علم پیغمبرانست که برای مصالحی چند بدان مخصوص شده اند ، و منجمان دیگر درست آنرا یاد نگرفتند و درست و نادرست را بهم آمیختند (پایان سخن امام (ع)) در این روایت والا سند است که از راه تقیه آنرا به دیگران نسبت داده، چنانچه گاهی فرماید پدرم می فرمود و گاهی به روایت از رسول خدا (ص) نقل می کرده .

_ در النجوم : به چند سند از یونس بن عبدالرحمن در« جامع صغیر» او گوید: به امام ششم (ع) گفتم : قربانت علم نجوم چیست ؟ گفت :  از دانش پیغمبر است ، گفتم : علی بن ابیطالب آنرا می دانست ؟ فرمود : داناترین مردم بود به آن.

۳-از همان به سندی که از امام پنجم (ع) فرمود : پیغمبری نوح به وسیله ی نجوم دانسته شده

۴-و در کتاب دلائل النبوه حسین بن محمد سکوتی به سندش از حسابن ثابت آورده که گفت :  به خدا من پسر بچه ۷ ، ۸ ساله بودم که هر چه می شنیدم ، می فهمیدم و شنیدم یک یهودی بر بالای یک قلعه یثرب فریاد کشید : ای معشر یهود و چون گرد آمدند گفتند : وای بر تو ، تو را چه شده ؟ گفت : ستاره ی احمد که مبعوث به نبوت می شود امشب طلوع کرد ، و کتابی نزد ما است به نام «السید العینی» تألیف کشینا پادشاه هند که در آن تفصیل دلالت ستاره ها را بر نبوت پیغمبر ما محمد (ص) شرح داده [۱]

۵-در النجوم : به سندی روایت کرده که محمد بن یحیی خثعمی از امام ششم (ع) پرسید : علم نجوم درست است ؟ فرمود : آری ، به او گفتم کسی در روی زمین هست که آنرا بداند ؟ فرمود : آری .

۶-و از امام ششم (ع) در حدیث دیگریست که فرمود : در آسمان چهار ستاره اند که آنها را نشناسد جز خاندانی از عرب و خاندانی در هند یکی از آنها را شناسد ، و بدانست که حسابشان بر پا است .[۲]

۷-و از همان کتاب ازمحمد و هارون پسران ابی سهل که به امام ششم (ع) نوشتند : پدر و جد ما در علم نجوم مطالعه داشت برای ما حلال است نظر در آن . فرمود : آری .

۸-و در آن است نیز که هر دوی آنها به امام (ع) نوشتند ما فرزندان نوبخت منجمیم و استجازه از شما کردیم که برای ما حلال است نظر در آن .

نوشتی : آری و منجمان در وصف فلک اختلافات دارند ، برخی گویند فلکی که در آن اختران و خورشید و ما هند  آویخته اند به آسمان و زیر آسمانست و آن است که همه اختران و خورشید و ماه را می چرخاند و خود ، آسمان نه حرکت دارد و نه می چرخد و می گویند چرخش فلک زیر زمین هم هست ف و خورشید با فلک زیرزمین می چرخد و در نهانگاه زیرزمین به مغرب می رود و بامداد از شرق طلوع می کند .

جواب نوشت : آری ، تا از حد یگانه پرستی بیرون نرود .

بیان : …. این است آنچه در تفسیر خبر به نظر آمد و ظاهرش این است که افلاک جز سماواتند و شاید عقیده گروهی باشد مانند کراچکی که در کنز الفوائد گفته : بدان که زمین کرویست و هوا گرد آن است و افلاک گرد همه و آنها چند طبقه اند روی یکدیگر و هفت از آنها از آن خورشید و ماه و پنج دیگرند به نام «متحیره» که زحل و مشتری و مریخ و زهره و عطاردند و هر کدام از این هفت، فلکی برای خود دارند و فلک زحل بالای همه است و فلک ماه نزدیکتر همه است به زمین و فلک خورشید در میان آنها است و فلک مشتری زیر فلک زحل است و سپس مریخ است و بالای فلک ماه فلک عطارد است و آنگه فلک زهره ، و فلک اختران ثابت گرد همه آنها است و آنان همه اخترانند جز این هفت که در آسمان دیده شوند ، سپس فلک محیط اعظم است که همه این افلاک را می چرخاند ، بالایش هفت آسمان گرد همه افلاک هستند که جای فرشته هایند و پیغمبران و حججی که خدایشان بالا برده است (پایان) .

«نوشت آری» یعنی رواست بررسی نجوم تا از یگانه پرستی بیرون نبرد که آنها را اثر بخش دانند در برابر خدا و شریک او خوانند در خلق و تدبیر و ظاهر این است که مقصود از نجوم در اینجا همان علم هیئت است و اندیشه در اوضاعفلکی و چرخش کواکب و افلاک و سنجش اندازه حرکاتشان و مانند آنها ، نه استخراج احکام و پیشگوئی از آینده .

۹-و ا زهمان با ذکر مدرکی و سندی تا عکرمه گفت : به ابن عباس گفته شد اینجا یک مرد یهودیست که پیشگو است و ابن عباس او را خواست و به او گفت : به من خبر رسیده تو غیب می گوئی ، یهودی گفت : غیب را جز خدا نداند ولی اگر خواهی به تو خبری بدهم گفت : تو پسری دهساله داری که به مکتب می رود ؟ گفت : آری گفت او فردا تب دار از مکتب بیاید و روز دهم بمیرد و تو هم از دنیا نروی تا نابینا شوی گفت : این از پسرم و از خودم ، از خودت هم بگو . گفت : منم در سر سال می میرم .

عکرمه گفت : پسر ابن عباس تب دار از مکتب آمد و روز دهم مرد و چون سر سال شد ابن عباس گفت : ای عکرمه بنگر تا یهودی چه کرد من نزد خانواده اش آمدم ، گفتند دیروز مرده و ابن عباس هم ازدنیا نرفت تا نابینا شد .[۳]

۱۰-و در آن است نیز از سیحون بن مهران که مبادا نجوم را دروغ شمارید که دانشی است از دانشهای نبوت .

۱۱-و د رآن است که بنی اسرائیل دو علم را نهان می کردند ، علم نجوم و علم طب و آنها را به فرزندان خود نمی آموختند چون پادشاهان به آن دو نیاز داشتند تا مبادا همنشین پادشاهان شوند و بدانها نزدیک گردند و دینشان نابود گردد .

۱۲-در کافی (۲۳۰-روضه) به سندش از معلی بن خنیس گفت :

آری ، خدای عز وجل مشتری را به صورت مردی به زمین فرستاد و مردی از عجم را شاگردخود ساخت و علم نجوم را به او آموخت تا پنداشت که استاد شده ، سپس به  او گفت : ببین مشتری کجا است ؟

گفت منش از ملک نبینم و ندانم کجا است ، گوید : او را از خود دور کرد ، و یک مرد هندی را گرفت و او را آموخت تا گمان کرد استاد شده به او گفت : ببین مشتری کجا است ؟ گفت : حسابم دلالت دارد که تو خود مشتری هستی ، گفت : فریادی کشیدی مرد و علمش به خاندانش رسید ، و علم نجوم در آنجا است .[۴]

۱۳-در النجوم : به نقل از کتاب ربیع الابرار از علی (ع) ، هر که از دانشمندان قرآن از علم نجوم فرا گیرد ، ایمان و یقین او بیفزاید .

۱۴-در جلد ۴۸ بحار الانوار صفحه ۱۴۵ در باب مناظرات امام موسی بن جعفر (ع) با خلفای جور حدیث ۲۱/نجم : من کتاب نزهه الکرام و بستان العوام تألیف محمد بن الحسین الرازی ، و هذا الکتاب حطه بالعجمیه تکلفنا من نقله الی العربیه فذکر فی اواخر المجلد الثانی منه هذا الفظ من اعربه …. و در ترجمه ی آن به فارسی چنین است :

هارون الرشید از پی موسی بن جعفر (ع) فرستاد وقتی حاضر شد گفت : مردم شما فرزندان فاطمه را دارای علم نجوم می دانند و می گویند که از این علم اطلاع کافی دارید ، علمای اهل سنت می گویند پیغمبر اکرم (ص) فرمود : هر وقت اصحابم نام مرا بردند به آنها اعتماد کنید وقتی از قدر صحبت کردند ساکت باشید و هر وقت از نجوم حرف زدند چیزی نگوئید .[۵] امیر المؤمنین (ع) از همه مردم بهتر به علم نجوم وارد بوده فرزندان بستگانش آنهائی که شیعه معتقد به امامت آنها هستند وارد به این علم هستند .

حضرت موسی بن جعفر (ع) فرمود :

این حدیث ضعیف است و سند آن قابل اعتبار نیست . خداوند نجوم را ستایش کرده ، اگر علم نجوم صحیح نبود خدا آن را ستایش نمی کرد ، انبیاء نیز به آن عالم بوده اند ، خداوند درباره ی ابراهیم خلیل می فرماید :

«و کذلک نری ابراهیم ملکوت السموات و الارض و لیکون من الموقنین » (انعام/۷۵)

و در جای دیگر می فرماید :

«فنظر نظره فی النجوم فقال انی سقیم » (صافات / ۸۹)

اگر عالم به علم نجوم نبود نگاه به ستاره نمی کردو نمی گفت من مریض هستم . ادریس (ع) از همه ی  اهل زمان خود به علم نجوم واردتر بود ، خداوند در قرآن به مواقع نجوم قسم یاد کرده می فرماید :

«و انه لقسم لو تعلمون عظیم» (واقعه /    )

و در جای دیگر می فرماید :

«و النازعات غرقا» تا این آیه «فالمدبرات امرا» (نازعات / )

منظورش دوازده برج و هفت سیاره است و آنچه در شب و روز به امر خدا آشکار می شود .

بعد از علم قرآن علمی با ارزشتر از علم نجوم نیست که علم انبیاء و اوصیاء و جانشینان پیغمبران است که خداوند درباره ی آنها می فرماید :

«و علامات و بالنجم هم یهتدون» (نحل / ۱۶)

«ما از این علم اطلاع داریم و آن را بازگو نمی کنیم . »

هارون گفت : تو را به خدا قسم می دهم مبادا این علم رابرای نادانان و عوام مردم اظهار کنی ، مبادا بر تو عیب جوئی کنند ، حیف است به مردم عوام بیاموزی ، آن را مخفی بدار و به حرم جد خود باز گرد .

سپس هارون گفت : یک سئوال دیگر باقی مانده که ترا به خدا قسم می دهم برایم توضیح دهی ، فرمود : بپرس . گفت : ترا قسم می دهم بحق قبر پیامبر و منبرش و بحق خویشاوندی که با پیغمبر داری بگو ببینم تو زودتر می میری یا من ؟ چون تو از روی علم نجوم این مطلب را می دانی . موسی بن جعفر (ع) فرمود :

به من امان بده تا بگویم . گفت امان دادم ، فرمود : من قبل از تو می میرم ، دروغ به من نگفته اند  و دروغ نمی گویم وفات من نزدیک شده[۶] (سپس هارون سئوالات دیگر از امام کاظم (ع) کرد و  حضرت جواب دادند و سپس در آخر روایت است که : )….

سپس هارون اجازه بازگشت امام (ع) متوجه رقه شد ، باز در باره اش سخن چینی ها کردند دو مرتبه دستور داد آن جناب را برگردانند . ایشان را مسموم کرد و با همان سم شهید شد صلوات اله علیه .

۱-در مناقب ابن شهر آشوب است که ابی بصیر گفت :

مردی دیدم از امام ششم (ع) از نجوم پرسید و چون بیرون رفت از بر او ، بحضرت گفتم : این علم اصلی دارد ؟ فرمود : آری  ، گفتم : از آن حدیث کن مرا ، فرمود : از سعدش به تو بازگویم نه از نحسش . خدا جل اسمه نماز سپیده دم را فرض کرده برای نخست ساعت و آن فرض است و این ساعت سعد است و ظهر را هفت ساعت بعد فرض کرده و آن فرض است واین هم سعد و نماز عصر را در ساعت نهم و آن فرض است و این هم سعد ، و مغرب را در نخست ساعت شب مقرر کرده و آن فرض است و این سعد و نماز عشاء را در ساعت سه شب و آن فرض است و این هم سعد .

بیان : شاید غرضش این است که این علم اصلی دارد ولی تو را نشاید از آن بجوئی جز اندازه ای که اوقات نماز را بدانی . یا اینکه اوقات نمازها سعدند چون عبادت خدا در آنها انجام می شود .

۲-در النجوم به سندی از امام ششم (ع) در قول خدای تعالی :    «فی یوم نحسس مستمر» (القمر /۱۹)

فرمود : ماه به زحل نحس شده بود .[۷]

۳-در النجوم از علی (ع) که : بداست مسافرت در صحاق ماه[۸] و در وقت قمر در عقرب [۹] و خطیب بغدادی در تاریخ بغداد آنرا از علی (ع) نقل کرده

۴-و در کتاب ربیع الابرار زمخشری از علی (ع) روایت کرده که : مردی گفت : من در صحاق ماه می خواهم به سفر تجارت روم ، فرمود : می خواهی خدا تجارتت را محو کند ، در ماه نو به تجارت برو .

۵-در نوادر علی بن اسباط : به سندش از امام ششم (ع) که هر که سفر کند در قمر در عقرب یا زن بگیرد خوشی نبیند و در کافی (۲۷۵-روضه) مانند آورده

۶-در مکارم (ج۱ ص۸۳) در حدیث است که نهی شده از جماعت روز چهارشنبه ای که خورشید در برج عقرب است .

۷-در المهج : در حرز جواد : و شایسته است که قمر در عقرب نباشد .

.

۸-در الذهبیه : از امام رضا (ع) بدانکه جماع با زنان با اینکه ماه در برج حمل یا دلو است بهتر است ، و به از آن این است که در برج ثور باشد چون شرف ماه است .

بیان : شاید این موافق نظر مأمون بوده و در آن زمان مشهور بود . چنانچه در آن رساله بدان اشاره شده چون برج حمل آتشی و دلو هوائی و ثور خانه زهره است .

۹-در تهذیب به سندش از امام ششم (ع) فرمود : گرفتن خورشید سخت تر است بر مردم و بر بهائم .

بیان : اشاره دارد که احوال و اوضاع کواکب در برخی اشیاء و اثربخش است و ممکن است مقصود این باشد که نشانه ی خشم خدا است یا اینکه از تاریکی نابهنگام به هراس می افتند .

۱۰-در تفسیر برهان است که از علی (ع) پرسیدند که آیا معنی طارق در قرآن کریم چیست ؟ حضرت فرمود :

هو احسن بنجم السماء و لیس یعرفه الناس دائماً سمی الطارق لانه یطرق نوره سماءاً الی سبع سموات ثم یطرق راجعاً حتی یرجع الی مکانه

آن زیباترین ستاره ای است که در آسمان و مردم آنرا نمی شناسند و از این جهت طارق نامیده شده که نورش از آسمانی به آسمان دیگر تا هفت آسمان می رود و بعد سپس باز می گردد تا به حال او خود می رسد . [۱۰]

۱۱-در کافی (۲۵۷-روضه) به سندش از امام ششم (ع) فرمود : خدا عزوجل در فلک هفتم ستاره ای از آب سرد آفریده و شش ستاره ی دیگر را از آب گرم و آن ستاره ی انبیاء و اوصیاء و ستاره امیرالمؤمنین (ع) است . فرمان دهد به خروج از دنیا و زهد در آن و به خاک نشینی و خشت بالینی و کرباس پوشی و نان جو نوشی و ستاره ای نزدیکتر به خدا از آن آفریده نشده .

بیان : این روایت دلالت دارد که ستاره شناسان در تشخیص طبع اختران خطا کردند و درباره ی کسانی که بدان منسوب کرده اند و هم در سعد و نحس آنها .

«فرمان می دهد به خروج از دنیا» شاید مقصود این است که کسانی که بدان منسوبند چنین باشند یا کسانی که مطالع آن زاده باشد چنین است یا منسوبان بدان چنین فرمایند . سپس مرحوم مجلسی آورده که می گوید : بنا بر توجیه یکم منافاتی میان این خبر و گفته ستاره شناسان نیست ، زیرانحوست آن از نظر اغراض اهل دنیا است که عزت و فخر و زیور دنیا جویند ، و سعادتش نظر به اغراض آخرت طلبانست که دنبال ترک دنیا و لذات و شهوت آنند (چنانکه در روایت دوم این فصل آوردیم که یوم نحس مستمر ماه به زحل نحس شده بود . العلم عنداله)[۱۱]

در قرآن آیه ۴۱ سوره یس : «لا الشمس ینبغی لها ان تدرک القمر و لا اللیل سابق النهار و کل فی فلک یسبحون» (نه آفتاب را سزد که دریابد ماه را و نه شب پیش از روز است و هر یک از خورشید و ماه و شب و روز در فلکی شناورند)

۱۲-در کتاب احتجاج طبرسی است که زندیقی از امام صادق (ع) پرسید : آیا خدای توانا روز را قبل از شب آفریده ؟ امام (ع) فرمود : آری ، روز را قبل از شب ، آفتاب را قبل از ماهتاب ، زمین را قبل از آسمان آفریده است .

بیان : می دانم که شب و روز دو پدیده اند که به واسطه وجود زمین متحقق است ، زمانی که روز نبود شب هم معنی نداشت زیرا تاریکی شب سایه ی زمین است که در اثر تابش نور خورشید ایجاد می شود ، وقتی خورشید پدید آمد اول نورش به نیمی از کره زمین رسید و سپس سایه زمین باعث پدید آمدن شب شده است پس روز را خداوند قبل از شب خلق کرده است چنانکه در روایت دیگر از حضرت رضا (ع) آمده .

۱۳-در تفسیر مجمع البیان از عیاشی : فضل بن سهل (ذلالر یاستین) وزیر مأمون خلیفه ی عباسی از حضرت رضا(ع) پرسید :

روز زودتر آفریده شده است یا شب ؟ امام (ع) فرمود :

از روی قرآن جواب می خواهی یا از روی حساب ؟ فض بن سهل عرض کرد : هر دو . امام فرمود که به تحقیق
«نسته ای تو ای فضل که طالع دنیا سرطان بوده در وقتی که کواکب در موضع شرف در ارتفاع بوده اند پس زحل در میزان و مشتری[۱۲] د رسرطان و شمس و قمر در ثور و این دلالت
می کند بر آنکه شمس در وسط آسمان بوده پس روز پیش از شب مخلوق شده باشد و اما از قرآن مجید خداوند می فرماید :

«لا الشمس ینبغی لها ان تدرک القمر و لا اللیل سابق النهار و کل فی فلک یسبحون»

بیان : د رکتاب نجوم نوشته پاتریک مور صفحه ۷ درموضوع آسمان الماس نشان می نویسد : می دانیم کره ی زمین ظرف یکسال یک مرتبه بدور خورشید می چرخد ، مسیر یا مدار زمین را حول خورشید دایره ی شمسیه یا دایره البروج می نامند ، ولی چون به نظر ما زمین در گنبد آسمان بی حرکت است جلوه می نماید .

چنین به نظر می رسد که در ظرف یکسال خورشدی یک دور بدور زمین می چرخد بنابر این دایره البروج مدار ظاهری خورشید در آسمان نیز می باشد .

دایره البروج را در زمان قدیم به دوازده برج تقسیم کرده و خورشید هر ماه از سال را در یکی از بروج یا صور فلکی دوازده گانه بسر می برد . برجهای مزبور نزد همه کس معروف بوده  و عبارتند از :

حمل[۱۳] ، ثور[۱۴] ، جوزا[۱۵] ،


سرطان[۱۶] ، اسد[۱۷] ، سنبله[۱۸] ، میزان[۱۹] ، عقرب[۲۰] ، قوس[۲۱] ، جدی[۲۲] ، دلو[۲۳] ، حوت[۲۴] .

دایره البروج کره ی سماوی را در یک دایره ی بزرگ قطع می کند و این تقاطع مسیر سالانه و مدار ظاهری خورشید را د رمیان ستارگان و بدور آسمان مشخص می سازد ، چون سطح استوای زمین نسبت به مدار آن حول خورشید ۵/۲۳ درجه انحراف دارد . بنابر این دایره ی شمسیه نیز نسبت به معدل النهاری یا استوای سماوی دارای تمایلی به همین اندازه خواهد بود .[۲۵] و منجمین بر ۱۲ برج طبایع و خصوصیاتی قائلند.

آنها را به چهار طبع : آتشی و خاکی و بادی و آبی به ترتیب ۴ تا ۴ تقسیم کرده اند و هر کدام خانه کوکبی و عده ای از آنها شرف و هبوط و وبال و اوج کوکبی اند و هر کدام تثلیث و تسدیس یعنی به سه و ۶ تقسیم می شوند .


ردیف

برج

طبع

خانه

وبال

شرف

حروف و منازل قمر

۱

حمل صفر

آتشی

مریخ[۲۶]

زهره

شمس۱۹ درجه

ا-ب-ثلث : ج شرطین -بطین-ثریا

۲

ثور الف

خاکی

زهره

مریخ

قمر ۳ درجه

ثلثا : ج-د-ثلثا : هـ

ثریا  دئران  هقعه

۳

جوزا ب

بادی

عطارد

مشتری

رأس سه درجه

ثلث : هـ – و-ز

هقعه – هنعه – ذراع

۴

سرطان ج

آبی

قمر

زحل

مشتری ۱۵ درجه

ج-ط-ثلث ی

نثره -طرفه-جبهه

۵

اسد د

آتشی

شمس

زحل

-

ثلثا : ی-ک-ثلثا : ل

جبهه-زهره-صرفه

۶

سنبله ه

خاکی

عطارد

مشتری

عطارد ۱۵ درجه

ثلث ل-م-ن

صرفه-عوا- سماک

۷

میزان و

بادی

زهره

مریخ

زحل ۲۱ درجه

س-ع-ثلث ف

غفر-زبان-اکلیل

۸

عقرب ز

آبی

مریخ

زهره

-

ثلثا ف-ص-ثلثا ق

اکلیل قلب شوله

۹

قوس ح

آتشی

مشتری

عطارد

ذنب ۳ درجه

ثلث ق-ر-ش

شوله نعایم  بلد

۱۰

جدی ط

خاکی

زحل

قمر

مریخ ۲۸ درجه

ت – ث- ثلث خ

سعد ذربح-سعد بلع- سعد سعود

۱۱

دلو ی

بادی

زحل

شمس

-

ثلثا ح-ذ-ثلثا ض

سعد سعود-سعد اخبیه – مقدم

۱۲

حوت یا

آبی

مشتری

عطارد

زهره ۲۷ درجه

ثلث ص-ظ-غ

فرع مقدم-فرع مؤخر-شاد




[۱] -کتابی است به نام جاماسب نامه اثر جاماسب حکیم که به دلائلی ثابت شده که پیغمبر فجوس است . در آن کتاب به علم نجوم پیش آمدهای چند هزار سال بعد از خود را آورده که ازجمله خبر از ظهور پیغمبر اسلام و ظهور حضرت مهدی و تاریخ ملوک عجم را داده

[۲] -در صدر اسلام چون وسائل نجومی نبود فقط با چشم غیرمسلح ۵ ستاره ی عطارد و زهره و مریخ و مشتری و زحل را می توانستند رؤیت کنند و ۴ ستاره ی دیگر منظومه شمسی که عبارتند از فلکان و ا ورانوس و نپتون و پلوتون و همچنین استروئیدهای سرگردان و اقمار ستارگان را نمی دیدند .

[۳] -یکی از دلائل عدم حضور ابن عباس در کربلا به همراهی حسین بن علی (ع) را همان کوری و نابینائی او دانسته اند که به وسیله پیشگویی آن منجم یهودی به وقوع پیوسته بود .

[۴] -به فرض صحت روایت ممکن است امام (ع) این افسانه را از دیگران نقل کرده باشد به اقتضای مصلحتی و راوی آنرا واقع پنداشته ….

[۵] -چنانکه این حدیث رادر صفحه ۲ از ابن مسعود به روایت از رسول خدا (ص) به نقل از در منشور سیوطی که از علمای سنت است آوردیم .

[۶] -از این روایت به دست می آید که خبر دادن آن حضرت از وفات خود به تنهایی به وسیله علم نجوم نبوده بلکه به وسیله خبرهای رسول خدا و آبا ظاهرینش نیز می باشد (و اله یعلم).

[۷] -مطابق بعضی از روایات روز نحس مستمر که قوم عاد به وسیله باد صرصر از بین رفتند مطابق با روز چهارشنبه آخر ماه بوده است و این نحوست همین طور استمرار دارد .

[۸] -صحاق ماه روز آخر هر ماهی است سی ام یا بیست و نهم با اختلاف روز های ماه

[۹] -عقرب : برج هشتم شمسی برابر با برج آبان  ایرانی است و در هر ماه قمری که ماه معمولاً ۱۲ برج را طی می کند به ترتیب مقدار زمان آن در هر برجی دو روز و نیم است که جمعاً حدود ۳۰ روز می شود بدین ترتیب در برج حمل در روزهای ۱۶ و ۱۷ و نیم ۱۸ – در برج ثور نیم ۱۳ و ۱۴ و ۱۵ – در برج جوزا ۱۱ و ۱۲ و نیم ۱۳ – در برج سرطان نیم ۸ و ۹ و ۱۰ – در برج اسد ۶ و ۷ و نیم ۸ – در برج سنبله نیم ۳ و ۴ و ۵ – در برج میزان ۱ و ۲ و نیم ۳ و در برج عقرب نیم ۲۸ و ۲۹ و ۳۰ و برج قوس ۲۶ و ۲۷ و نیم ۲۸ – در جدی نیم ۲۳ و ۲۴ و ۲۵ – دلو ۲۱ و ۲۲ و نیم ۲۳ – حوت نیم ۱۸ و ۱۹ و ۲۰ واله العالم .

[۱۰] -چنانکه در صفحه ۲۳ آوردیم نجم ثاقب که همان زحل است مطابقت با طارق دارد که در قرآن آمده پس طارق ستاره زحل است .

[۱۱] -زحل (کیوان) به فاصله ی ۱۴۲۸ میلیون کیلومتر از خورشید با رسعت ۵/۹ کیلومتر در ثانیه به دور خورشید که در مرکز منظومه ی شمسی است می گردد . با قطر ۱۲۰۰۰۰ کیلومتر و مدت گردش بدور خورشید ۱۰ ساعت و ۵۰ دقیقه است و حدود ۱۰ عدد قمر دارد و مدت گردش آن بدور خورشید ۵/۲۹ سال است و کشف حلقه ی زحل که جو و آسمان کره ی زحل است برای اولین بار به وسیله ی کریستین هویگنز منجم مشهور آلمانی است . منجمین گویند : نوزاد فرزندی که در ساعت زحل متولد شد با دولت باشد و عمرش دراز و ابتدای روز شنبه و ابتدای شب چهارشنبه متعلق به زحل است و نیم چاشت روز دوشنبه و وقت خفتن شب جمعه و نزدیک زوال روز چهارشنبه و نیمه شب یکشنبه و ظهر روز جمعه و بعد از نیمه شب سه شنبه و بعدازظهر روز یکشنبه و بانگ خروس شب پنجشنبه و نماز عصر سه شنبه و صبح کاذب شنبه و آخر روز پنجشنبه و صبح صادق دوشنبه ساعت طلوع زحل یاتعلق آن ساعات به زحل می باشد یا به قول دیگر اگر شب و روز را هر یک ۱۲ ساعت در نظر بگیریم ساعات زحل در شب و روز در ایام و سیالی هفته چنین است :

روز یکشنبه و شب پنجشنبه : در ساعات ۵ و ۱۲ از روز و شب گذشته

روز دوشنبه و شب شنبه : در ساعات ۲ و ۹ از روزو شب گذشته

روز سه شنبه و شب شنبه : در ساعت ۶ از روز و شب گذشته

روز چهارشنبه و شب دوشنبه : در ساعات ۳ و ۱۰ از روز و شب گذشته

روز پنجشنبه و شب دوشنبه : در ساعات ۷ از روز و شب گذشته

روز جمعه و شب سه شنبه : در ساعات ۴ و ۱۱ از روز و شب گذشته

روز شنبه و شب چهارشنبه : در ساعات ۱ و ۸ از روز و شب گذشته

[۱۲] -مشتری (هرمزد) «برجیس» قطر استوائی آن ۱۴۲۰۰۰ کیلومتر و با فاصله ۷۷۸ میلیون کیلومتر از خورشید دارای سرعت ۳۱ کیلومتر در ثانیه به دور خورشید در مدت ۱۱ سال و ۳۱۵ روز آن را دور می زند و به مدت ۹ ساعت و ۵۵ دقیقه و ۴۱ ثانیه به دور خود می گردد ، او دارای ۱۲ قمر است . منجمین او را فلک ششم خوانند و او را سعد اکبر دانند و فرزندی که در این ساعت متولد شود صالح و پاکیزه روزگار باشد و ساعتش در هفته چنین باشد :

روز پنجشنبه و شب دوشنبه ساعات ۱ و ۸ آنها

روز جمعه و شب سه شنبه ساعات ۵ و ۱۲ آنها

روز شنبه و شب چهارشنبه ساعات ۲ و ۹ آنها

روز یکشنبه و شب پنجشنبه ساعات ۶ آنها

روز دوشنبه و شب ج معه ساعات ۳ و ۱۰ آنها

روز سه شنبه و شب شنبه ساعات ۷ آنها

روز چهارشنبه و شب یکشنبه ساعات ۴ و ۱۱ آنها

[۱۳] -حمل (بره) Aries (آریس) از صور فلکی ستارگان پائیزی و ستاره ی آلفای آن ۷۶ سال نوری و بتا (شرطین) آن ۵۲ سال نوری از ما فاصله دارند .

[۱۴] -ثور (گاو) Taurus (تاوروس) از صور فلکی ستارگان زمستان و ستاره ی زتای آن۹۴۰ سال نوری و ۱ تای آن ۵۴۱ سال نوری و ستاره ی الدبران (عین الثور) آن ۶۸ سال نوری از ما فاصله دارند و الدبران ۹۰ برابر خورشید است .

[۱۵] -جوزا (دوپیکر) Gemini (جمینی) از صور فلکی ستارگان زمستان و ستاره ی اپسیلون آن ۱۰۸۰ سال نوری و اومیکرن آن ۱۶۰ سال نوری از ما فاصله دارند و ستاره ی رأس النوم شرقی آن ۳۵ سال نوری از ما فاصله دارد و ۲۵۰ برابر خورشید است . ولی درست آنست که جوزا ستاره ی توأمان است به نام Tuern belt برای قسمتی از صورت فلکی .

[۱۶] -سرطان (خرچنگ) Cancer (کانسر) از صور فلکی بهاری ودرخشانترین ستارگان این صورت فلکی بتا و یوتا است .

[۱۷] -اسد (شیر) Leo (لئو) و آنرا اسد اکبر یا شیر بزرگ می گویند از صور فلکی ستارگان بهاری است و ستاره ی اپلیسون اسد جنوبی آن ۳۴۰ سال نوری و گامای آن ۱۹۰ سال نوری از ما فاصله دارند و ستاره ی قلب الاسد ۱۴۰ برابر خورشید بوده و ۸۴ سال نوری از ما فاصله دارد .

[۱۸] -سنبله یا عذراء (خوشه گندم یا دختر باکره) Virgo (ویرگو) از صور فلکی بهاری بوده و آلفا (سماک اعزل) آن ۲۴۰۰ برابر خورشید بوده و ۲۲۰ سال نوری از ما فاصله دارد و اپسیلون آن ۹۰ سال نوری از ما فاصله دارد .

[۱۹] -میزان (ترازو) Libra (لیبرا) از صور فلکی ستارگان تابستان است و ستاره ی بتای ثعبان الشمالی (اژدها) آن ۱۴۰ سال نوری و آلفای ثعبان الجنوبی ۶۶ سال نوری از ما فاصله دارند

[۲۰] -عقرب (کژدم) Scorpio (اسکورپیو) از صور فلکی ستارگان تابستان و ماه ژوئیه است و ستاره تو آن ۷۵۰ سال نوری و تتا ، سارگاس آن ۶۵۰ سال نوری و دلتای آن ۵۹۰ سال نوری و بوتای آن ۳۴۰۰ سال نوری و ستاره ی قلب العقرب ۵۲۰ سال نوری از ما فاصله دارند و قلب العقرب ۵۰۰۰ برابرخورشید و ستارهی آنتارس قطر آن ۴۸۰ برابر قطر خورشید و ۳۰ برابر وزن خورشید همگی دربرج عقرب هستند .

[۲۱] -قوس (رامی) یا کمان (تیرانداز) Sasittarius (ساگیتاریوس) از صور فلکی ستارگان تابستان بوده و ستاره ی سیگمای آن۳۰۰ سال نوری ولی البلده آن ۲۵۰ سال نوری از ما فاصله دارند و در این صورت فلکی خوشه ستاره ای قرار دارد که شامل صد هزار ستاره درخشان است که همه از خورشید پرنورتر هستند فاصله این خوشه ۲۲ هزار سال نوری است .

[۲۲]- جدی (بزغاله) Capricornus (کاپریکورنوس) از صور فلکی ستارگان پائیزی بوده و آلفا ذنب الجدی از ما ۵۰ سال نوری فاصله دارد

[۲۳] -دلو (ظرف آبکش – آبریز) Aquarius (آکواریوس) از صور فلکی ستارگان پائیزی بوده و بتا ، سعد ۷۸۰ سال نوری از ما فاصله دارد

[۲۴] -حوت (ماهی) Pisces (پیسکس) از صور فلکی ستارگان پائیزی بوده و حوت جنوبی آلفا (خم الحوت) آن ۶/۲۲ سال نوری از ما فاصله دارد و ۲۳ برابر خورشید است .

[۲۵] -خداوند در قرآن مجیداختلاف شب و روز را از آیات خود شمرده و این اختلاف در اثر همین ۵/۲۳ درجه انحراف سطح استوای زمین نسبت به مدار آن حول خورشید است (الا فی خلق السموات و الارض و اختلاف الیل و النهار لایات)

[۲۶] -مریخ (بهرام) با قطر استوانی ۶۹۰۰ کیلومتر با سرعت ۲۴ کیلومتر در ثانیه بدور خورشید در مدت ۶۸۷ روز و بدور محور خود به مدت ۲۴ ساعت و ۳۱ دقیقه و ۲۲ ثانیه است ولی فاصله اش تا خورشید ۸/۲۲۷ میلیون کیلومتر است دارای دو قمر به نام های فوبوس و دیموس در سال ۱۸۷۷ میلادی کشف شدند و اهل نجوم آنرا فلک پنجم نامند و نوزاد در این ساعت را در خونریزی انیس دانند .ساعات مریخ در عرض شب و روز هفته چنین است :

روز یکشنبه و شب پنجشنبه ساعت ۷ آنها

روز پنجشنبه و شب دوشنبه ساعات ۲ و ۹ آنها

روز دوشنبه و شب جمعه ساعات ۴ و ۱۱ آنها

روز جمعه و شب سه شنبه ساعات ۶ آنها

روز سه شنبه و شب شنبه ساعات ۱ و ۸ آنها

روز چهارشنبه و شب یکشنبه ساعات ۵ و ۱۲ آنها

روز شنبه و شب چهارشنبه ساعت ۳ و ۱۰