نسخه قابل چاپ
در اختصاص است :
چون زهره و مریخ در یک برج باشند پادشاه روم بمیرد یا در روم مصیبت و بلایی بزرگ رخ دهد .
و چون (زهره) با زحل مقارن شود عموم مردم در سختی و تنگی افتند ،
چون زهره مقارن مشتری گردد مردم را زندگانی خوش شود .
چون زهره قرین عطارد شود ، خونریزی و فتح بزرگی باشد ،
چون بهرام (مریخ) و زحل در یک برج شوند ، پادشاهی تازه در سرزمین آن برج پدید آید ،
چون بهرام و مشتری قران کنند پادشاهی عظیم الشأن بمیرد ،
چون زحل و عطارد قران کنند ، در تجار و ادبا ترس و اندوه رخ دهد .
چون زحل و مشتری در یک برج شوند دنیا و احوال مردم دگرگون گردند و شورشیان از هر سو برپاخیزند به ویژه از گیلان و دیلم و دکراد و مردم را سخت بکشندو ترس و اندوه بیش گردد و اوباش شوکت یابند و طبع همه مردم برگردد و شرم و آدمیت برود و فساد به ویژه در زنان فزون شود و زنازاده ها زاده شوند و خونها ریخته شود و گرسنگی باشد .
چون مشتری و عطارد با هم شوند : طاعون رخ دهد و میان مردم دشمنی و کینه باشد
چون ماه بر زحل برآید : یک پادشاهی برود
چون بهرام و عطارد در عقرب گرد آیند دلیل کشته شدن پادشاه بابل باشد (عراق)
چون مشتری و زهره در عقرب با هم شوند نشانه هراس و بیماری در سرزمین بابل است
چون خورشید و زحل در دم عقرب با هم شوند ، نشانه اختلاف رومیان و قتل پادشاه آنها است .
چون مریخ و عطارد در دم عقرب با هم شوند : ویرانی خاندان پادشاه بابل است
چون خورشید و ماه در دم عقرب شوند و بهرام در سرطان ، اگر توانی راهی زیرزمین بدست آری و در آن درائی ، بکن .
چون زهره و مشتری با هم شوند : زنان از دشمنی شوهران خود بترسند
چون کیوان (زحل) به طرفه یا دبران فرود آید : طاعون در عراق رخ دهدو بیش مردم بمیرند .
و چون (کیوان) در آخر طرفه فرود آید : در زمین عراق جنگ و آشوب شود
و چون (کیوان) : به نثره فرود آید : عمال عراق عوض شوند و بلا و سختی ببینند .
چون کیوان به غفر فرود آید : در عراق جنگ و آشوب باشد
وچون کیوان و مشتری در اکلیل و قلب و شوله فرود آیند : در مشرق و مغرب طاعون سختی رخ دهد و مردم بسیاری بمیرند ، و در سراسر زمین فساد و بلادها باشد و همه بلاها بر مردم ریزند ، و پادشاهان و علماء کشته شوند و اوباش بلند شوند .
و بدانکه با خورشید ستاره های دنباله دارند خرد و درشت و چون یکی از آنها در یک برج عیان گردد در سرزمین وابسته بدان برج شر و بلا و آشوب باشد و پادشاهان خلع شوند ، چون ستاره ای بینی سرخ و ناشناس بر خلاف ستاره ها ، عمودی جابجا می شود در آسمان نشانه ی جنگ و بلا باشد و کشتن بزرگان و شر و اندوه و آشوب فراوان در مردم (۱۶۰-۱۶۲ اختصاص)
گویم : در اصل کتاب چنین است و از خط ابن الحسن بن شادان رحمته اله نسخه برداری شده .
بیان : چون شیخ مفید -ره- در اختصاص این احکام را ذکر کرده من آنها را آوردم و او به روایتی استناد نکرده و بعید است که از منجمان گرفته باشد .
.غزالی در احیاء گفته : آنچه از نجوم نهی شده دو چیز است :
۱-تصدیق به اینکه اختران به طور استقلال کارگرند و مؤثر در حوادث (که کفر است)
۲-تصدیق منجمین در احکامشان ، زیرا ندانسته می گویند و این علم معجزه پاره ای از پیغمبران بوده سپس از میان رفته و از آن بجا مانده جز فهرستی که درست و نادرستش متمایز نیست
و امااعتقاد به اینکه اختران سبب آثاری هستند که خدا آفریده ضرری بدین ندارد بلکه حق است .
علاء الدوله صوفی گوید : چون خواهی بدانی باران برای اتصالات کواکب بالا پدید می شود که منجمان آنها را فتح الباب خوانند این آیه را بخوان :
«ففتحنا البواب السماء بماء منهم» (القمر / )
و گشودیم آسمانرا به آبی سیل آسا
و چون خواهی بدانی علم نجوم علم پیغمبران است این آیه را بخوان :
«فنظر نظره فی النجوم فقال انی سقیم» (الصافات/۸۸-۸۹)
« پس نگاه کرد در اختران و گفت راستی من بیمارم »
و مقصود پیغمبر صلی اله علیه و آله و سلم از اینکه فرمود : «هر که نجوم را باور دارد کافر است» این است که کسی آنها را خود به خود در تخسیر جهان مؤثر و مستقل داند و مسخرشان به فرمان خدای تعالی نداند ، بدان خدائی که آنها آفریده و مسخر ساخته، کافر است زیرا اوست که آنها را مدبر نموده ….
