موضوع: طب سوزنی

نسخه قابل چاپ نسخه قابل چاپ

تاریخچه مختصر طب سوزنی در چین

الف) مبدأ طب سوزنی

طب سوزنی مهمترین دستاورد ملت چین است که در زمانهای بسیار دور و در جامعة اولیه چینی ابداع شده است. آثار باقیمانده از انسانهای اولیه در چین، به یک میلیون و هفتصد هزار سال پیش برمی‎گردد و جامعه چینی حدود صد هزار سال پیش تشکیل شده که تا هزار سال پیش ادامه داشته است. در ادبیات کهن چین، روایات متعددی در مورد مبدأ طب سوزنی و تجهیزات آن زمان طب سوزنی که از سنگ ساخته می‎شده است، وجود دارد.

جامعه اولیه چینی به دو دوران، عصر حجر قدیم (از ابتدا تا ده هزار سال پیش) و عصر حجر جدید (از ده هزار سال پیش تا چهار هزار سال پیش) تقسیم می‎شود. اجداد چینی‎ها در عصر حجر قدیم، روش کار با تیغ‎ها و سوزنهای سنگی برای شکافتن آبسه‎ها و درناژ چرک و خون را می‎دانستند. تدریجاً ، با کسب تجارب، اندیکاسیون‎های درمان با سوزنهای سنگی افزایش یافت و مجربین قادر به استفاده‎های تخصصی‎تر از سوزنهای سنگی شدند (در عصر حجر جدید). سوزن سنگی بدست آمده از آن زمان حدود cun5/4 طول دارد. یک سر آن به شکل بیضی با یک لبه نیم دایره برای برش دمل‎ها و آبسه‌ها بود. سوزنهایی از اواخر عصر حجر جدید کشف شده است که طول آنها به ترتیب ۳/۸ و ۱/۹ سانتی متر بوده که سرهای سه لبه و مخروطی داشته و برای حجامت و تنظیم جریان qi مورد استفاده قرار می‎گرفته‎اند. بدین ترتیب ملاحظه می‎شود که مبدأ طب سوزنی در چین به اوایل جامعه اولیة چین بازمی‎گردد.


ب- تشکیلات آکادمیک طب سوزنی

از قرن بیست و یکم پیش  از میلاد تا سال ۴۷۶ قبل از میلاد، طب سوزنی وارد مرحله پیشرفته‎تری شد و با کشف برنز، سوزنهای برنزی نیز به بازار طب سوزنی آمد. ولی سوزنهای سنگی همچنان بعنوان ابزار اصلی در درمان بیمارها به کار می‎رفتند. در این دوره، افکار فیلسوفانه در مورد یین – یان و پنج عنصر، شکل گرفته و پزشکان مفاهیم اولیة نبض، خون، مایعات بدن، qi (خوانده می شود «شی») ، اکسیر پنج صدا، پنج رنگ، پنج طعم، شش qi، هشت نَفَس ، و ایدئولوژی تطابق بدن انسان با طبیعت اطراف را می‎آموختند. بدین ترتیب نظریه مقدماتی طب سنتی چین متولد شد.

از سال ۴۷۵ قبل از میلاد تا ۲۴ بعد از میلاد که همزمان با تقویت و تشکل جامعه فئودالی در چین بود، آهن کشف شد و سوزنهای آهنی جای سوزنهای آهنی جای سوزنهای سنگی را گرفت. این انقلاب، زمینه تحقیق در طب سوزنی را وسیع کرده و باعث تسریع در تکامل آن شد. در این دوران از نه گونه سوزن فلزی استفاده می‎شد، که اشکال و کاربرد متفاوتی داشتند. این سوزنها که با عنوان سوزنهای نه گانه نامیده می‎شدند، برای سوراخ کردن، برش دادن و ماساژ مورد استفاده قرار می‎گرفتند. پزشکان این دوره، بیماریها را با تکنیک‎های متعدد و مختلف درمان می‎کردند. برای مثال پزشک مشهوری بنام Qin Yuere که حدود قرون پنج و چهار قبل از میلاد می‎زیست، در رشته‎های بالینی مختلف، دانش کامل و فراوانی داشت و بیماران خود را با روشهای سوزن زدن، گرما درمانی، طب گیاهی، ماساژ و کمپرس حرارتی، تحت درمان قرار می‎داد و شاهزاده بسیار بدحالی را بدین طریق از مرگ حتمی نجات داد و به همین سبب نامش در تاریخ جاوید ماند.

تدریجاً بین سالهای ۴۷۵ و ۲۲۱ قبل ازمیلاد، پزشکان، تخلیص اطلاعات پزشکی  دارویی، و ثبت تجارب  و ابداعات خود را در زمینه طب سوزنی آغاز کردند. در حفاریات انجام شده دو طومار ابریشمی بدست آمده، که حاوی مطالبی در مورد مردین‎ها و کولترالها در قرن سوم پیش از میلاد بوده است. اکثر کتابهای معتبر در مورد طب سوزنی، در این دوران به رشتة نگارش درآمده‎اند.

از سال ۲۵ تا سال ۲۶۵ بعد از میلاد، تعمیم و تخلیص‎های دیگری به طب سوزنی اضافه شد و خیلی از پزشکان مشهور توجه مفرطی به بررسی و تحقیق در طب سوزنی نشان دادند. برای مثال Hua Tuo که پیشگام کاربرد بی حسی گیاهی، برای اعمال جراحی بود، فقط از یک تا دو نقطه برای درمانهای طب سوزنی استفاده می‎کرد و توجه خود را بیشتر به افزایش و انتشار اثر حسی درمانی سوزن معطوف داشت.

بین سالهای ۲۶۵ تا ۵۸۱ بعد از میلاد، طب سوزنی مورد تأیید بسیاری از پزشکان قرار گرفت و خبرگان زیادی در این علم پدیدار گشتند، که جداول و نمودارهایی نیز برای نقاط و مریدینها تشکیل دادند.

در سالهای ۵۸۱ تا ۹۰۷، چین تحت سلطة جامعه فئودالی قرار داشت و در اقتصاد و تمدن پیشرفت چشمگیری کرد. طب سوزنی نیز از این پیشرفت مستثنی نبود و دچار تحولات شگرفی شد و پزشکان مشهوری مثل Sun Simiao و Zhen Quan، هر دو نظرات و اطلاعات قابل ملاحظه‎ای در زمینه طب سنتی چین داشتند و بررسیهای عمیقی در طب سوزنی انجام دادند و با همت این افراد و اشخاص نظیر آنها، کتابی گردآوری شد که با تکیه بر کتابهای معتبر قبلی در زمینه طب سوزنی و تحقیقات و بررسیهای جدیدتر، حاوی مطالب بسیاری در مورد طب سوزنی بود. همچنین کتاب دیگری تهیه شد که تمام مریدینها (دوازده مریدین منظم و هشت مریدین اضافی) و ۶۵۰ نقطه، با رنگهای مختلف را از سه جهت در نمودارهای متفاوت نشان میداد. این نمودارها، اولیه تصاویر رنگی از مریدینها و نقاط تا آن زمان بود. این کتاب در حال حاضر در دسترس نبوده و از بین رفته است. در این دوره کتابهای تخصصی‎تری در زمینه تک درمانی‎های طب سوزنی (مثل درمان سل) پدید آمد. قرن هفتم بعد از میلاد، طب سوزنی بعنوان یک شاخه تخصصی در پزشکی مطرح شد. همینطور برای آموزش پزشکی، ۵ کرسی پیش‎بینی شد که ۴ تای آن مختص به تخصصهای پزشکی و یک کرسی آن فارماکولوژی بود، و کرسی طب سوزنی نیز یکی از تخصصهای مطرح شده بود.

در بین سالهای ۹۰۷ تا ۱۳۶۸ بعد از میلاد، کاربرد وسیع تکنیک چاپ، باعث رشد جمع‎آوری ادبیات و تاریخ پزشکی، و تسریع، انتشار و تکامل طب و فارماکولوژی چینی شد. این قبیل اقدامات و پیشرفتها، وحدت دانش نظریه نقاط سوزن خور، و مریدینها را تقویت کرد. در این دوره از تاریخ، طب سوزنی شاهد وجود تعداد زیادی از پزشکان دانا و مجرب بود که برخی از آنها بیشتر بر نظریه و تکنیک یک جنبه خاص از آن تأکید داشتند و بدین ترتیب، شاخه‎های مختلف طب سوزنی پدید آمد. همچنین در این دوره، انتخاب نقاط سوزن خور در زمینة آناتومی بدن مورد تأیید قرار گرفت.

بین سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۶۴۴ میلادی، طب سوزنی به نقطه اوج خود رسید و بسیاری از مشکلات بطور عمیقی‎تر و جدی‎تر مورد بررسی قرار گرفت. پزشکان مشهوری در این دوران وجود داشتند که سه تن از آنها در سرتاسر چین کاملاً شناخته شده بودند. این پزشکان عبارت بودند از Ling Yun, Chen Hui و Jizhou Yang. از مهمترین پیشرفتهایی که در این دوران پدید آمد می‎توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱- بازنگری و جمع‎آوری وسیع اطلاعات طب سوزنی، از تکوین تا زمان معاصر خود.

۲- انجام تحقیقات وسیع در زمینه روشهای سوزن زدن و چرخانش (manipulation) آن و ایجاد آکادمی مباحثه و تبادل نظر درباره روشهای مختلف سوزن زدن و چرخانش آن.

۳- دسته بندی گزارشات پیشین در مورد نقاط سوزن‎خور و خارج از مریدینهای چهارده‎گانه و خلق گروه جدیدی از نقاط بنام نقاط اضافی.

پس از این دوره و در بین سالهای ۱۶۴۴ تا ۱۸۴۰، توجه پزشکان معطوف به طب گیاهی شد و طب سوزنی تدریجاً کم رنگ گشت. با این حال تا آغاز قرن نوزدهم، همچنان تلاشهایی در جهت پایدار نگه‎داشتن طب سوزنی وجود داشت و در کتابهایی که در این دوره تألیف می‎شد، قیاسهایی بین طب سوزنی و طب گیاهی، و تأکید بر اهمیت طب سوزنی به چشم می‎خورد. در کنار این کتابها، نشریه‎هایی نیز از طب سوزنی حمایت می‎کردند، ولی هیچیک از آنها مؤثر واقع نشد و بالاخره در سال ۱۸۲۲، مقامات آن زمان (سلسلة Qing)، امر بر حذف دائمی کرسی طب سوزنی از دانشگاه پزشکی امپراطور دادند. علت این اقدام، عدم کارآیی مؤثر طب سوزنی در درمان امپراطور وقت بود.


ج- تولد دوباره طب سوزنی

پس از جنگ تریاک در سال ۱۸۴۰، چین، بصورت نیمه فئودالی و نیمه مستعمراتی اداره شد و انقلاب سال ۱۹۱۱، قوانین سلسله Qing را ملغی کرد. با این حال، توده‎های کثیری از ملت چین، همچنان تا ظهور چین جدید، از مداوای خود با روشهای طب سوزنی واهمه داشتند و طب سوزنی مورد بی اعتنایی قرار می‎گرفت. با وجود اینکه ورود طب غرب به چین، بعنوان یک تحول جدید، مورد تقدیر بود، ولی برای مسعمره‎نشین‎ها دستاویزی جهت غارت و تجاوز قرار گرفت. آنها ادعا می‎کردند که طب غرب، طلایه‎دار مسیحیت است و مسیحیت، پیشگام تجارت  فروش کالاهاست، و با این نیت طب سنتی چین را متهم کرده و حقیر شمردند و حتی طب سوزنی را به بهانة شکنجه‎آمیز و دردناک بودن، مورد استهزاء و رسوایی قرار دادند. از سال ۱۹۱۴، حکومت مرتجع چین، دائماً سعی در محدود کردن طب سوزنی و تصویب یک سری قوانین دست و پاگیر برای جلوگیری از پیشرفت طب سوزنی داشت که همین اقدامات منجر به افول چشمگیر طب سنتی چین و از جمله طب سوزنی شد.

به علت نیاز درمانی فراوان مردم چین، طب سوزنی این موقعیت را داشت که در بین مردم عامی، گسترش یابد. بسیاری از متخصصان طب سوزنی، تلاش بی‎وقفه‎ای را جهت حمایت و گسترش این میراث عظیم طبی آغاز کرد و در این زمینه دست به تأسیس مؤسسات طب سوزنی، نشر کتب و مجلاتی درباره طب سوزنی زده و آموزش آن را رواج دادند. علاوه بر این، تلاشهایی در جهت توجیه و توصیف نظریه طب سوزنی با علو م و تکنولوژی جدید صورت گرفت و بدین ترتیب طب سوزنی زندگی دوباره‎ای را آغاز کرد. با این حرکت جدید، بسیاری از پزشکان تحصیل کرده فرنگ، مشتاق به یادگیری و تحقیق در زمینه طب سوزنی شدند  در آوریل ۱۹۴۵، یک درمانگاه طب سوزنی در بیمارستان بین‎المللی صلح بنام دکتر Norman Bethune آغاز به کار کرد و این اولین بار بود که طب سوزنی وارد بیمارستان می‎شد  در سال ۱۹۴۷، نیز کتابی با نام طب سوزنی کاربردی انتشار یافت. همینطور در سال ۱۹۴۸ تحت نظارت مدرسه بهداشت، رشته آموزش طب سوزنی در شمال چین فعالیتهای خود را در جهت آموزش طب سوزنی آغاز کرد. تمام این تلاشها به سرعت در اکثر نقاط چین گسترش یافته و حتی باعث جذب پزشکان تحصیل کرده فرنگ به طب سوزنی می‎شد.


د- تجدید حیات طب سوزنی در چین جدید

از زمان پایه‎گذاری جمهوری خلق چین، حزب کمونیست چین، توجه زیادی به بازیافت و تکامل میراث طبی و دارویی، در طب سنتی چین مبذول داشته است. در سال ۱۹۵۰، رهبر جمهوری خلق چی، Mao Zendong، سیاست مهمی را برای وحدت مدارس طب سنتی و طب غربی در پیش گرفت و کتابهای جدیدی با نامهای طب سوزنی جدید و طب سوزنی نوشکفته انتشار یافت که پیشگفتار آنها حاوی مطالبی در جهت تقدیر از طب سنتی چین و فواید آن در بیماریها و زمینه‎های مختلف بوده و همینطور وحدت مدارس طب سنتی و طب غرب را متذکر شده بود. با حمایت و توجه رهبران حزب و حکومت،  اقداماتی در زمینه فراگیر ساختن طب سنتی چین صورت گرفت. به نحوی که حتی برای طب سوزنی، بخش‎های جداگانه‎ای در هر بیمارستان در نظر گرفته می‎شد و بسیاری از مؤسسات و دانشکده‎های طب غرب، طب سوزنی را جزو رشته‎های تدریسی خود قرار داده بودند.

در اوایل دهه ۱۹۵۰، بیشتر بر روی هماهنگ‎سازی نظریة طب سوزنی، اندیکاسیونهای بالینی آن و همینطور تلفیق طب سوزنی با روشهای جدید، کار می‎شد و از اواخر دهه ۵۰ تا پایان دهه ۶۰ فعالیتهای زیر در زمینه طب سوزنی انجام شد:

بررسی عمیق در ادبیات گذشته، خلاصه بندی وسیع در زمینه اثر بالینی طب سوزنی بر بیماریهای مختلف، توسعه کاربرد بالینی طب سوزنی و سهم بیهوشی و بی حسی و تحقیق وسیع در زمینه اثر طب سوزنی بر عملکرد هر یک از سیستم‎ها  ارگانهای بدن

از دهه ۷۰ تا به امروز، بررسی در زمینه‎های زیر همچنان ادامه دارد:

مکانیسم طب سوزنی در بیهوشی و بی‎حسی از نقطه نظر جراحی، نوروآناتومی، فیزیولوژی، بیوشمی، سایکولوژی و الکترونیک پزشکی؛ طبیعت مریدینی از زاویه انتقال اثر سوزن و زوایای دیگر، ارتباط بین نقاط سوزن‎خور و حس ناشی از سوزن خوردن و ارتباط بین نقاط سوزن‎خور و ارگانهای زاگ فو.


هـ – طب سوزنی و سازمان جهانی بهداشت

در قرن ششم طب سوزنی  به کره و ژاپن معرفی شد و در قرن هفتم، تعداد کثیری از پزشکان ژاپنی از طرف حکومت وقت برای تحصیل طب سنتی چین به این کشور فرستاده شدند. تدریجاً با تبادل تمدن‎ها بین چین و کشورهای جنوب شرق آسیا و شبه جزیره هند، طب سوزنی به این نقاط هم اشاعه پیدا کرد و در قرن شانزدهم به اروپا معرفی شد و اولین کشور اروپایی در این زمینه فرانسه بود که سهم به سزایی در گسترش طب سوزنی به سایر کشورهای اروپایی داشت. پس از برپایی جمهوری خلق چین، گسترش طب سوزنی به جهان سرعت بیشتری گرفت و در دهه ۱۹۵۰، چین به تربیت متخصصانی از کشورهای اروپای شرقی همت گماشت. از سال ۱۹۷۵ به درخواست سازمان جهانی بهداشت، چین به تعلیم طب سوزنی به پزشکان خارجی داوطلب از کشورهای مختلف پرداخته است و تا بحال بیش از ۱۰۰ کشور صاحب متخصصین طب سوزنی شده است که در برخی از این کشورها تعلیم و تحقیق در زمینه طب سوزنی انجام شده و نتایج خوبی نیز در برداشته است.